گروه اندیشه: دکتر مجتبی لشکربلوکی، در سلسله مقالاتش ۱۲ کشوری که «تجربه ققنوس وار برخاستن از خاکستر» و دستیابی به توسعه را در کارنامه خود دارند، بررسی کرده است. در شماره های قبل سه کشور آلمان، ژاپن، و رواندا از نظرتان گذشت. در این بخش، تجربه کشور ایرلند را می خوانید:
****
این کشور که به «جزیره زمرد» شهرت دارد، زمانی با رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکرد و به خاطر خالص مهاجرت منفی در حال آب شدن بود، اما با جذب شرکتهای بزرگ فناوری مانند دل و اپل به پایگاهی تکنولوژیک تبدیل شد. ایرلند امروز جمعیتی حدود ۵ میلیون و مساحتی حدود ۷۰ هزار کیلومتر مربع دارد که تقریباً ۵% جمعیت و ۴% مساحت ایران است. ایران و ایرلند هر دو تجربه مهاجرت نخبگان و مهاجرت عمومی را داشته اند که نشانه های ظهور بحران بوده یا هست.
چگونه شرایط بحرانی شد؟
در دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰، ایرلند با بحران اقتصادی و اجتماعی گسترده ای مواجه شد. نرخ بیکاری به بیش از ۱۷٪ رسید، بدهی خارجی بهشدت افزایش یافت، نرخ مهاجرت بهویژه میان جوانان رشد چشمگیری یافت و کسری بودجه دولت به حدود ۱۵٪ تولید ناخالص داخلی رسید. از علل بحران میتوان به مدیریت نادرست مالی، هزینهکرد بالای دولت در دهه ۱۹۷۰، شوکهای نفتی، و رکود جهانی اشاره کرد. افزون بر این، نرخ بالای مالیات و بروکراسی سنگین، انگیزه سرمایهگذاری و رشد بخش خصوصی را کاهش داده بود.
چگونه از دل بحران، توسعه متولد شد؟
اجماع سیاسی و سیاستهای ریاضتی (۱۹۸۷–۱۹۹۰): در سال ۱۹۸۷، دولت جدید به رهبری چارلز هاوی از حزب فیانا فیل با حمایت ضمنی حزب مخالف، مجموعهای از اصلاحات مالی و بودجهای شدید را آغاز کرد. کسری بودجه با کاهش هزینههای عمومی و انجماد دستمزدها مهار شد. در عین حال، دولت وارد گفتوگویی نظاممند با اتحادیههای کارگری و کارفرمایان شد که به توافق مشارکت اجتماعی[۱] منجر شد و ثبات سیاسی و اقتصادی را بهبود داد.
تغییر پارادایم اقتصادی و جذب سرمایهگذاری خارجی (۱۹۹۰–۲۰۰۰): دولت با هدف خروج از بحران، سیاستهای اقتصادی خود را بر جذب سرمایهگذاری خارجی، بهویژه از آمریکا متمرکز کرد. ایرلند نرخ مالیات بر شرکتها را به ۱۲.۵٪ کاهش داد، زیرساختهای دیجیتال را تقویت کرد، نیروی کار تحصیلکرده و انگلیسی، زبان خود را بهعنوان مزیت رقابتی معرفی کرد، و قوانینی ساده و شفاف برای تجارت وضع کرد. این دوره آغاز جذب غولهای فناوری مانند Intel (۱۹۸۹)، Microsoft (۱۹۹۰)، HP، Apple (بازگشت در ۱۹۹۲) و دیگر شرکتهای چندملیتی بود.

اتحاد در سیاست خارجی و عضویت در اتحادیه اروپا: ایرلند قبل از بحران با عضویت در اتحادیه اروپا از مزیت دسترسی به بازار مشترک، و امکان دریافت کمکهای منطقهای و ساختاری برخوردار بود که در دوران اصلاحات اساسی از آن استفاده موثر کرد (توضیح بیشتر: بعد از رفراندوم ۱۰ مه ۱۹۷۲ رسماً از ۱ ژانویه ۱۹۷۳ به عضویت جامعه اقتصادی اروپا درآمد) و به واسطه همین عضویت در بازه تقریبی ۱۹۸۰ و ۱۹۹۵ با کاهش تعرفهها و نرخ پایین مالیات بر شرکتها، ایرلند خود را به نقطه ورود شرکتهای آمریکایی به اروپا بدل کرد (پل آمریکا و اروپا).
از ۱۹۹۰ تا اکنون نیز در دولتهای مختلف ایرلند مفهوم بیطرفی کلاسیک را به «بیطرفی فعال» تبدیل کرد یعنی مشارکت در صلح آفرینی، کنشگری در اتحادیه اروپا و تقویت دیپلماسی اقتصادی و فرهنگی.
شروع دوباره شیرین، رابطه با جهان با تنش زدایی و صلح
در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، ایرلند به ببر سلتیک[۲] شهرت یافت[۳] و نرخ رشد اقتصادی آن به طور متوسط به ۶ تا ۸ درصد در سال رسید. نرخ بیکاری به زیر ۵٪ کاهش یافت، سطح درآمد سرانه بالا رفت، جمعیت مهاجر از سراسر اروپا وارد ایرلند شدند، و این کشور از «مریض اروپا» به یکی از موفقترین اقتصادهای قاره تبدیل شد. ایرلند به الگویی برای گذار از بحران اقتصادی به توسعه پایدار در جهان غرب بدل شد.
ایرلند به تنظیم مجدد رابطه با جهان و مردم پرداخت. این کشور رابطه خود را در عرصه سیاست داخلی و خارجی تنظیم مجدد کرد. در سیاست خارجی خود، تنشزدایی با جهان یا منطقه و قرارداد صلح یا آتشبس را سرلوحه حرکت خود قرار داد.
در عرصه داخلی، فرآیند صلح ایرلند شمالی که به توافق تاریخی جمعه نیک[۴] در سال ۱۹۹۸ انجامید، از مؤلفههای مهم ثباتسازی منطقهای بود. اگرچه خود ایرلند جنوبی صحنه درگیری نبود، اما حمایت از این روند صلح باعث کاهش تنشهای منطقهای و ارتقای تصویر بینالمللی ایرلند شد.
جذب سرمایهگذاری خارجی، صادرات، آزادسازی و خصوصی سازی
ایرلند به یکی از موفقترین کشورها در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی تبدیل شد. این موفقیت مرهون نرخ پایین مالیات شرکتی، نیروی کار تحصیلکرده، محیط تجاری دوستانه و عضویت در اتحادیه اروپا بود. تا اواخر دهه ۱۹۹۰، بیش از ۱۰۰۰ شرکت آمریکایی در ایرلند سرمایهگذاری کرده بودند. FDI بهطور مستقیم باعث ایجاد اشتغال، انتقال فناوری و رشد صادرات شد.
صادرات ایرلند از محصولات کشاورزی سنتی به سمت کالاهای فناوری بالا، خدمات مالی، نرمافزار و داروسازی تغییر یافت. شرکتهای چندملیتی بخش عمدهای از صادرات را بر عهده گرفتند. صادرات کالا و خدمات در دهه ۱۹۹۰، موتور رشد اقتصادی ایرلند شد.
دولت در دهه ۱۹۹۰ سیاست کوچکسازی دولت و خصوصیسازی را دنبال کرد. شرکتهای دولتی مانند Aer Lingus و Eircom تا حدودی خصوصی شدند. همچنین مقررات زدایی در حوزه خدمات و صنعت، به بهبود فضای رقابت کمک کرد.
ایرلند یکی از بزرگترین دریافتکنندگان کمکهای ساختاری اتحادیه اروپا در دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بود. این منابع مالی در پروژههای زیربنایی، آموزش، و توسعه مناطق روستایی صرف شد و زیرساختهای لازم برای جهش اقتصادی را فراهم کرد.
اصلاحات سیاسی و اجتماعی
در کنار اصلاحات اقتصادی، ایرلند اصلاحات اجتماعی گستردهای نیز تجربه کرد، از جمله قوانین جدید مربوط به طلاق، آموزش، و حقوق زنان. مشارکت مدنی تقویت شد و چهره محافظهکار جامعه سنتی ایرلندی بهتدریج تغییر یافت.
اتحاد با یک ابرقدرت یا پیوستن به پیمانهای منطقهای یا جهانی
ایرلند به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اروپا، نقش فعالی در پروژه اروپای متحد ایفا کرد. در عین حال، با حفظ سیاست بیطرفی نظامی، روابط اقتصادی و فرهنگی نزدیکی با آمریکا برقرار ساخت. این رابطه راهبردی با آمریکا عامل کلیدی در جذب FDI و ورود ایرلند به زنجیره ارزش جهانی بود.
پانوشت ها
[۱] Social Partnership Agreements
[۲] Celtic Tiger
[۳] بخش «Tiger» نمادی از قدرت، سرعت و انرژی اقتصادی است و رشد سریع ایرلند را با «چهار ببر آسیا» (سنگاپور، هنگکنگ، کره جنوبی و تایوان) مقایسه میکند. واژه «Celtic» بر هویت سلتی ایرلند تأکید دارد و آن را بهعنوان یکی از کشورهای سلتی متمایز میکند
[۴] Good Friday Agreement
۲۱۶۲۱۶




نظر شما