امینی نخست‌وزیر پیشین شاه، سه ماه پیش از پیروزی انقلاب: متاسفانه رابطه بین مردم و رژیم بریده شده /  همه می‌دانیم مجلس کنونی، مجلس ملی نیست

علی امینی، نخست‌وزیر ایران از اردیبهشت ۱۳۴۰ تا تیر ۱۳۴۱، در آبان ۱۳۵۷ در گفت‌وگو با کیهان هشدار داد که «رابطه بین مردم و رژیم بریده شده» و نسبت به شکل‌گیری بحرانی غیرقابل‌کنترل هشدار داد. او راه‌حل بحران را در اعتمادسازی، مبارزه جدی با فساد و جلب پشتیبانی مراجع دانست و تأکید کرد که «خفه کردن مردم با روی کار آوردن دولت نظامی» به‌جای حل مشکلات، به از هم‌پاشیدن کشور منتهی خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در آبان ۱۳۵۷، هم‌زمان با گسترش اعتراض‌ها و اعتصاب‌ها علیه حکومت پهلوی، علی امینی (نخست‌وزیر ایران در فاصله اردیبهشت ۱۳۴۰ تا  تیر ۱۳۴۱) در گفت‌وگویی مفصل با روزنامه کیهان از بحران اعتماد، فساد و محدودیت فعالیت سیاسی گفت و نسبت به پیامدهای حکومت نظامی هشدار داد. این مصاحبه که در دو بخش، در شماره‌های ۴ و ۵ آبان ۱۳۵۷ منتشر شد، بازتابی از تلاش برای یافتن راهی برای عبور از بحرانی است که به‌گفته امینی، با وعده و تغییر دولت به‌تنهایی حل نمی‌شد.

علی امینی آبان ۵۷: متاسفانه رابطه بین مردم و رژیم بریده شده / خفه کردن مردم با روی کار آوردن دولت نظامی راه‌حل عاقلانه‌ای برای حل مشکلات نیست

(دکتر امینی در این گفت‌وگو که حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید در مقدمه سخنانش اظهار داشت) از پنج یا شش سال قبل می‌توانستیم حدس بزنیم که برنامه اقتصادی نادرست ما دیر یا زود چنین بحرانی را به وجود می‌آورد و اضافه شدن قیمت نفت و درآمد زیاد، مسلما عامل اختلاف طبقاتی کنونی است که متعاقب آن بحران فعلی به وجود آمده است.

متاسفانه پول و درآمد در ایران به‌درستی بین طبقات مردم تقسیم نشده است و درنتیجه گروه قلیل ولی قدرتمندی از «تازه به دوران رسیده‌ها» به وجود آمده که فقرا را به‌کلی کنار گذاشته است و درنتیجه توده مردم از وضع زندگی‌شان راضی نیستند و خصومتی با اقلیت پول‌دار که واقعا نمی‌دانند پول‌شان را چطور خرج کنند پیدا کرده‌اند. این اختلافات ثروت، به وجود آورنده ناآرامی‌ها در پانزده سال اخیر بوده است.

طی پانزده سال گذشته که مردم ساکت بوده‌اند به آن دلیل نیست که در آسایش کامل به سر می‌برده‌اند، بلکه فشارهای شدیدی مانع از آن شد که قادر به انجام هیچ نوع عکس‌العملی باشند.

از وقتی که این فشارها تا حدی کاهش یافت، تمام نارضایتی‌های درونی مردم به بیرون ریخته شد و به صورت غیر قابل کنترلی درآمد و درنتیجه ما در حال حاضر در مقابل یک بحران اجتماعی حاد قرار گرفته‌ایم. در مدت پانزده سال هیچ نوع حزب سیاسی، یا مرکزی که مردم بتوانند در آن عقایدشان را اظهار کنند به وجود نیامد و درنتیجه مردم تنها پناه خود را در مساجد و سران مذهبی دیدند. مردم در مسجدها جمع شدند و به سخنان رهبران مذهبی که نارضایتی‌های آنان را منعکس می‌کردند گوش دادند و به همین دلیل است که مردم در این مدت بیش از هر موقع به مسجدها رو آوردند.

این مردم می‌توانستند شکایت‌های‌شان را به گوش دولت یا شاهنشاه برسانند ولی متاسفانه به هیچ وجه دسترسی به این مراجع نداشتند و هیچ راهی برای دادخواهی از دولت برای آن‌ها باز نبود، بنابراین به سوی رهبران مذهبی روی آوردند که در گذشته هم همواره مورد مراجعه و رسیدگی به دردهای مردم بودند.

متاسفانه در حال حاضر این امر به جایی رسیده که مردم عادی و کسانی که افکار میانه‌رو داشته‌اند نیز مجبور به گرایش به سوی افکار تند شده‌اند.

مردم از خود سوال می‌کردند که مسئولین واقعی این نارسایی‌ها و ایجاد نارضایتی‌ها چه کسانی هستند؟ و چون هر دولتی که بر روی کار می‌آمد در مقابل این سوالات ساکت می‌ماند، تمام انگشتان به طرف مقام اول مملکت نشانه رفت و به همین دلیل است که در تظاهرات اخیر همه مردم به حضرت آیت‌الله العظمی خمینی که نه شاه را می‌خواهند و نه رژیم را، گرایش پیدا کردند. متاسفانه در حال حاضر این امر به جایی رسیده که مردم عادی و کسانی که افکار میانه‌رو داشته‌اند نیز مجبور به گرایش به سوی افکار تند شده‌اند.

در هر جامعه وقتی دو قطب رادیکال به وجود می‌آید مسلما یک مبارزه غیر قابل کنترل و بسیار خطرناک بین این دو قطب به وجود می‌آید و آیت‌الله العظمی خمینی به صورت سمبل یکی از قطب‌های رادیکال که ضد قطب دیگر است شده‌اند.

شاه از وجود نارضایتی‌ها اطلاع نداشت

به عقیده من شاه از وجود این ناآرامی‌ها و نارضایتی‌ها در کشور، آن‌طور که باید اطلاعی نداشته‌اند و این بدان دلیل بوده است که اطرافیان، گزارشات غلط به عرض ایشان می‌رسانده‌اند.

به عقیده من شاه از وجود این ناآرامی‌ها و نارضایتی‌ها در کشور، آن‌طور که باید اطلاعی نداشته‌اند و این بدان دلیل بوده است که اطرافیان، گزارشات غلط به عرض ایشان می‌رسانده‌اند. متاسفانه اکثریت مردم زیر تاثیر رفتار دولت‌ها فکر می‌کردند که دولت هیچ‌کاره است تمام دستورات را فقط یک نفر صادر می‌کرده است، حتی نخست‌وزیر وقت خودش به دفعات گفت که ما فقط یک فرمانده داریم و آن شاهنشاه هستند و همین مطالب نتایج فاجعه‌انگیزی برای مملکت و رژیم داشت، بنابراین عقیده من بر این است که اول باید مردم را آرام کنیم و این آرامش با حرف به وجود نخواهد آمد، چون مردم حرف زیاد شنیده‌اند و عمل ندیده‌اند و ناباوری به جایی رسیده که دیگر وعده اثری ندارد. برای این‌که اعتماد مردم جلب و درنتیجه آرامش واقعی به وجود بیاید باید گویندگان، مورد اعتماد مردم باشند، یعنی دولتی که می‌گوید، باید افراد آن طرف اعتماد مردم باشند و گذشته آن‌ها ضامن افعال و کردار حال آن‌ها باشد. تنها در این صورت است که باوری، جای ناباوری را خواهد گرفت و به‌تدریج عدم رضایت‌ها تسکین خواهد یافت. در رأس این اقدام، مبارزه جدی با فساد است.

مسئولین چپاول اموال مردم و آن‌هایی که مشوق فساد بوده‌اند باید سریعا تحت تعقیب قرار گیرند و به کیفر اعمال‌شان برسند. وقتی که مردم آرام شدند، آن وقت مخالفین در هر طبقه‌ای که هستند طبعا آرام می‌شوند و در چنین محیطی می‌شود با تشریح موقعیت جغرافیایی و سیاسی ایران افرادی را هم که تندرو هستند قانع کرد که تندروی به زیان و ضرر کشور است و دشمنان وطن ما از آن بهره‌برداری خواهند کرد.

متاسفانه رابطه بین مردم و رژیم بریده شده است. اولین کار این است که رژیم و مردم به توافق برسند.

(از دکتر امینی درباره سیاست آشتی ملی دولت سوال شد و او اظهار داشت) متاسفانه رابطه بین مردم و رژیم بریده شده است. اولین کار این است که رژیم و مردم به توافق برسند. در حال حاضر هیچ‌کس رهبری همه قشرهای مردم را در دست ندارد و این بزرگ‌ترین خطر است؛ چون در این اجتماع ناراضی، عوامل مختلف وجود دارند که روی یک هدف اتفاق دارند ولی در مسائل سیاسی و اقتصادی بین آن‌ها اختلافات زیادی وجود دارد.

چیزی که آن‌ها می‌خواهند این است که سیستم کاملا عوض شود ولی نمی‌دانند چه سیستمی باید جایگزین آن شود.

چیزی که آن‌ها می‌خواهند این است که سیستم کاملا عوض شود ولی نمی‌دانند چه سیستمی باید جایگزین آن شود. چیزی که لازم داریم دولتی است که به مردم بگوید که رژیم سلطنت برای حفظ تمامیت و استقلال کشور ضروری است. تنها تفکیک قوا براساس قانون اساسی باید جدی و در اسرع وقت عملی شود و آن‌چه شاه در بیانات اخیرشان گفته‌اند صورت عملی پیدا کند و مردم به دولتی که به وجود می‌آید این اعتماد را داشته باشند که این رویه را پیش خواهد گرفت.

باید به مردم ثابت شود که عدالت اجرا خواهد شد و اشخاصی که مسئول نارضایتی آن‌ها بوده‌اند و تمام اعمال خلاف‌شان را به گردن شاه انداخته‌اند، باید مسئولیت خود را به گردن بگیرند. باید نوعی فداکاری بشود تا مردم بفهمند که از حالا به بعد، دولت متفاوتی خواهیم داشت، وگرنه مجبور خواهیم شد یا یک دیکتاتوری داشته باشیم، که این فاجعه بزرگی برای مملکت خواهد بود، همان‌گونه که در پانزده سال گذشته داشته‌ایم و یا این‌که دچار اغتشاش کامل خواهیم شد و این درست همان چیزی است که دشمنان‌مان می‌خواهند. یک تغییر کامل در رویه حکومت لازم است تا به مردم ثابت شود نه فقط وضع عوض شده بلکه همچنین برای آتیه از این خطر که اشخاصی با طرز فکرهای معین در مدتی طولانی بر مشاغل مهم و حساس دولتی تکیه بزنند جلوگیری خواهد شد.

خفه کردن مردم با روی کار آوردن دولت نظامی راه‌حل عاقلانه‌ای برای حل مشکلاتی که داریم نیست.

خفه کردن مردم با روی کار آوردن دولت نظامی راه‌حل عاقلانه‌ای برای حل مشکلاتی که داریم نیست. ما موارد بسیار متعددی از این نوع دولت‌ها را در اطراف‌مان داریم که به نظر من نتیجه تشکیل چنین دولتی به از هم پاشیدن کامل کشور منتهی خواهد شد. این نوع دولت نظامی فقط می‌تواند برای مدت کوتاهی روی کار باشد ولی بعد چی؟ هیچ دولتی نمی‌تواند بدون پشتیبانی ملتش موفق باشد، درنتیجه یک دولت نظامی هیچ‌وقت نخواهد توانست پشتیبانی ملت را داشته باشد تا بتواند مملکت را به جلو ببرد.

کشور در حال حاضر محتاج یک حکومت ائتلافی از چهره‌هایی است که مورد اعتماد مردم باشند.

آیا این امکان وجود دارد که شما دولت جدیدی با همکاری رهبران گروه‌های مخالف تشکیل دهید؟

من داعیه نخست‌وزیری ندارم مگر این‌که واقعا وجود من برای رفع بحران فعلی ضرورت پیدا کند، ولی کشور در حال حاضر محتاج یک حکومت ائتلافی از چهره‌هایی است که مورد اعتماد مردم باشند و چنین دولتی باید در مرحله اول از پشتیبانی، یا لااقل سکوت مراجع تقلید و آیات عظام مخصوصا حضرت آیت‌الله العظمی خمینی برخوردار باشد و بعد هم افراد آن متجانس باشند و اعلیحضرت هم اطمینان داشته باشند که چنین دولتی برای رژیم خطرناک نیست، چون چنین دولتی همان‌طور که متذکر شدم در چهارچوب قانون اساسی عمل می‌کند و می‌داند که کشور نیاز به حفظ رژیم سلطنت دارد.

ما نمی‌توانیم به خود اجازه دهیم که درباره تغییر رژیم خیالبافی کنیم، زیرا این مطلب هم اغتشاشات زیادتری در این مملکت به وجود خواهد آورد.

ما نمی‌توانیم به خود اجازه دهیم که درباره تغییر رژیم خیالبافی کنیم، زیرا این مطلب هم اغتشاشات زیادتری در این مملکت به وجود خواهد آورد و موقعیت ما هم در حال حاضر به واسطه نداشتن زیربنای اجتماعی در ضعف است و تا این ضعف را با ایجاد احزاب سیاسی رفع نکنیم نخواهیم توانست دموکراسی واقعی و انتخابات آزاد به وجود آوریم، بنابراین باید با کوشش کنیم تمام رژیمی را که براساس قانون اساسی پی‌ریزی شده باشد حفظ کنیم و من بخصوص روی این نکته تاکید می‌کنم چون شاه خودشان توجه کرده‌اند که یک دولت به معنی واقعی لازم است و از همه مهم‌تر ایشان توجه کرده‌اند که تفکیک قوا باید عملی گردد و به موجب قانون اساسی شاهنشاه فقط باید سلطنت کنند و نه حکومت و این‌که دولت باید در مقابل مجلسین و مردم مسئولیت داشته باشد، به طوری که اگر دولتی که در آن شرایط تشکیل می‌شود توانست از عهده انجام دادن وظایف خود برآید که چه بهتر والا کنار برود.

باید سعی کنیم در آینده احزاب سیاسی خود را سازمان بدهیم و شاه نباید برای هیچ فرد یا گروه سیاسی تبعیض قائل شوند. مردم انتظاراتی دارند و ایشان باید قبول کنند که کاندیداهای مردم و یا احزاب سیاسی که به وجود می‌آیند از طرف مردم انتخاب شده‌اند و هیچ ضدیتی با رژیم ندارند.

مردم رنج بسیاری کشیده‌اند یک مثال خوب همین معلمین هستند. این‌ها چه می‌خواهند؟ آنان فقط اضافه حقوق نمی‌خواهند، بلکه حس می‌کنند که از هر طرف تحت فشار و اهانت قرار گرفته‌اند. این گروه از دست فساد مادی تنها نیست که به ستوه آمده‌اند بلکه بیشتر از دست فساد روحی و معنوی است که به یک حالت بی‌تفاوتی رسیده‌اند. آنان دیگر نمی‌توانند فقط به کار خود بسنده کنند بلکه خواهان نفوذ پناه‌دهنده و حمایت هستند. نتیجه‌اش این است که در حال حاضر شاید دچار نوعی ازهم‌پاشیدگی اداری هستیم.

دولت مدتی است که حتی در کمیسیون شاهنشاهی هم درباره فساد و عدم انجام کارها در تمام شاخه‌های مدیریت مملکت صحبت کرده. حالا مردم می‌خواهند عاملین این فسادها مشخص و محاکمه شوند. باید توجه داشته باشیم وقتی صحبت از مبارزه با فساد می‌شود مبارزه با پولدارها نیست زیرا عده‌ای در اثر تورم و زمین‌بازی پولدار شده‌اند که تقصیری ندارند، ولی عده‌ای که باید مجازات شوند آن‌هایی هستند که خزانه ملت را غارت کرده‌اند و به نحوی از انحا در اشاعه فساد دست داشته‌اند و به حقوق مردم تجاوز نموده‌اند.

تمام عاملین فساد باید در دادگاه‌ها سریعا محاکمه شوند تا ملت این رضایت را حس کند که شاهد اجرای عدالت است. پول‌های دزدیده‌شده باید بازگردد و آن‌هایی هم که کارشان را با کمال درستی انجام داده‌اند باید تشویق شوند. وقتی مردم ببینند که عدالت اجرا می‌شود راضی خواهند شد و این یکی از مهم‌ترین کارهایی است که دولت آقای شریف‌امامی در پیش دارد، چون این همان راهی است که می‌تواند هم رژیم و هم مملکت را نجات دهد ولی ایشان چقدر در این راه توفیق پیدا کنند عمل نشان خواهد داد.

علی امینی آبان ۵۷: متاسفانه رابطه بین مردم و رژیم بریده شده / خفه کردن مردم با روی کار آوردن دولت نظامی راه‌حل عاقلانه‌ای برای حل مشکلات نیست

اعتصابات

(از دکتر امینی در مورد اعتصابات اخیر سوال شد. دکتر امینی در جواب این سوال اظهار داشت) این اعتصاب‌ها و تصمیم دولت مبنی بر افزودن دستمزدها برای فرو نشاندن آن‌ها به عقیده من عجولانه بوده است. نتیجه این اقدام، دولت را به‌زودی با گسترش تورم به میزان فاحشی روبه‌رو خواهد کرد. متاسفانه دولت به روش درستی عمل نکرده. این اعتصابات به نظر من تا اندازه‌ای تصنعی بوده‌اند، چون این همان نارضایتی‌هاست که به این صورت منعکس می‌شود و دولت در حال دادن امتیازاتی است که بعدا نمی‌تواند به آن‌ها عمل کند. برای رفع اعتصاب‌ها اول باید رضایت روحی و روانی مردم فراهم شود و بعد رضایت مادی آن‌ها. اگر دولتی مورد اعتماد اکثریت مردم باشد آن وقت می‌تواند به آن‌ها بفهماند که بالا رفتن ناگهانی حقوق‌ها فقط به تورم و گرانی قیمت‌ها منتهی می‌شود. دولتی که اعتماد مردم را با خود دارد، آن‌گاه می‌تواند از ملت درخواست فداکاری بکند.

اگر به نخست‌وزیری برسید چه برنامه‌هایی خواهید داشت؟

تا زمانی که تمام خواسته‌ها و پیشنهادهایم که برای حل مشکلات داده‌ام قبول نشود حتی فکر قبول کردن این سمت را هم نمی‌کنم. من فقط به عنوان یک میهن‌پرست این را وظیفه خود می‌دانم که حرف‌هایم را بزنم و عقایدم را بگویم. باید احزاب مختلف سیاسی به وجود بیاید و مردم با آزادی کامل حزب مورد علاقه خود را انتخاب کنند تا این حزب بتواند با تایید تمام مردم حکومت کند.

من از این مسئله ناراحت می‌شوم وقتی می‌بینم شاهنشاه در پانزده سال گذشته وقت و پول و ثبات لازم را در اختیار داشتند تا بتوانند دستگاهی بسازند که بتواند به‌خوبی کارهایش را انجام دهد و انتقال قدرت در یک فضای آرام به طور طبیعی انجام شود که متاسفانه این فرصت به مقدار زیادی از دست رفت.

آیا شما به یک دولت دموکراتیک در ایران عقیده دارید؟

البته ما باید دیر یا زود یک دولت دموکراتیک داشته باشیم ولی این کار یک‌شبه انجام نمی‌شود. اول باید آرامش برقرار باشد و بعد انتخابات آزاد. بعد از این مرحله باید پارلمانی به وجود بیاید که اعضای آن نمایندگان واقعی اکثریت مردم باشند. اگر دولتی روی کار بیاید که مردم انتخابش کرده باشند ممکن است که سیستم ما بتواند به طرف دموکراسی پیش برود و به‌تدریج و آرام پیش برویم و به آن حد برسیم که دارای تربیت کافی سیاسی برای رسیدن به دموکراسی کامل بشویم، ولی به وجود آمدن چنین محیطی مستلزم یک حرکت و کوشش جمعی ملت است تا راهی برای رسیدن به این هدف پیدا کنیم.

من از این مسئله ناراحت می‌شوم وقتی می‌بینم شاهنشاه در پانزده سال گذشته وقت و پول و ثبات لازم را در اختیار داشتند تا بتوانند دستگاهی بسازند که بتواند به‌خوبی کارهایش را انجام دهد و انتقال قدرت در یک فضای آرام به طور طبیعی انجام شود که متاسفانه این فرصت به مقدار زیادی از دست رفت.

احزاب سیاسی

جمعیت‌هایی که پانزده سال قبل وجود داشتند در این مدت پاشیده شده‌اند و فعالیت‌هایی البته داشته‌اند و امروز باید از نو به سازندگی به صورت جمعیت و یا حزب مشغول شوند، بنابراین در وضع حاضر حزبی که بتوان واقعا به نام حزب گفت وجود ندارد و ان‌شاءالله با ادامه فضای باز سیاسی، احزابی به وجود خواهد آمد ولی آن‌چه همه این جمعیت‌ها به عنوان هدف دنبال می‌کنند می‌شود گفت تقریبا شبیه به هم است، چون کیست که استقلال کشور را نخواهد و حفاظت تمامیت آن را خواستار نباشد. ناسیونالیسم و استقلال اقتصادی خواسته همه مردم است ولی نه تنفر از خارجی چون نباید فراموش کرد که امروز تمام کشورهای دنیا حتی آن‌هایی هم که ایدئولوژی متفاوت دارند همبستگی دارند و هیچ کشوری نمی‌تواند در حال انزوا بماند و ما فعلا در چنان وضع سیاسی و اقتصادی قرار گرفته‌ایم که همبستگی زیادتری با خارج داریم، به‌خصوص در زمینه اقتصادی، پس باید جمعیت‌های مختلف که آشنا و واقف به این حقیقت هستند و در وضع بحران شدید فعلی که کشور را مواجه با خطر کرده است در هدف‌های سیاسی توافق کنند و اختلاف سلیقه و رویه‌ها را کنار بگذارند و دست در دست هم بگذارند تا کشور از بحران فعلی درآید. آن وقت فرصت خواهند داشت هم خودشان را بسازند. و در برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی که طبعا اختلاف رویه وجود دارد به توافق برسند یا خط مشی خودشان را دنبال کنند.

البته هم باید ناسیونالیست باشیم و هستیم و در ضمن حفظ منافع خودمان باید منافع دیگران را هم رعایت کنیم، و در عین این‌که با غرب همکاری نزدیک داریم نباید فراموش کنیم که مرز طولانی با همسایه شمالی یعنی اتحاد جماهیر شوروی داریم و باید همکاری دوستانه‌ای که همواره با آن دولت داشته‌ایم ادامه دهیم و با حسن تفاهم و اعتماد متقابل در جوار هم زندگی کنیم.

در حال حاضر دو نوع نیروی مخالف با دولت وجود دارد: یکی ضد رژیم است و دیگر آن‌هایی هستند که با نحوه کنونی اداره امور مخالف‌اند. این گروه اخیر مخالفین می‌خواهند که قانون اساسی فورا اجرا شود و تفکیک قوای سه‌گانه صورت گیرد.

در حال حاضر دو نوع نیروی مخالف با دولت وجود دارد: یکی ضد رژیم است و دیگر آن‌هایی هستند که با نحوه کنونی اداره امور مخالف‌اند. این گروه اخیر مخالفین می‌خواهند که قانون اساسی فورا اجرا شود و تفکیک قوای سه‌گانه صورت گیرد. امیدوارم که اگر این نظر اجرا شود کارها پیشرفت کند و حضرت آیت‌الله العظمی خمینی را هم اگر جدی و صادقانه در راه اخیر قدم برداشته شود تا حدی قانع کرد.

آیا ممکن است ائتلافی بین رهبران گروه‌های مخالف و رهبران مذهبی به وجود آید؟

اول باید قوای سه‌گانه مجزا شود و بعد باید آرام آرام پیش برویم. شاه باید حس اعتماد مردم را نسبت به خودشان بار دیگر جلب کنند و این کار را هرچه زودتر انجام دهند و در این مورد تصمیم‌های مثبت بگیرند بهتر است. مردم می‌خواهند ثمرات مبارزه آن‌ها به دست بیاید و احساس کنند که خواسته آن‌ها درک شده است. برای انتخاب یک دولت مورد اطمینان وقت کمی داریم و باید هرچه زودتر اقدام شود.

شاید من شخصا معتقد باشم حکومتی که می‌آید، حالا حکومت من یا دیگری باشد، اگر بخواهد بدون وجود مجلس روی کار بیاید باید یک حکومت نیمه‌انقلابی باشد که بگوید قوانین را عجالتا رعایت نمی‌کنم.

آیا شما با توجه به این‌که نمایندگان کنونی مجلس نمایندگان حزب رستاخیز هستند و این حزب به صورت فراگیر و اکثریت وجود ندارد و تقریبا یا تحقیقا منحل شده است و با توجه به این مسائل آیا مجلس کنونی مورد تایید شماست و چون به هر حال اگر روزی هم شما بخواهید نخست‌وزیر شوید این مجلس مجلسی خواهد بود که باید به دولت شما رأی اعتماد بدهد. به طور کلی آیا با انحلال این مجلس موافقید یا نه؟

با این‌که مجلس کنونی مجلس ملی نیست و همه هم این را می‌دانیم ولی به هر حال وجودش برای بعضی اصلاحات و ترتیبات از نظر قانونی شاید مفید باشد و دولت برای تعقیب بسیاری از متخلفین و دزدها اختیارات بیشتری از مجلس بگیرد و با این کار قوانینی را که در حال حاضر وجود دارد و به نفع مردم و مملکت نیست و عجولانه تصویب شده‌اند از بین ببرد. شاید من شخصا معتقد باشم حکومتی که می‌آید، حالا حکومت من یا دیگری باشد، اگر بخواهد بدون وجود مجلس روی کار بیاید باید یک حکومت نیمه‌انقلابی باشد که بگوید قوانین را عجالتا رعایت نمی‌کنم.

برای این‌که مصلحت مملکت این‌طور ایجاب می‌کند که عملیات تندی را اجرا کنیم. این یک تز است و تز دیگر این است که بگوییم خیر، از همین مجلس، دولتی که روی کار می‌آید بتواند اختیاراتی بگیرد که بتواند این قوانین مضر به حال مملکت، مثل ملی کردن مراتع، و قوانینی که واقعا مردم را مبتلا کرده از بین ببرد و تسکینی برای مردم باشد. ببینید در حال حاضر دو تز مختلف مطرح است: عده‌ای می‌گویند نمی‌شود بدون قانون و اختیارات این اشخاص را تعقیب کرد که اگر در آن چهارچوب برویم به نظر من هیچ‌وقت موفق نخواهیم شد و عده دیگری می‌گویند که اختیاراتی بگیرند که بتوانند یک سلسله اقدامات فوری و مسکن و یا بالاخره بنیادی انجام دهند. این دو تز مختلف است. من البته شخصا خود تزی دارم که الان نمی‌توانم اظهار کنم. در گذشته ما امتحان کرده‌ایم و خود من وقتی مجلس را منحل کردم بعد گرفتار این شدم که یک کارهایی که با تصویب‌نامه باشد بکنیم بعدا این قانونی بشود. عده‌ای هستند که نمی‌خواهند کاری برخلاف قانون کرده باشند. (گروه اول) حالا این مجلس بالاخره یک مجلسی بوده که متعلق به زمان حاضر نیست و چندین سال است که ما به این ترتیب قوانینی را گذرانده‌ایم که عده‌ای از مردم این قوانین را قبول ندارند ولی بالاخره چون مجلسی بوده و باید مقداری از قوانی را به دست همین مجلس لغو کرد تا دست و بال دولت باز باشد.

۲۵۹

کد مطلب 2293551

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین