این اظهار نظر به شدت خشم پاکستانی ها را برانگیخت به گونه ای که حتی تا همین امروز شهرهای این کشور صحنه تظاهرات اعتراض آمیز مردم و آتش زدن پرچم انگلیس است. خبر در گفتگو با پیرمحمد ملازهی کارشناس شبه قاره به ارزیابی این موضوع پرداخته است.
دولت پاکستان از سوی نخست وزیر انگلیس و حتی دولت افغانستان به صدور تروریسم متهم شده است.
واقعیت اینست که انگلستان و افغانستان سرویس اطلاعات این کشور موسوم به آیاسآی پاکستان را محکوم کردهاند. یعنی باید تفاوتی میان دستگاه امنیتی ارتش و دولت پاکستان قایل باشیم.با تمام این تفاوتها، نکتهای که نباید اهمیت آن را از نظر دور داشت اینست که دولت و ارتش پاکستان نتوانستهاند دنیا را قانع کنند که آیاسآی دیگر از طالبان حمایت نمی کند و این رابطه مربوط به دوران گذشته است. هر چند که این حمایت بارها تکذیب شده ،اما واقعیت اینست که بسیاری از کشورها مطمئن هستند که حمایتهای آیاسآی از طالبان ادامه دارد.
یک بحثی مطرح است که سرویس اطلاعات پاکستان طالبان داخلی را سرکوب اما طالبان خارجی را تقویت می کند. می توان گفت که آی اس آی دقیقا به کدام طالبان کمک می کند طالبان پاکستان یا طالبان افغانستان؟
باید بگویم که طالبان در حال حاضر دو شاخهاند: یک دسته طالبان محلی پاکستانیاند که در وزیرستان و مناطق قبیلهای ساکناند و گروه دیگر طالبانی هستند که ملیت افغانی داشته و در همین مناطق با نیروهای دولتی و آمریکایی و ناتو در افغانستان درگیرند. دولت پاکستان تا به این مرحله با طالبان محلی خود مقابله کرده است اما دخالتی در سرکوب طالبان افغانستان نداشته. برای جامعه جهانی اقدام پاکستان در حمله به طالبان محلی در دره سوات بسیار قابل توجه بوده است. اما همچنان این زمزمهها وجود دارد که چرا دولت پاکستان در منطقه وزیرستان شمالی که گروه طالبان هوادار دولت پاکستان و در رأس آن حقانی قرار دارد تاکنون اقدامی صورت نداده است. خواست جامعه جهانی و فشارها بر روی اینست که دولت پاکستان حقانی را که اکنون یکی از عمده ترین مشکل سازان در افغانستان است تحت فشار قرار دهد. اطلاعات زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه حقانی با دولت پاکستان ارتباط زیادی دارد و همین موضوع سبب شده تا چنین اتهامی متوجه پاکستان شود.
پاکستان در مبارزه با تروریسم جدی است،چون پای امنیت ملی کشور در میان است.اما باید دید که پاکستان با کدام تروریسم،کدام جناح و کدام گروه در حال مبارزه است. واقعیت اینست که پاکستان در حال مبارزه با طالبان محلی است و نه طالبان افغانستان. تفاوت دیدگاههای میان انگلستان و آمریکا هم در همینجاست. آمریکاییها به خوبی میدانند که بخش امنیتی ارتش پاکستان حمایتهایی از جریان افراط در منطقه دارد.اما آمریکا قصد دارد سیاستی را در پیش گیرد که سرانجام پاکستان مجبور شود دستگاه امنیتی خود را تحت کنترل درآورد تا آنها حمایت از طالبان را متوقف کنند. در میان کشورهای منطقه،پاکستان می تواند متحد مهمی برای آمریکا باشد. هیچکدام از کشورهای منطقه از جمله ایران،چین و آسیای مرکزی به اندازه پاکستان پتانسیل همکاری با آمریکا را ندارند.آمریکا به خوبی به این واقعیت آگاه است، آنها به پاکستان نیاز دارند،پاکستانیها هم برای امنیت خود و برای مقابله با هند و سایر سیستمهای ضدپاکستانی به آمریکا نیاز دارند.از این زاویه اگر به موضوع بنگریم،آمریکا،هند،انگلستان و کمابیش دنیا به این واقعیت آگاه است.
با این همه موضع کرزی این است که آمریکا اصلی ترین عامل گسترش تروریسم در افغانستان است.
کرزی بر این نکته تأکید کرده است که نیروهای آمریکایی و ناتو نیز در مبارزه با تروریسم کوتاهی میکنند،به جای اینکه در روستاهای افغانستان به دنبال تروریسم بروند و مردم بیگناه را قربانی کنند،باید ارتش آمریکا و ناتو که توان لازم را برخوردارند وارد خاک پاکستان بشوند.این بحثی است که کرزی از قبل آن را مطرح کرده بود. اما بعد از انتشار 90 هزار سندی که در خصوص جنگ افغانستان منتشر شد، شکل جدیتری به خود گفت.
