۰ نفر
۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۶:۲۵

سیف‌الله یزدانی مدیرمسئول روزنامه عصر اقتصاد در سرمقاله این روزنامه نوشت: ما در گذشته هم گفتیم که اختیار بخش خصوصی در دست افراد سوداگری است.

روزشنبه اول هفته جاری رییس کنفدراسیون صادرات اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران در یک نشست مطبوعاتی ضمن اعلام خبر محدود شدن صرافی ها در مبادلات تجاری خارجی ارز ، نرخ دلار 4170 تومان برآورد کرد.

 این اولین بار نیست که یک صادراتچی خود را متولی بازار ارز میداند و برای رونق صادرات، در مورد مسایل ارزی خط مشی تعیین میکند، اما سوال اینجاست که آیا راهکار اصلی توسعه صادرات دلار درمانی است؟

 ما در گذشته هم گفتیم که اختیار بخش خصوصی در دست افراد سوداگری است ، که منافع محدود و کوتاه مدت خود را بر منافع ملی و عموم مردم و حتی منافع پایدار و بلند مدت خود ترجیح میدهند و در این راه هیچ نگاه علمی و منطقی به مسایل اقتصادی ندارند.

 ابراز خرسندی ایشان از محدودیت صنفی صرافان شاید به نقش این صنف در نقل و انتقالات ارزی مربوط باشد ، اما با توجه به آنچه که در آذر و دی ماه سال جاری در بازار ارز اتفاق افتاد، گویا برای صاحبان ارز صادراتی ،  سهم گیری صرافان در منافع صاحبان ارز صادراتی طی بحران ارزی ، مهمتر ازاخلال گری احتمالی صرافان درنقل و انتقالات خارجی ارز باشد. چرا که مقطع پایان سال فرصت مناسبی برای برخورد با صرافان نیست و می تواند بازار غیر رسمی ارز را بحرانی تر کند. شاید هم چنین برخوردی با صرافان و داغ شدن بازار غیر رسمی ارز منافعی هم برای صاحبان ارز صادراتی باشد.

 اما بخش دوم سخنان ایشان یک اقرار ضمنی است به نقش یا رضایت بحران سازی نرخ ارز در آذرماه و دی ماه ، چرا که وی دقیقا همان نرخی را برای ارز صادراتی پیشنهاد داده است که در ان ایام برای دلار در بازار غیر رسمی ارز  خلق شد. به عبارت عامیانه ، دم خروس صاحبان ارز صادراتی در نقش آفرینی بحران ارزی از کلام ایشان مشهود است.

 نرخی که وی پیشنهاد می کند و قبل از او هم دلالان ارز در دیماه در بازار ایجاد کردند، حتی با فرمول ناقص و مجعول تعیین نرخ ارز ( یعنی اصلاح نرخ برابری ارزها بر اساس  مابه التفاوت نرخ تورم دوکشور) هم قابل اثبات نیست، حتی اگر بپذیریم نرخ اعلامی رییس کل بانک مرکزی (3600تومان) با آن فرمول ناقص و مجعول منطبق است.

 البته نکته جالب دیگری هم در دیدگاه های اعلامی ایشان وجود دارد که متاسفانه شائبه فرصت طلبی را در مورد این مقام صادراتی بخش خصوصی ایجاد میکند. وی معتقد است که ثبات نرخ ارز برای ایجاد اطمینان در صادرکنندگان ضرورت دارد، اما معلوم نیست که چرا باید این ثبات بعد از افزایش نرخ ارز و در قیمت غیر کارشناسی بالا ایجاد شود؟

 در مورد قیمت واقعی دلار با نگاه ملی و حفظ منافع همه مردم و تعادل بازارهای مختلف کشور بعدا بیشتر سخن خواهیم گفت، اما در این خصوص فقط به دو نکته اشاره می کنیم:

1- نرخ 41700 تومانی دلار، نر خی بی ثبات خواهد بود که فقط به درد کسانی می خورد که ارزهای اظهار نشده در داخل و خارج دارند و الا نه پایداری صادرات از آن حاصل می شود و نه رونق و رفاه ملی!

2- این نرخ در حالی اعلام می شود که همه مسئولین اقتصادی اجرای یکسان سازی نرخ ارز در سال 1396 را ضروری می دانند و در بودجه کل کشور نرخ  3300 تومانی را برای دلار تعیین کرده اند، در این شرایط یا بایدنرخ دولتی ارز در سال 96 را به 4170 تومان برسانند که همه محاسبات بودجه را بهم میزند و یا باید ایشان از نرخ 4170 تومانی عدول کنند.

 ظاهرا به نظر می رسد رییس راهبردی ترین کنفدراسیون تجاری کشور که باید هر روز و بلکه هر لحظه همه اخبار مرتب با حوزه فعالیت خود را رصد کند و آثار این اخبار را در فعالیت حوزه خود برآورد نماید، از ضروری ترین جریانات مرتبط با حوزه خود بی اطلاع است!  

3535

کد خبر 635715

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 5
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۷:۴۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۵
    2 0
    در ایران همیشه ساده ترین راه یعنی افزایش قیمت فروش به جای کاهش قیمت تولید در دستور کار است. در جایی که همه کشورها در رقابت سعی می کنند تا نرخ تولید محصولات خود را کاهش دهند ایرانی ها سعی می کنند تا قیمت فروش را بالا ببرند. اینم از بخش خصوصی ما.
    • بی نام A1 ۰۹:۳۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۵
      3 1
      این ساده ترین راه نیست اما پرمنعفت ترین راه است که برای عده معدودی به اسم صادراتچی که بیشتر خام فروش هستند سودهای بادآورده به ارمغان می آورد و البته برای کشور و مردم تگنای اقتصادی. با این صادرات دو زاری و بی کیفیت که در مواردی اعتبار محصولات ایرانی را به قیمت سودجودیی عده اندکی به اسم صادراتچی در بازار جهانی مخدوش می کند، بهتر است بی خیال آن شویم و همان نفت مان را بفروشیم اما درست بفروشیم. همه همسایگان مان مشغول خالی کردن اندوحته میدان های مشترک گازی و نفتی هستند و ما که به دلیل تحریم ها توان فنی و عملیاتی مان تحلیل رفته است فقط تماشا می کنیم و شعار تو خالی صادرات غیرنفتی و بستن چاه های نفت را سر می دهیم
  • هما A1 ۰۹:۲۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۵
    3 1
    یادم اومد از یکی از صادراتچی های صاحب نام که در دوران شروع بحران نرخ ارز در دوره احمدی نژاد که حرفهایش هنوز در آرشیو خبرآنلاین در دسترس است. وقتی نرخ ارز در بازار آزاد به 2200 هزار تومان رسیده و محمود بهمنی در واکنش به این اتفاق گفته بود دلار نهایتاً 1500 تومان ارزش دارد این صادراتچی کهنه کار در واکنشی تند به اظهارات بهمنی گفته بود: آقای بهمنی اعلام کرده که ارز را 1500 تومان خواهد کرد. من می پرسم کدام ارز را؟ اگر ارز 1226 تومانی باشد که بله ایشان می تواند آن را 1500 تومان بفروشد اما نمی تواند ارز 2200 تومانی را به 1500 کاهش دهد. الان این صادراتچی و دوستان در اتاق بازرگانی ایران سمتهای کلیدی دارند و البته همقطار سابق شان هم رئیس دفتر رئیس جمهور و حافظ منافع شان در دولت است.
  • هما A1 ۰۹:۲۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۵
    2 1
    یادم اومد از یکی از صادراتچی های صاحب نام که در دوران شروع بحران نرخ ارز در دوره احمدی نژاد که حرفهایش هنوز در آرشیو خبرآنلاین در دسترس است. وقتی نرخ ارز در بازار آزاد به 2200 هزار تومان رسیده و محمود بهمنی در واکنش به این اتفاق گفته بود دلار نهایتاً 1500 تومان ارزش دارد این صادراتچی کهنه کار در واکنشی تند به اظهارات بهمنی گفته بود: آقای بهمنی اعلام کرده که ارز را 1500 تومان خواهد کرد. من می پرسم کدام ارز را؟ اگر ارز 1226 تومانی باشد که بله ایشان می تواند آن را 1500 تومان بفروشد اما نمی تواند ارز 2200 تومانی را به 1500 کاهش دهد. الان این صادراتچی و دوستان در اتاق بازرگانی ایران سمتهای کلیدی دارند و البته همقطار سابق شان هم رئیس دفتر رئیس جمهور و حافظ منافع شان در دولت است.
  • بی نام IR ۱۰:۲۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۶
    1 0
    متاسفانه برداشت اشتباه اقای یزدانی نویسنده مقاله در این است که قیمت واقعی را با افزایش قیمت یکسان می پندارند. اگر سرکوب کردن قیمت ارز و عرضه آن به قیمت پایین، کار درست و با منطق اقتصادی بود و نتیجه می داد طی سی و هشت سال گذشته نتیجه داده بود که نداده است. عرضه ارز باید تک نرخی و به قیمت واقعی نباشد نه الزاما بالاتر یا پایین تر این برداشت اشتباه نویسنده است که کلا از واقعی کردن قیمت راز بالاتر رفتن آن را نگاه می کند. و این همه رانت و فساد شکل گرفته از عرضه ارز ارزان دولت و چند نرخی را نمی بیند.