«ما نباید بمیریم، رؤیاها بی‌مادر می‌شوند»؛ تازه‌ترین مجموعه شعر منتشرشده‌ سیدعلی صالحی حاوی اشعاری چون «هولناک‌تر از خاطره هیچ خوابی نیست، آقای رییس‌جمهور، ملاقات در قونیه، و ان یکاد بخوانید» است.

به گزارش خبرآنلاین، «ما نباید بمیریم، رؤیاها بی‌مادر می‌شوند» در 312 صفحه با قیمت 5500 تومان از سوی مؤسسه‌ انتشارات نگاه منتشر شده است. این مجموعه با سه دفتر همراه است: فرستاده شفانویس اردیبهشت‌، گفت‌وگو در محراب و خوشباشان عهد کیمیافروش.

«یک وقت خبر آمد که رفت!، باز هم آبی، همان سیاه مایل به خاکستری است، زندگی شوخی کوتاه یک عصر پاییزی است، یک شعر شریف ساده، هولناک‌تر از خاطره هیچ خوابی نیست، آقای رییس‌جمهور، ملاقات در قونیه، و ان یکاد بخوانید، بعضی‌ها انتقام خرمالوی گس را از انگور رسیده می‌گیرند، بوی آهوی بهارزا، از دور برایتان دست تکان می‌دهم و لب‌خوانی خیام به وقت وداع» از شعرهای این مجموعه هستند.

سید علی صالحی

سید علی صالحی در مقدمه‌ این کتاب آورده است: «باید زنده بمانیم . هنوز هم باران هست. راه، رؤیا، روشنایی هست. شب فقط استعاره است، شب هرگز دشمن ِ کسی نبوده است. ما در ستایش ِ زنده ماندن به شادمانی رسیده ایم. امتحان کن، شعر ... خوب است، امید است ، رضایت است، آزادی است.

من برایت از شعر می‌نویسم، شعر می‌نویسم، از شفا می‌نویسم، شفا می‌نویسم. تکلیف ِ ما رعایت رؤیاهاست. زندگی در شفا ادامه دارد، عشق ادامه دارد، امید ادامه دارد. من هم یکی از میان ِ شما، یکی از شما، از همین بسیاران ِ بی‌دریغ‌ام. بسیارانی در من زیسته و من در بسیارانی زندگی کرده‌ام. ما زنده می‌مانیم، ما باید زنده بمانیم. شعر...خوب است، باران خوب است، بوسه خوب است، بوسیدن ِ بی‌پایان ِ در تو شدن، با تو شدن، از تو شدن .کشف ِ حلول، کلمه، خوشی، خوبی، آرامش، آغوش ِ آدمی. خورشیدهای بی‌شماری در چشم‌های ما مخفی مانده‌اند، ما طلوع خواهیم کرد. صبح نزد ِ من است. من نزد ِ توام، تو نزد زندگی. ما نباید بمیریم، رؤیاها بی‌مادر می‌شوند...

به شادمانی رسیدن، به رضایت. به رؤیای مشترک رسیدن، دیدن، بوسیدن، بزرگ شدن. دیگر هیچ دیگری در این دایره نیست. دیگران...تکثیر بی‌پایان ِ تواند، تو ...در آینه‌های روشن بلوغ، در ترانه‌های آرام ِ تماشا. تو نه پیامبر دیگرانی، نه پیرو ِ دیگران. حضور...حضور ِ شعر، حضور ِ شفا... ! شعر ... شفاست، شعر فرصت ِ شفاست. به یاد آر: انسان پیروز است، انسان فرستاده است، فرستاده شفانویس ِ اردیبهشت. پس ما نمی‌میریم. ما نباید بمیریم. راه، راه، راه ِ روشن ِ رؤیاها !...».

در یکی از اشعار این مجموعه با عنوان «آقای رییس جمهور» می‌خوانیم:

سال به سال
هر سال
یک سین ساده
از سفره هفت سین ما کم می‌شود
چرا...؟
رویا می‌پرسد
رویا دختر یکی از کارگران همین خط واحد است
سال به سال
هر سال
هزار مشق دشوار
بر شب تکلیف و ترانه ما تحمیل می‌شود
چرا...؟
چرا نمی‌گذارند کسی
در امتحان آسان نان و سرپناه قبول شود؟
امید می‌پرسد
امید فرزند یکی از کارگران نیشکر تلخاب است
سال به سال
هر سال
...
(بگذار سخن بگویم!)
واژه‌ها
بی‌وثیقه آزاد نمی‌شوند
این کیفر خواست تبانی ما با ترانه زندگی ست؟
نه رویا می‌پرسد و نه امید
من می‌گویم
پدر من هم
یکی از کارگران خسته همین جهان بود
سال به سال
هر سال
صحبت از نفت و چراغ و سپیده‌دم است
صحبت از سفره گشودن صبح است
صحبت از علاقه عجیبی به اسم عدالت است
اما پرده‌ها تاریک
پدرها خسته
سفره‌ها خالی ست
سال به سال
هر سال
...
(بگذار سخن بگویم!)
بگذار هر چه می‌خواهد ببارد
ببارد از سنگ، از سیاهی، از سکوت
ما نومید نمی‌شویم
ما همچنان
سفره بی‌سین خانوار خویش را
با الفبای تمام عیار عشق می‌آراییم
این را من نمی‌گویم
مادران ما می‌گویند

 191/60

کد مطلب 125658

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • میترا IR ۰۹:۳۵ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۵
    0 0
    مرسی بابت اطلاع رسانی به درد بخور( گذاشتن قطعه‌ای از اشعار کتاب)...شعرهاش واقعا خوندنیه...باید حتما بخرم...حیف که یه مقدار گرونه...
  • کاوه IR ۰۹:۳۶ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۵
    0 0
    باید زنده بمانیم . هنوز هم باران هست. راه، رؤیا، روشنایی هست. شب فقط استعاره است، شب هرگز دشمن ِ کسی نبوده است...چقدر خوب می نویسن ایشون...
  • بدون نام IR ۱۴:۱۳ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۵
    0 0
    ما نومید نمی‌شویم ما همچنان سفره بی‌سین خانوار خویش را با الفبای تمام عیار عشق می‌آراییم این را من نمی‌گویم مادران ما می‌گویند

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین