مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۸ آذر ۱۳۸۷ - ۰۶:۳۲

امیر احمدی آریان

درباره مشکلات کتاب و کتاب‌خوانی در این مملکت آن‌قدر گفته‌ایم و شنیده‌ایم که تکرارش بی‌مزه و مسلماً بی‌اثر است. برای همین مسایل مربوط به تیراژ کتاب‌ها و خرید کتاب‌های جدی، و همچنین مسایل مالی ناشران و پولی که دست نویسنده یا مترجم کتاب را می‌گیرد، مسأله ممیزی وزارت ارشاد و هزار دردسر و مشکل دیگر را کنار می‌گذاریم و به مسأله دیگری می‌پردازیم که کمتر به آن توجه شده است، مسأله ساده‌ای که شاید از همه موارد مورد اشاره مهم‌تر هم باشد. این مسأله ساده، خوانده شدن کتاب‌هاست. این که کتاب‌های جدی حوزه فرهنگ و ادبیات و فلسفه تیراژ هزار و هزار و پانصدتایی دارند یک طرف قضیه است، طرف دیگر ماجرا این است که از این هزار کتاب فروخته شده چند نسخه‌اش واقعاً خوانده می‌شود، کامل خوانده می‌شود و به کار کسی می‌آید. شاید اگر مبنای آمار کتاب‌خوانی را به جای فروش کتاب‌ها بر خوانده شدن آن‌ها بگذاریم نتیجه به مراتب فاجعه‌بارتر باشد. بخشی که در این سایت از این به بعد به طور هفتگی به روز خواهد شد، هدفش ایجاد فضایی برای کتاب خواندن به شیوه‌ای گروهی است.
مسأله اصلی ما بیش از آن که «مردم کتاب نمی‌خرند» باشد، «مردم کتاب نمی‌خوانند» است. به جرأت می‌توان گفت که درصد زیادی از کسانی که کتاب‌های جدی ادبیات و فلسفه را می‌خرند این کتاب‌ها را نمی‌خوانند، گوشه‌ای در کتاب‌خانه‌هاشان می‌گذارند تا خاک بخورند، و هر روز با حسرت نگاهشان می‌کنند و افسوس می‌خورند که «وقت» کافی برای کتاب خواندن ندارند. همین افراد اما روزانه ساعت‌ها وقت برای تلویزیون و اینترنت و تلفن و هر وسیله دیگری که توان کشتن وقت را داشته باشد صرف می‌کنند، و بعید است آن‌ها را به مهمانی‌ای دعوت کنید و به خاطر کمبود وقت، جواب رد بشنوید. بسیاری گلایه می‌کنند که کتاب گران است و توان خریدش را ندارند، و شبی که روزش این جمله را گفته‌اند با دوستانشان بیرون می‌روند و در جا پنج هزار تومان برای پیتزا پول می‌دهند، در حالی که بیش از نیمی از کتاب‌های موجود در بازار از پنج هزار تومان ارزان‌ترند. پای کتاب‌خوانی که به میان می‌آید جز ناله و فغان از بی‌وقتی و گرانی چیزی نمی‌شنویم. این شاید بیش از آن‌که به بی‌فرهنگ بودن و غیرسیاسی بودن و تنبلی مردم ما ربط داشته باشد به فضا ربط دارد. فضای کتاب‌خوانی در جامعه ما به اندازه سر سوزنی وجود ندارد. احتمال این‌که دو نفر را در خیابان ببینی که درباره کتابی با هم حرف می‌زنند نزدیک به صفر است، و احتمال این‌که دو نفر را در حال بحث درباره یک سریال نفرت‌انگیز تلویزیون ببینی بالای شصت هفتاد درصد. کتاب خواندن به فضای کتاب‌خوانی نیاز دارد، فضایی که آدم‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و به مطالعه تحریک‌شان کند، فضایی که ضرورت کتاب خواندن را به شکلی غیرمستقیم به آدم‌ها نشان دهد. همان‌طور که تلویزیون فضای خاص خودش را در جامعه ساخته، و سینما هم تا حدی در ساختن فضای خودش موفق بوده، کتاب هم به فضا نیاز دارد. برای کتاب‌خوان شدن افراد بهترین راه نه ارزان کردن کتاب یا تولید برنامه‌های مبتذل رادیویی و تلویزیونی در ستایش خواندن و تقدیس کتاب، بلکه ساختن فضایی برای کتاب خواندن است، ساختن محیطی است که در آن هر کس بتواند چند نفر را بیابد که بتوانند با او درباره کتابی که خوانده است حرف بزنند.
هدف از باز کردن چنین بخشی در این سایت، ایجاد این فضای کتاب‌خوانی در حد و توان یک سایت، و بر اساس قدرت نفوذ نه چندان قابل ملاحظه آن است. بی‌آن‌که توهمی در کار باشد، بی‌آن‌که گمان کنیم از این طریق معضلات کتاب‌خوانی را حل خواهیم کرد، کار را ادامه خواهیم داد، و حداقل می توانیم ادعا کنیم که می‌خواهیم در این راه قدم برداریم. در واقع هدف ما ایجاد فضایی برای خواندن کتاب از طریق امکاناتی است که اینترنت در اختیارمان می‌گذارد. می‌خواهیم فضای کوچکی بسازیم برای آن‌که عده‌ای در مدتی مشخص کتاب معینی را بخوانند و درباره‌اش حرف بزنند، شاید از این طریق ضرورت خواندن کتاب‌های جدی فلسفی و ادبی برای خود ما هم کمی روشن‌تر شود.
روند کار به این ترتیب خواهد بود که کتابی معرفی می‌کنیم، و قرار بر این است که هر هفته صد صفحه از کتاب خوانده شود. پنج‌شنبه هر هفته، من یا کسی دیگر، گزارش خواندن این صد صفحه را روی سایت منتشر می‌کنیم، تلاش‌مان را برای فهمیدن آن صد صفحه در معرض دید عموم می‌گذاریم، و منتظر ایمیل‌ها و کامنت‌های مخاطبان این بخش خواهیم بود تا تجربه آن‌ها را از خواندن آن صد صفحه هم ببینیم، و بهترین حالت دیدن ایمیل یا کامنتی است که برداشت ما از این صد صفحه را زیر سوال برده باشد، و نشان داده باشد که قرائت ما غلط بوده و قرائت متفاوتی از کتاب را برایمان بنویسد. مطالب مربوط به خواندن هر صد صفحه روزهای پنج‌شنبه منتشر خواهد شد، و هفته بعد به خواندن صد صفحه بعدی کتاب اختصاص خواهد داشت و پنج‌شنبه بعد مقاله کوتاهی درباره صفحات صد تا دویست صفحه کتاب مورد بحث منتشر می‌شود تا کتاب تمام شود و به سراغ کتاب بعدی برویم.
برای شروع کتاب «جمهور» افلاطون را در نظر گرفته‌ایم که، حداقل به شیوه‌ای نمادین، آغاز خیلی چیزها در تاریخ فلسفه است. مشخصات کتاب به این شرح است:
جمهور، افلاطون، فواد روحانی، نشر علمی فرهنگی.
این ترجمه از کتاب افلاطون ششصد صفحه است، و به این ترتیب شش هفته اول کار به خواندن کتاب افلاطون اختصاص خواهد داشت، تا ببینیم از خواندن این کتاب مهم تاریخ فلسفه چه چیز دست‌مان را می‌گیرد. پنج‌شنبه بعد گزارش خود را از خواندن صد صفحه اول این کتاب منتشر خواهم کرد.

کد مطلب 1015

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • علی IR ۰۹:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۸
    18 1
    کدام ترجمه از همه بهتر است. از کجا تهیه کنیم؟
  • فرشاد IR ۰۹:۲۲ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۸
    18 1
    آقای احمدی آریان کار بسیار جالبی است و به نظر می رسد تا کنون چنین برنامه ای سابقه نداشته است چرا که همانطور که شما هم اشاره کرده اید مشکل ما کتاب نخواندن است. اما سوال من به عنوان علاقمند به فلسفه این است که چرا از «جمهور» افلاطون شروع کرده اید. معمولاً رفتن به سراغ افلاطون و ارسطو و فلسفه های یونان باستان دلزدگی به همراه می آورد. با توجه به آشنایی ای که از طریق مقالاتتان با شما دارم بهتر نبود از فلاسفه معاصر و آثارشان انتخاب می کردید؟
  • محمد IR ۱۳:۴۸ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۸
    18 1
    بسیار حرکت زیبایی است .حتما سعی می کنم در بحثهای شما شرکت کنم.
  • امیر احمدی آریان IR ۲۰:۳۹ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۹
    18 1
    فرشاد عزیز من هم با نظر شما موافقم، و پیشنهاد اولیه هم اتفاقاً شروع کار با یکی از متون فلسفی معاصر بود. اما بعد از مشورت با همکاران سایت، تصمیم گرفتیم کمی محافظه کارانه تر کار را شروع کنیم، و به عنوان اولین کتاب، متنی را انتخاب کردیم که در تاریخ فلسفه مورد اجماع است و جایش را از هر نظر تثبیت کرده است. حتماً در آینده تمرکز ما بیشتر بر متون فلسفی معاصر خواهد بود.
  • امیر احمدی آریان IR ۲۰:۴۰ - ۱۳۸۷/۰۹/۲۹
    18 1
    علی عزیز بهترین ترجمه تا جایی که می دانم همان است که مشخصاتش در متن آمده. در اغلب کتاب فروشی های شهر می شود این کتاب را خرید.
  • مهدیه SE ۱۷:۴۶ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۵
    18 1
    خوندن این مطالب موجب خوشحالی من شد و برای کمک به این کار زیبا،این مقاله رو برای دوستام فرستادم.

آخرین اخبار