به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پیش از رواج کامل اتومبیل، سفر در جادههای ایران همچنان وابسته به گاریهای پستی، کالسکه، درشکه و دلیجان بود و شبها مسافران در کاروانسراهای قدیمی یا شاهعباسی منزل میکردند. جعفر شهری با دقتی همیشگی، از سرعت و محافظت گاریهای پستی گرفته تا معماری دو حیاطی کاروانسراهای شاهعباسی، خرابی و آلودگی آنها، جانوران گزنده، آبانبارهای لجنی و غذاهای ناامن مسافران را توصیف میکند. آنچه در ادامه میآید، شرح جعفر شهری (طهران قدیم، صص ۲۵۹-۲۵۳) از این دوره است.
منزلگاهها
تا سالها بعد از تداول اتومبیل هنوز منزلگاههای مسافران همان کاروانسراهای قدیمی مخروبه و کاروانسراهای شاهعباسی بود که باید در حجرههای آنان منزل بکنند. کاروانسراهای قدیمی قلعههای کوچک مخروبهای بودند با حجرانی در اطرافشان که از گل و خشت خام بالا آمده اندکاندک رو به ویرانی مینهادند و کاروانسراهای شاهعباسی ساختمانهایی از آجر با اسلوب و معماری صحیح که در زمان شاهعباس بزرگ بنیان گردیده در هر شش فرسخ یکی از آنها در غالب جادههای کشور جهت آسایش مسافر ساخته شده بود.
نهصدونودونه زیادتر از هزار است؟
درباره این کاروانسراها میگفتند شاهعباس دستور ساختن نهصد و نود و نه بنا از آنها را میدهد و چون اجازه یکی دیگر میطلبند که آن را به (هزار) برسانند میگوید اگر ساختن آن یک برای بزرگ نشان دادن رقم است (نهصد و نود و نه) از آنجا که دهانپرکنتر میباشد به مراتب زیادتر به نظر میآید.
در هر صورت این کاروانسراها از دو محوطه معمور و محصور تشکیل شده بود، شامل دو حیاط و اتاقهایی که در اطراف هر یک از آنها ساخته شده بود و اصطبل و مالبند و آخور و آبانبار و دیگر امکاناتی که بلاعوض در اختیار مسافر قرار میگرفت. حیاط جلوی آن محل سکونت مسافر و حیاط عقب برای جا دادن دواب و استراحت سورچی و مهتر که اصطبل زمستانی و انبار توشه و علیق نیز در آن ساخته شده بود. اضافه بر آخورهای سردستی که در هر حیاط اطراف تختگاهیهای آن که در وسط هر یک بالا آمده بود منظور شده بود.
هر حجره دارای وسعتی معادل بیست تا بیست و چهار پنج ذرع بود با طاقهای آجری و دیوارهای گل و گچ کرده و ایوانی در جلوی هر یک جهت منزل کردن در هوای خوش و تابستانها که در اثر عدم رسیدگی و گذشت روزگاران و بینظمی واردان از حیز انتفاع خارج گردیده رطوبت سقفهایشان به زمین و نم پایههایشان به سقف میپیوست. گچ و کاهگل آنها در اطراف فرو ریخته، دود اجاقهایی که از تنبلی مسافران در داخل حجرهها زده شده سقف و بدن آنها را به صورت تون حمام درآورده، خاک و کثافات و زباله به گونه مزبله و خاکروبهدانیشان ساخته ماهیت آنها را تغییر داده بود.
اگر در ابتدا از بهترین ابنیه، در حدود خود محسوب میشده که جهت اطراق موقت، پاکیزهترین و آسودهترین منزلگاهها میآمده و هر آینه تا پیش از این مأمور و مراقب و محافظی داشته که نگاهداریشان مینموده، آبادی و نظافتشان را مواظبت میکرده است، اما امروزه اثری از آنها به جای نمانده بود و جز مخروبههای نابسامانی به نظر نمیآمدند که فقط میتوانستند آفت جان مسافران گشته جانوران گزنده آنها که در میان خاک و زباله و مدفوعات انسانی و حیوانی آنها به وجود آمده بودند هر یک افعیهای کشندهای باشند که با نیش زهرهای خود هر آدمیای را نابود بکنند.
مستراحهای آنها که زمانی از اساسیترین بیتالخلاها به حساب آمده و حتی چراغ و جای چراغ برای آنها معلوم شده بود در این زمان از ناهنجارترین محلهای آن دیده میشدند که مدفوع و کثافات تا دالان و بیرون محوطه آنها را گرفته، جای پا نهادن در زمین آن باقی نمانده بود و اصطبل و حیاط آن که کود و پهن صدساله بر روی هم انباشته مانده، حجرات آن که زواید و کثافات و نجاسات مسافران در آنها بیحد و حساب گردیده، بهعوض مأمن به صورت مدفن در آمده بود.
از میان جانوران و حشرات آن جانوری نیز به نام (غریبگز) شناخته شده بود که نیش آن موجب هلاکت حتمی میگردید، سوای مور و مار و کنه و عقرب و رطیل و دیگر گزندگان که در آنها به حد وفور مشاهده میشدند و جانورانی که از هر صد مسافر نیم زیادترشان را دچار انواع مصایب و بیماریها نموده، منازلی که در هر کدامشان یکی دو تن از مسافران به خاک سپرده شده منزلگه آخرشان میگردید...
اغذیه و مأکول مسافران نیز از همان بومیهای محل و اهالی بیحفظالصحه و کاروانسراهای فوقالذکر که در آنها مرغ و خروس و گاو و گوسفند و غیره نیز نگهداری میشد و از قهوهخانههای خراب و دزدخانههای همان منازل به دست میآمد و اشربه ایشان از آبانبارهای تا لبالب لجن و کثافت آن که از زمان ساختمان تنقیه و تنظیف نشده هزاران گونه جانور مرده و زنده با آب بارانها و سیلابها در آن داخل شده منزل و زاد و ولد کرده بودند تأمین میگردید، فروشندگان شیر و ماستی که امتعه خود را در کنیفهای [1] بچه و لگن و طشتهای رختشویی و کهنهشویی به عمل آورده میفروختند و قهوهچیهایی که چای هفتگی و پانزدهروزه دم کرده در شیشه غرابهها نگهداری کرده با رسیدن قافله گرم کرده به فروش میرساندند.
پینوشت
۴۱. کنیف ظرفی نابلمهمانند از گل پخته که در کف گهواره برای دفع بول و غلیظ کودک جاسازی شده بود. به این صورت که طفل را طاقباز و بدون شلوار خوابانده ماتحتش را جهت اجابت روی آن قرار داده خودش را تا حرکت نکند با تسمه و طناب به گهواره محکم میکردند.
۲۵۹






نظر شما