به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در اواخر قرن نوزدهم میلادی، ایران درگیر دورهای از ضعف مفرط حکومت مرکزی و نفوذ بی حد و حصر قدرتهای استعماری بود. ناصرالدینشاه قاجار که برای تأمین هزینههای خوشگذرانی و سفرهای اروپایی خود به منابع مالی نیاز داشت، دست به اعطای امتیازات گسترده به بیگانگان زد. یکی از این امتیازات که در سال ۱۳۰۹ قمری منعقد شد، امتیاز انحصاری خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران برای مدت ۵۰ سال به یک شرکت انگلیسی به نمایندگی شخصی به نام «ماژور تالبوت» بود. این قرارداد، عملاً دست کشاورزان، تجار و مردم ایران را از تولید و تجارت محصول ملی خود کوتاه میکرد و راه را برای سیطره کامل اقتصادی استعمار بریتانیا بر ایران باز میگذاشت.
اما این بار، برخلاف سایر امتیازات پیشین، مقاومت نه در راهروهای دربار، بلکه در میان متن مردم و با تکیه بر جایگاه رفیع مرجعیت دینی شکل گرفت. اعتراضات از شهرهای مختلف آغاز شد؛ علما و روحانیون در تبریز، اصفهان، شیراز و تهران به رهبری چهرههایی چون سید جمالالدین اسدآبادی و حاج میرزا حسن آشتیانی، ندای مخالفت سردادند. آنها به خوبی دریافته بودند که هدف از این امتیاز، تنها سود اقتصادی نیست، بلکه استحکام نفوذ سیاسی بیگانگان در قلب جهان اسلام است.
در اوجِ فشارهای سیاسی و در حالی که حکومت قاجار با سرکوب مردم سعی در اجرای قرارداد داشت، نگاهها به سامرا، محل سکونت مرجع تقلید اعلای شیعیان، آیتالله میرزا محمدحسن شیرازی دوخته شد. میرزای شیرازی که از عمق فاجعه و پیامدهای خطرناک آن برای استقلال و هویت دینی کشور آگاه بود، پس از ناامیدی از اصلاحِ رأی شاه، حکم سرنوشتساز خود را صادر کرد.
متن این فتوای تاریخی کوتاه اما تکاندهنده بود: «بسم الله الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان(عج) است.»
انتشار این فتوا در سراسر ایران، لرزهای بر پیکر حکومت قاجار و استعمارگران انداخت. قدرت این فتوا در آن بود که به یکباره، موضوعی اقتصادی را به یک تکلیف شرعی و وظیفه ایمانی تبدیل کرد. دیگر مسئله بر سرِ قیمت یا سود تنباکو نبود؛ بلکه بحث بر سرِ وفاداری به دین و امام زمان(عج) بود. در کمترین زمان، جنبشی فراگیر سراسر ایران را فراگرفت. قلیانها در همه جا، حتی در اندرونیِ دربارِ شاه، شکسته شد و استفاده از توتون و تنباکو به نماد تقابل با استبداد و استعمار بدل گردید.
تأثیر این فتوا چنان عمیق بود که حتی دربار قاجار نیز توان مقابله با آن را نداشت. ترس از شورش عمومی و فروریختن پایههای حکومت، ناصرالدینشاه را وادار به تسلیم کرد. امتیاز تنباکو که قرار بود ایران را در چنبره اقتصادی انگلیس گرفتار کند، با قدرتِ نفوذ یک فتوا ملغی شد. این حادثه، نخستین تجربه موفق مردم ایران در شکستن طلسم استعمار با تکیه بر آموزههای دینی و رهبری روحانیت بود که توانست قدرتِ بسیجکنندگی نهاد مرجعیت را به رخ جهانیان بکشد.
تاریخنگاران معتقدند جنبش تنباکو، تمرین عملی برای نهضت مشروطه بود. در این قیام، مردم دریافتند که اگر اتحاد داشته باشند و از دستورات مرجعیت پیروی کنند، میتوانند حتی در برابر قویترین دولتهای جهان ایستادگی کنند. میرزای شیرازی با این حرکت، الگوی جدیدی از «مبارزه منفی» و «اقتصاد مقاومتی» را به جامعه ارائه داد که تا پیش از آن سابقه نداشت. او نشان داد که حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، جزو لاینفک تکالیف شرعی مؤمنان است.
این قیام همچنین پرده از چهره واقعی استعمار برای مردم برداشت. تالبوت، نماینده شرکت انگلیسی، پس از شکست، ایران را ترک کرد و بریتانیا مجبور شد غرامتی سنگین به ایران بپردازد. با این حال، مهمترین دستاورد این ماجرا، نه غرامت مالی، بلکه بازیابی اعتماد به نفس ملی و مذهبی ایرانیان بود. پس از آن، مردم باور کردند که میتوانند در برابر ظلم ایستادگی کنند و نفوذ بیگانگان را محدود نمایند.
امروزه با گذشت بیش از یک قرن از آن واقعه، درسهای جنبش تنباکو همچنان تازه است. این جنبش ثابت کرد که در بزنگاههای تاریخی، پیوندِ میان مردم و مرجعیت دینی، مستحکمترین دژ در برابر تهاجم بیگانگان است. وقتی منافع ملی با اعتقادات مذهبی گره میخورد، هیچ نیرویی نمیتواند مانع اراده ملت شود.
در نهایت، فتوا و نهضت میرزای شیرازی، نشان داد که روحانیت در طول تاریخ نه تنها در مسائل عبادی، بلکه به عنوان دیدهبانِ استقلال و عزت مسلمانان، همواره نقشی تعیینکننده داشته است. جنبش تنباکو نه تنها یک پرونده تاریخی، بلکه چراغ راهی برای درک چگونگی مقابله با سلطه در جهان معاصر است. واقعهای که در آن تنباکو، به ابزاری برای بیداری یک ملت و شکستن اقتدارِ پوشالیِ یک امپراتوری تبدیل شد.




نظر شما