سیستان در آتش غیرت دینی؛ روایت قیام خون‌خواهی شهدای کربلا

در سال ۶۲ هجری قمری، مردم سیستان در واکنش به فاجعه کربلا، حرکتی اعتراضی علیه حاکم اموی انجام دادند؛ حرکتی که در برخی منابع از آن به عنوان یکی از نخستین قیام‌های خون‌خواهانه پس از عاشورا یاد شده است.

مبلغ – سرویس معارف: وقایع بزرگ تاریخی، فراتر از ثبت در کتاب‌های کهن، درس‌هایی برای تمام دوران‌ها دارند. وقتی از تاریخ اسلام سخن می‌گوییم، نگاه‌ها اغلب به سمت مراکز اصلی خلافت یعنی کوفه، بصره، مدینه و دمشق معطوف می‌شود. اما در پس این کانون‌های خبری، مناطق پیرامونی و استراتژیک جهان اسلام در آن عصر، گاهی وقایعی را رقم می‌زدند که جریان تاریخ را به گونه‌ای دیگر تغییر می‌داد. یکی از این وقایع فراموش‌نشدنی، قیام مردمان سیستان در سال ۶۲ هجری قمری است. برای درک عمق این رویداد، باید فضای خفقان‌آلود پس از عاشورا را تصور کرد. دستگاه اموی با ایجاد رعب و وحشت پس از شهادت امام حسین و یارانش، تلاش می‌کرد تا هرگونه صدای اعتراضی را در نطفه خفه کند. یزید بن معاویه با استفاده از تمام توان نظامی و رسانه‌ای خود که در آن زمان با تکیه بر شایعه‌سازی و تحریف حقایق عمل می‌کرد، می‌کوشید چهره‌ای مخدوش از نهضت کربلا ارائه دهد تا مردم تصور کنند آنچه رخ داده، ناشی از شورشِ عده‌ای خارج از دین بوده است.

در چنین فضای غبارآلودی که تشخیص حق از باطل برای بسیاری دشوار شده بود، مردم سیستان که پیشینه درخشانی در محبت به خاندان علی بن ابی‌طالب داشتند، با بصیرتی ستودنی عمل کردند. سیستان در آن دوران، منطقه‌ای پهناور و دارای جایگاه استراتژیک در مرزهای شرقی جهان اسلام بود. مردمان این دیار به واسطه دوری از مرکز قدرت اموی و البته به دلیل روحیه آزادگی و عدالت‌خواهی که ریشه در فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی داشت، کمتر از سایر مناطق تحت تاثیر پروپاگاندای دمشق قرار می‌گرفتند. وقتی اخبارِ آنچه در کربلا گذشت، سینه به سینه و از طریق کاروان‌های تجاری و مسافران به سیستان رسید، واکنشی که در این منطقه بروز کرد، هیچ شباهتی به سکوتِ مرگ‌بار حاکم بر بسیاری از شهرهای دیگر نداشت.

یزید بن زیاد، برادر عبیدالله بن زیاد که عامل اصلی فاجعه کربلا بود، به عنوان حاکم سیستان گماشته شده بود. تصور دستگاه اموی این بود که با گماردن یکی از نزدیکانِ عاملِ جنایت کربلا، می‌توانند سیستان را در کنترل کامل داشته باشند و از هرگونه ناآرامی جلوگیری کنند. اما آن‌ها محاسباتی غلط داشتند. آن‌ها نمی‌دانستند که غیرت دینی مردم سیستان، با شنیدن اخبار مظلومیت فرزند پیامبر، به خروشی تبدیل خواهد شد که هیچ لشکری قادر به مهار آن نیست. اینجاست که نقشِ مهمِ اخبارِ صادقانه برجسته می‌شود. در دنیای امروز که اخبار جعلی و اطلاعات غلط با سرعتی باورنکردنی در فضای مجازی پخش می‌شود و ذهن جوانان را هدف قرار می‌دهد، قیام مردم سیستان به ما می‌آموزد که اگر حقیقت به درستی به گوش مردم برسد، اراده‌های بزرگ برای تغییر شکل می‌گیرد.

مردم سیستان منتظر نماندند تا دیگران کاری کنند. آن‌ها شاهدِ بن‌بستِ نخبگانِ دیگر مناطق بودند. در حالی که بسیاری از بزرگان در شهرهای دیگر یا دچار تردید بودند و یا از بیم جان سکوت کرده بودند، اهالی سیستان با یک خودجوشی ستودنی، گام در میدان عمل گذاشتند. این قیام، نمونه کامل کنشگری اجتماعی در زمانه بحران است. کنشگری به این معنا که فرد یا جامعه، در برابر انحرافات و ظلم‌های اجتماعی، منفعل نمی‌ماند. قیامِ سال ۶۲ هجری در سیستان، یک حرکتِ کور و احساسی نبود؛ بلکه نمادی از درکِ عمیقِ سیاسی و مذهبی بود. آن‌ها می‌دانستند که با بیرون راندنِ حاکمِ اموی، عملاً در برابر کل دستگاه خلافت یزید ایستاده‌اند. این یعنی هزینه‌های سنگینِ احتمالی را پذیرفتند تا ننگِ سکوت در برابر خونِ ریخته شده امام حسین را بر پیشانی خود نبینند.

تطبیقِ این واقعه با شرایطِ امروزی بسیار راهگشاست. امروز، رسانه‌های بیگانه و جریان‌های فکریِ معاند، تمام تلاش خود را می‌کنند تا هویتِ دینی و ملی ما را تضعیف کنند و جامعه را به سمتِ انفعال بکشانند. آن‌ها می‌خواهند ما نسبت به سرنوشتِ جامعه بی‌تفاوت باشیم، درست همان‌طور که دستگاه اموی می‌خواست مردم نسبت به جنایاتش بی‌تفاوت بمانند. اما قیامِ سیستان به ما یادآوری می‌کند که وقتی جامعه‌ای نسبت به ارزش‌های بنیادین خود تعصب داشته باشد، هیچ قدرتِ رسانه‌ای و نظامی نمی‌تواند حقیقت را از دیدگانِ مردم پنهان کند. این غیرتِ دینی، موتور محرکه هر تحولِ مثبتِ اجتماعی است. اگر آن روز مردم سیستانِ دورافتاده از مرکز، چنین غیرتی نشان دادند، امروز ما که در عصرِ ارتباطات هستیم، وظیفه‌ای به مراتب سنگین‌تر در قبالِ پاسداری از حقیقت داریم.

نکته‌ای که باید بر آن تامل کرد، جنسِ این قیام است. این یک قیامِ صرفاً نظامی نبود؛ بلکه یک بیانیه سیاسی و عقیدتی بود. وقتی حاکم اموی را از شهر بیرون کردند، در واقع مشروعیتِ کل نظامِ فاسد اموی را به چالش کشیدند. آن‌ها به نسل‌های آینده تاریخ اسلام نشان دادند که مشروعیت حکومت، تنها به قدرتِ سرنیزه نیست، بلکه به پایبندی به عدل و انصاف و حرمتِ خونِ انسان‌های بی‌گناه است. این روحیه، دقیقاً همان چیزی است که جامعه امروز ما برای ساختنِ تمدنِ نوین اسلامی به آن نیاز دارد. ما به جوانانی نیاز داریم که مانندِ اهالیِ بصیرِ سیستان در آن سال، قدرتِ تحلیلِ وقایع را داشته باشند و در بزنگاه‌های تاریخی، جایِ درستِ تاریخ بایستند.

اگر امروز به چهره‌های شاخصِ تاریخِ ایران نگاه کنیم، درمی‌یابیم که پیوندِ بینِ ایرانیان و اهل‌بیت، یک پیوندِ ظاهری و سطحی نبوده، بلکه در تمامِ رگ و پیِ این جامعه نفوذ کرده است. قیامِ سیستان یکی از اسنادِ بسیار مهمِ این مدعاست. این مردم نه تنها اسلام را پذیرفتند، بلکه از مدافعانِ راستینِ قرائتِ علوی از اسلام شدند. آن‌ها در سال ۶۲ هجری، بدون اینکه دعوتی مستقیم از سوی امامی داشته باشند، بر اساسِ تکلیفِ شرعی و انسانیِ خود، عَلَمِ خون‌خواهی برافراشتند. این درسِ بزرگی است برای تمامِ کسانی که گمان می‌کنند برای انجامِ کارِ خیر، همیشه باید منتظرِ دستور یا چراغِ سبزِ دیگران بود. گاهی تکلیفِ زمان، ایجاب می‌کند که پیش‌دستانه عمل کرد و پیشرو بود.

جالب اینجاست که در متون تاریخی، گزارش‌هایی از این دست به ندرت و با تفصیلِ کمی آمده است، چرا که تاریخ‌نگارانِ وابسته به دربارِ امویان و عباسیان، همواره سعی می‌کردند چنین قیام‌هایی را کوچک‌نمایی کنند یا به کل نادیده بگیرند. اما حقیقتِ نورانیِ این حرکت‌ها، در لایه‌های پنهانِ تاریخ باقی مانده است تا امروز ما به آن دسترسی داشته باشیم. برای والدین و مربیانِ امروز، روایتِ چنین وقایعی برای فرزندان و دانش‌آموزان می‌تواند بهترین ابزار برای انتقالِ میراثِ شجاعت باشد. روایتِ حماسه مردم سیستان، قصه‌ای از قهرمانانِ واقعی است که نه در افسانه‌ها، بلکه در واقعیتِ تاریخِ سرزمینِ ما زندگی کرده‌اند. قهرمانانی که نه با جلوه‌های سینمایی، بلکه با تکیه بر ایمانِ راسخ و غیرتِ دینی خود، در برابرِ یک امپراتوریِ ستمگر ایستادند.

امروزه که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بستر اصلیِ نبردِ روایت‌ها شده است، بازخوانیِ قیامِ مردم سیستان می‌تواند الگویی برای کنشگرانِ فضای مجازی باشد. همان‌طور که سیستانی‌ها با انتشارِ خبرِ صحیحِ عاشورا، جوِ روانیِ شهر را تغییر دادند و مردم را علیه ظلم بسیج کردند، امروز هم کسانی که دغدغه ترویجِ حقایقِ دینی را دارند، می‌توانند با انتشارِ روایت‌های صحیح و مستند، جوِ مسمومِ تبلیغاتِ دشمن را بشکنند. این یعنی استفاده از ابزارِ نوین برای هدفی متعالی. غیرتِ دینی در عصرِ حاضر، به معنایِ تماشاچی بودن نیست، بلکه به معنایِ تولیدِ محتوایِ ارزشمند و حضورِ آگاهانه در میدانِ نبردِ فکرها و باورهاست. مردمِ سیستان در سال ۶۲ هجری، بدونِ دسترسی به ابزارهای امروزی، توانستند با یک اقدامِ هماهنگ و شجاعانه، شهر خود را از لوثِ وجودِ ستمگران پاک کنند. ما امروز با دسترسی به این ابزارهای گسترده، باید به مراتبِ موفق‌تر عمل کنیم.

بازخوانی این حادثه، بارِ دیگر ثابت می‌کند که تاریخِ تشیع در ایران، سرشار از حماسه‌هایی است که در آن، ایمان و عمل به یکدیگر گره خورده‌اند. این قیام، تنها متعلق به جغرافیای سیستان نیست، بلکه متعلق به تمامِ کسانی است که قلبشان برای عدالت و حق‌طلبی می‌تپد. همان‌طور که شهدای کربلا نمادِ جاودانه ایثار در راهِ عقیده بودند، قیام‌کنندگانِ سیستان نیز نمادِ جاودانه پیگیریِ این آرمان‌ها در بسترِ جامعه هستند. وظیفه ما در مقطعِ کنونی، زنده نگه داشتنِ روحیه حق‌طلبی و مبارزه با ستم در هر شکل و شمایلِ آن است. این قیام به ما می‌آموزد که اگر امروز هم در گوشه‌ای از دنیا یا در لایه‌ای از جامعه، ظلمی روا داشته می‌شود، نباید چشم بر آن بست، بلکه باید با تمامِ توان و با تکیه بر ابزارهای در دسترس، در برابر آن ایستاد و صدای مظلوم را به گوشِ جهانیان رساند.

کد مطلب 2243579

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =

آخرین اخبار