به گزارش خبرآنلاین، طی ساعات گذشته، گزارشها و اظهارنظرهایی درباره تحرکات بیسابقه نظامی ایالات متحده آمریکا در اروپا منتشر شده است.
در همین راستا، نیکول گراجووسکی، پژوهشگر و استاد موسسه مطالعات سیاسی پاریس، در یادداشتی به بررسی این تحرکات پرداخته است.
بر اساس ادعای مطرحشده از سوی گراجووسکی، در طول شب گذشته حجم فوقالعاده و غیرعادی از فعالیتهای نظامی آمریکا به ثبت رسیده است. طبق این ادعا، طیفی متنوع از تجهیزات و نیروها شامل هواپیماهای رزمی، بمبافکنها، تانکرهای سوخترسان، نیروهای عملیات ویژه و یگانهای پشتیبانی پزشکی از خاک اصلی ایالات متحده حرکت کرده و با عبور از ترانزیت هوایی و پایگاههای اروپا، به سمت خاورمیانه در حال جابهجایی هستند.
وال استریت ژورنال در این مورد نوشت: «بر اساس دادههای رهگیری پرواز و اظهارات مقامات آمریکایی، طی هفته گذشته نیروهای عملیات ویژه از پایگاههای خود در ایالات متحده به منطقه اعزام شدهاند. همچنین به گفته یکی از این مقامات، اسکادرانهایی از جنگندهها در سراسر خاورمیانه مستقر شدهاند و بمبافکنها در پایگاههای آمریکا و بریتانیا برای افزایش و گسترش عملیات در حالت آمادهباش کامل قرار گرفتهاند. علاوه بر این، مقام دیگری اعلام کرده است که طی روزهای اخیر بیش از ۱۵۰ نیروی کادر درمان و پزشکی وارد مرکز پزشکی منطقهای لاندشتول در آلمان شدهاند؛ بیمارستانی که مرکز اصلی درمان نیروهای نظامی آسیبدیده در نبردهای خاورمیانه محسوب میشود.
ژنرال بازنشسته جوزف ووتل، فرمانده سابق سنتکام و فرماندهی عملیاتهای ویژه ایالات متحده، تاکید کرد که این افزایش و گسیل نیروها لزوماً به معنای اجتنابناپذیر بودن عملیاتهای بزرگ نظامی نیست. ووتل در این باره گفت: «هدف اصلی در اینجا، اعطای بیشترین میزان انعطافپذیری به رئیسجمهور و وزیر دفاع و همچنین فراهم کردن حداکثر گزینههای ممکن از سوی نیروها برای ارائه به آنهاست.»
نیکول گراجووسکی تاکید میکند که استقرار و نقلوانتقال نیروها لزوماً به معنای اتخاذ تصمیم نهایی برای آغاز یک حمله نظامی گسترده نیست. به باور وی، هدف از چنین جابهجاییهایی در وهله اول ایجاد گزینههای عملیاتی متنوع برای تصمیمگیرندگان سیاسی، تقویت پایگاههای آسیبپذیر آمریکا در منطقه، پشتیبانی از عملیاتهای هوایی جاری و همچنین ایجاد آمادگی لازم برای پاسخ و تلافی احتمالی از سوی ایران ارزیابی میشود.
بخش دیگری از ادعاهای گراجووسکی به وضعیت شکننده توافقات سیاسی اختصاص دارد. وی ادعا میکند که یادداشت تفاهم ماه اسلامآباد عملاً اعتبار خود را از دست داده و حملات متقابل آمریکا و ایران مجدداً از سر گرفته شده است. به ادعای او، ترتیبات محدودی که قرار بود وضعیت تنگه هرمز را تثبیت کند و فضایی برای تنفس و انجام مذاکرات ایجاد نماید با شکست مواجه شدهاند و همین امر باعث شده تا در غیاب یک روند سیاسی و دیپلماتیک مشخص، کارزار نظامی به سمت گسترش بیشتر حرکت کند.
طبق ادعای این استاد دانشگاه، دونالد ترامپ بهطور آشکار تاسیسات «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز را که از مراکز عمیق و حفاظتشده مرتبط با تولید سانتریفیوژ یا غنیسازی محسوب میشود، مورد تهدید قرار داده است. علاوه بر این، گراجووسکی ادعا میکند که احتمال ادامه حملات ایالات متحده به زیرساختهای انرژی و حتی تاسیسات غیرنظامی ایران وجود دارد.
بخش پایانی تحلیل گراجووسکی به نقد هدفگذاری واشنگتن اختصاص دارد. او این سوال را مطرح میکند که قدرت نظامی آمریکا در شرایط فعلی قرار است چه هدف نهایی مشخصی را محقق سازد؛ آیا هدف بازگشایی تنگه هرمز، سرکوب حملات موشکی، نابودی کامل برنامه هستهای، وادارسازی به مذاکره یا تغییر رژیم است؟ به زعم این تحلیلگر، دو طرف وارد یک چرخه تکراری و خطرناک شدهاند که در آن آمریکا برای متوقف کردن حملات دست به تشدید تنش میزند، ایران برای اثبات ناکارآمدی این تشدید تنش تلافی میکند و واشنگتن مجدداً دایره اهداف را گسترش میدهد. در نهایت، وی نتیجهگیری میکند که حتی افزایش شدید نیروها نیز تناقض بنیادی استراتژی آمریکا را حل نخواهد کرد، زیرا نابود کردن حجم زیادی از اهداف لزوماً به معنای دستیابی به یک نتیجه سیاسی پایدار یا حل ریشهای بحران نیست.
۴۲







نظر شما