هادی خانیکی: از آل‌احمد نه اسطوره بسازیم، نه به زباله‌دان تاریخ بیندازیمش/ احمد دهقان: ما جلال را از پشت عینک سیاست دیده‌ایم

هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری در نشست «در نسبت با وضع موجود» با محوریت بررسی اندیشه و میراث فکری جلال آل‌احمد با اشاره به دو جلدی که تاکنون از «یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد»منتشر شده است، گفت: «انتشار این دست‌نوشته‌ها می‌تواند امکان مواجهه‌ای تازه با جلال آل‌احمد فراهم کند؛ مواجهه‌ای که در آن، تصویر تاریخی و عمومی‌شده او در کنار نوشته‌هایی قرار می‌گیرد که بخش‌های خصوصی‌تر و کمتر دیده‌شده زندگی و اندیشه‌اش را آشکار می‌کنند.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست «در نسبت با وضع موجود» با محوریت بررسی اندیشه و میراث فکری جلال آل‌احمد (۱۱ آذر ۱۳۰۲ – ۱۸ شهریور ۱۳۴۸)، به مناسبت پنجاه‌وهفتمین سالمرگ این نویسنده و روشنفکر معاصر هم‌اکنون با حضور هادی خانیکی (استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری)، احمد دهقان (داستان‌نویس)، عبدالجواد موسوی (شاعر و روزنامه‌نگار) و محمدحسین دانایی (نویسنده و خواهرزاده جلال آل‌احمد) در خبرآنلاین در حال برگزاری است. 

«یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد» چهره بدون حجاب جلال است 

محمدحسین دانایی، نویسنده و خواهرزاده جلال آل‌احمد، در نشست «در نسبت با وضع موجود» درباره روند انتشار این یادداشت‌ها (جلد اول و دوم «یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد»)، اصالت دست‌نوشته‌ها و روایت‌های مختلفی که طی سال‌های گذشته از آل‌احمد ارائه شده است، سخن گفت.

دانایی با اشاره به اهمیت یادداشت‌های منتشرشده آل‌احمد گفت: «یادداشت‌هایی که منتشر شد، به نظر من صورت پاک و بدون بزک، بدون آرایش، بدون نقاب و بدون حجاب آل‌احمد است؛ مثل یک آینه که همه حقیقت را نشان می‌دهد و می‌تواند فصل‌الخطاب همه روایت‌های ناصریح و ناقص موجود باشد.»

او ادامه داد: «این سند، سریع، بی‌پرده و صریح است و جای مناقشه چندانی باقی نمی‌گذارد. از لحاظ ادبی هم به نظر من بی‌نظیر و بی‌بدیل است. شاید در تاریخ ادبیات خودمان بتوان کسی مانند امام محمد غزالی را مثال زد که چنین اعتراف‌نامه‌ای را تنظیم و به جامعه ارائه کرده باشد.»

خواهرزاده آل‌احمد، این یادداشت‌ها را یکی از مهم‌ترین آثار جلال دانست و افزود: «از لحاظ شکل و محتوا، به نظر من این اثر شاهکار جلال آل‌احمد و نقطه اعلای «سنگی بر گوری» است. الان بهتر می‌توانم معنای سخن بزرگ علوی را درباره صادق هدایت بفهمم؛ زمانی از او پرسیده بودند از میان نویسندگان، چه کسی زندگی خودش را نوشته است و او پاسخ داده بود صادق هدایت. امروز می‌فهمم که تشخیص درستی داشته است.»

دانایی در ادامه با اشاره به روایت‌های متفاوتی که درباره جلال آل‌احمد شکل گرفته است، گفت: «آنچه امروز در دست داریم، در واقع شاهکار آل‌احمد است؛ روایتی در مقابل همه ضدروایت‌ها، مثل خورشیدی که همه سایه‌ها را از بین می‌برد. امیدوارم این یادداشت‌ها ما را به فضای شفاف و آکنده از حقیقت نسبی برساند.»

او درباره انگیزه انتشار این اسناد نیز توضیح داد: «یکی از پدیده‌های بسیار ناراحت‌کننده برای بستگان، دوستان و علاقه‌مندان واقعی جلال این بود که گویی کارخانه‌های شایعه‌سازی در گوشه و کنار کشور راه افتاده بود و تولید انبوهی از نسخه‌ها و روایت‌های مختلف به اسم آل‌احمد بیرون می‌آمد.»

به گفته دانایی، بخشی از این روایت‌ها محصول جریان‌های سیاسی و فکری متفاوت بوده است: «بعضی از این روایت‌ها ساخت کارخانه ساواک بود، بعضی ساخت کارخانه روشنفکران، بعضی کار چپ‌ها و بعضی هم متعلق به حزب‌اللهی‌ها بود. حتی برخی افرادی که امروز از شرایط موجود ناراضی‌اند، روایت‌هایی از جلال ارائه می‌کنند تا از آن برای مخالفت با وضعیت فعلی استفاده کنند.»

او تأکید کرد: «این پراکندگی و تعدد روایت‌های دروغین که با صداقت کامل گفته می‌شد، دیگر با نوشتن و مصاحبه کردن و دفاع کردن قابل مقابله نیست. اکنون زمان آن است که سند متقن ارائه کنیم و به این شرایط پایان دهیم.»

تأکید بر اصالت دست‌نوشته‌ها

دانایی در بخش دیگری از سخنانش به پرسش‌هایی درباره اصالت یادداشت‌های منتشرشده پاسخ داد؛ پرسشی که به گفته او، حتی از سوی برخی مدیران فرهنگی نیز مطرح شده است.
او در پاسخ به این تردیدها توضیح داد: «از لحاظ صحت و اصالت این سند، هم ناشر و هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیش از آنکه برای انتشار تصمیم بگیرند و اجازه بدهند، اصالت دست‌نوشته‌ها را به وسیله کارشناسی خط احراز کرده‌اند.»

او افزود: «برای رفع ابهام و شبهه احتمالی خوانندگان، صفحاتی از خود دست‌نوشته را که خط مرحوم آل‌احمد است، در کتاب و در بخش‌های مختلف منتشر کرده‌ایم. علاوه بر این، مجموعه فایل‌های پی‌دی اف و تصویر کامل صفحات دست‌نوشته‌ها نیز همزمان با انتشار هر جلد در سایت مؤسسه اطلاعات قرار گرفته است.»

دانایی گفت: «اگر کسی درباره اصالت کلمه به کلمه این متن تردید داشته باشد، می‌تواند به سایت مؤسسه اطلاعات مراجعه کند، اصل صفحه را پیدا کند، آن را با متن منتشرشده تطبیق دهد و ببیند که آیا ما درست گفته‌ایم یا چیزی را کم و زیاد کرده‌ایم.»

او در پایان با اشاره به نحوه برخورد با برخی واژه‌های رکیک موجود در دست‌نوشته‌ها توضیح داد که در مواردی، برای حفظ متن و در عین حال رعایت ملاحظات انتشار، از نقطه‌گذاری و حذف بخشی از واژه‌ها استفاده شده است؛ به این معنا که کلمه با حرف نخست یا بخشی از آن درج شده و ادامه آن با سه نقطه آمده است.

با انتشار دست‌نوشته‌های جلال با کدام آل‌احمد مواجهیم؟

پس از محمدحسن دانایی، هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری صحبت‌های خود را با دادن پاسخی به اظهارنظر عبدالجواد موسوی آغاز کرد. عبدالجواد موسوی گفت: «در روزگاری هستیم که آوردن نام جلال آل‌احمد مساوی با یادآوری دشواری‌های وضع موجود است، به گونه‌ای که گویی آل‌احمد باید یکی از مسببان وضع موجود تلقی شود.» خانیکی با تایید این اظهارنظر ادامه داد: «آل‌احمد، مانند هر شخصیت و پدیده‌ دیگری که در زمان خود موثر تلقی می‌شده و در زمان دیگری دچار وارونگی در فهم شده است نمی‌تواند «عامل برتر» شرایط نابسامان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و امثالهم در نظر گرفته شود. در نظر داشته باشید که از منظر ارتباطی تمامی مفهوم پیام همراه با فرستنده، این‌جا مشخصا همراه با نویسنده، شاعر، کنشگر و... منتقل نمی‌شود و همه مخاطبان مسئله را آن‌طور که مدنظر فرستنده است متوجه نمی‌شوند. این اظهارنظر اگر در هر جای دیگر نیازمند تحمل دشواری برای پیدا کردن شواهد باشد در این‌جا کافی است تفالی به حافظ بزنیم تا ببینیم چه طور هر کدام معنای مدنظر خود را برداشت خواهیم کرد. پس معنا در ذهن مخاطب است و در نتیجه کسی مانند آل‌احمد در زمانی مورد فهم انقلابی قرار می‌گیرد و در زمانی دیگر که احساس می‌شود اگر قرار باشد برای نزدیکی فهم مدرنیته و سنت، فهم مذهب و غیرمذهب و... به یکدیگر  به دنبال نمونه‌هایی بود، جلال یکی از آن‌هاست. درواقع هرگاه شرایط عوض می‌شود، فهم نیز تغییر می‌کند. این صرفا هم مختص ایران نیست و چنان‌چه می‌دانید مثلا باختین هم پس از مرگش شناخته شد.» 

هادی خانیکی با بیان این که «من نه منتقدم و نه نویسنده و نه گرفتار یکی وجوه فهمم قطبی از جلال آل‌احمد» ادامه داد: «حضور من در این نشست برای صحبت از منظر تجربه‌های زیسته‌ خود است و اگر بخواهم به گونه‌ای خلاصه بگویم باید اشاره کنم که جلال آل‌احمد را به‌عنوان یکی از موثرترین روشنفکران ایرانی می‌شناسم و اخلاقا به این نشست آمده‌ام. آن هم در روزگاری که هرکس وقتی افتخار می‌کرده است که در کافه‌ای یا سمیناری عکسی با او دارد امروز نسبت خود را با جلال با دشنام وصف می‌کند. پس من امروز در آستانه سالگرد تولد او خودم را مقید دانسته‌ام که بیایم و در مورد آل‌احمد صحبت کنم.»  

خانیکی با اشاره به مقاله‌ «جلال آل‌احمد: خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب» نوشته امیرپرویز پویان به خواندن بخش‌هایی از آن پرداخت. هادی خانیکی پیش از خواندن این مقاله، گفت: «اما برای رسیدن به دو روایت مورد اشاره عبدالجواد موسوی بد نیست نگاهی به مقاله پویان؛  روشنفکری که چریک شد، بیندازیم.»   

او چنین شروع به خواندن کرد: «از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این طرف، هیچ ادیبی را سراغ نداریم که به اندازه جلال آل‌احمد با استقبال روشنفکران ایران روبه‌رو شده باشد. با این همه، هر چند قلمرو او در مقایسه با سایر ادیبان کشور ما وسیع‌ترین قلمروها بود ولی به هر حال به حوزه‌های روشنفکری جامعه ما محدود می‌گشت. روزی که مُرد، در میان تشییع‌کنندگان خبری از زحمت‌کشان نبود. برای زحمت‌کشان، که او را نمی‌شناختند، طبعأ مرگش هم نمی‌توانست حادثه‌ای به شمار رود. آیا این بدان علت بود که شرایط موجود اجازه نمی‌داد تا یک نویسنده توده‌ای به خلقش شناسانده شود؟ همه عوامل اختناق کنونی می‌کوشند تا ما را وادار کنند که به این سؤال پاسخ مثبت دهیم، ولی ما فراموش نمی‌کنیم که این همه واقعیت نیست. سالگرد صمد بهرنگی با شرکت بسیاری از زحمت‌کشان تبریز، روستائیان دهات دوردست برگزار شد. این تجربه به تنهائی نیز قادر است به ما نشان دهد که همه عوامل اختناق، هر چند هم نیرومند باشند، نمی‌توانند امکانات یک نویسنده خلق را برای نفوذ در میان توده‌ها یکسره از او سلب کنند. همه آن‌ها که مردم‌شان را دوست دارند و با توده‌ها صمیمانه در هم می‌آمیزند، در هر شرایطی امکان نفوذ هم دارند. در مراسم هفتم تختی صدها هزار نفر شرکت جستند. در میان انبوه شرکت‌کنندگان، حقیرترین سهم از آن دانشجویان و به طور کلی روشنفکران بود. تصادف سالروز مرگ فروغ فرخزاد با چهلمین روز مرگ تختی – که البته به تصادف گرفت – نتوانست جز معدودی از روشنفکران گنده‌دماغ را از شرکت در مراسم چهلم تختی بازدارد. خلق یکپارچه بر آن بود که تختی، شهید یک توطئه خائنانه شده است و باز فقط روشنفکران گنده‌دماغ بودند که عالمانه سری تکان دادند و در این اعتقاد توده‌ای شک کردند (و مقاله آقای آل‌احمد به این شک اعتبار بیشتری بخشید). توده، دوستان صمیمی خود را هرگز فراموش نمی‌کند. آن‌چه را که باید روشن کرد این است که ناشناخته ماندن آل‌احمد برای توده‌ها، تا کجا ناشی از اختناق موجود و تا کجا مربوط به خود اوست.» 

خانیکی پس از خواندن این بخش از مقاله امیرپرویز پویان، بحث را به انتشار دست‌نوشته‌های منتشرنشده جلال آل‌احمد کشاند و گفت اکنون با انتشار این اسناد، امکان طرح پرسش‌های تازه‌ای درباره تصویری که از آل‌احمد ساخته شده، فراهم شده است.

او گفت: «اگر اجازه بدهید، برمی‌گردم به کاری که آقای دانایی انجام داده و با انتشار دست‌نوشته‌های آل‌احمد، این پرسش را مطرح می‌کنم که با کدام آل‌احمد مواجهیم؟ آیا باید یکی از این دو روایت را انتخاب کنیم؟»

خانیکی ادامه داد: «یک آل‌احمد وجود دارد که در ذهن‌ها ساخته شده و در دوران انقلاب و سال‌های گذشته، یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران بوده است. آیا باید این آل‌احمد را از تاریخ حذف کنیم؟ یا با آل‌احمدی مواجهیم که بخشی از زندگی‌اش و به تعبیر دقیق‌تر، نهانخانه زندگی‌اش، اکنون با صراحت و شجاعت خودش در اختیار ما قرار گرفته است؟»

او تأکید کرد که انتشار این دست‌نوشته‌ها می‌تواند امکان مواجهه‌ای تازه با جلال آل‌احمد فراهم کند؛ مواجهه‌ای که در آن، تصویر تاریخی و عمومی‌شده او در کنار نوشته‌هایی قرار می‌گیرد که بخش‌های خصوصی‌تر و کمتر دیده‌شده زندگی و اندیشه‌اش را آشکار می‌کنند.

عبدالجواد موسوی، شاعر و روزنامه‌نگار در ادامه با اشاره به غلبه نگاه سیاسی بر شخصیت و آثار جلال آل‌احمد، اشاره کرد این نگاه باعث شده است بخش مهمی از وجوه ادبی و نویسندگی او نادیده گرفته شود. او در این مورد گفت: «چون با نگاه سیاسی سراغ جلال رفتیم، خودمان را از خیلی از چیزهای زیبایی که او در اختیار ما گذاشته بود و می‌توانستیم با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم، محروم کردیم. فقط به این دلیل که او را با متر و معیار سیاسی سنجیدیم.»

او با طرح این پرسش پرداخت که: «جلال آل‌احمد، در این سال‌ها، چه‌قدر نویسندگی‌اش نادیده گرفته شده است؟ و این نگاه سیاسی چقدر باعث شده ما نویسنده‌بودن آل‌احمد را فراموش کنیم؟ دو کتابی که از او منتشر شده است، چه‌قدر نشان می‌دهد که آل‌احمد نویسنده است و چه بخش‌های جذابی از نویسندگی او در این آثار وجود دارد؟»

ما جلال را از پشت عینک سیاست دیده‌ایم

احمد دهقان، نویسنده برای توضیح تأثیر نگاه سیاسی بر مواجهه با آثار آل‌احمد، خاطره‌ای از سال‌های پس از انقلاب روایت کرد و گفت: «اوایل انقلاب، در روزگاری که همه به دنبال سیاست بودند و می‌خواستند از هر چیزی بهره سیاسی خودشان را بگیرند، دو، سه نفر از نویسندگان مأمور شدند برای یک نمایش کت جلال را قرض بگیرند.»

به گفته او، این افراد به منزل شمس آل‌احمد رفتند و پس از صحبت‌ کت جلال را گرفتند. نمایش اجرا و تمام شد. دیدند کت گم شده. بقیه نشستند و گفتند چطور برویم و خبر ناگوار را به شمس بدهیم که ما چنین کاری کرده‌ایم. چند روز بعد رفتند و ماجرا را برای شمس تعریف کردند. شمس هم گفت اشکالی ندارد؛ چون تقاضا زیاد است، چند نفر از بچه‌ها بروند و از همان رنگ و مدل، نمونه دیگری بگیرند و به شما بدهند. 

دهقان این خاطره را نمونه‌ای از نگاه مصرف‌کننده و سیاسی به میراث آل‌احمد دانست و گفت: «وقتی درباره جلال صحبت می‌کنیم، باید حواسمان باشد که یک جلال واقعی وجود دارد و در کنار آن، کت‌های بدلی از جلال در جامعه رواج پیدا کرده است.»

این داستان‌نویس تأکید کرد: «هرکس فکر می‌کند جلال واقعی را می‌شناسد و بر سر آن با دیگری دعوا می‌کند، در حالی که ما با جلال‌های متفاوتی در بیرون روبه‌رو هستیم که هیچ‌کدام الزاماً جلال واقعی نیستند.»

او افزود: «هر گروهی تصویر خودش را از جلال ساخته است؛ جلالی که مذهبیون می‌سازند و می‌خواهند با استفاده از آثارش تبلیغ مذهبی کنند، یا جلالی که جریان‌های دیگر برای اهداف خودشان ساخته‌اند. اما با پیدا شدن چند قطعه کوچک از زندگی و نوشته‌های واقعی او، ممکن است بخشی از این تصویرها فرو بریزد و معلوم شود آن جلالی که ساخته‌ایم، با جلال واقعی تفاوت دارد.»

دهقان ادامه داد: «اگر بخواهیم درباره جلال صحبت کنیم، باید بگوییم درباره کدام جلال حرف می‌زنیم. جلال در دوره‌های مختلف زندگی‌اش با جلال دوره‌های دیگر تفاوت دارد. جلال اصیل با جلالی که بعدها برای او ساخته‌ایم، بسیار متفاوت است. ما با انسانی مواجهیم که تضادهای مختلفی در زندگی و اندیشه‌اش داشته است.»

او انتشار یادداشت‌های جلال آل‌احمد را از این منظر اتفاقی مهم دانست و گفت: «کار بزرگی که آقای دانایی انجام داده این است که ما را وادار می‌کند بپرسیم درباره کدام جلال صحبت می‌کنیم. حالا با این یادداشت‌ها می‌توانیم جلال دیگری را ببینیم.»

جلال را نمی‌توان از جهان‌بینی‌اش جدا کرد

دهقان در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر اهمیت نویسندگی آل‌احمد گفت: «نباید داستان‌نویسی جلال را از فضای فکری او جدا بدانیم. اصولاً سبک نویسنده از جهان‌بینی او جدا نیست. جلال، جهان‌بینی خودش را در آثارش به کار می‌گیرد.»

او با اشاره به رمان «مدیر مدرسه» توضیح داد: «جهان‌بینی جلال است که «مدیر مدرسه» را می‌آفریند. اگر این اثر را در دوره‌ای که جلال به مذهب نزدیک‌تر شده بود، بخوانیم، می‌بینیم که نمی‌توان آن را از جهان فکری او جدا کرد.»

این داستان‌نویس ادامه داد: «سبک مبارزاتی زندگی جلال در آن دوره، «مدیر مدرسه» را ساخته است. او در همان دوره خواسته مدرسه‌ای را بیافریند که در واقع می‌تواند نمادی از یک کشور باشد. روابط و اتفاقاتی که در آن مدرسه رخ می‌دهد، تصویری از جامعه به ما می‌دهد.»

دهقان تأکید کرد: «جلال قرار نیست فقط نویسنده باشد و هیچ‌وقت خودش را نویسنده‌ای صرف نمی‌دانست. همان‌طور که خودش را میان سیاست و ادبیات می‌دید و گاهی به این سمت و گاهی به آن سمت می‌رفت، در «مدیر مدرسه» نیز این نگاه را می‌بینیم.»

او افزود: «وقتی جلال در میانه کار درباره جامعه صحبت می‌کند، حرف‌هایش برای جامعه امروز هم قابل تأمل است. به گمان من، حرف‌های جلال در «مدیر مدرسه» هنوز برای جامعه امروز به کار می‌آید و خواندن این کتاب دیگر یک کار صرفاً سیاست‌زده نیست که فقط متعلق به یک دوره خاص باشد.»

نثر خشمگین جلال در یادداشت‌های روزانه

دهقان در پاسخ به این پرسش که آیا می‌توان میان وجه سیاسی و وجه نویسندگی جلال تفکیک قائل شد، گفت: «کاملاً. جلال همیشه نویسنده بود. آن نثر خاص جلال، همان نثر خشمگین آثارش، در یادداشت‌های روزانه او هم دیده می‌شود.»

او ادامه داد: «وقتی یادداشت‌های روزانه را کنار آثاری مثل «مدیر مدرسه» می‌گذاریم، متوجه می‌شویم که یک نگاه و یک نوع جهان‌بینی مشترک آنها را نوشته است. جلال نمی‌خواسته در «مدیر مدرسه» خودش را پشت چیزی پنهان کند؛ عریان می‌آید و حرف می‌زند.»

دهقان در پایان تأکید کرد که انتشار یادداشت‌های منتشرنشده آل‌احمد می‌تواند فرصتی باشد تا تصویری پیچیده‌تر و واقعی‌تر از این نویسنده شکل بگیرد؛ تصویری که نه در جلالِ صرفاً سیاسی خلاصه شود و نه در روایت‌های ایدئولوژیک و از پیش ساخته‌شده.

جلال را نمی‌توان با یک روایت توضیح داد

هادی خانیکی، در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به اینکه جلال آل‌احمد همچنان یکی از موضوعات مناقشه‌برانگیز در تاریخ روشنفکری و فرهنگ ایران است، گفت: «به نظر من پرونده جلال هنوز بسته نشده است. دلیلش این است که ما درگیر بحران ارتباطی، گسست تاریخی و گسست میان‌نسلی هستیم.»

او افزود: «وقتی با پدیده‌ای تاریخی مثل جلال آل‌احمد مواجه می‌شویم، نمی‌توانیم او را فقط در یک مقطع زمانی متوقف کنیم. باید بتوانیم درباره جلالِ دیروز، جلالِ امروز و طبیعتاً تصویری که از او برای فردا می‌سازیم، گفت‌وگو کنیم.»

خانیکی با اشاره به یکی از خاطرات خود از فضای فرهنگی و دانشگاهی کشور گفت: «یک زمانی وزیر وقت، در دفاع از گزینش‌ها و معیارهای گزینش دانشگاهی، سخنی درباره فردوسی مطرح کرد. مرحوم صابری (گل‌آقا) در نقد این نگاه می‌گفت اگر چنین اتفاقی در کشوری مثل فرانسه رخ می‌داد، وزیر را استیضاح می‌کردند؛ چون متولی فرهنگ یک کشور، حتی اگر خودش نویسنده باشد، نمی‌تواند با چنین رویکردی درباره میراث فرهنگی و ادبی آن کشور داوری کند.»

او این خاطره را مقدمه‌ای برای طرح این پرسش دانست که آیا می‌توان شخصیت‌هایی مانند آل‌احمد را با معیارهای سیاسی امروز حذف یا انتخاب کرد و گفت: «می‌شود آل‌احمد و آل‌احمدها را نقد کرد، اما نمی‌شود آنها را از تاریخ روز، تاریخ اندیشه، تاریخ روشنفکری و تاریخ فرهنگ حذف کرد. ما نمی‌توانیم تاریخ را آن‌طور که امروز می‌خواهیم تنظیم کنیم و بخش‌هایی از آن را کنار بگذاریم.»

خانیکی ادامه داد: «در خوانش‌های مختلف از شخصیت‌های تاریخی، همین مسئله را می‌بینیم. این نوع مواجهه نشان می‌دهد که ما در فرآیند تاریخی دچار سوءتفاهم و اختلال ارتباطی می‌شویم.»

از «اسطوره‌سازی» تا «افکندن به زباله‌دان تاریخ»

این استاد دانشگاه با اشاره به تغییر نگاه نسل‌های مختلف به آل‌احمد گفت: «نسلی که دیروز از جلال یک اسطوره ساخته بود، امروز ممکن است همان اسطوره را به دلیل تغییر شرایط کنار بگذارد. یک روز جلال را روشنفکری بسیار بزرگ و پرچمدار تغییرات سیاسی و انقلابی می‌دانستند و امروز عده‌ای می‌گویند او اساساً نسبتی با انقلاب نداشته است.»‌

خانیکی افزود: «وقتی اسطوره مطلق می‌سازیم، در برابرش واکنش‌های هیجانی شکل می‌گیرد. امروز هم ما گرفتار روزمرگی و دوقطبی‌های فرساینده هستیم و اگر نتوانیم از این وضعیت عبور کنیم، فردا نیز دوباره همان چرخه را بازتولید خواهیم کرد.»

او گفت: «آل‌احمد به نظر من گرفتار دو خوانش شده است؛ یکی خوانش رسمی و ایدئولوژیک که تلاش می‌کرد از جلال یک قدیس تمام‌عیار بسازد؛ روشنفکری که نماد غرب‌ستیزی و بازگشت متجددانه به سنت و توسعه ایران معرفی شود. حتی اگر در حوزه علوم اجتماعی جست‌وجو کنید، بخش قابل توجهی از پژوهش‌ها درباره این است که آل‌احمد چه الگویی برای توسعه ایران ارائه می‌کند.»

خانیکی این رویکرد را «تک‌ساحتی و غیرگفت‌وگویی» توصیف کرد و در مقابل گفت: «خوانش دوم، انکار رادیکال و نوستالژی‌ستیزی است که امروز بیشتر دیده می‌شود؛ جریانی که جلال را ریشه بسیاری از ناکامی‌ها و ناکارآمدی‌های ساختاری می‌داند و معتقد است هرگونه بازخوانی او باید به معنای کنار گذاشتن و افکندنش به زباله‌دان تاریخ باشد.»

او تأکید کرد: «هر دو نگاه، جلال را به یک سوژه مصرفی سیاسی تبدیل می‌کنند. نه آن طرف و نه این طرف. حرف من این است که با جلال می‌توان گفت‌وگو کرد.»

گفت‌وگو با جلال، از مسیر اخلاق و سلوک او

خانیکی در ادامه، یکی از ویژگی‌های مهم آل‌احمد را امکان گفت‌وگو با او دانست و گفت: «گفت‌وگو با جلال از این نظر ممکن است که به اخلاق و سلوک او هم توجه کنیم. اگر به کوچه‌پس‌کوچه‌های زندگی او برویم، می‌بینیم که مردم با او حرف زده‌اند.»

او با اشاره به شوخ‌طبعی آل‌احمد افزود: «جلال آن‌قدر خوش‌اخلاق و خنده‌رو بود و زبانش زبان طنز بود که اصلاً نمی‌شد به‌سادگی با او برخورد کرد. در دانشگاه تبریز از او پرسیدند نظرتان درباره داروینیسم چیست؟ پاسخ داد: «اگر شما دوست دارید جدتان میمون باشد، من دوست ندارم!» این پاسخ نشان می‌دهد که جلال حتی در مواجهه با مسائل جدی، اهل گفت‌وگو و طنز بود.»

خانیکی سپس گفت: «به نظر من مسئله ما با جلال، یک آزمون برای سنجش بلوغ فکری امروز است. جلال را نسنجیم؛ خودمان را بسنجیم که چقدر می‌توانیم با یک پدیده تاریخی برخورد کنیم. آیا امروز می‌توانیم با دیروز خودمان یک پیوند نقادانه و سنجشگرانه برقرار کنیم تا بتوانیم آینده را بسازیم؟ یا محکوم به بازتولید همان چرخه‌های ستایش و نفی هستیم؟»

از «تصویر صیقل‌خوردهٔ جلال» تا «جلال خلوت و تردید»

خانیکی در بخش دیگری از سخنانش به انتشار یادداشت‌های روزانه و دست‌نوشته‌های آل‌احمد پرداخت و گفت: «برای گذر از جلال رسانه‌ای به جلالِ کمتر دیده‌شده و تاریک‌خانه زندگی او، کاری که آقای دانایی انجام داده اهمیت زیادی دارد؛ او اسنادی را در اختیار ما گذاشته که جلال را با همه ابعاد وجودی‌اش نشان می‌دهد.»

او تأکید کرد: «برای اینکه گفت‌وگو واقعی باشد، به واقعیت مستند نیاز داریم، نه تصویرسازی‌های رسانه‌ای. خوشبختانه اسناد و یادداشت‌های روزانه جلال که آقای دانایی برای انتشار آن‌ها زحمت کشیده، فرصت جدیدی ایجاد کرده است تا علاوه بر جلالِ تاریخی، به جلالِ در خلوت هم توجه کنیم.»

خانیکی ادامه داد: «هر انسانی خلوتی دارد و در خلوت خود رفتار متفاوتی نشان می‌دهد. بزرگان دینی ما نیز چنین تفاوتی دارند؛ شما وقتی با حضرت علی(ع) در میدان جنگ مواجه می‌شوید با علیِ خلوت و چاه متفاوت است. همین تفاوت نشان می‌دهد که جلال تاریخی با تصویر صیقل‌خورده‌ای که رسانه‌های رسمی از او ساخته‌اند، فاصله چشمگیری دارد.»

او گفت: «در این دست‌نوشته‌ها، روشنفکری را از جنس انسان می‌بینیم؛ انسانی از گوشت و پوست که گرفتار خشم‌های درونی، اضطراب، وسوسه‌های روشنفکرانه، رنج‌های شخصی، احساس استیصال، عشق و بسیاری از تجربه‌های انسانی دیگر می‌شود.»

شجاعت، به معنای مصونیت از خطا نیست

خانیکی یکی از نکات مهم در بازخوانی این اسناد را تفکیک «جسارت» از «صحت» دانست و گفت: «این نکته اهمیت دارد که جسارت را از صحت جدا کنیم. اسناد به ما نشان می‌دهند که جلال انسانی شجاع، پرسشگر و دردمند بوده، اما شجاعت در اعتراض به معنای مصونیت از خطاهای شناختی و درست بودن همه احکام و قضاوت‌های او نیست.»

او افزود: «اتفاقاً وقتی قضاوت‌های نادرست و شکسته‌شده را هم می‌بینیم، جلال را همان‌گونه که بوده می‌شناسیم؛ با همه درخشش‌ها و همه لغزش‌هایش. این به نظر من نخستین گام برای ترمیم حافظه ارتباطی ماست.»

او سپس به تأثیرگذاری زبان و سبک آل‌احمد اشاره کرد و گفت: «جلال و نسل جلال فوق‌العاده تأثیرگذار بودند. من خودم، به عنوان کسی که نه نویسنده بلکه دانشجویی علاقه‌مند بوده‌ام، نمی‌توانم منکر تأثیر قلم آل‌احمد بر خود شوم. حتی قلم شریعتی نیز از قلم آل‌احمد تأثیر گرفته است.»

خانیکی درباره ویژگی‌های این سبک گفت: «این قلم، تلگرافی، آمیخته با طنز، پرشتاب، جذاب و سرشار از شوک‌های عاطفی است. این بلاغت مسحورکننده در بسیاری از مواقع بر دقت روش‌شناختی و عقلانیت سنجشگرانه غلبه می‌کند. وقتی کلمات پیش از اندیشیدن فراوان می‌شوند، گفت‌وگو به سمت انگیزش‌های توده‌ای می‌رود؛ چیزی که امروز نیز در فضای مجازی، با سرعتی به‌مراتب هولناک‌تر، آن را می‌بینیم.»

خانیکی دومین نکته را «چرخش‌های فکری به مثابه واکنش» دانست و گفت: «ذات جلال مرتب در حال تغییر بود. درباره همین نکته‌ای که آقای دهقان درباره «مدیر مدرسه» گفتند، فکر می‌کنم باید در ارزیابی رفتار و چرخش فکری آل‌احمد احتیاط کرد.»

او با اشاره به مسیر فکری آل‌احمد از حزب توده تا انشعاب و همراهی با خلیل ملکی در نیروی سوم و سپس گرایش او به سنت‌گرایی بومی و نگاه مثبت‌تر به مذهب، گفت: «این تغییرات را نباید صرفاً فرصت‌طلبی دانست و از سوی دیگر نباید آنها را صرفاً کشف و شهود ایمانی تلقی کرد. اینها می‌تواند پاسخ‌های واکنشی و شتاب‌زده یک روشنفکر دغدغه‌مند در مواجهه با مسائل زمانه خودش باشد.»

خانیکی افزود: «جلال با مسئله بحران هویت و مدرنیزاسیون دستوری عصر پهلوی مواجه بود. او مدرنیزاسیون را همه‌جا می‌دید؛ در شرکت نفت، در آموزش، در زبان فارسی و حتی پشت کتاب‌های درسی. مسئله دیکتاتوری و استبداد را می‌دید، اما الزاماً با یک نظریه جامعه‌شناختی منسجم با این مسائل مواجه نمی‌شد.»

او تأکید کرد: «بخشی از نوشته‌های جلال بیشتر مانیفست‌گونه و اعتراضی هستند. او مفاهیم بغرنج و چندلایه‌ای مثل تجدد، تکنولوژی و توسعه را گاهی به یک تقابل ساده با تقلید تقلیل می‌دهد و راه گفت‌وگوی سازنده با تجدد را تا حدی از دست می‌دهد.»

خانیکی در پایان گفت: «اگر روش و شیفته ادبیات پرشور جلال را در نظر بگیریم، اما منابع علمی مستمر و دقت روش‌شناختی را در کنار آن نبینیم، ناخواسته ممکن است به ساده‌سازی و قطبی‌سازی برسیم. این دغدغه‌مندی، اگر با دقت و گفت‌وگو همراه نشود، می‌تواند فهم ما از آل‌احمد را هم دچار مشکل و بحران کند.»

 عبدالجواد موسوی در ادامه گفت: «اتفاقاً آنهایی که درباره آل‌احمد صحبت می‌کنند، معمولاً اطلاع کاملی از همه آثار او ندارند. آل‌احمد فقط یک چهره مذهبی یا فقط نویسنده‌ای با دغدغه‌های مذهبی نبود. حتی درباره «غرب‌زدگی» هم این مسئله صدق می‌کند. آل‌احمد بعد از مدت کوتاهی سراغ «عبور از خط» (نویسنده: ارنست یونگر مترجم: محمود هومن، جلال آل‌احمد) می‌رود و آنجا تازه معلوم می‌شود که با این موضوع آشنا شده و تلاش کرده مسئله را عمیق‌تر ببیند. خودش نوشته که از آن مرحله عبور کرده است، اما خیلی‌ها هنوز در همان «غرب‌زدگی» مانده‌اند.» 

او تاکید کرد که یادداشت‌های جلال آن‌قدر جذاب است که حتی اگر کسی علاقه‌ای نداشته باشد، کافی است چند صفحه از آثار آل‌احمد را بخواند؛ آن‌وقت با اشتیاق دنبال این می‌رود که قصه آل‌احمد به کجا رسیده، چه شد و چه نشد. حتی جزئیاتی مثل اینکه همسایه‌اش تلفن ندارد و نمی‌تواند با او تماس بگیرد، برای خواننده جذاب می‌شود.

تصویری بیرون از قالب‌های تثبیت‌شده 

احمد دهقان در بخش پایانی این نشست با اشاره به انتشار مجموعه یادداشت‌های جلال آل‌احمد، گفت که بی‌تابانه منتظر انتشار جلد پایانی این مجموعه است؛ جلدی که به گفته او، دوره اقامت آل‌احمد در اسالم و بخشی از مباحث نظری او را روشن‌تر خواهد کرد.

دهقان با تأکید بر تفاوت یادداشت‌های آل‌احمد با یادداشت‌های روزانه معمول، توضیح داد: «یادداشت روزانه معمولاً به این معناست که فرد هر روز بنویسد چه اتفاقی افتاده، چه اتفاقی مهم بوده و چه اتفاقی نبوده است. اما جلال دقیقاً این کار را نکرده. او هر روز ننوشته، بلکه انگار هر ماجرا را به شکل یک داستان کوتاه روایت کرده است.»

او ادامه داد: «این نشان می‌دهد که نگاه جلال اساساً داستانی بوده و حتی ماجراهای زندگی خودش را هم با چنین نگاهی روایت می‌کرده است. حتی وقتی نوشته‌ای به پایان می‌رسد، نوعی پایان‌بندی برای آن در نظر می‌گیرد؛ انگار می‌خواهد هرکدام از این نوشته‌ها یک داستان مستقل داشته باشند.»

دهقان با اشاره به علاقه شخصی خود به یادداشت‌های روزانه و تجربه کار روی این نوع آثار، گفت که نوشته‌های آل‌احمد به دلیل همین ویژگی، از ساختار متفاوتی نسبت به یادداشت‌های روزانه معمول برخوردارند و در آنها تلاش شده وقایع «بی‌پرده» و بدون ملاحظه ثبت شوند.

این نویسنده سپس یادداشت‌های آل‌احمد را یکی از مهم‌ترین منابع برای شناخت شخصیت او و فضای روشنفکری ایران دانست و افزود: «مهم‌ترین کاری که جلال در زندگی‌اش انجام داده، از نگاه امروز من، همین یادداشت‌هایش است. این یادداشت‌ها هم خودش را به ما معرفی می‌کنند و هم دوره‌ای بزرگ و تا حد زیادی ناشناخته را پیش روی ما می‌گذارند.»

دهقان معتقد است یکی از دلایل اهمیت این یادداشت‌ها آن است که تصویری متفاوت از نویسندگان و روشنفکران به دست می‌دهند؛ تصویری که آنها را از قالب‌های تثبیت‌شده و گاه اسطوره‌ای بیرون می‌آورد. او با اشاره به چهره‌هایی مانند صادق چوبک، ابراهیم گلستان، سیمین دانشور و نیما یوشیج گفت: «ما گاهی آدم‌ها را فقط براساس یک اثر یا تصویری که از آن‌ها ساخته شده می‌شناسیم و از زندگی و فراز و فرودهای فکری‌شان غافل می‌شویم.»

به گفته دهقان، خواندن روایت‌های مربوط به زندگی نویسندگان نشان می‌دهد که میان شخصیت واقعی آنها و تصویری که بعدها از آنها ساخته شده، فاصله وجود دارد. او درباره اهمیت این مسئله در یادداشت‌های آل‌احمد گفت: «بزرگ‌ترین کاری که یادداشت‌های جلال برای ما می‌کنند، این است که بت‌ها و قدیس‌هایی را که از گذشتگان ساخته‌ایم می‌شکنند. این بزرگ‌ترین هنر یادداشت‌های جلال در زمانه ماست.»

دهقان در ادامه، آل‌احمد را «مظهر تضادها» توصیف کرد و گفت که همین تضادها در یادداشت‌های او به‌خوبی دیده می‌شود: «جلال خودش بسیار متفاوت و متناقض است؛ شکست می‌خورد، برمی‌گردد و دوباره راهی پیدا می‌کند. این تضادها حتی درباره نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی او و مهم‌ترین اتفاق زندگی‌اش، یعنی مرگش، هم دیده می‌شود.»

او همچنین بر اهمیت مطالعه یادداشت‌های آل‌احمد برای بازخوانی آثار داستانی او تأکید کرد و گفت که دوست دارد از خلال این نوشته‌ها بداند آثاری مانند «مدیر مدرسه» در چه شرایطی نوشته شده‌اند و شرایط زندگی و فکری جلال چه تأثیری بر شکل‌گیری آنها داشته است.

دهقان در این‌باره گفت: «چرا «مدیر مدرسه» از نگاه من، به‌عنوان یک داستان‌نویس، این‌قدر شتاب‌زده است؟ در یادداشت‌ها می‌بینیم که او گاهی یک اثر را در مدت بسیار کوتاهی تمام می‌کند و سراغ کار بعدی می‌رود. شتاب‌زدگی یکی از خصوصیات جلال است، اما همین ویژگی است که خواندن او را لذت‌بخش می‌کند.»

او در پایان، با اشاره به سابقه یادداشت‌نویسی در میان نویسندگان جهان، جایگاه یادداشت‌های آل‌احمد را متفاوت دانست و تأکید کرد که این نوشته‌ها صرفاً ثبت وقایع روزانه نیستند، بلکه می‌توانند به بازخوانی آثار ادبی و شناخت دوباره نویسنده کمک کنند؛ آثاری که شاید تصور می‌کنیم آنها را به‌خوبی می‌شناسیم، اما یادداشت‌های جلال امکان تازه‌ای برای فهم آنها پیش روی ما می‌گذارند.

محمدحسین دانایی در پایان، درباره آثاری از جلال یا درباره او که در دست آماده‌سازی و انتشار دارد، گفت: «کارهای دیگری هم هست که به‌تدریج دارم آماده می‌کنم و ان‌شاءالله تقدیم خوانندگان خواهد شد.»

در ادامه از او درباره این آثار پرسیده شد که آیا شامل داستان و مقاله می‌شوند؟ دانایی در پاسخ توضیح داد: «بخشی از آنها داستان است؛ از جمله داستان‌هایی که جلال آنها را به صورت ناتمام نوشته است. بخشی دیگر مربوط به کارهای تحقیقی دوره دانشگاهی اوست که اخیراً آنها را در قالب رساله منتشر کرده‌ایم.»

او ادامه داد: «یادداشت‌های پراکنده هم داریم، به اضافه مقداری نامه؛ نامه‌هایی که خود جلال برای افراد مختلف نوشته و پاسخ‌هایی که به نامه‌های او داده شده است. این بخش هم مسائل بسیار جالبی دارد؛ از جمله بخش قابل توجهی از این نامه‌ها مربوط به ابراهیم گلستان و مسائل میان این دو نفر است.»

دانایی در ادامه با اشاره به علاقه و انگیزه خود برای ادامه این مسیر گفت که امیدوار است بتواند با فراهم شدن شرایط، این آثار را به شکل کامل‌تری گردآوری و منتشر کند.

هادی خانیکی، احمد دهقان و عبدالجواد موسوی از  جلال آل‌احمد می‌گوید/ محمدحسین دانایی: این یادداشت‌ها صورت بدون حجاب آل‌احمد است

۲۴۲۲۴۲

کد مطلب 2272402

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین