در تحلیل تحولات کشور بسیاری موارد پیش می اید که رعایت انصاف نمی شود به باور من در هر نقدی از وضعیت کشور باید به نکات ذیل توجه شود :

1-  اگر کسی از شما در باره نوشته های شما فکت و دلیل  مبتنی بر قواعد منطقی استدلال در خواست کرد ، این به معنای رد نظر شما یا تائید نظر شما نیست.  این صرفا توجه دادن به این واقعیت ممکن است باشد که  جامعه نخبه ما باید مثل عوام کوچه و خیابان ننویسد یعنی پوپولیستی برخورد نکند بلکه تمام سخنانش منطقی، مستدل و متکی بر فکت یا فیگور و یا اسناد غیر قابل تردید باشد. در این صورت است که جامعه ما پیشرفت می کند

2- درخواست داشتن  از نویسنده محترم در مورد انکه نوشته شما باید حتما روشمند باشد و منصفانه نقد کند به معنای حمایت از گند کاری ها ، زد و بند ها و فساد کوچک و بزرگ در جامعه نیست .همچنانکه به معنای نادیده گرفتن انواع و اقسام مشکلات موجود هم نیست.

3- در هر نقدی باید  از عوام زدگی ها و صرفا بر اساس اطلاعات غلط قضاوت کردن ها و اتکاء داشتن به شایعات به شدت پرهیز کرد.

4- درتحلیل موضوع ها  و داوری در باره تحولات سیاسی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی هیچ چیز مطلقی وجود ندارد. امور بصورت نسبی خوب یا بد هستند و به این بستگی دارد با چه معیاری مقایسه  شوند ان هم در کدام زمان و کدام مکان .

 مفاهیمی مانند استقلال ، خودکفایی ، وابستگی ، عدم وابستگی هم و همه مفاهیمی عمیق و قابل تفسیر در زمان ها و مکان های مختلف هستند . مثلا کشوری ممکن است از لحاظ اقتصادی همه ی  اقلام مورد نیاز کشاورزی  خود  را مانند گندم ، جو ، برنج و غیره را وارد کند،  اما در ازای آن صادر کننده خدمات مهندسی نرم افزاری و سخت افزاری و غیره باشد . از لحاظ اقتصادی این کشور فرضی را  نه میتوان گفت مستقل است و نه میتوان گفت وابسته است. نه می شود گفت وضع اقتصادیش خوب است و نه می شود گفت وضع اقتصادش بد است.  اینها همگی در کنار دهها مولفه دیگر مشخص کننده  ان ست که کشور مورد نظر ما از لحاظ اقتصادی پیشرفته هست یا نه

 5- در نقد سیاسی « درک مفاهیم اساسی »  نقش بسیار مهم و کلیدی دارد.  باید مفاهیم به درستی درک شود و به دقت بیشتری  بررسی شود . باید مطمئن شویم مخاطب ما هم همان درکی را از موضوع یا مفهوم  دارند که خود ما ازآن مفهوم برداشت می کنیم .مانند مفهوم  استقلال سیاسی معیارهای جداگانه ای از استقلال اقتصادی دارد همچنانکه استقلال فرهنگی  هم پارامتر های خاص خود را دارد . نباید یان مفاهیم را با برداشت یکسویه و شخصی تحلیل کرد بنابراین باید ابتدا مفاهیم را حتی الامکان برای مخاطب تعریف جامع و مانع کنیم .

6-  شرایط استدلال صحیح در تحلیل و قضاوت منصفانه باید:

الف:  امور را بصورت جریانی و  روندی دید و نه مقطعی

ب: در ارائه استدلال منطقی خود از یک پدیده  همانگونه که از کل به جزء میرسیم ، از امور جزئی هم به امور کلی برسیم . ازهمه مهم تر نباید استدلال تمثیلی  را در مورد  یک موضوع به همه موضوعات و پدیده های ظاهرا شبیه به هم تعمیم داد .

 پ: مسائل  را باید از ابعاد مختلف بررسی کرد تکسویه دیدن و تنها از یک منظر قضاوت کردن ما را به خطا می اندازد .

7- انتظار این است که به عنوان یک تحلیلگر در قضاوت های خود دقیق باشیم و بر اساس اطلاعات مستند قضاوت کنید . دقیق بودن در اینجا به معنای تفکیک جزئیات یک پدیده از هم و مستند بودن هم به معنای اتکاء داشتن به اخبار صحیح و اطلاعات درست است.

با توجه به همه موارد فوق بنده باز هم تاکید می کنم   وجود مشکلات ساختاری در کشور ما و نداشتن توسعه سیاسی درنهاد های غیر دولتی و دهها مشکل دیگر در اقتصاد مانند بیکاری ، تورم ناکارامدی تولید و پائین بودن بهره وری ، فساد و رشوه خواری همه و همه درد های اساسی هستند و کسی  منکر ان نیست اما ما دهها مزیت دیگر در کشورمان داریم.  درد ما این است که مردم ما اکثرا به "نداشته های ما " بسیار اشنا ترهستند. بهتر است ما درمورد  داشته هایمان نیز بیندیشیم  و به انها اهمیت بدهیم .  

کد خبر 326145

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • گلابی! IR ۱۶:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۴
    1 0
    بله صحیح میفرمایند در مورد داشته ها هم باید گفت مثلا داشتن تورم بالا!داشتن بیکار فراوان!داشتن اجاره مسکن بالا! داشتن پراید!داشتن آقای رحیمی و مرتضوی و از این دست! داشتن برادر محمود عزیز دلکم! داشتن جیب خالی و پز عالی! داشتن برادر کیهان!داشتن دود دم تهران و گرد و غبار از سمت غرب و جنوب کشور(حالا هرچی زورش بیشتر باشه بیشتر هم وارد کشور میشه!)! از همه مهم تر داشتن تحریم! به به بقیه داشته هامون رو شما بگین اینقدر غیر منصفانه نگین هیچی نداریم من گلابی این همه داشته گفتم یعنی شما دکتر مهندسا نمیتونین داشته های بیشترسی پیدا کنین؟؟!!!
  • بی نام A1 ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۴
    2 0
    یکی از ابزارهای نقد واژه ها است یعنی معانی و مفاهیمی که مصداقی در بیرون یا ما به ازایی در بیرون دارد تطابق لفظ و معنا الزام در نقد است یعنی معلوم شود آن چیزی که تو می گویی همان است که من استنباط می کنم متاسفانه در مملکت ما بلکه طی این سال ها که بازار نقد روزنامه ایی داغ بوده است این مطابقت لفظ و معنا به شدت آسیب دیده است دلایل زیادی هم می توان برای آن آورد از جمله لیز و لغزنده بودن معانی ورود واژه های نوظهور که تطابقش قرین ذهنی ندارد سنخورانی که به شیوه غیر کارشناسانه تریبون ها را اشغال کرده و این آشفته گی را دامن می زنند هیجانات سیاسی گذرایی که الفاظ را شکننده می کنند و معانی را تغییر می دهند شاید با این تفاسیر شاید لازم تر برای یک نقد درست هم خوانی لفظ و معنا باشد کسانی باید پیدا شوند که ا
  • بی نام A1 ۲۱:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۴
    2 0
    کسانی باید پیدا شوند و این مطابفت لفظ و معنا را یک بار دیگر به یاد آورند و به اثبات رسانند تا معلوم شود اینی که من می گم همان است که تو مفهمی و بلاعکس آنی که تو می گویی همان است که من می فهمم متاسفانه امروز دیگر تغابیر خلق الساعه کاری کرده که هیچ چیز آنی نباشد که ما می فهمیم یک وقت فکر می کنی معنی فتنه طراحی یک نقشه پنهانی با هدایت عواملی مجهول و اجرا به دست عواملی معلوم است به یکباره می بینید عکس این می شود یک وقت می بینی خودی معنی هر کس که با تو و مرام تو همخوانی دارد است حالی که عکس آن رقم می خورد و ...
  • بی نام A1 ۰۴:۱۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۶
    1 0
    عالی بود