داستانی که دکتر آشنا تعریف کرده سخت تکان دهنده است و تکان دهنده تر عظمت گناه تهمت و ریختن آبروی مؤمن است و چقدر ما که در همه چیز ممسک هستیم در ریختن آبروی مردم و تهمت و بهتان زدن به هم دست و دلبازیم!!؟ اسلامی که حرمت مؤمن را از کعبه بالاتر می داند از مسلمانی ما که در انتشار" قصه افک" های هرروزه سعی وتلاش بیمانند! داریم رضایت دارد؟ چرا "حسن ظن " و "ظن خیر" اینهمه کمیاب شده است؟ "الغیبة اشد من الزنا" نزد ما معتبرتراست یا .....

دکتر حسام الدین آشنا در یادداشتی نوشت(اینجا):

حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار میکرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت میکرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای بسیاردیگر ...

یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم ، منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این هین، در یکی از دستشویی‌ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد.
من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می‌گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند من که کاملا گیج شده بودم سریعا به حاج علی که سالهای زیادی با هم همسایه بودیم گفتم حاجی شیخ هادی وضو ندارد ، خودم دیدم از دستشویی اومد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب فرادا می خوانم.
این ماجرا بین متدینین پیچید ، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مامومین کم کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جائیکه بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت ، بچه های شیخ هم برای این آبروریزی ، پدر را ترک کردند .
دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود آیا اصلا مسلمان است ؟ آیا جاسوس است ؟ و آیا ...
شیخ بعد از مدتی محله ی ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود ... ، ما هم بهمراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی، در پوست خود نمی گنجیدیم ، بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه ی جوان فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت.


بعد از دوسال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم در مکه بخاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد . روز بعد وقتی می خواستم برای نماز به مسجد بروم تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم ،پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. درحال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم چشمانم سیاهی می رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می خواسته جای آمپول را آب بکشد .!؟!؟ نکند ؟! ؟! نکند ؟!


دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر میکردم که چگونه من نادان و دوستان و متدینین نادان تر از خودم ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم .. خانواده اش را نابود کردیم و ...


از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. به پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی میگردم او گفت : شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم داشت و گاه گاهی به دیدنش میرفت اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی با حاج احمد یکراست به بازار شاه عبدالعظیم رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم بعد چند دقیقه جستجو پیر مردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می خواند سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد و گفتم ببخشید من دنبال شیخ هادی میگردم ظاهرا از دوستان شماست ، شما او را می شناسید ؟


پیرمرد سری تکان داد و گفت دو سال پیش شیخ هادی در حالیکه بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود پیش من آمد ، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم وعلتش را ازپرسیدم او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده ام ،خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند ، خانواده ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند ودیگر نمی توانم در این شهر بمانم ، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت : قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین (ع) مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم ،او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم ...


ناگهان بغضم سرباز کرد و اشکهایم جاری شد که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم ای کاش آن موقع کور می شدم و این جنایت را نمی کردم ای کاش حاج علی آن موقع بجای گوش دادن به حرفم توی گوشم میزد ای کاش ای کاش ... و این ای کاش ها که بیچاره ام می‌کرد.
الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می گذرد و هر کس به نجف مشرف میشود من سراغ شیخ هادی را از او میگیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.
دوستان ، ما هر روز چقدر آبروی دیگران را می بریم؟ ! زندگی ها را نابود می کنیم؟ !
بخاطر خدا چه ظلم هایی که نمی کنیم؟ ! بخاطر خدا دعایم کنید آیا خدا از گناهم می¬گذرد ؟ چه خاکی باید به سرم بریزم ؟.... ای کاش و ای کاش ....

***********************************************************



ریختن آبروی مومن برابر با ریختن خون اوست و همگان باید از این کار زشت پرهیز کنند(اینجا)

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند:« المومنُ حرامُ کلّه عرضهُ و مالُهُ ودمُهُ »

مومن همه چیزش، آبروی او مال او وخون او حرام(محترم) است.


روزی آن حضرت به کعبه نگاه کردند وفرمودند: « ای کعبه! خوشا به حال تو، خداوند چقدر تورا بزرگ و حرمتت را گرامی داشته است! به خدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است، زیرا خداوند تنها یک چیز را از تو حرام کرده، ولی ازمومن سه چیز راحرام کرده است: مال، جان وآبرو تا کسی به او گمان بد نبرد./بحار الانوار، ج 64، ص71/

بعد از طرح جان انسان‌ها و اموال مردم، مهمترین عامل سلامت و امنیت جامعه در حفظ آبروی انسان‌ها و به خصوص مومنان عنوان شده است. به طور کلی هر امری که باعث ریختن آبروی مومن شود به شدت مورد منع قرار گرفته است و در روایات آمده است که آبروی مومن از حرمت خانه کعبه نیز بالاتر است و حتی جسد مومنی که از دنیا رفته مانند جسم مومن زنده دارای ارزش و احترام است.

بله طبق حدیث مبارک حفظ جان ومال وآبروی مومن مسلمان بر هر مسلمانی واجب است تقریبا همه ی ما این مساله را می دانیم ولی به آن دقت نمی کنیم البته در بحث مال وجان نه تنهادقت می کنیم بلکه همیشه نگران آن نیز هستیم اما متاسفانه کمتر به مورد سوم یعنی آبروی مسلمین توجه می شود هیچ گاه حتی به ذهنمان هم خطور نمی کند دزدی مال واموال کسی حتی نسبت به فرد کافر ،چه برسد به مال مسلمانی،

واما مورد دوم تعدی به جان افراد چطور ؟آیا حتی حاضر به فکر کردن به این قضیه هستیم نه خیر حتی فکر کردن به این مساله نزد ما منفور است ولی نمی دانم چرا به این راحتی از مورد سوم می گذریم وبه سادگی آب خوردن تهمت می زنیم ،دل می شکنیم وبا آبروی افراد بازی می کنیم بدون اینکه ذره ای به آن بیاندیشیم.

آبروی مؤمن به مثابه تمام سرمایه و اعتباری است که در طول زندگی با سختی آن را به دست آورده است. اما این امر مهم که در آیات و روایات اسلامی تأکید بسیاری به آن شده است ممکن است در اثر جهالت و یا غرض ورزی عده ای در یک لحظه از دست برود، چیزی که جبران آن بسیار مشکل است و حتی ممکن است هیچگاه جبران نشود. لذا توجه به آموزه های دینی و عواملی که باعث ریختن آبروی مؤمن می شود بسیار ضروری به نظر می رسد چرا که دقت در آیات و روایات نشان می دهد که خداوند توجه بسیاری به آن داشته تا جایی که هر چیزی که زمینه ریختن آبروی مؤمن می شود صراحتا به آن اشاره شده و از آن نهی شده است.

گناه ریختن آبروی مسلمان گناه بسیار بزرگ و نابخشودنی محسوب می شود و در بسیاری روایات آمده که توبه این شخص به سختی پذیرفته خواهد شد.

حفظ آبرو در اسلام بسیار مورد توجه است ومومنان دربرابرآبروی یک فردمسئول هستند.زیر سوال بردن آبرئوی مردم را ساده نگیریدمتاسفانه این مسئله نه تنها بین مردم بلگه متاسفانه بین برخی خواص هم رایج شده است به راحتی به هم تهمت می زنند در حالیکه بنی آدم اعضای یکدیگرند وتهمت به هر عضوی از جامعه اسلامی تهمت به دیگر اعضاست . در جامعه ی اسلامی باید روحیه ی حسن ظن حاکم باشد تا جامعه بتواند به فعالیت های مهم خود ادامه دهد.

اما با نهایت تاسف ما برای هر چیز کوچکی با آبروی افراد بازی می کنیم وبرای منافع چند روزه ی دنیا آخرت خود را به اندک بهایی به شیطان واگذار می کنیم مثلا برای انتخابات وآوردن چند رای وبه دست آوردن پست ومقام زودگذر دنیا یی دست به هر کاری می زنیم واز ریختن آبروی هیچ مسلمانی دریغ نمی گذاریم

بترسیم از وعده های الهی وعذاب های الیم وعظیم او وحواسمان باشد که به فرموده ی قرآن کریم :از گام های شیطانی پیروی نکنیم.

«یا أیها الّذین آمنوا لا‌تتّبعوا خُطُوات الشّیطان و من یتّبع خُطُوات الشّیطان فانّه یأمر بالفحشاء و المنکر؛

ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نکنید و هر که از گامهای شیطان پیروی کند، (بداند) که او به زشتی و ناپسندی وا‌می‌دارد».نور-



***********************************************************


نکاتی درباره‌ی آبرو (اینجا)

روایات

1- بهترین مال

خیر المال ما وقی العرض؛(1) بهترین مال آن است که با آن آبرو حفظ شود.


2- بردن آبرو، جنگ با خدا!

عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال: قال رسول‌الله صلی‌الله علیه‌ واله، قال الله تبارک و تعالی، مَن اَهان لی ولیا فقد ارصد لمحاربتی؛ (2)

امام صادق علیه‌السلام فرمود که رسول خدا فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است.


3- اهمیت حفظ آبرو

عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال من قال فی مومن ما رَاَتْهُ عیناه و سمعته اُذناه فهو من الذین قال الله عز و جل "ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا، لهم عذاب الیم"؛ (3)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: هر کس درباره مومن آنچه را دیدگانش دیده و گوش‌هایش شنیده بگوید از کسانی است که خداوند عزوجل درباره‌اشان فرموده است: همانا برای کسانی که دوست دارند زشتی در میان مومنان آشکار شود، عذابی دردناک است.» (نور، 19)


4- رسوا نمودن مومن، خروج از ولایت خدا

عن مفضل بن عمر قال قال لی ابوعبدالله علیه‌السلام من روی علی مومن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایة الشیطان فلا یقبله الشیطان؛ (4)

مفضل عمر روایت کرده است که حضرت صادق علیه‌السلام به من فرمودند: هر کس به زبان مومنی سخن بگوید و از آن رسوایی او و از بین بردن مروّت و جوانمردی‌اش را بخواهد تا از چشم مردمان بیفتد، خداوند او را از ولایت خودش به ولایت شیطان می‌اندازد ولی شیطان هم او را نمی‌پذیرد.


5- عاقبت تحقیر مومن

عن ابی عبدالله علیه‌السلام قال مَن حقر مومنا مسکینا او غیر مسکین لم یزل الله عزوجل حاقراً له ماقتاً حتی یرجع عن محقرته ایاه؛ (5)

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: کسی که مومنی را تحقیر نماید، خواه مسکین باشد یا غیر مسکین، این عمل پیوسته مورد تحقیر و دشمنی باری تعالی خواهد بود تا از روش نادرست خود برگردد و او را با دیده یک مسلمان مورد احترام بنگرد.


6- راه حفظ آبرو

قال علی علیه‌السلام مَن ضن بعرضه فلیدع المراء؛ (6)

هر کس می‌خواهد آبروی خود را حفظ کند، باید از جدال بپرهیزد.


7- حرمت آبروی مومن تا قیام قیامت

ایها الناس ان دِماءَکم و اعراضَکم علیکم حرامٌ الی آن تلقوا ربَکم؛ (7)

پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم فرمودند: ای مردم! خون و مال و آبروی شما حرمت دارد تا قیام قیامت.


8- دستور به حفظ آبرو

فمن استطاع منکم ان یلقی الله تعالی و هو تقی الراحة من دماء المسلمین واموالهم سلیم اللسان من اعراضهم فلیفعل؛ (8)

هر کس می‌تواند خداوند را به گونه‌ای ملاقات نماید که دستش به خون مسلمین و اموال آنان آلوده نباشد و همچنین زبانش از تجاوز به آبروی مسلمانان سالم مانده باشد، این کار را انجام دهد.


9- اثر حفظ آبرو در قیامت

عن النبی صلی‌الله علیه واله انه قال: من طلب لدنیا حلالا اِستعفافاً عن المسالة و سعیاً علی عیاله و تَعطُّفاً علی جاره لَقِیَ اللهَ و وجهُهُ کالقمر لیلةَ البدر؛ (9)

رسول اکرم صلی‌الله علیه واله فرموده است: کسیکه از پی مال مشروع برود برای آنکه آبروی خود را از ذلت سوال مصون نگه دارد، عائله خویش را اداره کند و به همسایه خود کمک کند، در پیشگاه خداوند سربلند و روسفید است و صورتش مانند ماه تمام می‌درخشد.


10-دعا برای محفوظ ماندن آبرو

اللهم صل علی محمد وآله و صُن وجهی بالیسار، و لا تَبتَذِل جاهی بالاِقتار؛ (10)

بار الها! آبروی مرا در جامعه با معیشت سهل و آسان حفظ فرما! و قدر و منزلتم را نزد مردم با تنگدستی سبک و خوار مگردان!

نکات

1- از وظایف دینی پیروان قرآن شریف این است که همواره مراقب عزت خویش و عزت برادران ایمانی خود باشند، نه قدمی بردارند که مایه ذلت خودشان شود و نه به آبروی برادران دینی خود آسیب برسانند. این مطلب ضمن روایات متعددی از رسول اکرم صلی‌الله علیه واله وسلم و ائمه طاهرین علهیم‌السلام خاطر نشان گردیده است. (11)


2- آبرو بسیار ارزش دارد و همه مردم در برابر آبروی یک «فرد» مسئولند و دفاع از آبرو و حیثیت، واجب است.


3- انفاق، علاوه بر انفاق مال و ثروت، شامل انفاق علم، آبرو و مقام نیز می‌شود و آبرو و شخصیت فقیر، با ارزش‌تر از حفظ شکم و شخص فقیر است.


4- از موارد حفظ آبرو و شرف دیگران در اسلام می‌توان به این نکته اشاره کرد که: برای اثبات زنا، چهار شاهد مقرر کرده است، و حتی اگر سه شاهد گواهی دهند، هر سه شلاق می‌خورند، ولی برای اثبات قتل، دو شاهد کافی است.


5- نشانه همسر شایسته، رازداری، حفظ مال و آبرو و ناموس شوهر در غیاب اوست.


6- تقوا، هم عامل شناخت صحیح، هم مایه آبرو و حیثیت اجتماعی، و هم سبب مغفرت اخروی است.


7- اگر کسی مسئولیتی را بپذیرد و خوب انجام ندهد، سرمایه، شخصیت، آبرو و وجدان خود را در معرض خطر قرار داده و زیانکار خواهد بود.


8- بازار شایعات را داغ نکنیم و با نقل شنیده‌های بی‌اساس، آبرو و حقوق افراد را از بین نبریم.


9- آبروی زن و مرد مومن، محترم و لطمه زدن به آن گناه بزرگی است. (حفظ آبرو به زن یا مرد بودن ربطی ندارد.)


10- حساب شخصیت‌های مذهبی را از حساب خانواده و نزدیکان آنها جدا کنیم. چرا که در خانواده انبیا نیز، مسایل ضد اخلاقی همچون حسد و حیله میان فرزندان مطرح است.


1- وسائل الشیعة، ج 21، ص 557.

2- الکافی، ج 2، ص 351.

3- الکافی، ج 2، ص 357.

4- الکافی، ج 2، ص 358.

5- الکافی، ج 2، ص 351.

6- نهج‌البلاغة،ص 538.

7- تحف‌العقول، ص 30.

8- نهج‌البلاغة، ص 253.

9- مستدرک الوسائل، ج 13، ص 17.

10- الصحیفة السجادیة، ص 98.

11- شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق، مرحوم فلسفی رحمه‌الله، ج3، ص 331.

888888888888888888888888888888888888888888888888888888

مطالعه بیشتر: اهمیت آبرو و آبرو داری در قرآن (اینجا)

کد خبر 333739

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 69
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۴:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    این داستان دروغ است
    • بی نام IR ۰۴:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      85 18
      حتى اگر داستان واقعى نباشد مطمئنا مصاديق زيادى دارد واغلب ما نمونه هايى ديده ايم
    • فرزند ایران IR ۰۴:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      54 23
      به این میگن مومن نه اونجا بوده نه دیده نه میشناسه میگه دروغه بعد توقع داریم عبرت هم بگیریم
    • بی نام A1 ۰۵:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      37 14
      دوست محترم اصلا هم دروغ نیست.پدر من از جمله افرادی بود که عده ای از همین به ظاهر متدینین او را آماج تهمتهای ناروای خود قرار دادند و از خانه و کاشانه آواره کردند.اما او فقط سکوت کرد و هیچ نگفت.اما به فضل الهی همین آواره شدن ظاهری باعث خیر عظیمی در زندگیش شد.
    • بی نام A1 ۰۵:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      20 98
      خوشمزه اینجاست که نویسنده این قصه مشاور رییس جمهور هم هستند. این قصه را سر هم کرده تا بعضیها یاد بگیرن و کسی به تیم هسته ای ایران تهمت نزنه. خب بجای اسم دکتر ظریف از شیخ هادی اسم برده. آقا ما بچه انقلاب هستیم خودمون ختم این قصه ها هستیم شما میخوای به ما یاد بدی؟
    • بی نام A1 ۰۷:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      9 1
      هیچ توجه کردید تهمت و دروغ چه طور جذب وجودمان شده است آخه بر اساس کدام مدرک می گید دروغه من که طرفدار کسی نیستم ولی همین که با این قاطعیت می گید دروغه جالبه. شما رفتید تحقیق کردید می گید دروغه یا علم غیب دارید داستان خلاصه ایی از یک سرگذشت است که اگر بخواهید شواهد بگیرید باید سراغ نویسنده یا گوینده بروید تا آدرس بدهد جالب این جاست همان عطاری ایی که توی داستان آمده در شهر ری بازار سیدعبدالکریم هست لااقل به خودتان زحمت داده بروید از او بپرسید بعد بیاید بگید دروغه
  • امیرپور A1 ۰۴:۲۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    52 24
    سلام ......عیدتون مبارک مطالبتون در موردحفظ آبرو عالی بود وداستان بسیار تاثیر گذار بود اری خیلی از ادمهای شهرما هم بدون مدرک ودلیل وباغرض دنبال ابروریزی ابرودارها هستن اماخدا وعده داده هرکس ابروی مومنی بریزد خدا رسوایش کندمتشکرم از مطالب عالیتون امیرپوراز مرودشت
  • بی نام A1 ۰۴:۳۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    جالب بود ولی این شیخ هادی زبان نداشت که حقیقت برا همه بگوید
    • بهرام IR ۰۵:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      57 28
      وقتی تعصب کور جامع ای رو فرا میگیره بله گوشها از کار می افتند این داستان اگر هم غیر واقعی باشه اما اتفاق افتادنی است مثلا در زمان حال بسیاری از وقایع را با توجه به گستردگی رسانه ها طوری جلوه می دهند که تا طرف به خودش بیاد کار از کار گذشته ضمنا دوستان به علت فضای استبداد زده ای که طی 200سال گذشته که همه ما در آن رشد کرده ایم ما را منفی نگر ساخته.
    • بی نام IR ۰۷:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      20 11
      شبیه سوژه ی فیلم های آبکی صدا و سیما می مونه.
    • بی نام A1 ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      20 1
      منهم ميخواستم اينو بگم اون كه فهميده بوده و رفته به شيخ احمد عطار گفته چرا به مؤمنين نگفته به خانمش نگفته ؟ به مردم نگفته؟
    • ali IR ۰۸:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      15 7
      داستان نویسی هم هنر میخواهد . 20 سال پیش رفت مجاور شد درست بعد از جنگ رفت عراق پیش صدام .من که نتیجه گرفتم فرض جاسوس بودن درست بوده و آن عطار هم همکارش . والسلام
    • بانوی ایرانی... IR ۱۰:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
      13 1
      آقای آشنا از آبروی خودش خرج کرد که به من و شما بگه آبرو و حرمت مومن رو حفظ کنیم
  • بی نام IR ۰۴:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    9 15
    واقعه تکان دهنده اي بود
  • kalil A1 ۰۴:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    7 1
    خيلي ممنون اين واقعيت را بايد بپذيريم همگان كه درست فكر كنيم ودرست حرف بزنيم ابروي ريخته را جمع كردن نتوان
  • بی نام IR ۰۴:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    26 3
    فردا كيهان و دوستان باهاش مصاحبه ميكنن و .....
  • بی نام IR ۰۴:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    7 7
    عالی بود ممنون
  • بی نام IR ۰۴:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    15 2
    بسیار عجیب است که هیچکدام از مومنین مسجد حتی سوالی از شیخ هادی نکردند و خود او هم سعی نکرده توضیحی بدهد. هرچند کل موضوع بنظر میرسد داستان باشد اما عملکرد اجتماعی مومنین در راس قدرت بسیار بسیار از اینها بد تراست. ،نها به جان مردم هم رحم نمی کنند.
