یدالله رویایی کیست و چه می‌گوید /نقد کتاب بوطیقای شعر حجم

این گفت و گو با احمد بیرانوند، نویسنده کتاب «بوطیقای شعر حجم» با عنوان فرعی یدالله رویایی کیست و چه می‌گوید انجام شده است. شاعری که بر سر حضورش در ایران تا همین چند روز پیش جنجال بود.

آزاده میرشکاک: «بوطیقای شعر حجم» با عنوان فرعی یدالله رویایی کیست و چه می‌گوید، به تازگی توسط نشر افراز روانه بازار شده است.این کتاب بر خلاف آنچه ممکن است تصور شود هیچ ربطی به هیاهوی اخیر درباره این شاعر ندارد؛ درباره شکلی از شعر است که حجم نام دارد و نام یدالله رویایی با آن گره خورده است. احمد بیرانوند مولف جوان «بوطیقای شعر حجم» در این اثر سعی کرده صادقانه و عاشقانه با شعر حجم مواجه شود و به بسیاری از ابهامات شکل‌گرفته پیرامون این نوع شعر پاسخ دهد.

 

از عنوان کتاب شروع کنیم. دقیقا مراد شما از بوطیقا چیست؟ منظورتان همان بوطیقایی است که براهنی می‌گوید یا معنای دیگری مورد نظرتان بوده؟

بوطیقا یک معنای عام دارد و یک معنای خاص؛ معنای عام‌اش ساختار و فنون کار است به آن معنا که در ادبیات و فلسفه کلاسیک آمده. ولی اینجا اختصاصا بوطیقا به معنای شیوه‌ها و روش‌هایی است که برای بیان فلسفه حجم در شعر رویایی به کار رفته. پیش از این در کتاب «شرح حاشیه» یک‌سری اصول و ساختارهای فرمالیستی حجم را مطرح کرده بودم. ولی این بار به‌طور ژرف‌بینانه‌تر به حجم پرداخته‌ام و سعی کرده‌ام ساختارهای ایدئولوژیک حجم و به‌ویژه آبشخورهای فلسفی و جهان‌نگری را رویایی بررسی کنم.

این اثر فقط به اشعار رویایی اختصاص دارد. اینجا مرادتان از حجم فقط شعر رویایی است؟

بله، کار دیگری هم در دست پژوهش دارم که قرار است در آن به تمام شعر حجم و تبلورش در کار دیگر شاعران حجم‌گرا بپردازم. می‌خواستم آن کار را همزمان با بوطیقای شعر حجم انتشار دهم ولی چون با کمبود منبع در این مورد مواجه بودم دست نگه داشتم. ما در ایران اثری که بن‎‌مایه آکادمیک داشته باشد و به شکل ساختاری به حجم بپردازد نداریم. فصل‌هایی هم از کتاب بوطیقای شعر حجم هنوز نوشته نشده و قرار است در چاپ بعدی به این کتاب اضافه شوند.

خیلی‌ها می‌گویند رویایی تنها نماینده شعر حجم است. شما با این حرف موافقید؟

خیر، چون شروع شعر حجم با رویایی نبوده بلکه بیانیه و تاکید بر آن، از ایشان شروع شده، اگر مفاهیم مورد نظر، مقالات و سخنرانی‌های آقای رویایی را مورد توجه قرار دهیم، متوجه می‌شویم که در شعر نظامی، حافظ و مولوی هم می‌توانیم اثری از شعر حجم بیابیم. حتی در رشته‌های دیگر هنر مثل سینما، نقاشی و موسیقی هم می‌توان ردی از گرایش‌های حجمی را پیگیری کرد.

این درست است که شعر حجم تعریف گسترده‌تری دارد. اما قصد من چیز دیگری بود. مثالی می‌زنم؛ نماینده تام و تمام مکتب واسوخت، که تمام مولفه‌های این مکتب در شعر او متبلور شده، وحشی بافقی است. قطعا مولفه‌های واسوخت پیش از او نیز در شعر فارسی به‌طور غیرمتمرکز وجود داشته و بعد از او هم ادامه پیدا کرده. اما این مکتب ادبی یک چهره متمایز و ممتاز دارد که تمام ‌انرژی‌اش را بر آن متمرکز کرده و آن هم وحشی بافقی است. در واقع شعر واسوخت با وحشی بافقی به اوج کمال و پختگی رسید. رویایی هم تنها شاعر حجم‌گرا نیست. خودش بارها گفته که من در برخی از متون نظم و نثر کلاسیک فارسی نشانه‌ها و گرایش‌های حجمی دیده‌ام. چهره‌های درخشان دیگری از شعر امروز نظیر بیژن الهی و مجید اسلام‌پور و... قبل از او یا همزمان با او به مولفه‌های حجم پرداختند، اما مساله این است که آیا واقعا کسی را داریم که اینطور تمام زندگی‌اش را سر شعر حجم بگذارد؟ یعنی چنان تمرکزی بر آن داشته باشد که بتوان او را نماینده تام و تمام حجم دانست؟

رویایی در شعر حجم کار را به جایی رسانده که نه تنها وقتی شعر می‌گوید بلکه وقتی در مورد شعر حجم صحبت می‌کند، تمام شگردهای حجمی در کلامش متبلور است. یعنی نثر رویایی مرزش را با شعر از دست داده. حتی وقتی می‌نویسد کلامش مرزهای حجمی را پشت سر می‌گذارد و از این جهت بله، ایشان نماینده تام و تمام شعر حجم است. نیما نماینده شعر نو به شما می‌رود ولی اخوان و سهراب و فروغ و شاملو آمدند و ابعاد دیگر شعر نیمایی را تجربه کردند. حجم هم ابعاد تجربه‌نشده بسیاری دارد. هرکس هرجای دنیا اگر بخواهد شعری با المان‌های حجمی بگوید، نمی‌تواند از کسی تقلید کند. به عبارت دیگر رویایی خودش است و کسی نمی‌تواند شبیه او باشد. چون اصولا سکوی پرتاب شعر حجم طوری است که پرش هر شاعر مال خود او است. اگرچه رویایی تمام زندگی‌اش را صرف شعر حجم کرده ولی هرکس دیگری هم می‌تواند شعر حجم بگوید و در عین حال استقلالش را از رویایی حفظ کند و این شیوه از شعر گفتن را تجربه کند.

پس شعر حجم نمی‌تواند یک سبک باشد؟

اگر به‌طور جدی و متمرکز مقاله‌ای را که رویایی درباره شعر و حرکت استعاره نوشته مطالعه کنیم، می‌توانیم قضاوت کنیم که آیا حجم سبک هست یا نه.

حجم، سبک نیست. سبک مولفه‌های مشخصی دارد. بعضی شاعران در یک دوره این مولفه‌های مشترک را در شعرشان به کار می‌برند، بر اساس این اشتراکات می‌توان به این نتیجه رسید که اینها به یک سبک حرف می‌زنند. می‌شود برای پیدا کردن خصایص یک سبک‌، جدول‌بندی کرد، بسامد فلان واژه و بهمان اصطلاح را پیدا کرد، مضامین و مفاهیم مشترک آثار آن سبک را شناسایی کرد و... ولی شعر حجم این نیست. رویایی نه برای خودش مرز تعیین می‌کند نه برای دیگران. او هیچ‌وقت دنبال این نبوده که بگوید چطور باید شعر گفت. او نمی‌گوید از چه چیز باید حرف زد یا چطور باید حرف زد. او می‌خواهد چه‌جور نگفتن را به ما یاد بدهد. وقتی به سراغ این شعر می‌رویم تمام مدت باید هر چیزی را که در ذهن داریم کنار بزنیم.

ناچارید برای توصیف شعر حجم، از کلمه شعر استفاده کنید. از منظر منتقدان کلاسیک وقتی درباره شعر صحبت می‌کنیم باید جدی و منتقدانه و با المان‌های کاملا آکادمیک بحث کنیم. از نظر آنها این توصیف شعر حجم نیست. اما شعر حجم به‌گونه‌ای است که شما ناچارید برای توصیف آن دست به واژه‌هایی بزنید که میل به انتزاع دارند و این همان نقطه‌ای است که شما آن را به خوبی دریافت کرده‌اید. شعر حجم و گفتن درباره شعر حجم، سبک‌پذیر نیست.

رویایی همیشه به بی‌مخاطب بودن متهم بوده. هر وقت هم به او گفته‌اند چرا طوری حرف می‌زنی که دیگران نفهمند، جواب داده - نقل به مضمون می‌کنم- وظیفه من این نیست که خودم را به فهم دیگران نزدیک یا شبیه کنم. بالاخره یک روزی کسانی پیدا می‌شوند که فاصله بین من و مخاطب را پر کنند. هر جا هم درباره شعر حجم توضیح می‌دهد توضیحاتش از شعرش پیچیده‌تر می‌شود. در کتاب شما هم به نوعی این اتفاق افتاده. توقع من این بود که در کتاب شما تئوری از مصداق؛ یعنی شعر رویایی جدا نشده باشد، شما جایی که دارید درباره تئوری حرف می‌زنید و مثلا می‌گویید شعر رویایی از ادبیات عرفانی ما بهره می‌برد، به حرف رویایی استناد کرده‌اید نه به شعرش. اگر کسی از شما بپرسد دعوی رویایی درباره شعرش کجا مصداق پیدا می‌کند، جواب شما چیست؟ فکر می‌کنم الگوی شما در تدوین این کتاب خود رویایی بوده و در این صورت، کتاب شما با تمام ارزشمندی، نمی‌تواند فاصله‌ای را که به آن اشاره کردم طی کند. حرف زدن رویایی درباره شعر به این شکل است که وقتی از او سوال می‌کنند، از جواب سرراست و مستقیم طفره می‌رود، نمی‌خواهد جواب بدهد. پرهیز از پاسخ دقیق و روشن دادن را در کتاب شما هم می‌توان دید.

تا حدی با شما موافقم که اسم این کار را طفره رفتن و پرهیز داشتن نگذاریم. بلکه شکل خاصی از رندی در کتاب هست. علتش هم به این برمی‌گردد که من در کتاب شرح حاشیه نه تنها با مصداق درباره شعر رویایی حرف زده‌ام بلکه به شکل چندش‌آوری از تقسیم سبک، زبان، فرم و پرداختن به معنا حرف زده‌ام و برای این حرف‌ها مصداق آورده‌ام. کتاب «شرح حاشیه» به یک مقدمه، پیشینة نقد در شعر معاصر، بررسی شعر هوشنگ ایرانی و شکل‌های نوآوری‌اش در شعر، شعر سیدعلی صالحی، احمدرضا احمدی و شعر یدالله رویایی اختصاص دارد. من در این کتاب با مصداق حرف زده‌ام. برای اینکه بحث را بازتر کنم یک مثال می‌زنم؛ مهم‌ترین المان یا یکی از المان‌های محوری شعر رویایی بحث تصویر است. من انواع تصویر در شعر رویایی را با مصداق بررسی کرده‌ام. یعنی تصاویر انتزاعی، تصاویر نیمه‌انتزاعی و تصاویر عینی - ذهنی را کنار هم چیده‌ام و با مصداق توضیح داده‌ام.

در کتاب «بوطیقای شعر حجم» هم این تقسیم‌بندی وجود دارد ولی بدون مصداق. شما در توضیح انواع تصویر، مخاطبتان را فقط به گفته‌ها و نوشته‌های رویایی ارجاع داده‌اید.

در این کتاب هدف من این بوده که آبشخورهای فلسفی شعر حجم را مشخص کنم. اگر کسی بخواهد جدی‌تر پیگیر این قضیه بشود، می‌تواند شرح حاشیه را بخواند. حتی یک جایی ناچار شدم قسمتی از شرح حاشیه را با تاکید در این کتاب بیاورم.

لبریخته‌ها حجم‌گرایانه‌ترین کار رویایی است. کشف تصویری که در آن شعرها وجود دارد، لذت ویژه‌ای به مخاطب می‌دهد؛ حتی اگر این کشف، کشف دقیقی نباشد. و به تعبیر شما؛ جهش مخاطب، جهش کاملا موفقی نباشد. این کشف مثل فاش شدن یک راز بر مخاطب است. شما چقدر موافقید که این رازها برملا شوند؟

قبل از انقلاب هم اشعار سمبولیک و نمادین توسط یک عده توضیح داده می‌شدند. در آن دوره نفوذ تعهدگرایان بسیار جدی بود. افراد متعهد به شدت به شعر رویایی حمله می‌کردند و شعر حجم را ناکارآمد می‌دانستند. حضور او همیشه به عنوان یک شاعر آوانگارد با بن‌مایه‌های عدم تعهد که در ذهن و کار او مشخص است، این عده را آشفته می‌کرد.

حرف رویایی این بود که از تعهد جهت‌داده‌شده بپرهیزید. او می‌گوید «به ندای صادق درونتان گوش کنید».

متعهدها این حرف‍‌ها را لفاظی می‌دانند.

رویایی در یکی از سخنرانی‌هایش گفته بود چرا کسی درباره سرخپوست‌ها حرفی نمی‌زند؟ یک نژاد کامل را همراه با زبان و فرهنگ و آداب و رسوم‌شان، نابود می‌کنند اما شما فقط درباره گرسنگی سیاهان حرف می‌زنید، چون رسانه‌ها به شما می‌گویند به چه چیز متعهد باشید یا نباشید. رسانه‌ها دارند خط تعهد شما را تعیین می‌کنند.

به همین دلیل است که شعر حجم ربطی به تاریخ ندارد. خودش، تاریخ خودش است. شعر حجم مختص هیچ زمان خاصی نیست. هر وقت آن را بخوانید با شما است.

 این تعریف خیلی گسترده است و مختص شعر حجم نیست و می‌تواند هر شعر خوبی را در بر بگیرد.

رویایی می‌گوید تمام شعرهای خوب می‌توانند شعر حجم باشند.

این دیگر مصادره به مطلوب است. هر شعر خوبی شعر بی‌زمان است. شما هر لحظه از تاریخ می‌توانی شعر حافظ بخوانی.

شعر حجم مشکلی با این قضیه ندارد ولی متاسفانه از آن طرف با شعر حجم مشکل دارند.

الان جنجالی که بر سر دعوت کردن رویایی به ایران برپا شده، به استناد شعرش نیست بلکه براساس حرف‌هایی است که زده و تئوری‌هایی که بیان کرده. اصلا یک شاعر را باید بر اساس حرف‌هایش قضاوت کرد یا بر اساس شعرهایش؟ به نظر شما رویایی تا چه حد توانسته تئوری‌هایش را در شعر خودش محقق کند؟

اینجا دو مساله مطرح است؛ ممکن است افق دید یک شاعر چنان وسیع باشد که نتواند به کل آن افق دست پیدا کند ولی بتواند گام‌های اولیه را به آن سمت بردارد. مساله دوم که در مورد رویایی کاملا صدق می‌کند بحث تربیت حجمی است. رویایی برخلاف اکثر جریان‌های معاصر، عجله‌ای برای فهماندن یا تفهیم کردن ندارد. و در همین راستا مقوله‌ای را به نام «تربیت حجمی» مطرح می‌کند. مخاطب شعر حجم باید صبور باشد. شعر حجم بی‌شک شعر صبور و پرتاملی است. شاید بشود کاری کرد که سرعت درک این شعر بیشتر شود آن هم با آموزش این نکته که درک هر تصویر به تصویر قبل از خودش متکی است و به آن قابل ارجاع است. این شگرد برای درک بعضی از اشعار قابل استفاده است. این بازگشت‌ها پرش‌های دیگری از تصویرند. شاید بشود با این شیوه از حرکت عرضی کم کرد و به حرکت طولی اضافه کرد.

در گزیده‌ای که از آقای رویایی آورده‌اید بیشتر به سراغ شعرهایی رفته‌اید که تصاویر موجود در آنها عینی است. مخاطب با تصویر عینی زودتر ارتباط برقرار می‌کند. انتظار من این بود که در این گزیده از لبریخته‌ها یا دریایی‌ها قطعه‌های سخت‌تر و پیچیده‌تری ببینم. دیگر اینکه حجم این گزیده چرا اینقدر کم است. این سوال را هم اضافه کنم که آیا این گزیده می‌تواند معرف شعر رویایی باشد. این شعرها لزوما مصداق آن چیزی است که در بخش تئوری مثلا درباره نسبت شعر حجم با کوبیسم و پدیدارشناسی مطرح کرده‌اید؟

شعرهایی که انتخاب شده، ساختار موزون به معنای کلاسیک دارند. اتفاقا خود آقای رویایی هم اشاره کردند که چرا با این شعرها شروع کرده‌ای. من این کار را کردم تا مخاطب بداند کسی که شعر آوانگارد می‌گوید، لزوما عناصر شعر کلاسیک را کنار نگذاشته. آقای رویایی هم بر شعر کلاسیک مسلط است و هم بر شعر آوانگارد. ولی انرژی‌اش را روی شعر حجم گذاشته. در این گزیده می‌خواستم به مخاطب بگویم ببینید این شاعر از کجا به کجا رسیده. علاوه بر آن می‌خواستم بگویم شعر حجم لزوما همیشه به انتزاع کامل نمی‌رسد. طوری که نتوان به هیچ تصویر شعری‌ای از آن دست پیدا کرد. حجم یک شگرد است که منجر به انتزاع می‌شود. انتخاب من به شکلی بود که شگردهای تصویری را هم مد نظر قرار دهم تا بتواند موید آن چیزی باشد که خود رویایی درباره شکل و شیوه ساختن استعاره در شعر مطرح کرده.

البته او گفته ما در حجم از استعاره هم عبور می‌کنیم و آن را پشت سر می‌گذاریم.

نگاه او به استعاره متفاوت است. استعاره در شعر او هست ولی نه با تعریف کلاسیک آن هم به کمک یک کسره اضافه.

این شکل از گزینش اشعار تا حدودی قابل قبول است ولی نبودن شعرهایی که بتوانند مصداق دقیق مباحث تئوریک این کتاب باشند، خیلی توجیه ندارد.

نمونه‌هایی از لبریخته‌ها در این گزیده نیامد. ولی هم از مجموعه امضاها و هم از مجموعه هفتاد سنگ قبر شعرهایی انتخاب کرده‌ام که به الگوی ذهنی رویایی از حجم نزدیک‌ترند. تمام تلاش من در این کتاب رسیدن به مفهوم حرکت و رفت و آمد ذهنی بین فرم یک شعر است. وقتی از یک تصویر به تصویر دیگری می‌رسید، خلأیی وجود دارد. این خلأ حجمی برایم مهم بوده و به این فاصله فکر کرده‌ام. نیتم به این سمت و سو بوده نه اینکه بخواهم نشان دهم در یک شعر حجمی لزوما انتزاع به تمام معنا اتفاق می‌افتد. در پاسخ به اینکه چرا حجم این گزیده کم است باید بگویم نمی‌خواستم با انتخاب اشعار بیشتر حقوق ناشرانی را پایمال کنم که مجموعه‌های مستقل آقای رویایی را چاپ می‌کنند. فقط می‌خواستم سرنخ‌هایی به دست مخاطب بدهم.

رویایی در دهه چهل در پاسخ به منتقدانش گفت من امروز از چیزی حرف می‌زنم که شاید پنجاه سال دیگر فهمیده شود. عقیده‌اش این بود که شاعر و نویسنده باید جلوتر از زمان خودش حرکت کند. من با حواشی سیاسی که اخیرا درباره او اتفاق افتاده کاری ندارم. برگردیم به دهه هشتاد. یعنی به زمانی که بعد از سال‌ها سکوت زمزمه‌هایی درباره این شاعر بلند شد. زمزمه‌هایی که هنوز هم ادامه دارند. فکر می‌کنید دعوی رویایی بالاخره محقق شده است؟

پیش‌بینی رویایی اصلا پیش‌بینی عجیب و غریبی نیست و به نظر من دارد اتفاق می‌افتد. این ویژگی نوابغ است که گام‌های بلند بردارند. گام‌هایی که همیشه افراد معمولی از آنها عقب‌ترند. پیش‌بینی او با تاخیر در حال وقوع است. در آن زمان شرایط اجتماعی کشور را در نظر بگیرید. قدرت شاعران متعهد را در نظر بیاورید. در آن روزگار شاعران متعهد فرصتی نداشتند که به چیزی جز تعهد فکر کنند. امروزه قدرت وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌ها خیلی بیشتر شده. کسانی هستند که دغدغه آنها شعر و هنر مدرن جهان است. وقتی دنبال آن بروند و آن را مرور کنند خواهند دید که در کشور خودشان کسی پیش از ورود این ترجمه‌ها حرف‌هایی زده که در آنها افق‌های زبان و فرم را پیش‌بینی کرده. به قول شمس لنگرودی اولین مقاله فرمالیستی که در ایران نوشته شده کار رویایی است. من فکر می‌کنم بخشی از آنچه رویایی به آن اشاره کرده در جامعه ادبی ما محقق شده است. الان خلأ کار آکادمیک درباره شعر رویایی کاملا احساس می‌شود.

فکر می‌کنید مهم‌ترین چیزی که شاعران جوان می‌توانند از رویایی بیاموزند چیست؟

در مورد فضای شعر حجم باید بگویم شاعران جوان باید مراقب باشند تا فرصت صبر کردن را از خودشان نگیرند. این نسل در همه چیز عجول است. رویایی به عنوان کسی که بیست سال شعرهایش را منتشر نکرد و صبوری کرد الگوی بسیار خوبی است. او هیچ عجله‌ای برای انتشار اشعارش نداشت. الان خلأ این تامل و صبوری در شعر معاصر به چشم می‌خورد. همه می‌خواهند به سرعت آثارشان را انتشار دهند. به سرعت قضاوت کنند و به سرعت تصمیم بگیرند. اما در شعر حجم بیش از هر چیزی به تمرین صبوری نیازمندیم. صبر در اینکه هم بخوانیم و هم خوانده شویم. این حداقل پیامی است که شعر حجم به ما می‌دهد. حداقل چیزی است که می‌توان از رویایی آموخت. 

5757

کد خبر 345352

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علی A1 ۱۶:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
    6 21
    من دکترای ادبیات فارسی دارم با شعر نو هم مشکلی ندارم احمد رضا احمدی و صالحی و لنگرودی و... را هم دوست دارم اما باور کنید تمام کارهای رویایی فقط اداست اصلا بازی با کلماته
    • بی نام IR ۱۰:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۶
      5 1
      سلام علی آقا درک هنر مدرن یک تربیت ذهنی می خواهد. شمس که شما از شعرش حرف زدید، منظورم شمس لنگرودی است، اوج مدرن بودن شعر فارسی را سپهری می داند. می دانید بی انکه قصد توهین داشته باشم باید بگویم این نکاه از ذهنیتی می اید که ژرف خود رنگی روستایی دارد. هنر مدرن ذهنیت شهری ست. انچه که شما ادا می نامید اندیشیدن به شکل است که از شعر می آید و سمتی در کلیت هنر دارد. شعر یک وجود مستقل است. اگر تعریف شود دیگر شعر نیست. روایت است و هنر مدرن اگر سمتی از روایت هم داشته باشد اما روایتی ست در شکل و شکلی که راویت می شود معماری شکل می شود. این ادا نیست. درک ذات هنر مدرن به دکتری و فوق لیسانس ادبیات نیست. چرا که در دروسی که شما طی دوره های دانشگاهی گذانده اید از هنر مدرن چیزی نیاموخته اید.
  • میعاد دهقانی IR ۰۰:۰۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۰۵
    19 6
    دوست عزیزم جناب آقای دکتر علی، شمایی که دکترای ادبیات فارسی دارید باید بهتر از دیگران پی به قرابت در عین دوری لفظ و معنا برده باشید. شاعرانگی در وحدت لفظ و معنا یا بهتر است بگویم در وحدت الفاظ و معنا متبلور می شود و هنر شاعرانی همچون رویایی ایجاد سیطره ی معنا بر خودآگاه معناگریز است. رویایی خودآگاه را در سه جهت می شکافد و معنا از درز این شکافها از اعماق نهانگاهش فواره می زند و آن سان بر شما رخ می نماید که پندار و وهم بازی و ادا بر شما مستولی می گردد و این خاصیت خودآگاه صلب است که این فوران جوشان معنا را ادا و بازی توهم می کند!!!
    • علی IR ۱۳:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۱/۰۵
      5 20
      شعر رویایی دقیقا مثل نوشته های شماست مثل یه بادکنک که فقط باد شده فقط باد