به گزارش خبرآنلاین، آن چنان که در آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی از خاطرات سیدمحمد خاتمی، آمده است، وی از روابط صمیمانه حاج سید احمد خمینی و آیت الله هاشمی رفسنجانی سخن گفته و آنها را یاران صدیق امام(ره) خوانده است.
این مطلب در شماره بازیابی1192، جلسه چهارم، تاریخ74/10/27 ، صفحه 11 تا 15 در مرکز اسناد قابل دسترسی است.
گوشههایی از خاطرات خاتمی از حاج احمدآقا را میخوانید:
-
من قبل از دوره خارج از فقه با حاج احمدآقا آشنایی نداشتم. ایشان یکی، دو سال کوچکتر از من بود. سال 44 که ما قم رفتیم، آنجا ایشان بیست سالش بود و تازه دیپلم گرفته بود یا نگرفته بود و طلبه نبود، من با ایشان آشنایی نداشتم. سال پنجاه که برگشتم میدیدم ایشان را خوب، محترم بود، باوقار، خوب ولی آشنایی نداشتم.
-
به مناسبتی که حاج احمد آقا با آقای صدوقی، داماد ما آشنا بودند، رفت و آمدهایی که میشد من از همان اواخر50، 51 با ایشان آشنا شدم و بحثهای سیاسی میشد. این آشنایی منجر شد به یک نوع همکاری، هم خیلی از مباحثات داشتیم؛ چون ایشان به متون آشنایی داشت؛ هم از امام نقل میکردند که باید بلد باشی، آدمی که میخواهد ملا بشود، باید بتواند از متون استفاده بکند، با هم مباحثه اینطوری داشتیم ولی عمدتاً مسایل، مسائل سیاسی بود. از پنجاه ویک تا پنجاه و شش که ایشان آمد نجف و بعدش هم من اوایل 57 رفتم آلمان، این نزدیکی وجود داشت.
-
اولین مطلبی که از امام صادر میشد، یا امام لازم میدیدند که کار انجام بشود، آن دست حاج احمدآقا بود، رابطهایی داشت ایشان با نجف که بعضی از آنها هم هستند، خیلی با گرفتاری مسائل را میآوردند، آلبومها، عکسها، اعلامیهها، نوارها، گاهی مثلاً فرض کنید نوار را همینطور میپیچیدند دور پاهایشان که بتوانند از مرز عبور کنند، جایی نباشد، بعد دوباره میآمدند این نوار کاست را درست میکردند از اینجور کارها.
-
محور حاج احمدآقا بود با محمد آقای منتظری و دوستانی دیگر.. یعنی اولاً هر چیزی که از امام صادر میشد، حداقل یکی از مرکزهایی که بلافاصله دریافت میداشت و بلافاصله از آنجا پخش میشد در جامعه، خانه احمدآقا بود.
-
در سال های پنجاه و یک، تا پنجاه و شش، تقریباً هرچیزی که بنام حوزه طلاب منتشر شد، کاری بود که واقعاً محورش احمدآقا بود، بنده هم حالا نقشم همین بود که یک چیزی مینوشتم، من کمترین نقش را داشتم.
-
حاج احمدآقا رابطه مستمر و خیلی جدی با جناب آقای هاشمی رفسنجانی داشت، در سفرهایی که میکرد به تهران، مشورتهایی که میکرد، و همکاریهایی که میکردند و شدیداً هم دفاع میکرد، یعنی واقعا ًایشان معتقد بود که بعد از امام فعالترین چهره در صحنه انقلاب اسلامی آقای هاشمی رفسنجانی است، این نظر ایشان بود و این رابطه هم وجود داشت و از کسانی که خیلی با ایشان نزدیک بود مرحوم لاهوتی بود. البته لاهوتی را هم باید انصاف داد از لحاظ سیاسی از مریدان آقای هاشمی رفسنجانی بود؛ با این که خودش خیلی آدم شجاعی بود و متأسفانه بعد از انقلاب هم یکهخورده و نقار خاطری بین ایشان و انقلاب و آقای هاشمی و حاج احمدآقا همه اینها پیدا شد... در مجموعهای که کار میکردند آقای هاشمی رفسنجانی هم در واقع میتوانیم بگوییم محورش بود.
-
مطمئنترین مطالب راجع به امام نزد احمدآقا بود و تقریباً میتوانم بگویم که همه انقلابیون اگر دریافتهایی هم از امام داشتند، یکی از موارد به اصطلاح کنترل کردن آن که مال امام هست یا امام این را میخواهند احمدآقا بود. احمدآقا هم بسیاری از مسائل را یک وقتهایی که همینطور آدمها قاچاقی میرفتند نجف، اینها میفرستادند.
-
قبل از پیروزی انقلاب احمدآقا از پرکارترین و خیرخواهترین مراکزی بود که در زمینه تداوم انقلاب اسلامی و ایجاد رابطه بین رهبری انقلاب و مردم و به اصطلاح فرماندهان این انقلاب تلاش میکرد. چون به هرحال فرمانده اصلی در بیرون بود و سربازان و افسران این انقلاب که یا زندان بودند یا میرفتند جای دیگر، حاج احمدآقا بود، بدون اینکه نه ادعایی داشته باشد و عنایت هم داشت که هیچ این مسئله معلوم نشود برای پوشش داشتن قضیه.
-
حاجاحمدآقا صفت ممتازش این بود که واقعاً ارادت نسبت به امام داشت. قصد خدمت به امام داشت. آن ملاکها که بسیاری از آقازادهها داشتند ایشان نداشت. ممکن بود حاج احمدآقا هم مثل هر کس دیگری اشتباه بکند، اما اشتباه کردن چیزی است و اینکه آدم بخواهد از این انقلاب بهره شخصی بگیرد، خدای نکرده چیز دیگری است که حاج احمدآقا هیچ این قصد را نداشت، واقعاً ارادت به امام داشت، در این زمینه پسر امام نبود ؛یعنی مرید و کسی بود که امام مقتدای او بود، نه روی تعصب پدر و پسری واقعاً، بهخاطر اینکه احساس کرده بود که راه امام درست است.






نظر شما