پرویز پرستویی با انتشار مطلبی داستان پیدایش یکی از ضرب‌المثل‌های ایرانی را با مخاطبانش به اشتراک گذاشت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین پرویز پرستویی که در صفحه‌ی اینستاگرامش مطالب پندآموز و حکایت‌های جالبی را منتشر می‌کند، این بار به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های پرکاربرد ایرانی رفته و حکایت پیدایش آن در زبان فارسی را برای طرفدارانش نقل کرده است:

«ابوعلی سینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری، جلوی قهوه‌خانه‌ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه‌خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید، از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار ابوعلی سینا نشست.

شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من نبند،چرا که خر تو از کاه و یونجه او می‌خورد و اسب هم به خرت لگد می‌زند و پایش را می‌شکند.

خر سوار آن سخن نشنیده گرفت و به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد.

خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.

شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد.

صاحب خر، ابوعلی سینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد.

قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما ابوعلی سینا که خود را به لال بودن زده بود، هیچ چیز نگفت.

قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است؟

روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را به لال بودن زده تا اینکه تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می‌زد.

قاضی پرسید : با تو سخن گفت ؟چه گفت؟

صاحب خر گفت : او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد میزند و پای خرت را میشکند...

قاضی خندید و بر دانش ابوعلی سینا آفرین گفت.

قاضی به ابوعلی سینا گفت حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!

ابوعلی سینا جوابی داد که از آن به بعد در زبان پارسی به مثل تبدیل شد:"جواب ابلهان خاموشی ست"»

57245

کد خبر 489651

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ناشناس A1 ۲۰:۵۸ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۳
    2 0
    ایول همیشه ازمطالب آقای پرستویی استفاده کرده ام خداسایه اش روازسرمون کم نکنه ایکاش دیگران هم به مردم خوراک فرهنگی ومعرفتی میدادند,,