مرحوم فخرالدین طریحی در کتاب منتخب واقعه عاشورا روایت های دقیقی از رخدادها را آورده است.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از کتاب منتخب، واقعه شهادت حضرت علی اکبر (سلام الله علیه)  این گونه روایت شده است. وی می‌نویسد:

لشگر را مثل گله روباه پیش انداخته بود و با داس شمشیر قد و قامت شجاعان را قلم قلم می ‏کرد از جد و پدر استمداد همت دم بدم می ‏نمود و یا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا علی (علیه السلام) می ‏فرمود، مبارزان جرئت و جلادت آن نوجوان را دیدند همدیگر را ملامت می ‏نمودند که خاک بر سرتان، جوان هیجده ساله آتش بر خرمن وجود صد هزار لشگر زده، چرا کارزار بر وی سخت نمی ‏گیرید همه ناگهان بر وی حمله کنید

فجاشت جیش الثعالب و الارانب و صالوا علیه من کل جانب آن همه لشگر بر شبیه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رحم نکرده، دل احدی بر آن گل باغ احمدی نسوخت.

به میدان کین بهر آن نوجوان
دل نای نالید و پشت کمان
ندانم حسین بهر آن گل غدار
چسان داشت آرام صبر و قرار

مرحوم صدر قزوینی در حدائق الانس پس از آنکه به نقل مرحوم مفید فرزندان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) را تعداد می ‏کند می ‏فرماید: شاهزاده علی اکبر  پس از آنکه از پدر اذن گرفت و با مخدرات در خیام وداع نمود روی به قتال کفار آورد و بعد از خواندن رجز مرکب عقاب را چون بحر خفیف به جولان در آورد در حمله اول صد و بیست نفر از مشرکین را به نیران فرستاد و برگشت خدمت پدر و اظهار عطش کرد، امام (علیه السلام) پسر را حواله به آب کوثر نمود، آن جوان رشید دو مرتبه عنان مرکب به میدان کشید ولیکن در این حمله ثانیه خستگی و تشنگی بر شاهزاده غلبه کرده بود زخم و جراحتهای منکر بر بدنش زیاد رسیده بود معهذا در حمله هشتاد نفر دیگر را نیز مسافر جهنم نمود و هر کس که جنگهای امیرالمومنین (علیه السلام) را دیده بود از جنگ کردن علی اکبر جنگ حیدر صفدر را بخاطر می ‏آورد و هر که را که بر سر می ‏نواخت تا پشت زین می ‏شکافت و هر که را بر کمر می ‏زد دو نیمه می ‏ساخت.

مرحوم مفید در ارشاد فرموده: در آن هنگام که شاهزاده والا مقام بر کفار می ‏تاخت و ارکان کفر را زیر و زبر می ‏ساخت چشم مرة بن منقذ بر دلیری و شجاعت علی اکبر افتاد که بهر طرف می ‏تازد فوجی را از زین به زمین می ‏اندازد و بهر سو که روی می ‏کند گروهی را معدوم می ‏سازد آن حرامزاده از شجاعت شاهزاده به غضب در آمد قسم یاد کرد و کشتن شبیه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را به گردن گرفت و گفت: علی آثام العرب ان مربی یفعل به مثل ما فعل ان لم اثکله اباه، ای مردم گناه تمام عرب به گردن من باد هرگاه این جوان از نزد من عبور کرد و باز شجاعت و دلیری به خرج داد هر آینه پدرش را به مرگش می ‏نشانم.

شاهزاده به همان قاعده در حرب می ‏کوشید و مانند رعد می ‏خروشید در قتال فتور و قصور نمی ‏نمود، عرق بر چهره‏ اش نشست، رخسارش مانند گل مخمل سرخ گشته بود در اثنای محاربه عبور شاهزاده به جائی که مرة بن منقذ ایستاده بود افتاد، آن ناپاک سخت دل که کمین کرده بود شمشیری زهر آلود بر فرق همایون علی اکبر نواخت از فرق تا به ابرو شکافت، هنوز آن جوان از زخم منقذ آسوده نشده بود که مرة بن منقذ به روایت شیخ مفید علیه الرحمه نیزه آتش فشان بر پشت و پهلوی شاهزاده فرو برد، ماه آسمان ولایت از زین بر زمین افتاد فصرعه فاحتواه القوم فقطعوه باسیافهم از طعن نیزه شاهزاده بر زمین افتاد لشگر پراکنده که پدر کشته و برادر کشته و فرزند کشته بودند همه جمع شدند و دور آن ناکام را گرفتند و جسم اطهرش را با دم شمشیر قطعه قطعه نمودند.

مرحوم سید در لهوف می ‏نویسد: تیر زهر آلودی به گلوی شاهزاده جای گرفته بود که از خون او قامت علی اکبر مانند شاخه ارغوان رنگین شده بود.

مرحوم مجلسی قدس سره در بحار می ‏فرماید: بعد از ضربت خوردن بفرق همایون علی اکبر (سلام الله علیه) قوت و توانائی از شاهزاده رفت سپر از یک دست و شمشیر از دست دیگرش افتاد ثم اعتنق فرسه فاحتمله الفرس الی عسکر الاعداء
یعنی دست به گردن اسب انداخت و معانقه کرد که اسب او را به خیام حرم ببرد ولی از کثرت لشگر آن حیوان راه خیام را گم کرد روی به میان لشگر می ‏رفت از هر جا آن حیوان عبور می ‏کرد بی رحمان ضربت بر بدن آن جوان می ‏زدند خلاصه هر که هر چه در دست داشت مضایقه نمی ‏کرد و با آن ضربتی بر شاهزاده می ‏زد تا حدی که مرحوم مجلسی فرموده: فقطعوه بسیوفهم اربا اربا یعنی آن نانجیب مردم شاهزاده را با شمشیرهایشان پاره پاره کردند.

/6262

کد خبر 805631

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =