خبرآنلاین- زهره نوروزپور: شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در شرایطی به دعوت دونالد ترامپ راهی واشنگتن میشود که او بهعنوان رهبر بزرگترین کشور آسیایی و یکی از دو قدرت اصلی اقتصادی جهان، پس از دو اجلاس مهم بریکس و شانگهای و مذاکرات وزیر خارجهاش وانگ یی با عباس عراقچی حول محور انرژی و تنگه هرمز، با پروندههای پر و پیمانی به کاخ سفید میرود؛ جایی که قرار است در اتاق بیضی کنار ترامپ بنشیند، مقابل دوربینها لبخند بزند و آنچه را در سطح رسانهای است مطرح کند و در نهایت، پشت درهای بسته درباره موضوعات مهم دوجانبه از جمله هوش مصنوعی، فضا، مواد معدنی کمیاب، تجارت و در نهایت نفت، انرژی و خاورمیانه و ایران گفتوگو کند.
در مسأله ایران، وانگ یی پس از دیدار با عراقچی با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، بهصورت تلفنی گفتوگو کرد. عراقچی نیز در پکن با هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، و عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، تماس تلفنی داشت؛ تماسهایی که در کنار سفر قریبالوقوع شی به واشنگتن، بار دیگر این پرسش را پیش کشید که پرونده ایران در دیدار دو رهبر چه جایگاهی خواهد داشت و آیا پکن و واشنگتن میتوانند بر سر تهران به نقطهای مشترک برسند؟
چین البته بارها تأکید کرده است که موضعش در قبال بحران منطقه همان طرح چهارمرحلهای این کشور برای خاورمیانه است و پکن خود را میانجی میان تهران و واشنگتن نمیداند. با این حال، مجموعه تحرکات دیپلماتیک روزهای اخیر نشان میدهد که ایران از دستورکار روابط چین و آمریکا جدا نیست؛ بهخصوص آنجا که جنگ، تنگه هرمز، نفت و امنیت انرژی به یکدیگر گره خوردهاند.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری اخیر خود درباره این سوال که آیا پکن قرار است میان ایران و امریکا میانجیگری کند؟ تأکید کرد: ما همیشه از موضع اصولی و مسئولانه چین در قبال مباحث امنیتی منطقه استقبال کردیم. چین در برهههای مختلف نقش بسیار سازندهای در کمک به تقویت امنیت و ثبات در منطقه ما ایفا کرده و ما همواره اعلام آمادگی کردیم برای اینکه در این زمینه همکاری چینیها را داشته باشیم.
وی گفت: تصور ما این است که چین موضع اصولی خود را در هر فرصتی بیان میکند و این بسیار ارزشمند است. در نشست سران بریکس هم مواضع اصولی چین را دیدیم. مساعی جمیله چین در رابطه با مباحث منطقه، مورد استقبال هم ایران و هم سایر کشورها است. اما پاکستان نقش خود را خوب انجام میدهد، اساساً هم مشکل ما میانجی نیست. هیچوقت مشکل ایران و آمریکا مسئله میانجی نبوده؛ مسئله، نبود اراده واقعی و حداقل حسننیت از جانب طرفهای آمریکایی برای استفاده از دیپلماسی است.
بااینحال اگر چین میانجی ایران و آمریکا نیست، پس ایران در دیدار ترامپ و شی دقیقاً کجای معادله قرار میگیرد؟ آیا پکن صرفاً درباره پیامدهای جنگ و بحران انرژی گفتوگو خواهد کرد یا اینکه واشنگتن تلاش میکند از نفوذ اقتصادی و سیاسی چین بر تهران برای حلوفصل بحران هرمز استفاده کند؟
رسانههایی که در روزهای اخیر، از یک سو از ایران بهعنوان یکی از پروندههای ژئوپلیتیکی مهم در دیدار ترامپ و شی نام بردهاند و از سوی دیگر، این سؤال را مطرح کردهاند که اگر واشنگتن از پکن برای مدیریت پرونده ایران کمک بخواهد، چین در مقابل چه خواهد خواست؟
در این میان، تایوان نیز همیشه موضوع روی میز است؛ موضوعی که برای پکن اهمیت راهبردی دارد و میتواند در هرگونه چانهزنی بزرگ میان دو قدرت، در طرف دیگر میز قرار بگیرد. به همین دلیل، سؤال درباره «توافق ترامپ و شی بر سر ایران» شاید در واقع سؤال بزرگتری باشد: آیا ایران میتواند یکی از موضوعات معامله بزرگتر میان واشنگتن و پکن باشد؟

رسانهها چه میگویند؟
یورونیوز در گزارشی درباره نشست پیشروی دو رئیسجمهور، تمرکز اصلی مذاکرات را بر آتشبس تجاری، تعرفهها، هوش مصنوعی و مسائل اقتصادی دانسته، اما همزمان ایران و تایوان را در میان پروندههای ژئوپلیتیکی این دیدار قرار داده است. بر اساس این گزارش، آتشبس تجاری میان آمریکا و چین در حالی به نقطه تمدید نزدیک میشود که دو طرف درباره دامنه و مدت آن اختلافنظر دارند و همزمان، واشنگتن به دنبال توافقهای جدید در حوزههایی مانند خرید کالا و همکاریهای اقتصادی است. در همین حال جنگ و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، ایران را به پروندهای اقتصادی برای چین و آمریکا نیز تبدیل کرده است.