  • رضا A1 ۰۴:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    10 3
    دوستان لطفا شما از یک داستان به ظاهر دروغ نتیجه گیری درست کنید.
  • majid A1 ۰۴:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    3 1
    بله ای کاش
  • جعفر A1 ۰۵:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    26 1
    با اینکه می شود از این داستان درس های خوبی گرفت اما جناب دکتر بیست سال پیش می شود سال 72 ! آن هم مسافرت دائم به عراق!
  • ناشناس IR ۰۵:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    79 14
    چقدر جالب که دقیقا هر دو تا شون برای پاک کردن جای آمپول رفتن دستشویی.!!!! من عاشق داستانهای تخیلی هستم!!!
  • كارگر A1 ۰۵:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    27 2
    سلام.خبر انلاين.من يكي از كارگران شركت پ ا ايرانم.شايد بگيد چه ربطي به اين داستان داره اما بذاريد بگم كه مديرعامل شركت ما كه از قضا بشدت به فساد متهمه(والبته محرز) و كارگران 4 ماهه كه دارن سعي ميكنن اين آقارو از شركت بخاطر فساد و به ورشكستگي كشوندن كارخونه بيرون كنن همين داستان رو توي پورتال پ ا گذاشته ومظلوم نمايي ميكنه.آخه مرد حسابي اينم داستانه؟؟؟؟فقط امثال همين آقا بايد بيان وازش استفاده كنن.واقعا باعثه تاسفه.يكي بياد به جاي داستان سرايي به داد كارگران اينجا برسه كه همين الانم تو اعتصابن.اگه شرف داري بذارش همه بخونن.
  • بی نام A1 ۰۵:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    20 3
    حالا مهم نیست این داستان دروغ باشد و یا راست. مهم این است که ما که خود را مسلمان می دانیم نباید ندانسته قضاوتی بکنیم که باعث ریختن آبروی مسلمان دیگر شود. مسلمانی فقط به نماز و روزه و اعمال واجب و یا مستحب نیست. حدیثی در این مظمون است «مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از دست و زبان او در امان باشند»
  • بهمن GB ۰۵:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    36 3
    این داستان که در عرصه دینی بود . در عرصه سیاسی هم کم از این آبروریزیها نکرده اید !
  • علی اصغر A1 ۰۵:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    27 8
    به عنوان یک قصه بدک نبود ولی .... ولش کن اصلا .
  • بی نام IR ۰۵:۱۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    21 10
    يه داستان تخيلي را جاي واقعيت به مردم قالب نكنيد ...
  • بی نام US ۰۵:۲۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    35 8
    ای بابا! خب داستانش خیالی باشه مگه نویسنده قسم خورده بوده که راسته که شما زرنگی کردین مچشو گرفتین؟ مگه در ادبیات ما باید همه حکایتهای گلستان و بوستان، کلیله و دمنه، منطق الطیر عطار، حکایتهای مولوی و .... واقعا اتفاق افتاده باشه؟ پیام حکایت رو بگیر برادر من. کاش به جای گیر دادن به واقعی یا خیالی بودن این ماجرا، یه مقدار با خودمون روراست فکر کنیم ببینیم چقدر آبروی آدما واسمون مهمه.
    • بی نام IR ۰۷:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      3 2
      اول داستان را بخون میبینی که گفته برای خودش اتفاق افتاده. قصه اش از جنس قصه های مولوی و عطار نیست عموجان.
  • بی نام US ۰۵:۴۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    31 1
    این چیزها یه زمانی معمول بود. با تهمت چه بلاها که بر سر افراد بی گناه نمی آمد. مبنای گزینش های استخدامی هم همین چیزها بود. مثلا می رفتند محل و با همسایه فرد داوطلب کار صحبت می کردند و او که با طرف مشکل داشت هر چه دلش می خواست می گفت و مامور گزینش می نوشت و در سوابق داوطلب بیچاره ثبت می شد. و همین می شد دلیلی برای رد کردن آن فرد و محروم شدن از حقوقش. البته هنوز هم رگه هایی ازش هست اما یه خرده کم رنگ شده.
  • بی نام IR ۰۵:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    14 16
    اهای بنده خدای کج سلیقه که این ماجرای عبرت آموز را به فیلم هندی تشبیه کردهای این قصه برای کج اندیشانی چون تو نگاشته شده به پیام کار بنگر نه به حواشی ان کی می خواهید از خواب خرگوشی بیدار شوید بلند شو صبح شده !!!
    • بنده خدای صاف سلیقه! IR ۱۰:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      6 1
      والا این بنده خدای کژ اندیش رو نمیدونم ولی می توی همین زمانی که داشتیم این متن میخوندیم خوابمون گرفت. وقتی پاشدیم دیدیم ای داد! سه هزار میلیارد هپولی شده یه بنده خدایی هم که هی بهش تهمت الکلی میزدن که بی وضو نماز خونده ناراحت شده! منتها به جای عراق رفته کانادا کنار سلن دیون!
  • مختار IR ۰۵:۵۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    چرا فكر ميكنيم اين داستان غير واقعي است در حالي كه با چشم خود ديده‌ايم كه مهندس بازرگان متقي مومن شريف را با تهمت ليبرال، ارتباط با اجانب و ... از گردونه تاثير گذاري در سياست جامعه به كناري نهاده شد و ما نيز باور كرديم و چرا فكر ميكنيم اين داستان غير واقعي است در حالي كه هر روز در روزنامه كيهان آبروي آدمها بر روي كاغذ سياه مي‌شود آيا اين آدمها از خود دفاع نمي‌كنند ولي كو گوش شنوا! درد آنجاست كه ما در شنيدن بهتان و غيبت شنوا هستيم و در شنيدن دفاعيه بي گناهان ناشنوا
    • بی نام IR ۰۶:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      3 12
      مهندس بازرگان حداقل از خودش دفاع میکرد.و خانواده ایشان مهندس را قبول داشتن. اما این شیخ هادی داستان اصلا کلمه ای در دفاع از خودش حتی در مقابل خانواده هم مطرح نکرده. چرا؟ چون شخصیت شیخ هادی باید طوری پرداخته بشه تا نزدیک به شخصیت سر تیم هسته ای ایران بشه و تندروها درس اخلاق بگیرن و ایشان را متهم به زدوبند نکنن.
    • بی نام IR ۰۸:۲۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      3 0
      متاسفانه!!! نظراتان بسیار عالی بود. ممنون.
    • حسین A1 ۰۹:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      1 0
      دقیقا درسته
  • بی نام A1 ۰۶:۰۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    15 8
    درسته که ممکنه این مطلب داستانی بوده باشه که بهش بال و پر داده شده باشه ولی کم نیستند امثال آقای دکتر حسام الدین آشنا در ادارات و دوایر دولتی که به جهت سرپوش گذاشتن به رفتارهای زشت خودشون و یا برای ارتقاء مقام خودشون دست به کارهایی بسیار بدتر از این می زنند و جالبه که به همین خاطر پست و مقام هم میگیرند ، چه بسیار زندگی هایی که امثال این آدم از هم پاشوندن و حالا برای اینکه به خیال خودشون از عقوبت کارشون فرار کنند مثلا دنبال حلالیت می گردند که البته واضح است که این کارشون هم از روی ریا کاریه
    • بینا A1 ۰۸:۱۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
      0 2
      شما از تمثیل یا اعتراف آقای حسام الدین آشنا سواستفاده سیاسی نکن.
  • مصطفی IR ۰۶:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 1
    خیلی ببخشید اینایی که میگن این داستان دروغ بود و تو سناریو میگن شیخ هادی باید از خودش دفاع میکرد .. فکر کنم اگه به جای شیخ هادی یه عرق خور یا لوتی کسی بود الان کامنتهاشون دیدنی بود ...
  • amir A1 ۰۶:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 1
    خیلی وقته که هر کس هرچی میگه همه میگن دروغه.وقتی آبرو بره اون فرد انقدر اعتقاد به خدا داره که هیچی نمیگه
  • بی نام A1 ۰۶:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 0
    افسانه ی عبرت آموزی بود . ممنون
  • بی نام RO ۰۶:۱۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    4 0
    بابا وقتی میخواید داستان دروغ سر هم کنید یه تقوم هم دم دست داشته باشید بد نیست ! ماجرای دو سال پیش پیرمرد و شیخ هادی در بازگو کردن مهاجرت شیخ به نجف بعلاوه 20 سال گذشته از ماجرا میشه 22 سال پیش . یعنی تقریبا سال 1991 میلادی . یعنی زمان اوج قدرت صدام و قبل از حمله صدام به کویت ! همون زمانی که ما تازه در شرایط نه جنگ و نه صلح با عراق بودیم !
  • محمد A1 ۰۶:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 0
    سلام آقای دکتر آشنا مواظب باش دیگه تکرار نشد ...
  • بی نام IR ۰۶:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 2
    واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند. چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!!
  • بی نام IR ۰۶:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 2
    بیخیال بابا جامعه ما که دیگه دروغ شده براش جزء واجبات
  • بی نام IR ۰۷:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    0 0
    بولشت
  • بی نام IR ۰۷:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 0
    حالا همه دولتیان و مسئولین مواظب رفتار و سکنات و کردار خود باشید تا مچددا و مکررا برای جای امپول ابکشیدن مردم و رقبا را از مسجد و و محل کسب و کار و محله نرانید و دربدر و آواره نکنید ! چون جدیدا انواع و اقسام اینگونه رفتارها بوفور مشاهده میشود !!!
  • نسرین IR ۰۷:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    3 2
    خیلی راحت می تونست تو مسجد ادما رو جمع کنه و بگه چه اتفاقی افتاده .وای چه دروغایی
  • بهزاد A1 ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    4 0
    این همه شیوخ داریم با مسائل مالی که هیچیشون از هم نپاشیده تو مجلسم هستن کارت هدیه هم میگیرن!
  • بی نام US ۰۷:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    2 0
    ما ايرانيها اينجور پيش قضاوتيها رو از شاه تا فقير انجام داديم ولى كو گوش شنوا!!!
  • بی نام US ۰۷:۳۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    0 0
    بيخود نگرديد.با فانوس هم بگردى ديگه پيداش نميكنيم!
  • مهدی IR ۰۸:۱۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    2 1
    این داستان بنده را یاد فیلم "رسوایی" اقای ده نمکی می اندازد. بعضی وقتها نمی شود از خود دفاع کرد و واقعیت را گفت؛ بلکه نیاز به زمان دارد و افسوس برای کسی است که زود قضاوت می کند.
  • بی نام IR ۰۸:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    3 0
    با این داستانهای عوام فریبانه و با این کامنهت ها !! و این شعور و این تدین باید چزندیات کاملا میشه فهمید که جرا ما ایرانی ها متحجر بی سواد حراف دروغ گو حسود ........ و در کل عقب افتاده و بد بخت هستیم ! جهل جهل جهل جهل جهل
  • بی نام A1 ۰۸:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    2 0
    سخت نگیرید روایت شده
  • بی نام A1 ۰۸:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    6 0
    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
  • مهدی IR ۰۸:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    2 1
    داستان زیبا و عبرت انگیزی بود ولو اینکه واقعیت نداشته باشه
  • بی نام IR ۰۹:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 0
    واي واي واي به ما
  • سولماز DE ۰۹:۲۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    3 6
    خیلی خنده دار بود. واسه بچه قصه تعریف کردی ؟
  • ترنم A1 ۰۹:۴۷ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    7 0
    تو همین همسایگی که متاسفانه فامیلمون هم هست یک خانومی هست که به علت حسادت ابروی من و خانواده ام را با انواع غیبت و تمهتها برده است حتی خانواده ای که برای یک امر خیر رفته بودند پیششون تا از ما تحقیق کنند خودشون می گفتند ما از دشمنتون تحقیق کردیم. وقتی فهمیدیم بهش گفتیم چرا این کار و می کنی؟ نه تنها جواب نداده و ادامه می ده کارش و از همه بدتر به خاطر اجتماعی بودنش و سر زبون بودنش همه مردم هم جذبش می شوندو از غیبت و بی آبرویی خوششون میاد .و تو مجالسی که هم من هستم و هم اون همه دورش جمع می شوند تا با هم غیبت کنند. از ماست که بر ماست .
    • بی نام A1 ۰۵:۲۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
      0 0
      متاسفانه تو جامعه ما هر کس بیشتر غیبت و تهمت بزنه دوست و آشنا بیشتر داره
  • رضا IR ۰۹:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    2 0
    خاطراتی از جبهه نرفته ات و انقلابی که توسط دیگران انجام شد بنویس!!!!!!!! شما چه سهمی داشتی و کجا بودی؟؟؟؟؟؟؟؟
  • ندا IR ۱۰:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    7 1
    نظراتو داشتم می خوندم اما به نظر من به جای اینکه نویسنده رو به رگبار انتقاد ببندیم سعی کنیم یه چیزی یاد بگیریم منم از صحت این قضیه چیزی نمی دونم اما کمه کمش اینه که سعی کنم تو اجتماع تو روابطم با اطرافیانم حواسمو جمع کنم سریع جاهلانه تصمیم نگیرم بی چون چرا حرف کسیو قبول نکنم البته می دونم با تموم این حرفا هنوز عادت داریم با یه برخورد طرفمونو آنالیز کنیم سریع قضاوت کنیم و طرفو ببریم زیر تیغ
  • ... IR ۱۷:۵۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۱
    1 0
    قضاوت، تهمت، ظلم و بی ابرو کردن دیگران... چه حکایتی شده، حکایت ما مسلمانان!...در عجم که خداوند ، عیب ما را میبیند و می پوشاند ولی ما مسلمان نماها! ندیده فریاد می کشیم!... بسی جای تاسف... خداوندا! یاریم کن که اگر روزی چیزی را شکستم، دل نباشد... و یادمان باشد! هزار بار پیاده گر طواف کعبه کنی/ قبول حق نشود گر دلی بیازاری... عالی بود دکتر. موفق باشید.یا حق...
  • امین A1 ۰۶:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
    1 2
    دانه معنی بگیرد مرد عقل،ننگرد پیمانه را گر گشت نقل.
  • بی نام IR ۰۶:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
    0 0
    عینهو مثل مطلب کیش و فیش شیخ بهائی بود.
  • جوینده IR ۱۵:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
    2 1
    خیلی جالبه که به جای اینکه به اصل قضیه که توجه به "نریختن آبروی دیگران" و "تهمت نزدن" و ... بشه، بعضی از کاربرا دارن بررسی می کنن که داستان درسته یا دروغه!! به شخصه خیلی استفاده کردم. ممنونم.
  • بی نام IR ۰۸:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۸
    0 2
    آقا مرگ خوبه ولي براي ديگران ! همين آقاي روحاني اولش كه اومد چقدر دم از قانون زد ! حتي ساعات كاري را به هم زد . همين حالا هم صداي قانون خواهيش گوش فلك را كر كرده اما خودش رسما با هزارتا اگر اگر ميگه كه اگه بشه ، تورم را تا 35 درصد پايين مياره ولي موقع قانون كه ميشه و بايد برابر تورم اضافه حقوق بده ، با كمال پررويي ميگه نصفش يعني 17.5 درصد ! يعني قانون خوبه ولي براي ديگران !
  • بی نام A1 ۰۷:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲
    0 0
    تهمت و افترا بسیار بد و ناشایست است و حتی از قتل نفس و اسیب رساندن بدنی هم بد تر است ریرا وقتی قلب شکسته شد شاید دیگر التیام نیابد به این داستان اگر خوب توجه کنید هم اشکال کار شیخ را در میابید و هم اشکال کار مریدان را.پیامبر (ص) فرمود از انجام کار های شبه برانگیز پرهیز(مفهوم روایت از پیامبر) کن مثلا در جایی با کسی هستی که از محارم شماست ولی کسی نمی داند پس بهتر است به گونه ای رفتار کنی که کسی به شما شک نکند.روایت در مورد شخص پیامبر(ص)وجود دارد. ثانیا اینکه تا چیزی به اثبات نرسیده نباید در مورد ان سخن پراکنی کرد حتی اگر درست هم باشد برای حفظ حرمت افراد و جامعه باید حتی المقدور به زبان جاری نشود چون ممکن است برای یک سری بد اموزی داشته باشد.
  • nazanin IR ۱۶:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
    0 0
    thank you