به نظر می اید موضوعی که پاکستان را خیلی عصبانی کرد این بود که چرا کامرون این موضعگیریها را در دهلی نو اتخاذ کرد. به نظر شما کامرون از عمد دست به این کار زد؟
بله. کاملا عمدی بود. در واقع این اظهار نظر کامرون یک وجه مثبت برای هند و وجه مثبت دیگری برای داخل کشور خودش داشت. از دید هندیها مسئله تروریسم توسط پاکستانیها حمایت میشود و بیشتر آنها توسط گروههای کشمیری، شیخ محمد و لشگر طیبه و حزبالمجاهدین و گروههای ضدهندی هدایت میشوند لذا این اظهارات توانست هندی ها را خوشحال کند. کامرون با این کار در واقع نشان داد که قصد دارد به دولت پاکستان و آیاسآی فشار بیاورد تا دست از حمایت گروههای کشمیری بردارند. از لحاظ داخلی هم به نوعی نگرانیهای کامرون در داخل انگلیس را نشان می داد. بیشترین جمعیت مسلمان ساکن در انگلستان پاکستانیتبارهایی هستند که میتوانند به طور بالقوه افراط گری و تروریسم را در داخل انگلستان گسترش و جریان ضددولتی را در این کشور تقویت کنند.من تصور میکنم که این دو موضوع علت اصلی نگرانی کامرون است.
این اظهارات سوای از ناراحتی دیپلماتیکی که میان اسلام آباد و لندن پدید آورده تاثیر دیگری هم خواهد داشت.
این اولین باری بود که یک سیاستمدار انگلیسی خیلی صریح بر حمایت آیاسآی از طالبان و صدور تروریسم در منطقه تأکید کرد. اگر این مسئله را در کنار انتشار اسناد منتشر شده در نظر بگیریم پر واضح است که فشار بر روی پاکستان بسیار شدیدتر خواهد شد. اکنون جامعه جهانی در حال وارد آوردن فشار بر پاکستان است تا این کشور را در موقعیتی قرار دهد که تصمیم نهایی خود را بگیرد. یعنی پاکستان را بین یک دو راهی قرار دادهاند که بین دو گزینه یکی را انتخاب کند؛ یا اینکه ارتش آمریکا و ناتو وارد خاک این کشور بشوند که احتمالا با این کار موجودیت پاکستان به خطر افتاده و احتمال تجزیه این کشور و حتی زیر سوال رفتن بقای این کشور وجود خواهد داشت و گزینه دوم اینکه پاکستان آیاسآی را تحت کنترل خود در بیاورد و کاری کند که انها نه از طالبان گروه حقانی و نه از طالبان گروه القاعده حمایت نکنند.در نهایت اینکه دولت،ارتش و دستگاه امنیتی باید به این نتیجه برسند که ادامه این وضعیت به نفعشان نیست و کشورشان در خطر است.
موضع آمریکایی ها اما گویا با انگلیسی ها در این مورد متفاوت است.
در حال حاضر آمریکا به این مسئله پی برده است که اتخاذ هر سیاستی که آمریکا را از این کشور دور کند،به زیان دو طرف است.از این زاویه آمریکا سیاست هویج و چماق را در برخورد با پاکستان در پیش گرفته است.به این معنا که از یک طرف هویجی را در قالب هفت و نیم میلیارد دلار به پاکستانیها نشان دادهاند که قرار است طی پنج سال آینده به این کشور واگذار شود که بیشتر در قالب اعطای سلاحهای جنگی پیشرفته از جمله اف16 و اف19 و سایر کمکهای نظامی و تسلیحاتی است اما در ازای این کمکها،اگر پاکستان این هویج(کمکهای آمریکا) را نخورد، آمریکا هم چماقش را بالا میبرد.چماقی را که آمریکا در حال حاضر در برابر پاکستان بالا برده، زمینههای تبلیغاتی آن را کامرون و کرزی آماده کردهاند و آمریکاییها هم سعی میکنند که خود را متفاوت از این دو نشان دهند.ولی واقعیت اینست که آمریکا هم همین سیاست را دنبال میکند.سیاستی که آمریکا در پاکستان دنبال میکند،اینست که به شکلی قاطع با طالبان هم محلی و هم طالبان افغانستان وارد جنگ شده، قبائلی را تحت کنترل در بیاورد و دیگر مشکلی تحت عنوان طالب و القاعده وجود نداشته باشد.سران القاعده هم دستگیر و یا کشته شوند با این تفات که همین مأموریت را ارتش پاکستان هم انجام بدهد.البته پاکستان هم آمادگی خود را با این مسئله اعلام کرده است.







نظر شما