تهران البته نه بدبینانه و نه بارویکرد منفی، باید بپذیرد حتی در اثباتی ترین حالت ممکن نمی تواند باهمسایگان عرب خود به یک روابط رویایی یاهمکاری استراتژیک دست یابد.زمینه آن، هم به لحاظ تاریخی و هم از جنبه سیاست مدرن و نگاه عربی عملا وجود ندارد .ماهیت سنتی 3 مفهوم اساسی دیپلماسی یعنی "منافع – امنیت - همکاری " تغییرکرده است.

این سوال همواره ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است " جهان عرب واقعا مجموعه یی متحد است؟".
جمال عبدالناصر زمانی در رویا و خیال باطل به دنبال تحقق اتحاد اعراب و رهبری آن بود. او همواره از رادیو صوت الجماهیر فریاد می زد " اعراب قلب جهان و قاهره قلب امت عربی است!". نمی دانم خوشبین بود یا متوهم!؟ تاریخ حداقل در باره خوشبین بودن اوقضاوت نکرده.ناصرهرچه بود، اما انورسادات مانند ملک حسین از ته دل به او می خندید.ملک حسین معتقد بود "ناصراز واقعیات دور است". ناصردر حالی در توهم رهبری جهان عرب بسر می برد که متحدان به ظاهر انقلابی او مانند قذافی،بومدین،ناصر محمد،حتی عناصر مرتجعی مانند البکر و صدام  نیت مشابهی در باره خود داشتند.روان پریشی ناشی از رهبری یگانه جهان عرب متحد، به مانند امروز که عربستان آرزو می کند، توهم وبیماری دائمی رهبران عرب بوده است.وجود چنین روحیه جاه طلبانه و بیمار گونه یی،البته ربطی به انقلابی و ارتجاعی بودن پایتخت های عربی ندارد. یک طیف این بیماری زمانی در قاهره بود،زمانی دیگر در بغداد و دمشق وامروز در ریاض و دوحه و ابوظبی!.به همین دلیل فکر میکنم ماهیتا هر گونه ادعا و یا کوشش برای آنچه اتحاد عربی توصیف می شود به خودی خود نه مهم ، نه چندان خطرناک و نه از جنبه تجربی - تاریخی و شناختی که از ماهیت ناهمگون جوامع متکثر عربی وجود دارد امر امکان پذیری ست.تنها چیزی که کوشش های اعراب برای همگونی از یکدیگر را متمایز و متفاوت میکند، مانند نشست های سالانه سران اتحادیه عرب، تاریخ انجام آنهاست.
نشست هفته گذشته(24 و 25 جولای)سران عضو اتحادیه عرب ، آنهم تحت فشار سیاسی ریاض در نواکشوط موریتانی را باید در همین چارچوب دید.در انتهای نشست موریتانی ، بدون آنکه اعضا بتوانند حتی بر سر ابتدایی ترین مواضع مشترک خود به یک جمع بندی برسند، صرفا با صدور یک بیانیه کم رنگ که وجود بند هایی ضد ایرانی در آن دور از انتظار نبود، رهبران عرب ترجیح دادند مانند همیشه بی سروصدا به خانه های خود باز گردند.محتوای بیانیه نشست نواکشوط با توجه به موضع گیری ریاض و هزینه یی که برای آن کرد، حاوی نکته تازه وغیر منتظره نبود.از دید عربستان وقتی  همه چیز خریدنی ست و تنها نرخ آنها متفاوت است چرا نتوان بیانیه اتحادیه عرب را خرید!.ازآقای بان کی مون با سالانه 17 میلیون دلار برای سازمان ملل گرفته،تا عمر البشیر جنایتکار جنگی وناقض حقوق بشر با250 میلیون دلار!،از اسماعیل عمر گله جیبیوتی با 35 میلیون دلارگرفته تا عبدالقیوم مالدیو با 200 میلیون دلار خط اعتباری و یا محمود عباس فلسطینی با 300 میلیون دلار!. *اعضای اتحادیه عرب هم نرخ خود را دارند.با این شیوه آنگاه از اتحاد کیفی عربی که وقوع آن از محالات است و یا صدور یک بیانیه باید نگران بود؟.به قول رابرت فیسک "امری تقریبا محال و غیر ممکن".
تا آنجا که به جامعه بین المللی و مشخصا ایران مربوط می شود با شناختی که از تاریخ جاه طلبی رهبران عرب وجود دارد،بیانیه نواکشوط در کلیت مناسبات عربی - ایرانی اتفاق تازه یی نبود. متقابلا فکر می کنم تهران لازم است استراتژی حوزه عربی خود را در یک کانسپت عمومی تر از دیپلماسی بین المللی و مناسبات کلان توزیع قدرت با رویکرد همکاری جهانی مورد توجه و بازیابی قرار دهد وبار روانی خود درواکنش به موضع گیری های اعراب را قدری سبک تر کند. به باور گروهی از ناظران سیاسی و دیپلمات های مقیم منطقه ،تهران بیشتر نیازمند نوعی بازنگری اساسی در سازمان سیاسی و تعاریف دیپلماسی خود در منطقه با رویکرد تاثیر و تاثرگذاری بین المللی ست والبته تا حد زیادی متفاوت از تجربه و مولفه های گذشته .
در این میان شانس بزرگ ایران در مقطع حساس کنونی،وجود رئیس جمهوری متفاوت چون حسن روحانی و تیم رویایی سیاست خارجی اوست که فرصتی تکرار نشدنی در ایران و در میان جامعه بین المللی به شمار می روند.جامعه بین المللی لازم است به این نکته توجهی خاص داشته باشد.برخورد آرام و معقول دولت روحانی با مسائل منطقه خلیج فارس و شورش رهبران عرب از حدود 1سال پیش وپس از توافق اتمی با قدرت های جهانی، تا کنون مانع از بهم ریختن اوضاع خاورمیانه و خلیج فارس شده است. یک دیپلمات عمانی که کشورش مناسبات گرمی با تهران دارد در مسقط می گوید" با توجه به ظرفیت های محدود و شکننده امنیتی و سیاسی منطقه این میزان هوشیاری بسیارجلب توجه می کند". سرمقاله نویس ارشد روزنامه النهار سرکیس نعوم نیز ماه فوریه و پس از بازگشت از تهران یا آور شد" آنها افراد بسیار باهوشی و عاقلی هستند ".
اما چشم انداز آینده چیست؟.
بخشی از این چیستی به خود اعراب مربوط می شود. روزنامه الاهرام هفته گذشته پس از نشست نواکشوط یادآور شد" باید درک کنیم که اوضاع آن قدر بد است که شرایط جهان عرب به وضعیت ترسناک و وحشتناک فعلی رسید. باید به صراحت و شجاعانه اعتراف کنیم. لازم است صداقت به خرج دهیم و نیات حسنه خود را نشان دهیم".
اما تا آنجا که به ایران مربوط می شود ، تهران البته نه بدبینانه و نه بارویکرد منفی باید بپذیرد حتی در اثباتی ترین حالت ممکن ، نمی تواند باهمسایگان عرب خود به یک روابط رویایی یاهمکاری استراتژیک که خواهان آن است دست یابد.زمینه آن، هم به لحاظ تاریخی و هم از جنبه سیاست مدرن و نگاه عربی عملا وجود ندارد .ماهیت سنتی 3 مفهوم اساسی دیپلماسی یعنی "منافع - امنیت - همکاری " نه تنها تغییرکرده که وزن ارزشی آنها نیز متفاوت شده است. اگر در 3 مولفه یاد شده برای اعراب همه چیز در حال تغییراست چرا برای ایران اینگونه نباشد. تهران قبول کند یا نه؟بروز تغییرات آتی در عرصه بین المللی، اجتناب ناپذیر و قطعی در بسیاری ساختار های دیپلماسی - منافعی و امنیتی دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد. هرچند فکر میکنم مدتی ست این اتفاق افتاده است.امابا توجه به نوع نگاه متفاوتی که اکنون به ایرانی ها وجود دارد آنها می خواهد در کجای این تغییرات و معادلات قرارگیرند؟ سوالی که پاسخ آن تنها به خود تهران مربوط می شود. امروززمان تصمیم گیری ست. فردا شاید دیر باشد.matinmos@gmail.com

*بسیاری از این مبالغ به صورت  نقد یا خط اعتباری پرداخت می شوند.در پاره یی موارد منابع ضد پولشویی بین المللی گفته اند بخش قابل توجهی  از مبالغ نقدی به صورت شخصی پرداخت می شود. مانند پرداخت هایی که ظاهرا طی 6 ماه گدشته حداقل 2بار به عمرالبشیر صوررت گرفته است.

 

کد خبر 563800

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =