عاشورا به زبان نسل دوم؛ آیینی میان میراث خانوادگی و هویت تازه

برای جوان شیعه‌ای که در اروپا متولد شده و رشد کرده، عاشورا فقط میراثی از سرزمین پدری نیست؛ آیینی است که باید معنای آن را در زبان و زندگی امروز خود پیدا کند. پژوهش‌های میدانی در هلند، بریتانیا و اسپانیا از شکل تازه‌ای از هویت‌یابی مذهبی در میان نسل دوم مهاجران خبر می‌دهند.

مبلغ – سرویس معارف: نسل دوم شیعیان مهاجر در اروپا، عاشورا را فقط از نسل پیشین به ارث نبرده است؛ آن‌ها می‌کوشند این آیین را با زبان، نیازها و تجربه زیسته خود بازتعریف کنند. پژوهش‌های میدانی در هلند، بریتانیا و اسپانیا نشان می‌دهد که مجالس محرم در دیاسپورا، هم محل حفظ پیوند با سنت شیعی‌اند و هم عرصه‌ای برای شکل‌گیری هویت مشترک و تعامل با جامعه میزبان.

در پاییز ۲۰۱۱، شش انجمن جوانان شیعه در هلند تصمیم گرفتند مراسمی متفاوت برای محرم برگزار کنند. این برنامه نه به زبان فارسی یا عربی، که به زبان هلندی برگزار می‌شد و جوانانی از پیشینه‌های قومی مختلف را کنار هم می‌نشاند. برگزارکنندگان، برخلاف مجالس مرسوم نسل پیشین، برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده و آموزشی طراحی کردند تا معنای واقعه کربلا را به مسائل زندگی روزمره جوانان در جامعه هلند پیوند بزنند.

این مراسم در نگاه نخست شاید تغییری در زبان برگزاری یک مناسبت مذهبی به نظر برسد؛ اما برای جوانانی که در جامعه‌ای متفاوت از سرزمین والدینشان رشد کرده بودند، مسئله فراتر از ترجمه سخنرانی‌ها بود. آن‌ها می‌خواستند آیینی را که بخش مهمی از هویت خانوادگی و مذهبی‌شان به شمار می‌رفت، به تجربه‌ای قابل فهم و معنادار در زندگی خود تبدیل کنند.

این نمونه، یکی از محورهای پژوهش Annemiek Schlatmann، پژوهشگر مطالعات دین در دانشگاه اوترخت، درباره شکل‌گیری یک اجتماع مشترک جوانان شیعه در هلند است. او در مقاله‌ای با عنوان «به سوی جامعه متحد جوانان شیعه؛ یک گردهمایی محرم به زبان هلندی» نشان می‌دهد که نسل جوان مهاجران شیعه چگونه برای حفظ سنت مذهبی خود، در ساختار و زبان برگزاری مناسک تغییراتی ایجاد می‌کند. پژوهش او بر مصاحبه عمیق با ۳۵ جوان شیعه ۱۷ تا ۳۲ ساله با پیشینه‌های قومی مختلف، حضور در مجالس محرم و بررسی فعالیت‌های انجمن‌های جوانان و بحث‌های آنلاین استوار است.

میراثی که باید دوباره معنا شود

برای نسل نخست مهاجران، محرم و عاشورا اغلب با خاطرات و تجربه‌های زیسته سرزمین مبدأ پیوند خورده است. آیین‌های عزاداری، نوحه‌ها، زبان مرثیه و شیوه‌های برگزاری مراسم، بخشی از جهانی آشنا هستند که مهاجران با خود به کشور جدید آورده‌اند. در این شرایط، برگزاری مراسم محرم فقط یادآوری واقعه کربلا نیست؛ فرصتی برای بازسازی پیوندهای اجتماعی ازدست‌رفته و حفظ احساس تعلق به جامعه‌ای است که از آن فاصله گرفته‌اند.

اما نسل دوم، که بخش عمده زندگی خود را در کشور میزبان گذرانده، لزوماً همان رابطه عاطفی و فرهنگی را با این آیین ندارد. او ممکن است به واقعه کربلا و شخصیت امام حسین(ع) باور داشته باشد، اما زبان عربی یا فارسی مجلس را به‌خوبی درک نکند، با برخی شیوه‌های سنتی عزاداری ارتباط برقرار نکند یا نتواند نسبت میان روایت تاریخی عاشورا و مسائل زندگی روزمره خود را دریابد.

Schlatmann  در پژوهش خود به همین فاصله نسلی اشاره می‌کند. برخی جوانان مصاحبه‌شونده، مجالس سنتی محرم را از نظر اجتماعی مهم می‌دانستند، اما معتقد بودند محتوای این مراسم برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های نسل جدید کافی نیست. یکی از جوانان عراقی در این پژوهش، تجربه خود از مجلس را به حضور در حسینیه، شنیدن مطالبی به زبان عربی، صرف غذا و بازگشت به خانه خلاصه می‌کند. او در عین حال تأکید می‌کند که حضور در مراسم برای زنده نگه‌داشتن سنت شیعی اهمیت دارد.

این دوگانه، نکته مهمی درباره وضعیت نسل دوم آشکار می‌کند: تعلق به یک سنت الزاماً به معنای پذیرش بی‌تغییر همه صورت‌های تاریخی و فرهنگی آن نیست. جوانان ممکن است به حفظ عاشورا پایبند باشند، اما خواهان شیوه‌ای از برگزاری آن باشند که با زبان و تجربه اجتماعی‌شان تناسب بیشتری داشته باشد.

هلند؛ وقتی زبان، عامل همبستگی می‌شود

یکی از مسائل جامعه شیعی هلند، پراکندگی قومی و زبانی آن است. مهاجران شیعه با ریشه‌های ایرانی، عراقی، افغانستانی، پاکستانی و دیگر جوامع، عمدتاً در انجمن‌هایی گرد هم آمده بودند که بر اساس پیشینه ملی و زبان مشترک شکل گرفته بودند. در چنین وضعیتی، هویت شیعی مشترک در کنار مرزبندی‌های قومی قرار می‌گرفت و گاه این مرزبندی‌ها مانع همکاری میان انجمن‌ها می‌شد.

نسل جوان به‌تدریج دریافت که برای تداوم حیات اجتماعی جامعه شیعی، صرفاً حفظ انجمن‌های جداگانه کافی نیست. آن‌ها به زبانی مشترک نیاز داشتند که بتواند جوانان با پیشینه‌های مختلف را به هم متصل کند. زبان هلندی، که زبان آموزش، کار و ارتباطات روزمره این نسل بود، چنین امکانی را فراهم می‌کرد.

مراسم مشترک سال ۲۰۱۱ در همین بستر شکل گرفت. شش انجمن جوانان شیعه برای نخستین‌بار برنامه‌ای مشترک به زبان هلندی برگزار کردند. استفاده از این زبان فقط به معنای قابل‌فهم‌کردن سخنرانی‌ها برای جوانان نبود؛ بلکه امکان شکل‌گیری یک اجتماع فراتر از مرزهای قومی را فراهم می‌کرد. یکی از اعضای برگزارکننده در گفت‌وگو با پژوهشگر، این تجربه را با جمله‌ای توصیف کرد که معنای روشنی داشت: «حالا زبان هلندی ما را متحد کرده است.»

تغییر دیگر، محتوای مراسم بود. برگزارکنندگان تصمیم گرفتند به‌جای تکرار الگوی رایج مرثیه‌خوانی و روایت مصائب کربلا، بر فهم آموزه‌های عاشورا و ارتباط آن با زندگی جوانان در جامعه هلند تمرکز کنند. برنامه از پیش اعلام شده بود، زمان آغاز و پایان مشخص داشت و سخنرانی آن را یکی از فعالان جوان جامعه شیعه بر عهده گرفت؛ فردی که با وجود نداشتن تحصیلات رسمی حوزوی، تجربه زندگی و تحصیل در هلند را می‌شناخت.

این تغییرات نشان می‌داد که نسل دوم صرفاً به دنبال ساده‌سازی یا کوتاه‌کردن مراسم نیست؛ آن‌ها در پی ایجاد رابطه‌ای تازه میان میراث مذهبی و محیط اجتماعی خود هستند. از این منظر، زبان میزبان می‌تواند به ابزاری برای حفظ هویت دینی تبدیل شود، نه لزوماً نشانه فاصله‌گرفتن از آن.

عاشورا در فضای عمومی؛ از عزاداری تا معرفی یک جامعه

تغییرات عاشورا در دیاسپورا به مجالس داخلی و فعالیت انجمن‌های جوانان محدود نمی‌شود. در برخی شهرهای اروپایی، دسته‌های عزاداری به فضای عمومی راه یافته‌اند و مناسک شیعی در خیابان‌ها و میدان‌های شهری برگزار می‌شوند. این حضور، رابطه جامعه مذهبی با محیط پیرامون را تغییر می‌دهد: آیینی که پیش‌تر عمدتاً در فضای داخلی حسینیه‌ها و مراکز مذهبی برگزار می‌شد، اکنون در معرض مشاهده و تفسیر شهروندانی قرار می‌گیرد که ممکن است شناختی از آن نداشته باشند.

پژوهش Emanuelle Degli Esposti درباره مناسک محرم در میان شیعیان عراقی لندن، نشان می‌دهد که اجرای آیین‌های مذهبی در دیاسپورا صرفاً بازتولید سنت‌های سرزمین مبدأ نیست. مناسک در برخورد با محیط جدید، به عرصه‌ای برای بازتعریف هویت فردی و جمعی تبدیل می‌شوند. در این فرایند، شیعیان هم نسبت خود را با میراث مذهبی‌شان بازنگری می‌کنند و هم در برابر نگاه جامعه میزبان، تصویری از خود می‌سازند.

مطالعه‌ای دیگر درباره شیعیان بارسلونا، این جنبه را از زاویه رابطه مناسک عمومی و شهروندی بررسی کرده است. Avi Astor، Rosa Martínez-Cuadros و Víctor Albert-Blanco در پژوهشی که در سال ۲۰۲۳ در مجله Social Compass منتشر شد، فرایند سازمان‌دهی و برگزاری دسته‌های عزاداری شیعی در این شهر را بررسی کردند. داده‌های این پژوهش بر مصاحبه با نمایندگان مذهبی و مقام‌های شهری، مشاهده میدانی چهار دسته عزاداری عاشورا و سه مراسم مرتبط با شهادت امام علی(ع) در فاصله سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ و بررسی گزارش‌های رسانه‌ای استوار است.

یافته اصلی پژوهش آن است که مناسک عمومی برای جامعه شیعی فقط فرصتی برای عزاداری نیست؛ این مراسم بستری برای مطالبه حق حضور در فضای عمومی، تعامل با نهادهای شهری و نشان‌دادن تعلق به شهر و جامعه ملی نیز فراهم می‌کند. نمایندگان جامعه شیعی در جریان برنامه‌ریزی مراسم با پلیس، مقام‌های شهرداری، مسئولان بهداشت و دیگر نهادهای شهری در ارتباط قرار می‌گیرند. آن‌ها باید درباره مسیر حرکت دسته‌ها، امنیت، نظم عمومی و نحوه برگزاری مراسم مذاکره کنند.

در این میان، دو شیوه متفاوت از تعامل با جامعه میزبان قابل مشاهده است: گروهی بر به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حقوق مذهبی و حق حضور در فضای عمومی تأکید می‌کنند و گروهی دیگر می‌کوشند با برجسته‌کردن احترام به قوانین، گفت‌وگو و همکاری با نهادهای محلی، تصویر مثبتی از جامعه خود ارائه دهند. پژوهشگران این دو رویکرد را دو شکل متفاوت از کنش شهروندی می‌دانند؛ هر دو، به شیوه خود، در پی تثبیت جایگاه جامعه شیعی در شهر هستند.

تغییر مناسک؛ حفظ هویت یا فاصله‌گرفتن از سنت؟

تطبیق آیین‌های مذهبی با شرایط جامعه میزبان همیشه بدون اختلاف نیست. تغییر زبان، شیوه عزاداری، محتوای سخنرانی‌ها و حتی انتخاب شکل حضور در فضای عمومی، ممکن است میان نسل‌ها و گروه‌های مختلف جامعه شیعی اختلاف ایجاد کند.

برای نمونه، در برخی جوامع شیعی اروپا، درباره شیوه‌های سنتی عزاداری بدنی و مناسک خونین بحث‌هایی شکل گرفته است. برخی گروه‌ها این شیوه‌ها را بخشی از میراث عزاداری می‌دانند، درحالی‌که دیگران به دلایل فقهی، اجتماعی یا به‌دلیل نگرانی از برداشت عمومی جامعه میزبان، از آن فاصله می‌گیرند. در بعضی اجتماعات، اهدای خون به یاد شهدای کربلا به‌عنوان جایگزینی برای برخی از این شکل‌های عزاداری مطرح شده است. پژوهش بارسلونا نیز به این تغییرات و نقش رهبران مذهبی در انتخاب شیوه‌های متناسب با محیط اجتماعی اشاره می‌کند.

این تغییرات را نمی‌توان صرفاً به تلاش برای جلب رضایت جامعه میزبان تقلیل داد. گاهی نسل جوان خود خواهان بازنگری در شیوه‌های آیینی است؛ گاهی نیز محدودیت‌های قانونی و اجتماعی بر شکل برگزاری مراسم اثر می‌گذارند. در هر دو حالت، پرسش اصلی این است که کدام عناصر برای حفظ هویت مذهبی ضروری‌اند و کدام صورت‌های فرهنگی و تاریخی می‌توانند تغییر کنند.

در این میان، رسانه‌های اجتماعی نیز نقش مهمی دارند. پژوهش Schlatmann نشان می‌دهد که اطلاع‌رسانی مراسم مشترک جوانان هلند از طریق فیس‌بوک و وب‌سایت انجمن‌ها انجام می‌شد و پژوهشگر همچنین فعالیت‌ها و بحث‌های آنلاین جوانان شیعه را دنبال کرده است. فضای مجازی در این نمونه، ابزاری برای سازمان‌دهی، ارتباط میان گروه‌های پراکنده و انتقال اطلاعات بود. بااین‌حال، نباید این یافته را به معنای بررسی مستقیم «هیئت‌های مجازی» یا اثبات جایگزینی مجالس حضوری با مراسم آنلاین دانست؛ موضوعی که به پژوهش مستقل نیاز دارد.

عاشورا به‌مثابه پلی میان دو جهان

تجربه شیعیان مهاجر در اروپا نشان می‌دهد که عاشورا در دیاسپورا کارکردی چندلایه پیدا کرده است. این آیین از یک سو پیوند نسل‌های مختلف با روایت تاریخی کربلا و سنت مذهبی را حفظ می‌کند و از سوی دیگر، فرصتی برای ساختن شبکه‌های اجتماعی، عبور از مرزبندی‌های قومی و معرفی جامعه شیعی به محیط پیرامون فراهم می‌آورد.

اما حفظ هویت در این شرایط به معنای ثابت نگه‌داشتن همه اجزای مناسک نیست. نسل دوم، برای آنکه بتواند این میراث را در زندگی خود ادامه دهد، گاه ناگزیر است آن را به زبان دیگری بیان کند، پرسش‌های تازه‌ای درباره آن مطرح سازد و میان آموزه‌های دینی و تجربه زیسته خود ارتباط برقرار کند. در مقابل، اگر این تغییرات بدون گفت‌وگو با نسل پیشین و بدون توجه به معنای دینی آیین‌ها انجام شود، ممکن است به اختلاف و گسست درون جامعه مذهبی بینجامد.

پژوهش‌های مورد اشاره، تصویری یکدست از همه جوامع شیعی مهاجر ارائه نمی‌کنند. ترکیب قومی، سابقه مهاجرت، ساختار انجمن‌های مذهبی و سیاست‌های کشورهای میزبان در هر شهر متفاوت است. بااین‌حال، یک روند مشترک در آن‌ها دیده می‌شود: نسل دوم دیگر صرفاً مخاطب مناسکی نیست که نسل نخست طراحی کرده است. این نسل در مقام برگزارکننده، مفسر و بازتعریف‌کننده آیین‌ها نیز ظاهر می‌شود.

از این منظر، آینده عاشورا در دیاسپورا نه فقط به توانایی جوامع مهاجر در حفظ مناسک، بلکه به امکان مشارکت نسل جوان در معناپردازی و انتقال آن‌ها وابسته است. آیینی که بتواند میان حافظه تاریخی، زبان نسل جدید و واقعیت جامعه میزبان ارتباط برقرار کند، شانس بیشتری برای تبدیل‌شدن به بخشی زنده از هویت نسل‌های بعد خواهد داشت.

کد مطلب 2299138

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =

آخرین اخبار