۰ نفر
۲۳ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۷

ورود موقت منشور کوروش و رونمایی از آن فرصتی برای بازخوانی کوتاه و مجدد مقوله ای مهم در دوره معاصر است: تعامل دین و ملیت، اسلامیت و ایرانیت

 این موضوع، در سده اخیر - و بویژه پس از انقلاب اسلامی ایران، بارها و بارها مورد تامل قرار گرفته است. مراسم ویژه رونمایی از منشور کوروش، حضور ریاست جمهوری و حواشی آن محفل، سخنان رئیس دفتر رئیس جمهور در مراسم ( و نیز سخنان پیشین وی در مباحث مرتبط به مکتب ایرانی و ...) انگیزه ی نگاشتن این سطور شد. جستاری که نمی خواهد بحث تفصیلی را در این زمینه رقم زند بلکه تنها به شناخت چند جریان فکری در این موضوع می پردازد و گزارشی از آن را ارائه می کند:


جریان نخست: ایران پرستان دین ستیز
این دیدگاه، که جوانه های نخستین آن در «شعوبیان افراطی» نمایان بود، در دوره معاصر حیات مجدد یافت و با ترویج نوستالژیک ایران باستان، با مفاهیم و ساختارهای اسلامی به مخالفت پرداخت. این نگرش را در آثار کسانی چون میرزا فتحعلی آخوند زاده (نویسنده مکتوبات کمال الدوله و ..) میرزا آقاخان کرمانی (نویسنده کتابهای سه مکتوب و آئینه اسکندری) صادق هدایت (در نوشته های پروین دختر ساسان، نیرنگستان، توپ مرواری) پور داود (در فرهنگ باستان، پوراندخت نامه و ..) و نویسندگانی دیگر می توان یافت.

جریان دوم: دین خواهان ایرانیت گریز
این دیدگاه، نیز در پاره ای از ایرانیان متقدم چونان ثعالبی، زمخشری و ... وجود داشت. از زمخشری، نقل است که می گوید به عربی دشنام ام دهند، بهتر از آن است که به پارسی ستایش ام کنند! این دیدگاه در دوره معاصر هم حضور محسوس در حیات فکری - اجتماعی دارد. جریانی که عنصر اصلی هویت را، اسلام و دیانت می داند و برای عناصر عینی - تاریخی ایرانیت، جایگاه و حرمتی قائل نمی باشند.
نمایه های این نگرش را در رویکرد های زیر می توان دید:
            • به زبان فارسی بی اعتنایند.
            • تاریخ ایران باستان را نمی شناسند، برای آن ارزش قائل نیستند و در حوزه ادبیات مکتوب، نمایشی و نیز شاخه های گوناگون هنر به آن نمی پردازند.
            • برای ترویج مطالعات ایرانی و نیز زبان فارسی در خارج کشور اهتمامی نمی دارند.
            • سنت های تاریخی ایرانیان چونان عید نوروز و ... را مهم نمی دانند.
            • نسبت به تحریف های تاریخ ایران و نیز مصادره ی شخصیت های تاریخی بی حساسیت اند.
            و ...

جریان سوم: ایران گرایان مسلمان
این جریان ، «اسلامیت» را انکار نمی کنند، آن را محترم می شمارد و باور های دینی و احیاناً التزامات علمی - فردی دینی را با خود به همراه دارد. اما خود را «ایرانی - مسلمان» می داند و نه مسلمان ایرانی. کانون اصلی هویت خود را «ایرانیت» تعریف می کند و عناصر دیگر را در مدار آن قرار می دهد و در مقام تعارض و تزاحم عناصر، آن کانون را، مبنای اصلی تفسیر و تاویل می شناسد.
این جریان را نیز، در نمادها و گرایش های زیر می توان بازشناسی کرد:
            • به مسائل سیاسی جوامع مسلمان چون مساله فلسطین و .. به عنوان یک دغدغه مهم و بنیادین نمی نگرد.
            • رخدادهایی طبیعی چونان سیل، زلزله و .. در جهان اسلام برای او همدردی ایجاد می کند، اما خیزش نمی آفریند.
            • صرفاً با اتکا به نظریه منافع ملی حرکت می کند و سیاست داخلی - خارجی را بر آن اساس بنبان می نهد. در نتیجه پاره ای از احکام شرعی - اسلامی را در این نوع نگرش، کنار می نهد.

 

جریان چهارم: هویت گرایان اسلامی - ایرانی

مولفه های اصلی این جریان، عبارتند از:


1. بخشی از خویشتن تاریخی - فرهنگی جامعه ما، خویشتن ایرانی ماست. بی تردید نمی تواند این عنصر از هویت را نادیده و یا کم اهمیت انگاشت.


