یحیی آل اسحاق در گفت و گویی متفاوت با خبرآنلاین از ورزش سخن گفته است.

فرهاد  عشوندی - خبرگزاری خبرآنلاین : یحیی آل اسحاق ؛ نام او سالهاست که با تجارت و بازرگانی بعد از انقلاب اسلامی گره خورده است. او که تا وزارت بازرگانی دولت هاشمی پیش رفت، سالها در مقام رئیس اتاق بازرگانی تهران فعالیت کرد. به پیشنهاد حزب موتلفه، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد. این مرد سیاسی اقتصادی اما فوتبالی هم بوده. اصلا معلم ورزش بوده است. چیزی که پیشتر کمتر درباره آن گفته بود. اینکه قبل از انقلاب برای مبارزه، معلمی ورزش را برای پیشه انتخاب کرده بود. او این بار و در کافه خبر از ورزش و فوتبال سخن گفته است.

*از فرصت استفاده کردیم تا به بهانه حضورتان در کافه خبر، از شما درباره طبقه جدیدی از اشراف بپرسیم که به واسطه ستاره شدن به ثروت رسیدند. چه در فوتبال و ورزش و چه در سینما. می خواهیم درباره این طبقه جدید اشرافی حرف بزنیم.

بحث جالبی است. البته درباره ثروت می خواهم مقدمه ای برای تان بگویم. الوین تافلر هر ده سال یک بار یک کتاب می نویسد و در حوزه های مختلف تاثیرگذار است. آخرین کتاب ایشان ثروت انقلابی هست. معمولا هم پیشگویی می کند و اتفاقا هم درست درمی آید توصیه می کنم حتما این کتاب را بخوانید. کتاب برای انتشارات نی و ترجمه آقای رحیمی است. ایشان پیش بینی کرده آتیه دنیا آتیه عصر دیجیتال و مسائل مربوط به اینترنت و اینهاست. در همه حوزه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... حتی با شرایطی که پیش می آید، آرزوها را هم این نظامات جدید عوض می کنند .

*این انقلاب اطلاعاتی به عنوان یک کرسی علمی تدریس می شود.

انقلاب اطلاعاتی و انقلاب اینترنتی پیش می آید. این چند شب گذشته دربرنامه جیوگی هم این مساله بررسی می شد که آیا اتفاقاتی که بر این اساس رخ می دهد واقعی است یا خیر. حتی آرزوها هم شبیه سازی می شود که مثلا من می خواهم مردی با این خصوصیات باشم . کم کم این به صورت واقعی برایش جلوه می کند و شخصیت و هویت مجازی پیدا می کند.

*این سایت زندگی دوم در غرب حسابی طرفدار پیدا کرده است. همین چند وقت لو رفتن اسنادش باعث رسوایی بزرگی شد.

بله دقیقا، اما این یک اتفاق جدید در دنیاست. حالا بعضی ها می خواهند این را عملیاتی کنند یا حتی این مسائل را هوشمند کنند. آن چیزی که آنجا پیش بینی می کند می گوید آتیه اقتصاد کشور اساسا اقتصاد دیگری است. ما یک دوره کشاورزی و یک دوره صنعت داشتیم دوره جدید دوره دیجیتال است. اگر ما می خواهیم ثروت کسب کنیم، دیگر تولید مطرح نیست. مسائل دیگری مطرح می شوند. نکته دوم این است که ثروت های جدید و شغل های جدیدی ایجاد شده است. اقتصاد هنر وهنر اقتصاد یکی از آنهاست. هنر اقتصاد یعنی جنس اقتصاد هنر است، یعنی جنس اقتصاد ریاضی نیست یک مقدار زیادی تابع ابداعات و اختراعات و هنر و این چیزهاست. یک واژه دیگر هم اقتصاد هنر است که یکی از جریاناتی است که امروزه آهسته آهسته جریان پیدا می کند. یکی دیگر از این موضوعات اقتصاد ورزش و ورزش اقتصاد است؛ اقتصاد ورزش یک رشته ای از درآمد شده امروز یعنی اینها که بازی می کنند یک بخش حرف سلامت است و ورزش و هنر و بهداشت. یک جریان دیگری پشت دنبال توپ دویدن ها هست که انگیزه های بیشتری دارد. این  به مسائل اقتصادی برمی گردد. من خودم به باشگاه بارسلونا رفتم حدود 4ماه قبل .

*بازدید از موزه و فروشگاه بارسا، این روزها حسابی از علایق توریستی مردم دنیاست که به بارسلون سفر می کنند.

بله. از گروهی که همراه هم بودیم، دوستان ما بیشتر پیگیر جذابیت های ورزشی اش بودند اما من غرق در رازهای اقتصادی این باشگاه بودم. کنکاش کردم. موزه، باشگاه، زمین و ... مثلا شما می بینید تمام تابلوهای تبلیغاتی آنجا برای قطر است. قطریها چرا آمدند؟ یک بحث سیاسی شاید باشد اما بحث اقتصادی، شرط بندی ها و دنیایی از اتفاقات پولساز دیگر هم می بینی که برای شان هدف دارند. خرید و فروش بازیکن و خرید و درآمدی که از برند برای شان به جا می ماند، این ها یعنی صنعت فوتبال. یعنی کاملا یک حوزه اقتصادی بر آن حاکم است. شما در کارخانه یک کالا تولید می کنید و او در باشگاه یک بازیکن تولید می کند. او می رود روی یک محصول کار می کند و این روی محصول فوتبال کار می کند .

پس فوتبال یک صنعت است که یک سری از اینها برایش مضر و خطرناک است. تنها چیزی که هنوز هنوز است وجود دارد صفا، عدالت، مردمی بودن، سلامت و آثار معنوی در حوزه ورزش است. آلوده شدن ورزش به حوزه اقتصادی آن هم با این دید خشن اقتصادی که پایبند هیچ اخلاقی نباشد درست نیست. متاسفانه در اقتصاد امروز رایج دنیا اخلاق را نمی خواهند وارد کنند و بین اخلاق و اقتصاد فرق قائل هستند در صورتی که اینطور نیست معنویت و اقتصاد با هم رابطه تنگاتنگی دارند، اقتصاد اسلامی با اقتصاد غیر اسلامی، اقتصاد انسانی با اقتصاد غیرانسانی متفاوت است که ما نمی خواهیم وارد آن بحث شویم. اما ورود اقتصاد به حوزه ورزش با ادبیات غیراخلاقی و غیرانسانی و غیرسلامتی خیلی کار خطرناکی است که متاسفانه آرام آرام در بعضی از حوزه ها مخصوصا حوزه فوتبال ما پیش آمده است.

*ما در فوتبال با ورود حجم زیادی از پول روبه رو شدیم. چون بالاخره ورزش آماتور ما به حرفه ای تبدیل شد و پول از اقتصاد و صنعت و از خزانه دولت بدون هیچ چارچوبی وارد ورزش شد بدون این که ورزشکارهای ما از نظر شخصیتی رشد کرده باشند این چه ااتفاقی ایجاد می کند؟ احتمالا شما نمونه هایش را در بازار دیده باشید آدم هایی که یک شبه پولدار می شوند. شاید با خیلی از هنرمندها و ورزشکارها که یک شبه پولدار شدند و خواستند وارد بازار شوند، روبه رو شده باشید.

در این اصل که توسعه ورزش ضرورت دارد شکی نیست؛ یعنی اساسا در اداره کشوری که 60درصد جمعیتش زیر سی سال است ورزش یک رکن عمده در ساماندهی نظام حکومتی و سلامت و انرژی کشور و حفظ آن از آسیب های مختلف اجتماعی و فرهنگی است و مضاف بر همه اینها ورزش در رشد استعداد انسان ها نقش بسزایی دارد. یعنی یک فوتبالیست که توپ را دریبل می کند و به گل می زند، تمام مشاعر و فرمول های ریاضی در آن به کار می رود. یعنی شما اگر بخواهید ذهنیت یک بچه را در مدرسه رشد بدهید می توانی سوالات ریاضی برایش بگذاری یا یک وقت هم می توانی یک توپ را جلویش بگذاری بگویی از این طرف به آن طرف ببر، این باید برای آن کار تمام معادلات ذهنیش را هماهنگ کند. لذا شما می بینید بازی های فوتبال و ورزش طراحی ریاضی دارد و بازیکن یک آدم کاملا مستعدی است حتی بالاتر از یک مهندس. لذا ورزش یک بحث همه جانبه است هر کشوری که بخواهد به آتیه خودش فکر کند، حتما باید ورزش را توسعه بدهد. 60درصد از جمعیت کشور ما زیر سی سال است پس باید توسعه پیدا کنیم تصور این که توسعه بدون هزینه امکانپذیر است یک تصور غلط است. شما نمی توانی بگویی قربه الی الله همه بیایید بازی کنید، بدون این که ما هزینه ای کنیم و ورزش رشد کند. از سخت افزار تا نرم افزار از مربی تا بازیکن حتما پول و بودجه نیاز دارد. منتهی بحث سر این است که جهت این سرمایه گذاری چی باشد؟  گیر در این نیست که چرا پول وارد ورزش شده و چرا برایش بودجه گذاشتند، گیر در جهت مصرف این پول است. جهت این پول اگر در رشد و توسعه ورزش باشد خیلی خوب است اگر صرف این بشود که یک عده ای از مجموعه افرادی صد نفر یا هزار نفر منتفع شوند، بعد با بدترین نوع تازه به دوران رسیدگی و نوکیسه گی و بداخلاقی و بعد هم با نمود خیلی بد ... وارد جامعه شوند این اشتباه است. چون نکته مهمی که در ورزش است این است که ورزشکارها الگو می شوند. من مدتی معلم بودم و به همین دلیل معلم ورزش شدم.

*جدا معلم ورزش بودید؟

بله قبل از انقلاب به عنوان یک کار انقلابی ومبارزه ای معلم ورزش شدم و در مدارس مختلفی مثل قدس، اثنی عشری و در کل مدارس جنوب شهر تدریس می کردم. خودم فارغ التحصیل علوی بودم و در علوی هم تدریس کردم و با وجودی که هم معلم زبان و فیزیک و ... بودم اینها را ول کردم و رفتم معلم ورزش شدم. روزی حدود ده ساعت با دانش آموزانم ورزش می کردم فوتبال، والیبال، بسکتبال و ... اصلا برایم مهم نبود چه رشته ای غرضم ارزشگذاری به ورزش بود.

*این که برای مبارزه معلم ورزش شوید از جایی به شما گفته شد یعنی تصمیم تشکیلاتی بود یا فقط شما بودید و تصمیم خودتان بود؟

پدر من روحانی مربی و موسس مدرسه قدس منیریه و یک آدم تربیتی روانشناس بود. ما در آن موسسه کارهای تربیتی وانقلابی می کردیم. پدر من خودش یک انسان شدیدا انقلابی بود. ما هم در جریان بودیم ولی نه به صورت تشکیلاتی هر کسی در راه خودش؛ لذا من با بچه ها در حوزه ورزش فعالیت می کردم. معلم ورزش و ورزشکار برای بچه ها الگوست. الان دنیا فهمیده وقتی می خواهد یک برندی را تبلیغ کند از ورزشکارها استفاده می کند اگر یک ورزشکار یک برند را بپوشد ضرب در تعداد جوان ها می شود یا مدل موی سر، شکل عادات، خصوصیات و ... آنها ترویج می شوند. هر خصوصیت اخلاقی که می خواهی زیاد شود بهتر است یک فوتبالیست قهرمان پیدا کنی و از او بخواهی آن کار را انجام دهد یا برعکس. اگر یک آدمی را انتخاب کنی که نمازخوان باشد قبل از بازی طرف دو رکعت نماز بخواند و این را جوان ها ببینند خیلی تاثیرگذار است. تختی قبل از آن کشتی معروفش دو رکعت نماز خواند و رفت و تصویر این در زمان قبل از انقلاب پخش شد. پدر من که سالها در زندان بود و زندانی کشیده بود به من می گفت حاضرم تمام زجری که در این سالها کشیدم و تمام عمری که به خاطر خدا گذاشتم با دو رکعت نماز تختی عوض کنم. اثری که قبل از انقلاب گذاشت که یک قهرمان در سطح جهانی نمازخوان است، من چقدر باید تلاش می کردم تا آن تاثیر را روی بچه ها بگذارم؟ کاری که تختی انجام داد و برای بوئین زهرا پول جمع کرد آن عملش یک مسیر بزرگی را باز کرد.

*آن زمان انقلاب به یک قهرمان نیاز داشت.

بله همینطور است یعنی اگر ما نگران کارهای فرهنگی هستیم بهترین کار این است که ورزشکارهایمان آدم هایی باشند آنطور که می خواهیم جامعه باشد. لذا ورزش در حوزه های مختلف نقش و اثر دارد و ورزشکاران ما تاثیر دارند.

*به نظرم تختی در آن زمان دینش را به انقلاب ادا کرد به نظر شما انقلاب دینش را به تختی ادا کرد؟

نه! آن کارهایی که باید انجام بدهیم ندادیم.

*از تاثیر ورزش می گفتید.

در حوزه های مختلف ورزش خیلی مهم است. حالا اگر این برعکس شود یعنی قهرمانان ما الگوی مصرف گرایی، بداخلاقی، نفوذ فرهنگی، اعتیاد و ... شوند به همان نسبت تاثیر منفی می گذارند. الان ببینید حرف زدن اینها را هم حتی بچه ها تقلید می کنند. نوه کوچک من می خواهد کار مسی را تقلید کند.

*از بارسلونا برایش پیراهن مسی خریدید؟

بله همانجا که به باشگاه رفتم یک توپ ابری و یک لباس خریدم و دیدم بهترین تشویق برایش همین است. حالا چه باید کرد؟ بحث این است که ما باید ورزش را با این وزن و این تاثیر زیاد قبول کنیم یعنی در ذهن بزرگان و علما و مسئولین فرهنگی اگر دنبال اصلاح فرهنگی هستند و اگر می خواهند بچه ها درست تربیت شوند، باید این تاثیر پذیرفته شود و باید الگوهای خوب ورزشی را در این کشور پیاده کنند. اگر استعدادها و مدارس می خواهند استعداد بچه ها و قدرت مغزی آنها رشد پیدا کند به جای این که ورزش حاشیه شود، یعنی ورزش را تعطیل کنیم ریاضی بگذاریم، باید ریاضی را تعطیل کنیم ورزش بگذاریم. این یک واقعیت است اگر بخواهم بچه من با استعداد شود و معادلات را خوب حل کند باید ورزش به صورت جدی دنبال شود. یعنی اگر قرار است بچه رد شود باید از ورزش رد شود نه این که الکی نمره بدهند. اگر می خواهیم یک بچه خوب و متدین تربیت کنم باید معلم ورزش متدین شود و در مدرسه اول وقت جلوی چشم بچه نماز بخواند و یک آدم خوش اخلاق باشد. مساله ورزش بسیار مهم است باید به آن به عنوان شاخص رشد و فرهنگ توجه شود اگر توجه نشود به همان نسبت زیان دارد و فرهنگ را از بین می برد، نشاط بچه ها را از بین می برد و بچه ها را افسرده می کند. الان یکی از معضلات ما افسردگی است و ورزش عامل نشاط است و راهش این است که ورزش با ابعاد مختلف شناخته شود. یکی از این حوزه ها اقتصاد ورزش است که چه در هزینه، چه در درآمد، چه در اخلاق اقتصادی و چه در تقسیم منابع چه در زد و بندها و غیره اگر خارج از حیطه فرهنگ شود مشکل می خورد.

*الان ما فقط علی دایی را داریم که زمانی هم به اتاق بازرگانی تهران آمد.

ایشان فقط کارت گرفتند.

*به نظر می رسد ورزشکاران ما که وارد اقتصاد شدند بدون تخصص وارد شدند.

بله فقط کاسب هستند و آمدند.

*موفق هم هستند؟

باید ببینیم که در حوزه و حیطه خودشان توانستند موفق شوند یا خیر.

4141

 

 

کد خبر 487465

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =