تئاتررسول میرزاعلی؛ تعزیهخوان و پردهخوان، فرزند مرشد حسن میرزاعلی، نوه مرشد تقی میرزاعلی و نتیجه مرشد رضا میرزاعلی با اشاره به این که باباجانش؛ رضا میرزاعلی در تکیه دولت طفلخوانی میکرده است خاطراتی از زبان او به یاد میآورد و از روزی میگوید که احمدشاه را به تکیه دولت برده بودند تا نذر شبیهخوانی سکینه(س) را در تعزیه «ابوالفضلالعباس(ع)» برای رفع بیماریاش ادا کند.
موسیقیمحمد میرزمانی؛ موسیقیدان، رهبر ارکستر و آهنگساز میگوید: «این که با توجیهاتی چون جلب توجه نسل جوان، صداهایی به مداحیها و سوگواری سنتی ما اضافه شده که پیشتر وجود خارجی نداشته است، به عقیده من، نه جلب توجه نسل جوان که خیانت به فرهنگ سنتی ایران، خیانت به هویت ملی- مذهبی ماست.»
تئاترمرشد محمد احدی، نقال و پردهخوان و علی صابر، اولیاءخوان و اشقیاءخوان ازجمله هنرمندان حاضر در پنجمین شب «خیمه هنر» بودند. مرشد احدی با اشاره به این که به عقیده او پردهخوان کسی است که «هفتشهر عشق را طی کرده و مرشد خانقاه بوده باشد» میگوید تنها مُرشد پردهخوان زنده، اوست. علی صابر نیز که با دو مجلس تعزیه؛ «شهادت علیاکبر(ع)» و «بازار شام» به «خیمه هنر» آمده است از معدود و انگشتشمار بودن تعزیهخوانی میگوید که هم موافقخوان باشند و هم مخالفخوان و مثل او هم شبیه حسین(ع) را بخوانند و هم شبیه یزید را.
تئاترسیدمحمدمهیار میرنقی (مخالفخوان و جامهدار تعزیه) میگوید: «زمانی که تعزیهخوان میخواهد به صورت شخصی یک عدد زرهخود برای خود تهیه کند طبیعتا ابایی از پرداخت هزینه بیشتر برای خرید نمونه مجللتر ندارد. در صورتی که خرید چنین چیزی برای جامهدار کاری دشوار است. ضمن این که یک جامهدار وقتی قرار است لباسهای ۱۰ مجلس کامل تعزیه برای اجرا در طول ۱۰ شب را اجاره دهد دست کم باید چهار دست «زرهخود» در اثاثش موجود داشته باشد.»
تئاتر سیدمحمدمهیار میرنقی (مخالفخوان و جامهدار تعزیه) با این که تاکید میکند ما شاهد حضور تعزیهخوانانی ازجمله بزرگترین تعزیهخوانان ایران در اصفهان هستیم که نمیتوان اثر حضورشان را بر رونق تعزیه در این استان نادیده گرفت، ادامه میدهد: «در عین حال نمیتوان علاقهمندی اصلی برخی بانیان تعزیه در این استان را به بازار اسب مد نظر نداشت.»
تئاتر سیدمحمدمهیار میرنقی (مخالفخوان و جامهدار تعزیه) میگوید ما هر سال شاهد تغییراتی در لباسهای تعزیه هستیم. او ادامه میدهد: «مثلا تعزیهخوانی را در نقش جناب حُر دیدم که راهراههای لباسش یکی در میان زرد و مشکی بود. این اتفاق که به مرور در حال باب شدن هم هست به نظر من نه چندان خوشایند تعزیه است و نه چندان درخور آن. تاکید میکنم که مشکل من نه گرفتهشدن چنین تصمیماتی از سوی اساتید که تاثیر تصمیمات آنهاست.»
تئاتر سیدمحمدمهیار میرنقی (مخالفخوان و جامهدار تعزیه)، شمرخوان ۴۱ ساله میگوید: «روزگاری وقتی شیر وارد مجلس تعزیه میشد شور و حالی عجیب به حاضران دست میداد و بسیاری به او متوسل میشدند و نذر شیر تعزیه میکردند و حاجت میگرفتند. با این حال، در سالهای اخیر، متاسفانه کلیپهایی از انسانهای نابخرد در شبکههای اجتماعی پربازدید شد و اتفاقات ناگواری رخ داد که شیر تعزیه از جایگاه اصلی خود دور و دورتر و در کمال بیاحترامی به مضحکه گرفته شد.»
تئاترسیدمحمدمهیار میرنقی (مخالفخوان و جامهدار تعزیه) معتقد است حرفه جامهداری در حال به فراموشی سپرده شدن است و مگر این که قرار بر اجرای تعزیههای غریب باشد تا سراغ جامهداران بروند. او از یک سو نگران تاثیرگذاری سلیقههای شخصی است که لباس همیشه تکرنگ حُر را تبدیل به پارچهٔ راهراه زرد و مشکی میکند و از سوی دیگر نگران تعزیههای غریب است؛ مانند، «تعزیه حضرت زهرا» که برای اجرایش به دستاس (آسیاب دستی) نیاز است و «تعزیه شستبستن دیو» که روزگاری پیداکردن سرِ دیو برایش بسیار آسان بود و امروز اگر ناممکن نباشد دست کم بسیار دشوار است.
تئاترهاشم فیاض، یک سال پیش از درگذشتش (۱۳۸۲) در گفتوگویی بلند با شماره ۶۳-۶۲ مجله «نمایش» در پاسخ به این که «اکثر مردم گمان میکنند تعزیه فـقط شـرح مصیبتها است و برای گریه کـردن...» گفت: «نه، اینطور نیست. ما تعزیه عروسی قریش داریم که همهاش خنده است، حتی دایره هم میزنند، تعزیه مختار هم همینطور است.»
ادبیات«روزشمار شبیهخوانی؛ به روایت هاشم فیاض» عنوان کتابی به کوشش داود فتحعلیبیگی با همکاری سمانه کاظمی و مهدی صفارینژاد است که تیر ۱۳۹۰ توسط انتشارات نمایش منتشر شد. در بخشی از این کتاب از زبان فیاض چنین میخوانیم: «یه پوست هندونه میگرفتیم و دو تا پر مرغ هم بهش میزدیم میکردیم کلاخود (کلاهخود). از همونجا عشق و علاقه من به تعزیه شروع شد.»
تئاترعلیاصغر دشتی، کارگردان و مدرس تئاتر، «مجلس شبیهخوانی شازده کوچولو» را حاصل علاقهای موازی میداند: یکی علاقه به شبیهخوانی، تحت عنوان یک پیشنهاد اجـرایی یا تـکنیک اجرایی و نه صرفا یک مراسم آیینی- مذهبی و دیگری علاقه به «شازده کوچولو»ی آنتوان دوسنت اگزوپهری.
تئاترهاشم فیاض تا زمان حیات (۲۱ اسفند ۱۳۸۳) تنها بازمانده از تعزیهخوانان تکیه دولت و استاد مجالس غریب تعزیه؛ تعزیههایی ناآشنا برای عموم که به ندرت خوانده میشوند، محسوب میشد. گردآوری ۲۵۰ عنوان نسخه تعزیه و ملزومات و تکنیکهای اجرایی آنها، هاشم فیاض را به دایرهالمعارف روشهای اجرا و موسیقی تعزیه تبدیل کرده بود. او روز جمعه ۲۱ اسفندماه ۱۳۸۳ بر اثر بیماری دیابت در بیمارستان شماره ۲ تهران درگذشت.
تئاترعنایتالله قاسمی، موافقخوان و نسخهسُرای تعزیه در کنار انتقاد از تغییرات ایجادشده در طراحی لباس و موسیقی مجالس تعزیه، به پررنگشدن بیش از پیش مسئله پول اشاره میکند و میگوید: «هماکنون به گونهای است که بعضی چنان مبالغ کلانی درخواست میکنند که اساسا بانی مجلس عقب میکشد. چون میترسد از عهدهاش برنیاید و این خود به معنای کمرنگتر شدن اجرای تعزیه است.»
تئاترمرتضی صفاریان از کهنسالترین چهرههای تعزیه ایران است که این روزها در ۹۴ سالگی، اگرچه حافظهاش دیگر یاری سالهای گذشته را ندارد، اما هنوز نسخههای تعزیه را بیاشتباه یاد میآورد و با دلتنگی از دوری صحنههای شبیهخوانی میگوید: «خیلی دلتنگ اجرای تعزیه شدهام اما دیگر توان گذشته را ندارم.»