2. هویت فرهنگی - تاریخی جامعه ایرانی، گرچه ریشه در تاریخ ایران باستان دارد ( دوره های هخامنشی، اشکانی و ..) اما خویشتن ایرانی، در آن دوره محدود نمی شود بلکه تاریخ پس از اسلام ایران نیز بخش مهمی از هویت ایرانی است.


3. آیا اسلام در ظروف فرهنگی - تاریخی گوناگون یک گونه ظهور و بروز یافته است یا می توان از اسلام ایرانی، اسلام عربی، اسلام آفریقایی و .. سخن گفت؟ برخی چنین می انگارند که مسلمانان در افق فرهنگی - تاریخی گوناگون، به یک گونه معارف دین را فراگرفتند و به نسل های پسین منتقل کردند. اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا اسلام پذیری فرهنگ های گوناگون ( که عمدتاًَ با شور و اشتیاق درونی اتفاق افتاد) متاثر از ویژگی های فرهنگی - قومی ایشان نبوده است؟ هویت گرایان اسلامی - ایرانی معتقدند که می توان از «اسلام ایرانی» سخن گفت. اسلامی که با روح ایرانی، یعنی چند بعدی نگری، خیال گرایی، درون نگری، آرامش گروی و ... ، در آمیخته است. اگر می توان به تعبیر شهید مطهری از تاثیر عرب و عجم بودن در فتوای مجتهد (که مقام برجسته دینی است و امکان فاصله گذاریش با زیست بوم خود بس وسیع تر است) سخن گفت، آیا نمی توان آن را در گونه پذیری فرهنگی هزاران مسلمان ایرانی صدر اسلام دخیل دانست؟!


4. تعامل اسلام و ایران، هویت جدیدی را در ایرانی مسلمان و اسلام ایرانی پدید آورده است. این هویت، متعارض یا متضاد با (عرب مسلمان) یا (اسلام عربی) نیست، بلکه متفاوت با آن است. همانگونه که تفاوت های فردی - قومی، مزیت جهان خلقت است : «انا جعلناکم قبائل و شعوبا لتعارفوا». تفاوت های فرهنگی در اسلام و مسلمانی نیز مزیت جهان تشریع است، تمایز هایی که در نهایت به فهم و استقرار برتر دین کمک می کند.


5. نماد هویت ایرانی، نباید سلاطین و شاهان باشند. طبقه بندی متعارف و مغلوط تاریخی آن بوده و هست که مقاطع زمانی حیات ملت ها را در برش سلسله ها قرار داده و در نتیجه به مرور شاهان نمادهای هویت تاریخ یک ملت شده اند : اما آیا براستی کسانی چون فردوسی، سعدی، حافظ، مولوی و .. شایسته تر برای نماد هویت ایرانی اند یا کسانی چون سلطان محمود غزنوی؟
ایران قبل از اسلام را نیز با همین مقیاس باید سنجید. کوروش ها، داریوش ها، اردشیر ها و حتی خسروانوشیروان ها نماد های واقعی هویت ایرانی نیستند، تاریخ و فرهنگ ایرانی را دانشمندان، کارآفرینان، هنرمندان، ادیبان و .. ساخته و پرداخته اند، آنان را باید شناخت و ارج نهاد.


6. خدمات متقابل اسلام و ایران را بایستی به صورت متوازن و متعادل مورد توجه قرار داد. تاملات و مطالعات ارزشمند استاد شهید مطهری را پی جویی کرد و هم در افق تاریخی و هم در مطالعات عینی و جاری تا قدر و سهم این تعامل را دریافت و به هیچ کدام جفا نکرد.


7. این دیدگاه ، اسلام را در سطح ابعاد معنوی - اخلاقی فرو نمی کاهد بلکه آن را برنامه ای برای زیست فردی- اجتماعی می داند. هم چنین خود را عضوی از امت بزرگ اسلامی می شناسد و در آلام و مصائب آن، دردمندی نشان می دهد و در رفع آن تلاش می کند.


8. این جریان درک درست از اسلام را، سکوی جهش اعتلای ایران می شمرد و هر قرائتی از اسلام را که موجب عقب ماندگی یا تاخیر پیشرفت جامعه ایرانی باشد، نادرست می داند. چه این که چراغ، در آغاز گرداگرد خویش را فروزان می کند.

 

 

کد مطلب 92485

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 14
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • مرتضی US ۱۵:۵۵ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۳
    2 0
    آخری درسته
  • بی نام IR ۲۰:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۳
    2 6
    کم کم به پهلوی ستایی هم می رسند این اقایان . شب دراز است و قلندر بیدار
  • آرش US ۲۰:۵۵ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۳
    5 5
    تمام اینها یک معضله که ما زو از دانستن محروم هستیم.زمانی که حتی یک فیلم کوتاه در مورد کوروش بسازیم هیچ دشمنی نمیتواند از آن سو استفاده کند. البته نه فیلمی مانند 40 سرباز و یا ستاره سهیل که فقط توهین به ایران و ایرانی بود. عربها به جاهلیت خودشون افتخار میکنندو خودشون رو متمدن میدونند اما ما با این همه ریشه و فرهنگ غنی تاریخی از دانستن تاریخ محرومیم. مسئولان به هوش بیاییند
  • صادق IR ۰۵:۴۲ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    9 4
    چو ایران نباشد تن من مباد. کورش و امثال کوروش در دیار خود غریبند اصولا ما ایرانیها غریبه پرستیم
  • بی نام IR ۰۸:۰۸ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    11 4
    درود بر کورش بزرگ...
  • مهرنگار IR ۰۸:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    5 3
    نگارنده محترم؛ در تمام ادوار تاريخي ايران، موج ايران گرايي و ناسيوناليسم ايراني به اندازه امروز شديد نبوده است. اصولا مقوله هويت بسيار پيچيده تر و عميق تر از تحليل و دسته بندي سطحي شماست، دليل باستان گرايي و احيا چهرهايي مانند كورش و داريوش و غيره نيز در راستاي نياز زمانه و ميل ذاتي انسان به اسطوره و قهرمان ملي است. اين گرايشي اصيل و منطقي ملازم رشد تاريخي و كمالگرايي انسانهاست. در يك كلام هيچ ملتي از قهرمان ملي و اسطوره بي نياز نيست.
  • تخت جمشید IR ۱۰:۰۲ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    9 4
    من به ایرانی بودن خودم افتخار می کنم و می نویسم که زنده باد کوروش کبیر با آن همه عظمت فقط کافی است هر ایرانی یک بار وصیت نامه کوروش را بخواند
  • مهرداد IR ۱۰:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    7 2
    بچه هاي ما جومونگ و مرد عنكبوت وبتمن و ميكي موس يا سيندرلا و... مي شناسند ولي با كوروش ويا ساير شخصيتهاي فرهنگي وعلمي ما بيگانه هستند براي اينكه چماق فرهنگي بيگانگان پرزورتر است شما يك كيف مدرسه كه عكس شخصيتهاي بيگانه روش نباشه به زحمت مي توانيم گير بياوريم
  • بدون نام DE ۱۱:۰۰ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    2 0
    kesi ke be tamadone khodesh ehteram nazare be tamadone digaranham ehteram nemizare
  • امین IR ۱۱:۱۰ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۴
    10 3
    شما چون تحمل مقایسه حکومت عادلانه کوروش با دولت امروزی رو ندارید حتی از مخدوش کردن چهره یک پیامبر الهی (کوروش-ذوالقرنین) هم استفاده ابزاری می کنید. واقعا برای خبر آنلاین جای تاسف داره که کوروش کبیر پاک طینت رو با پادشاهان ظالم دوره های دیگه مقایسه می کنه
  • کریم IR ۰۹:۱۱ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۵
    4 1
    به نظر من مهم اینه که مردم در آرامش و آسایش باشند و با آنها عادلانه و محترمانه برخورد شود چه حکومت شاهنشاهی باشد چه ...
  • پيشاهنگ ستوده درويش IR ۰۲:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۶/۲۷
    1 1
    بسيار خوب . ليكن اولاً آيه مورد استناد بدون « انّا » درست است . ثانياً در اين آيه صحبت از قبايل و شعوبيست با يك منشأ كه بايد يك امّت هم آرمان شوند . ثالثاً فاصله دولت فعلي با جريان چهارم چقدر است كه مي خواهد بر همه ايرانيان - اعم از شيعه و سنّي - نيز سيطره داشته باشد ؟
  • محمد کلاته سیفری IR ۰۷:۵۳ - ۱۳۸۹/۰۷/۰۲
    8 2
    لطفا کوروش رو باسلطان محمود غزنوی مقایسه نکن.هویت ما هم شعرا ودانشمندان هستند و هم بادشاهانی چون کوروش(نه محمود غزنوی)
  • بدون نام IR ۲۳:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۸/۲۰
    4 8
    وصیت نامه کوروش؟!سند تاریخی ندارد.کمتر خودمان را مسخره کنیم! منشور کوروش با وصیت نامه اش فرق میکند. برای اطلاع بیشتر از جعلی بودن متن شایعه ای وصیت نامه کوروش به سایت دکتر مرادی غیاث آبادی مراجه کنید.