مبلغ – سرویس معارف: واقعه مباهله که در روز بیست و چهارم ذیالحجه سال دهم هجری رخ داد، یکی از نقاط عطف در تاریخ صدر اسلام و روابط میان مسلمانان و پیروان سایر ادیان به شمار میرود. این رخداد زمانی اهمیت دوچندان پیدا میکند که بدانیم نه تنها مفسران و مورخان شیعه، بلکه بزرگترین دانشمندان و محدثان اهل سنت نیز به تفصیل به آن پرداخته و بر صحت وقوع آن مهر تأیید زدهاند. بررسی اشتراکها و نقاط مورد بحث در این واقعه میان شیعه و اهل سنت، پنجرهای نو به سوی شناخت جایگاه اهل بیت در منظومه فکری اسلام باز میکند.
داستان از آنجا آغاز شد که پیامبر اسلام پس از فتح مکه و تثبیت پایگاه اسلام در شبه جزیره عربستان، نامههایی را به سران قبایل و رهبران مذهبی مناطق اطراف فرستادند. یکی از این نامهها به اسقف نجران، منطقه مسیحینشین در جنوب حجاز، ارسال شد. در این نامه، پیامبر از آنان خواسته بود که یا اسلام بیاورند یا به شرایط ذمه و پرداخت جزیه تن دهند و یا آماده تقابل شوند. مسیحیان نجران پس از مشورت، هیئتی بلندپایه شامل بزرگان و عالمان خود را به مدینه فرستادند تا از نزدیک با پیامبر گفتوگو کنند و صحت ادعای او را بسنجند.
در منابع تاریخی هر دو مذهب آمده است که این هیئت با لباسهای فاخر و آراسته وارد مدینه شدند و در مسجد با پیامبر به مناظره پرداختند. محور اصلی این گفتوگوها شخصیت حضرت عیسی بود. مسیحیان بر الوهیت عیسی اصرار داشتند و پیامبر با استناد به وحی، او را بنده و فرستاده خدا معرفی میکرد. وقتی گفتوگوها به بنبست رسید و مسیحیان بر مواضع خود پافشاری کردند، فرشته وحی نازل شد و آیه ۶۱ سوره آل عمران را آورد که به آیه مباهله مشهور شد. در این آیه آمده است که هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، باز هم کسانی با تو به محاجه برخاستند، به آنها بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را دعوت کنیم و شما هم زنان خود را، و ما نفوس خود را دعوت کنیم و شما هم نفوس خود را، سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
نکته شگفتانگیز و مورد اتفاق میان شیعه و اهل سنت، شخصیتهایی هستند که پیامبر برای این رویارویی سرنوشتساز برگزید. بر اساس روایات معتبر در صحیح مسلم، سنن ترمذی و تفاسیر بزرگی مانند تفسیر کشاف زمخشری و تفسیر فخر رازی، پیامبر هنگامی که برای مباهله از خانه خارج شد، امام حسین را در آغوش داشت و دست امام حسن را گرفته بود و حضرت فاطمه پشت سر او و امام علی پشت سر ایشان حرکت میکردند. پیامبر به آنها فرموده بود که هرگاه من دعا کردم، شما آمین بگویید.
در اینجا یکی از بزرگترین اشتراکهای شیعه و اهل سنت شکل میگیرد. تقریباً تمامی مفسران بزرگ اهل سنت اتفاق نظر دارند که مصداق فرزندان ما در آیه، حسن و حسین، مصداق زنان ما، فاطمه زهرا و مصداق نفوس ما، علی بن ابیطالب هستند. زمخشری که از بزرگان معتزله و مفسران بنام است، در تفسیر خود ذیل این آیه مینویسد که این واقعه قویترین دلیل بر فضیلت اصحاب کسا است و دلیلی بر حقانیت اسلام که هیچ کس نمیتواند آن را انکار کند. حتی فخر رازی که به نقادی مشهور است، در تفسیر کبیر خود صحت این روایت را میپذیرد و آن را گزارش میکند.
اما محل بحث و تفاوت نگاهها از جایی آغاز میشود که به تحلیل واژگانی و پیامدهای کلامی این انتخاب پرداخته میشود. علمای شیعه بر واژه انفسنا یا همان نفوس ما تأکید ویژهای دارند. در دیدگاه شیعه، وقتی خداوند علی بن ابیطالب را به عنوان نفس و جان پیامبر معرفی میکند، این نشاندهنده یگانگی رتبی و معنوی میان پیامبر و علی است. به این معنا که علی بن ابیطالب در تمامی کمالات انسانی و مقامات الهی به جز نبوت، با پیامبر برابر است. این استدلال یکی از محکمترین براهین شیعه برای اثبات امامت و برتری امام علی بر سایر صحابه پس از رحلت پیامبر است.
در مقابل، برخی از مفسران اهل سنت هرچند حضور امام علی را در این واقعه میپذیرند، اما تلاش میکنند معنای نفس را به قرابت و نزدیکی خانوادگی یا همراهی صمیمانه تقلیل دهند. آنها معتقدند که این واقعه بیشتر نشاندهنده جایگاه بالای خانواده پیامبر است و لزوماً به معنای تعیین جانشین یا برتری مطلق کلامی نیست. با این حال، حتی در میان اهل سنت نیز چهرههایی مانند حاکم نیشابوری در مستدرک، این واقعه را نشانهای از عظمت بیمانند علی بن ابیطالب میدانند.
بخش دیگری از این رخداد که مورد توجه هر دو گروه است، واکنش مسیحیان نجران است. در منابع آمده است که اسقف نجران وقتی شکوه و نورانیت چهرههای پیامبر و همراهانش را دید، به همراهان خود گفت من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از جا بکند، چنین خواهد شد؛ پس با آنها مباهله نکنید که نابود خواهید شد. این عقبنشینی نشاندهنده آن است که حقانیت پیامبر و همراهانش حتی برای مخالفان نیز آشکار شده بود. در نهایت مسیحیان پیشنهاد صلح دادند و پذیرفتند که سالانه مبلغی را به عنوان جزیه پرداخت کنند تا تحت حمایت حکومت اسلامی بمانند.
اشتراک دیگر در این است که مباهله به عنوان یک سند برتری برای اهل بیت در طول تاریخ مورد استفاده قرار گرفته است. در مناظراتی که بعدها میان امامان شیعه و مخالفان یا حاکمان وقت رخ میداد، بارها به آیه مباهله استناد میشد. برای نمونه در تاریخ آمده است که امام موسی کاظم در گفتوگو با هارونالرشید، با استناد به همین آیه ثابت کردند که آنها فرزندان پیامبر محسوب میشوند، چرا که در آیه مباهله، حسن و حسین به عنوان ابناءنا یا فرزندان پیامبر معرفی شدهاند. هارون نیز در برابر این استدلال پاسخی نداشت و آن را پذیرفت.
در حوزه کلامی، شیعه معتقد است که حضور حضرت زهرا به عنوان تنها زن در این میدان، نشاندهنده مقام عصمت و برتری ایشان بر تمامی زنان عالم است. زیرا پیامبر در چنین میدان حساسی که پای نفرین الهی در میان بود، تنها کسانی را میآورد که از هرگونه خطا و گناه پاک باشند تا دعایشان مستجاب شود. بسیاری از عالمان اهل سنت نیز در شرح فضایل حضرت زهرا به این نکته اشاره کردهاند که همراهی ایشان با پیامبر در این واقعه، نشاندهنده محبوبیت و جایگاه ویژه ایشان نزد پروردگار است.
از منظر تاریخی، مباهله نشان داد که پیامبر اسلام به قدری به دعوت خود ایمان دارد که حاضر است عزیزترین کسان خود را در معرض خطر قرار دهد. این نکتهای است که مورخان معاصر غربی نیز به آن توجه کردهاند. در میان دانشمندان اسلامی، این اجماع وجود دارد که اگر پیامبر ذرهای در حقانیت خود تردید داشت، هرگز خانواده خود را به میدان مباهله نمیآورد.
بنابراین، واقعه مباهله بیش از آنکه یک نقطه اختلاف باشد، یک نقطه اشتراک بزرگ است. اشتراک در اصل وقوع، اشتراک در شخصیتهای حاضر و اشتراک در عظمت مقام اهل بیت. تفاوتها تنها در استنتاجهای مذهبی و اولویتهای کلامی است. برای یک پژوهشگر منصف، مطالعه تفاسیر اهل سنت در کنار تفاسیر شیعه ذیل آیه مباهله، تصویری واحد از شکوه پنج تن آل عبا را ترسیم میکند که در آن روز تاریخی، سایه به سایه پیامبر برای دفاع از توحید ایستادند.
امروزه مباهله میتواند به عنوان نمادی از گفتوگوی ادیان و در عین حال، سندی محکم برای وحدت اسلامی پیرامون محور اهل بیت مورد توجه قرار گیرد. وقتی بزرگترین استوانههای علمی اهل سنت از زمخشری معتزلی گرفته تا فخر رازی اشعری و مسلم نیشابوری محدث، همگی بر حضور علی، فاطمه، حسن و حسین در کنار پیامبر صحه میگذارند، این واقعه به پلی برای نزدیکی دلهای مسلمانان تبدیل میشود.
در نهایت، مباهله نشان داد که منطق اسلام در برابر مخالفان، ابتدا دعوت، سپس مناظره و در نهایت واگذاری امر به حقیقت مطلق الهی است. این درس بزرگ سیره نبوی است که در آن شجاعت، معنویت و محبت به خانواده با هم گره خورده است. واقعهای که در آن اسلام با تمام ثقل و اعتبارش به میدان آمد تا نشان دهد که حق ماندنی است و باطل رفتنی. این میراث مشترک شیعه و اهل سنت، گنجینهای از فضایل است که هر ساله در بیست و چهارم ذیالحجه، بار دیگر خاطره آن شکوه بینظیر را در جانهای مشتاق زنده میکند.
نظر شما