یورونیوز نوشت: اهمیت این نشست فقط به اختلافات تجاری و تعرفهای میان دو کشور محدود نمیشود و همزمان، پروندههای ژئوپلیتیکی مانند ایران و تایوان نیز در دستورکار دو رئیسجمهور قرار دارند. به نوشته یورونیوز، در حالی که ایران یکی از پروندههای مهم سیاست خارجی ترامپ است، تایوان برای پکن از اهمیت راهبردی ویژهای برخوردار است.
در این گزارش آمده است که چین همچنان بزرگترین شریک تجاری ایران است، اما رفتار پکن در بازار نفت در ماههای اخیر تغییراتی داشته است. این رسانه گزارش داده که چین خرید نفت خود از بازار آزاد را افزایش داده و به گفته ادگارد کاگان، مشاور ارشد مطالعات چین در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، این وضعیت میتواند با کاهش خرید نفت چین از ایران ارتباط داشته باشد و بر قیمتهای جهانی نفت اثر بگذارد.
در بخش دیگری از گزارش، یورونیوز به فضای اقتصادی داخل آمریکا اشاره کرده و نوشته است که ترامپ به دنبال دستاوردهایی است که بتواند در حوزه اقتصاد و هزینههای زندگی به افکار عمومی آمریکا ارائه کند. به همین دلیل، موضوعاتی مانند تعرفهها، خرید محصولات کشاورزی، مواد معدنی کمیاب، فناوری و هوش مصنوعی در کنار پروندههای سیاسی، اهمیت زیادی در مذاکرات واشنگتن و پکن پیدا کردهاند.
ادگارد کاگان با توجه به سکوت نسبی واشنگتن و پکن درباره اهداف اصلی نشست گفته است: «خودِ سفر، پیام است.» از نگاه این کارشناس، هنوز نشانه روشنی از اینکه دو طرف دقیقاً به دنبال چه توافق بزرگی هستند دیده نمیشود و انتظارات از این دیدار نیز عمداً محدود نگه داشته شده است.
آسوشیتدپرس در گزارشی درباره وضعیت بازار نفت نوشته است که اگرچه جنگ ایران و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز قیمت نفت را بالا برده، اما این افزایش به اندازه برخی پیشبینیهای اولیه نبوده است. به نوشته این خبرگزاری، یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، سیاست انرژی چین و استفاده پکن از ذخایر عظیم نفتی خود بوده است؛ سیاستی که در عمل فشار افزایش قیمت نفت بر بازار جهانی و بهویژه آمریکا و اروپا را کاهش داده است.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، چین با برداشت از ذخایر نفتی خود توانست واردات نفت خام را پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل و اختلال شدید در تردد از هرمز بهشدت کاهش دهد. کاهش تقاضای چین، که بزرگترین خریدار نفت ایران و دومین مصرفکننده نفت جهان است، به کاهش فشار صعودی بر قیمتها کمک کرد؛ موضوعی که از منظر بازار انرژی، عملاً برای آمریکا نیز خبر خوبی بوده است.
آسوشیتدپرس به نقل از تحلیلگران بازار انرژی نوشته است که کاهش واردات نفت چین، مهمترین عامل تعدیل قیمت نفت از آغاز جنگ بوده است. بر اساس دادههای مورد استناد این گزارش، واردات نفت خام چین در سهماهه دوم سال به حدود ۸.۱ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که تقریباً چهار میلیون بشکه، معادل ۳۲ درصد، کمتر از سهماهه نخست سال بود. مایکل لینچ، رئیس مؤسسه Strategic Energy & Economic Research، در گفتوگو با آسوشیتدپرس این رفتار چین را «قابل توجه» توصیف کرد و گفت پکن بهجای هجوم به بازار برای خرید نفت، از ذخایر خود استفاده کرد و به این ترتیب قیمت نفت را برای همه پایینتر نگه داشت.
