چرا اقدام آمریکا جنایت تروریستی بین‌المللی تعریف می‌شود؟

عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز معتقد است جنایت آمریکا علیه کاروان سازمان الحشدالشعبی و سپهبد قاسم سلیمانی، نمونه و مصداق بارز تروریزم بین المللی است.

امید سلیمی بنی: به گفته دکتر مسعود زمانی، استاد حقوق بین الملل دانشگاه شیراز، جنایتی که ایالات متحده آمریکا انجام داد، نه تنها مصداق واقعی فعل تروریزم است، بلکه دشمنان شناخته شده تروریزم را هم شهید کرد و باعث شد داعش در عراق فرصت عرض اندام پیدا کند.

در ادامه، گفتگوی خبرآنلاین با این استاد دانشگاه را درباره مبانی حقوقی محکومیت اقدام تروریستی آمریکا در به شهادت رساندن سپهبد قاسم سلیمانی و همراهان او، می خوانید:

آمریکا در توجیه جنایت اخیر خود می گوید دست به قتل هدفمند زده است. چه زمانی این موضوع وارد دستور کار آمریکا شد؟

موضوع قتل های هدفمند از تقریبا دهه ۹۰ به صورت روشن شروع شد. یعنی برخی دولتها به این مسئله اذعان کردند با هواپیمای نظامی به نقاطی حمله کرده اند، به طور مثال در دهه ۹۰ میلادی حملات ایالات متحده به مواضع القاعده به سودان به عنوان قتل هدفمند مطرح شد. پس از ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱  موضوع کشتار به صورت هدفمند و روشنتری عیان شد. این قتلها در یمن و پاکستان برای آمریکا به صورت یک عادت درآمد. موضوعی که درباره قتل های هدفمند دولت ایالات متحده در یمن و پاکستان وجود داشت این بود که اولا ایالات متحده اظهار می کرد آن کشور در یک مخاصمه مسلحانه با القاعده است و حق خود می دانست که اعضای القاعده را در کشورهای مختلف مورد هدف قرار دهد. مسئله دوم این بود که دولت یمن و دولت پاکستان نسبت به این فعل ایالات متحده رضایت داشتند یا حداقل سکوت می کردند.

اما در مورد شهادت سپهبد قاسم سلیمانی، دو مسئله واضح به لحاظ حقوقی وجود دارد. یکی این که دولت ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران در مخاصمه مسلحانه نیست که اساسا هدف قرار دادن عضوی از نظامیان ایران در نزد ایالات متحده آمریکا مشروع قلمداد شود. مسئله دوم این است که دولت عراق به هیچ عنوان نسبت به این مسئله نه رضایت صریح و نه رضایت ضمنی نشان داده و حتی نسبت به این ترور اعتراض کرده است.

پس با این حساب، دست زدن به کشتار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح کشورهای دیگر با این توجیه از دیدگاه حقوق بین الملل مردود است؟

با توجه به این نکات توجیه آمریکا به لحاظ حقوق بین الملل قابل رد شدن است. او می گوید ما کل سپاه پاسداران را در لیست گروه‌های تروریستی قرار دادیم و بنابراین هدف قرار دادن هر یک از اعضای سپاه در هر نقطه ای از جهان را حق خود می داند. پیامد این استدلال این است که کره زمین به طور کلی باید ارث پدری ایالات متحده قلمداد شود که در هر نقطه از جهان که خواستند اعضای سپاه پاسداران را مورد هدف قرار دهند. مسئله دوم این است که ایالات متحده آمریکا استدلال می کند ما با یک هدف پیشگیرانه دست به این عمل زدیم.  مجموع این استدلالها در واقع نتیجه می دهد ایالات متحده آمریکا در هر زمان در هر نقطه از جهان که خواست علیه هر شخص می تواند عملیات نظامی انجام دهد و هر فردی را که خواست مورد هدف قرار دهد. اگر نتیجه را قبول کنیم پس باید پیامد این نتیجه که اقدام متقابل کشورهاست را هم قبول کنیم که آنها هم حق دارند علیه اتباع آمریکایی در هر نقطه از عالم، اقدام مسلحانه انجام دهند و در نتیجه جهان دچار هرج و مرج می شود.

فرض کنید دولت جمهوری اسلامی ایران با این استدلال، ارتش ایالات متحده را تحت عنوان گروه های تروریستی قرار داده و ژنرال پترائوس که عضو سابق ارتش ایالات متحده و فرمانده سابق نیروهای آمریکا بوده است را فرضا در اتریش با هواپیمای بدون سرنشین به قتل برساند. آیا این مسئله مورد قبول جامعه بین المللی قرار خواهد گرفت؟

مسئله دیگر این است که ایالات متحده آمریکا به چه استنادی نیروهای سازمان الحشد الشعبی را مورد حمله قرار می دهد؟ اگر فرض کنیم ادعای آمریکا درباره قتل یک پیمانکار غیرنظامی آمریکایی در عراق توسط نیروهای سازمان الحشد الشعبی درست باشد، ایالات متحده آمریکا تا الان ۲۵ نفر از اعضای این سازمان را به علاوه شهید سپهبد سلیمانی و شهید ابومهدی ابومهندس به شهادت رسانده است. بنابراین، این منطق با حقوق بین الملل و با تعریف ضرورت رعایت اصل تناسب در اهداف نظامی به هیچ وجه سازگار نیست.

 

اینجا منطق آمریکایی ها چقدر به منطق داعش و سایر تروریست ها نزدیک می شود؟

منطق این که شما هر فردی را در هر جای دنیا که خواستید با انگ زدن، به قتل برسانید، چیزی جز تروریسم نیست، ما مسئله ساده ای درباره تروریزم دولتی مطرح می کنیم و می گوییم اگر می خواهید تروریزم را متوقف کنید، بهترین راه، مشارکت نکردن در تروریزم است. کاری که ایالات متحده آمریکا انجام می دهد، نه تنها مصداق واقعی فعل تروریزم است، بلکه دشمنان شناخته شده تروریزم را هم شهید می کند. سپهبد سلیمانی نمونه کامل از فردی بود که سابقه موفقی در مبارزه با تروریزم در عراق و سوریه داشته است.

چطور حقوق بین الملل حمله تروریستی اخیر در خاک عراق از سوی آمریکا را محکوم می کند؟

جنایت ایالات متحده آمریکا علیه کاروان الحشد الشعبی و سپهبد سلیمانی بیش از آنکه اعلام جنگ به دولت ایران باشد، تجاوز کاملا صریح و مستقیما به تمامیت سرزمین دولت عراق محسوب می شود. منتهی دولت ایالات متحده آمریکا از طرفی می داند عراق ضعف در حفاظت از مرزهای خود دارد و قادر به اقدام متقابل نیست و در عین حال از یک معیار حقوقی بسیار قبیح به نام معیار «ناتوانی و بی میل» استفاده می کند. به این معنی که اگر دولت حاکمی در حوزه سرزمینی خود، ناتوان یا بی میل نسبت به مبارزه با گروههایی باشد که از دید ایالات متحده آمریکا نامطلوب به شمار می روند، ایالات متحده این حق را برای خود محفوظ می داند که مستقیما وارد این سرزمین ها شود و اقدام نظامی کند.

این استدلال شاید بتواند در مقابل داعش کارایی داشته باشد ولی در مقابل یک فرمانده ارشد از یک سازمان نظامی رسمی دولتی که مورد شناسایی جهانی قرار گرفته است، استدلال کاملا نادرستی است. استفاده از معیار ناتوانی و بی میل برای دولت عراق در مقابل شهادت سردار سلیمانی کاملا غیرموجه و توجیهی فاقد وجاهت است.

برای مثال مقابل می توان گفت اگر ایران در کشور سوئد فرمانده کل سنتکام را توسط هواپیمای بی سرنشین، مورد هدف قرار دهد و بعد مسئولیت این مسئله را بپذیرد، واکنش جهان نسبت به دولت جمهوری اسلامی ایران چه خواهد بود؟ حالا در نظر بگیرید اعضای سنتکام هم از دیدگاه ایران اعضای یک گروه تروریستی شمرده شود. سپاه پاسداران یک سازمان رسمی و نظامی دولتی است و مورد شناسایی شده در دنیاست و شهادت یکی از فرماندهان ارشد آن بی تردید یک جنایت تروریستی بین المللی است.

۴۷۲۳۱

کد خبر 1338625

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =