۱ نفر
۱۴ تیر ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۰
خاطرات وکیل/صیغه محرمیت همان عقد موقت است؟

پدر فرزانه معلم مقطع ابتدایی بود و با وجود وضعیت نه چندان رو به راه اقتصادی اش سعی کرده بود جهیزیه کامل و آبرومندانه ای برای تنها دخترش مهیا کند اما امیر بدون دلیل چند روز پس از خواندن خطبه عقد و پخش کارت عروسی همه چیز را به هم زده بود.

تنها راه کم کردن فشار روحی فرزانه و ترمیم دل شکسته پدرش اجرای مهریه بود که با توجه به دوشیزه بودن فرزانه مطالبه مهریه و اعمال حق حبس(تا مرد مهریه ندهد حق الزام زوجه به تمکین را ندارد)اهرم فشاری بود بر امیر.

به موازات این اقدام وکیل امیر دادخواستی مبنی بر فسخ نکاح به بهانه تدلیس ارائه کرده و مدعی شده بود چون فرزانه قبلا نامزد داشته و این موضوع به امیر گفته نشده لذا خانواده فرزانه تدلیس کرده،امیر را گول زده اند.

جلسه دادگاه با قرائت دادخواست امیر شروع شد.وکیل امیر در تشریح خواسته اعلام نمود بنا بر اطلاعات حاصله فرزانه چند هفته ای نامزد داشته و پدر وی اقرار نموده برای راحتی رفت و آمد نامزد سابق دخترش صیغه محرمیت خوانده و این به معنای عقد نکاح موقت فرزانه است که از امیر پنهان و موجب تحقق تدلیس(گول زدن)و موجب فسخ نکاح است.

نوبت من بود که از موکلم دفاع کنم که اگر موفق نمی شدم علاوه بر زایل شدن مهریه فرزانه،احتمال محکومیت وی به پرداخت خسارت به امیر نیز وجود داشت

جملات ابتدایی دفاع را با طرح این پرسش شروع کردم:رئیس محترم دادگاه!آیا در عرف خانواده شما خواندن صیغه محرمیت به منزله اذن در رابطه زناشویی مانند صیغه موقت است؟لطفا این پرسش را در صورتجلسه قید بفرمایید که آیا قصد پدر فرزانه و فرزانه از خواندن صیغه محرمیت،جاری شدن صیغه عقد نکاح موقت بوده؟ قطعا خیر. بلکه همانگونه که در عرف برخی خانواده ها جاری است منظور از صیغه محرمیت راحتی پسر و دختر در روابط متعارف برای آشنایی بیشتر است نه ایجاد رابطه زوجیت لذا آنچه که پدر فرزانه به عنوان جاری کننده صیغه و فرزانه و نامزدش به عنوان طرفین صیغه از این عبارت قصد داشته اند با آنچه که واقع شده یکی نبوده همانگونه که در فقه اشاره شده" ماوقع لم یقصد و ماقصد لم یقع" یعنی آنچه که قصد داشته اند واقع نشده و آنچه که واقع شده مقصود طرفین نبوده .و چنین عقدی اساسا باطل است .

سپس ادامه دادم: با توجه به دوشیزه بودن موکلم هیچ تدلیسی رخ نداده و مستحق مهریه و حقوق مالی است.

رییس دادگاه خطاب به امیر و خانواده وی توصیه به سازش نمود و گفت کاش به جای طرح دعوی،علت اصلی پشیمان شدن فرزندتان از ازدواج با این دختر را جویا می شدید. زوجه دختری باکره و ظاهر الصلاح است و بهتر است با پادرمیانی بزرگان هر دو دست از لجبازی برداشته قضیه را به سازش رفع کنید.

پدر فرزانه با بغض به قاضی گفت: من با چندرغاز حقوق معلمی برای خرید جهیزیه این دختر زیر بار قرض و بدهی رفتم و الان کل جهیزیه را نصف قیمت هم نمی خرند. با این حال دخترم را روی چشم نگه می دارم اما این درست است که امروز وعده عروسی بگذارند و کارت پخش کنند و فردا پشیمان شوند؟فکر آبروی من و خانواده ام نبودند؟ آیا این پسر به فکر پدر خودش که بزرگ هیات محل است نیست؟

پدر فرزانه بعد از مکثی کوتاه خطاب به رئیس دادگاه گفت:حاج آقا! پدر این پسر هم راضی به این موضوع نیست اما میگوید کاری از دستم ساخته نیست.

رییس دادگاه رو به من و وکیل امیر کرد و گفت:گره کار به دست شما باز می شود. با سر درخواست قاضی را تایید کردم.هنوز صورتمجلس را امضا نکرده بودم که وکیل امیر خارج از عرف حرفه ای امضا زد و از دادگاه خارج شد.

قاضی خطاب به امیر گفت:همه ی وکلا محترم هستند و قابل اعتماد اما شما با این وکیل به سازش نمی رسید.من سال ها دیده ام که وکلا برای امضای صورتمجلس از یکدیگر رخصت میگیرند اما وکیل شما...

قاضی درست حدس زده بود. وکیل امیر تا دیوان عالی کشور پرونده را ادامه داد و در نهایت رای بر رد ادعای امیر و استحقاق فرزانه به مهریه صادر شد.

با ابلاغ رای دیوان، فرزانه و پدرش با جعبه ای شیرینی مرا هم کام خود کردند.

چند روز بعد از این اتفاق، پدرم زنگ زد و گفت: پسریکی از دوستانم وکیل است و از من خواسته برای صلح و آشتی در پرونده ای جلسه ای داشته باشیم و تو هم باشی.امر پدر مطاع بود . گفتم چشم.

روز جلسه یکی از همکاران جوانم را دیدم که بارها در دادگاه با هم سلام و احوالپرسی کرده بودیم اما اسم و رسم همدیگر را نمی دانستیم.کلام اول جلسه که منعقد شد دریافتم جلسه پرونده ی فرزانه است و خانواده امیر وکیل جدیدی اختیار نموده اند تا بالاخره سازشی تحقق یابد.

بعد از مدتی گفت وگو پدر امیر پذیرفت ابتدا بدهی های پدر فرزانه را تسویه کند و یک سرویس طلا هم به فرزانه هدیه دهد و در عوض فرزانه هم مهریه را بذل کند و صیغه طلاق جاری شود.صورتجلسه با امضاء وکیل امیر بسته شد و قرار شد فردا تشریفات قانونی طی شود.

1717

کد خبر 370584

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 10
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • دکتر بیکار بی بورس IR ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    72 1
    ما منتظریم و از همین الان داریم لحظه شماری میکنیم تا ببینیم ان شاء الله وزیر علوم دست تمام رانت خوارهای مجلسی را که آقازاده ها و وابستگانشان را با خوردن حق جوانان مملکت بورسیه کردن را رو کنند
    • بی نام IR ۰۷:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
      10 0
      امیدوارم که به زودی زود و به لطف خدا دست تمام آقازادگان که از ابتدای انقلاب تا بحال بیت المال را به تاراج برده اند رو شود و همگان بفهمند که چه بر سرشان آمده
  • من A1 ۰۷:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    38 0
    در 8 سال گذشته خیلی نیاز به روشن شدن اذهان مردم نبود کلا همه چی شفاف بود . . . کاش عملکردها استاندارد داشت.
  • بی نام A1 ۰۷:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    27 0
    خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد هر چند تا حالا بارها مردم قضاوت کردن و علنا و عملا گفتن چی میخوان. اما چه سود که نمیخواین قبول کنین و مدام دوباره حرف از مردم و قضاوت میزنین
  • ابراهیم A1 ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    7 0
    کاش بشه در مورد افرادی که رتبه علمی و فرهنگی مجلس رو هم به شدت کاهش دادند بحث کرد
  • مهدی IR ۰۷:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    7 0
    چه فایده وقتی که صدا و سیما جاهایی رو که احساس می کنه به سودش نیست سانسور می کنه
  • محسن ۰۷:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    2 0
    ايكاش ساعت پخش و شبكه رو هم مي نوشتيد.
  • علي US ۰۷:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    3 0
    من فكر ميكنم در نظر افكار عمومي احتمال اينكه انگيزه سياسي در استيضاح ايشان وجود داشته باشه بسيار بيشتر از انگيزه خدمت است.
  • علي US ۰۷:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    6 1
    به نظرم دكتر فرجي دانا بايد محكم بر عقايدش پافشاري كنه و قدمي پا پس نكشه حتي اگر رأي اعتماد نياره.
  • بی نام IR ۰۷:۴۹ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۷
    5 0
    گر حکم دهند که مست گیرند, در شهر هر آنکه هست گیرند