از همین منظر، سیاست انرژی شی جینپینگ در جریان جنگ ایران، ناخواسته به کنترل فشار نفتی بر اقتصاد آمریکا نیز کمک کرده است؛ نکتهای که در آستانه دیدار ترامپ و شی اهمیت پیدا میکند. آسوشیتدپرس حتی از این زاویه گزارش خود را با این پرسش پیش میبرد که آیا ترامپ در شرایطی که قیمت بنزین برای دولت آمریکا به یک فشار سیاسی تبدیل شده، باید از شی بابت این وضعیت تشکر کند یا نه. با این حال، کاخ سفید در پاسخ به پرسش این خبرگزاری درباره اینکه آیا ترامپ نقش چین در مهار قیمت نفت را به رسمیت میشناسد یا خیر، اظهارنظری ارائه نکرده است.
در واقع، اینجا یک تناقض جالب در رابطه ترامپ و شی شکل میگیرد: واشنگتن از پکن میخواهد از نفوذ اقتصادی خود بر تهران برای پایان جنگ و بازگشایی هرمز استفاده کند، اما همزمان سیاست انرژی چین در همین جنگ، به کاهش فشار قیمت نفت بر آمریکا کمک کرده است. همین نقطه میتواند یکی از زمینههای مهم گفتوگوی دو رئیسجمهور باشد؛ اینکه آیا چین صرفاً برای حفظ منافع انرژی خود در پی ثبات منطقه است یا واشنگتن میتواند از این منافع برای گرفتن نقش فعالتر پکن در پرونده ایران استفاده کند.

هرمز؛ جایی که منافع تهران و پکن به هم میرسد
رویترز در گزارش تازهای درباره تماس وانگ یی و مارکو روبیو نوشته است که دو وزیر خارجه درباره تعاملات سطح بالای آینده میان چین و آمریکا گفتوگو کردهاند. بر اساس این گزارش، وانگ یی در این تماس بر اهمیت روابط برابر و متقابل میان دو کشور تأکید کرده و همزمان درباره وضعیت خاورمیانه نیز صحبت شده است. رویترز گزارش داده که وانگ پس از دیدار با عراقچی، خواستار خویشتنداری ایران و آمریکا، بازگشت به توافق موقت ژوئن و ازسرگیری گفتوگوهای جدی و اساسی میان ایران و آمریکا substantive شده و از بازگشایی تنگه هرمز حمایت کرده است.
با این حال، اینکه چین حاضر باشد برای باز شدن هرمز مستقیماً به تهران فشار وارد کند، موضوع دیگری است. الجزیره با طرح این سوال نوشت که اگر واشنگتن از پکن بخواهد برای بازگشایی تنگه هرمز بر ایران فشار بیاورد، چین در مقابل چه خواهد خواست؟ تحلیلگران مورد استناد الجزیره معتقد بودند که کمک پکن به واشنگتن لزوماً بدون هزینه نخواهد بود و ممکن است چین در مقابل، امتیازهایی از آمریکا بهویژه در موضوع تایوان بخواهد.
الجزیره در تحلیلی که در ماه مه منتشر کرد، دقیقاً همین پرسش را مطرح کرده بود: این رسانه در تحلیلی درباره دیدار ترامپ و شی نوشته است که مقامهای آمریکایی از چین خواستهاند نقش فعالتری برای ترغیب ایران به بازگشایی تنگه هرمز ایفا کند؛ اما تحلیلگران مورد استناد الجزیره معتقدند پکن بعید است چنین کمکی را بدون در نظر گرفتن منافع خودش انجام دهد و یکی از مهمترین حوزههایی که میتواند در این چانهزنی مطرح شود، تایوان است.
کریستوفر هِرلین، استاد مطالعات دولت و مطالعات آسیایی در کالج بودوین، در گفتوگو با الجزیره تأکید کرده بود که پرونده ایران احتمالاً موضوع محوری دیدار ترامپ و شی نخواهد بود. به گفته او، تایوان برای پکن اهمیت بیشتری دارد و چین از مدتها پیش، در قبال جنگ ایران، تلاش کرده خود را در جایگاه کشوری نشان دهد که میتواند در حل بحران نقش داشته باشد، بدون آنکه مستقیماً وارد فشار بر تهران شود. از نگاه هِرلین، میزبانی پکن از عراقچی و مواضع دیپلماتیک چین در قبال جنگ، نشان میدهد که چین فعلاً بیشتر در حال باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی است و برای فشار مستقیم بر ایران شتابی ندارد.
اما ایندرجیت پارمار، استاد سیاست بینالملل در دانشگاه سیتی سنت جورج لندن، مسئله را از زاویه دیگری دیده است. او معتقد است ترامپ برای باز شدن هرمز به حمایت چین نیاز دارد؛ در حالی که خود چین نیز به دلیل وابستگیاش به نفت و انرژی وارداتی از منطقه، از باز ماندن این مسیر سود میبرد. همین همپوشانی منافع میتواند زمینه همکاری دو کشور باشد، اما به اعتقاد پارمار، پکن میتواند همین نیاز آمریکا را به یک اهرم چانهزنی درباره تایوان تبدیل کند.
الجزیره در ادامه به موضع ویلیام یانگ، تحلیلگر ارشد مسائل شمال شرق آسیا در گروه بحران بینالمللی، اشاره میکند. یانگ میگوید چین و آمریکا در اصل هر دو خواهان بازگشایی هرمز هستند، اما راهی که برای رسیدن به این هدف در نظر گرفتهاند یکسان نیست. چین بر خویشتنداری همه طرفها و بازگشت به مسیر دیپلماسی تأکید دارد، در حالی که دولت ترامپ بر فشار و تهدید نظامی علیه ایران تکیه کرده است.
به گفته یانگ، واشنگتن میداند که ممکن است برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره به کمک پکن احتیاج داشته باشد؛ اما درخواست مستقیم از چین برای پایان دادن به انسداد هرمز میتواند دست بالا را در روابط دوجانبه به پکن بدهد. به همین دلیل، از نگاه این تحلیلگر، دولت ترامپ همزمان تلاش کرده است ایران را با فشار و تهدید وادار به پذیرش شروط خود کند تا مجبور نشود بیش از اندازه به چین برای حل بحران متوسل شود.
در بخش دیگری از این تحلیل، الجزیره به اهرمهایی اشاره میکند که چین در قبال ایران در اختیار دارد؛ مهمترین آنها روابط تجاری و اقتصادی پکن با تهران است. اما اگر قرار باشد چین واقعاً برای بازگشایی هرمز وارد عمل شود، به اعتقاد تحلیلگران مورد استناد این رسانه، این کمک احتمالاً بدون مطالبه متقابل نخواهد بود.
در همین چارچوب، پارمار احتمال داده است که پکن در برابر فشار بر ایران، از واشنگتن بخواهد موضعی علیه استقلال تایوان اتخاذ کند. هِرلین نیز معتقد است چین احتمالاً در دیدار با ترامپ تلاش خواهد کرد او را از پیشبرد بسته تسلیحاتی جدید برای تایوان منصرف کند؛ بستهای که الجزیره ارزش آن را حدود ۱۴ میلیارد دلار گزارش کرده است.

آیا گزینه «ایران در برابر تایوان» روی میز است؟
در همین چارچوب، رویترز در گزارشی که روزهای اخیر منتشر کرده،همسو با تحلیل الجزیره، به مساله تایوان پرداخت و نوشت: برخی متحدان آمریکا در آسیا نگرانند ترامپ برای دستیابی به یک توافق اقتصادی با چین، در موضع واشنگتن در قبال تایوان انعطاف نشان دهد. این نگرانی از آنجا اهمیت بیشتری پیدا میکند که ترامپ پیشتر فروش تسلیحات آمریکا به تایوان را یک «اهرم مذاکره» در برابر چین توصیف کرده بود.
رویترز همچنین نوشته است که شی جینپینگ احتمالاً در دیدار با ترامپ، موضوع تایوان را با جدیت دنبال خواهد کرد و حتی تغییرات جزئی در ادبیات واشنگتن درباره تایوان میتواند از سوی پکن بهعنوان نشانهای از تغییر موضع آمریکا تلقی شود. این در حالی است که بسته تسلیحاتی حدود ۱۴ میلیارد دلاری برای تایوان همچنان در انتظار تصمیم نهایی ترامپ قرار دارد.
از همین منظر، ایران میتواند برای هر دو طرف هم مسأله باشد و هم اهرم مذاکره.
«تله انگشتی» ایران برای ترامپ و شی
در همین حال، نیوزویک در تحلیلی با عنوان «ترامپ و شی در تله انگشتی ایران گرفتار شدهاند» به این موضوع پرداخته که چگونه بحران ایران، تنگه هرمز و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، منافع واشنگتن و پکن را به یکدیگر گره زده است.
نیوزویک برای توضیح این وضعیت از استعاره «تله انگشتی» استفاده میکند؛ وسیلهای حصیری که وقتی انگشت داخل آن قرار میگیرد، هرچه فرد برای بیرون کشیدن آن بیشتر تلاش کند، دیوارههای تله محکمتر میشوند و انگشت بیشتر در آن گیر میکند. راه رهایی از این تله، برخلاف تصور اولیه، کشیدن انگشت به بیرون نیست؛ فرد باید انگشتها را به سمت مرکز تله حرکت دهد تا فشار کاهش پیدا کند و امکان خروج فراهم شود. نیوزویک معتقد است ترامپ و شی نیز در بحران ایران در وضعیتی مشابه قرار گرفتهاند؛ هرچه برای عقب راندن طرف مقابل فشار بیشتری وارد کنند، خروج از بحران برای هر دو دشوارتر میشود.
نیوزویک در ادامه به درخواست عربستان از چین برای استفاده از نفوذ خود بر ایران اشاره میکند. ریاض از پکن خواسته است برای متوقف کردن حملات نیروهای انصارالله به زیرساختهای انرژی و نفتکشها، تهران را تحت فشار بگذارد. رویترز نیز به نقل از منابع خود گزارش داده است که چین در پی این درخواست، از ایران خواسته است برای مهار حملات نیروهای انصارالله وارد عمل شود.
در این میان، منافع انرژی چین اهمیت ویژهای دارد. این روزنامه با استناد به دادههای مؤسسه کپلر نوشته است که بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران از مسیر دریا به چین میرود؛ اگرچه نفت ایران تنها بخشی از واردات نفت چین را تشکیل میدهد و پکن منابع دیگری مانند روسیه و عربستان سعودی نیز در اختیار دارد. بنابراین، ادامه اختلال در مسیرهای انرژی، هم برای آمریکا و هم برای چین هزینههایی ایجاد میکند.
نیوزویک معتقد است همین وابستگی متقابل، به دو کشور اهرمهایی در برابر یکدیگر داده است. ترامپ میتواند فشار اقتصادی و تحریمی بر ایران و شبکههای تجاری مرتبط با چین را افزایش دهد و در مقابل، چین نیز به دلیل روابط اقتصادی خود با تهران، امکان اعمال فشار بر ایران را در اختیار دارد.
این تحلیل همچنین به سیاست تحریمی دولت ترامپ علیه ایران اشاره میکند و مینویسد کارزار اقتصادی واشنگتن برای تحت فشار قرار دادن تهران، در آستانه دیدار ترامپ و شی با یک ملاحظه مهم روبهروست: افزایش بیش از اندازه فشار بر تجارت ایران و چین میتواند خود به یکی از موضوعات اختلافی واشنگتن و پکن تبدیل شود.

در همین چارچوب، نیوزویک یک سناریوی احتمالی را مطرح میکند: ترامپ میتواند بخشی از فشار فعلی بر ایران را کاهش دهد تا نفت بیشتری وارد بازار شود و فشار قیمت انرژی کاهش پیدا کند؛ در مقابل، شی جینپینگ میتواند از نفوذ خود بر تهران برای کمک به کاهش تنش و پیشبرد خواستههای آمریکا استفاده کند.
نیوزویک تأکید میکند که چنین معاملهای تاکنون شکل نگرفته است. از نگاه نویسنده، ترامپ و شی هر دو تصور میکنند میتوانند طرف مقابل را تحت فشار قرار دهند و از بحران موجود عبور کنند. ترامپ ممکن است بر این باور باشد که قیمت بالای انرژی فشار بیشتری بر صنایع چین وارد میکند، در حالی که شی نیز میتواند افزایش هزینههای جنگ و گرفتار شدن منابع نظامی آمریکا در منطقه را بهعنوان فشاری بر واشنگتن در نظر بگیرد.
به این ترتیب، هر دو قدرت همزمان اهرمهایی در اختیار دارند و از پیامدهای ادامه بحران نیز متضرر میشوند؛ وضعیتی که نیوزویک آن را همان «تله انگشتی» توصیف میکند.
نویسنده در نهایت میگوید راه خروج از این وضعیت، افزایش فشار متقابل نیست، بلکه همکاری دو طرف است؛ زیرا آمریکا برای کاهش بخشی از پیامدهای بحران انرژی به همکاری چین نیاز دارد و چین نیز از کاهش تنش و بازگشت ثبات به مسیرهای انتقال انرژی سود میبرد.
ترامپ و شی حالا در شرایطی قرار است در واشنگتن روبهروی یکدیگر بنشینند که بحران ایران، هرمز و انرژی، به بخشی از معادله روابط آنها تبدیل شده است؛ معادلهای که از نگاه نیوزویک، میتواند آنها را بیشتر در «تله انگشتی» گرفتار کند یا زمینهای برای خروج مشترک از آن فراهم آورد.
۳۱۵/۴۲





نظر شما