جهان هیچگاه به اندازه امروز به این سه کارکرد نیازمند نبوده است

رئیس دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه گفت: برخی گمان می کنند که در نتیجه این تحولات، دیپلماسی به نهادی حاشیه ای تبدیل شده که بسیاری از وظایف تعریف شده آن در چارچوب کنوانسیون دیپلماتیک وین 1963از جمله برقراری ارتباط، انجام مذاکرات و بازنمایی منافع توسط دیگر کنشگران دولتی و غیردولتی انجام می شود. جهان هیچگاه به اندازه امروز به این سه کارکرد نیازمند نبوده است. مطالعات متعدد نشان می دهد دیپلماسی هم به مثابه » مجموعه ای از فرایندها که محیط پیچیده سیاستگذاری در حوزه بین المللی از طریق آنها مدیریت می شود« و هم به مثابه » ساختارهایی که این فرایندها درون آنها عمل می کنند« دستخوش بحران است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمد حسن شیخ الاسلامی رئیس دانشکده روابط بین الملل وزارت امور خارجه کشورمان در افتتاحیه انجمن دیپلماسی ایرانی در وزارت خارجه گفت: شاهد شکل گیری نظمی جدید و در حال گذار در جهان هستیم که بسیار متکثر، پیچیده، چند بعدی، پویا و درهم تنیده است. جهان سنتی دولت محور، در حال جایگزینی با عرصه سیاسی جدیدی است که در آن بازیگران متعدد با منافع متنوع و متضاد در حال رقابت هستن.

شیخ الاسلامی که سخنران افتتاحیه این انجمن بود در ادامه برای مدعوین و نخبگان رشته روابط بین الملل گفت: به تازگی شاهد نوعی تحول پارادایمی در عرصه بین المللی بوده ایم. این تغییر، برآیند پیچیده تحولات گسترده و گوناگونی است. توسعه فرایند جهانی شدن پس از پایان جنگ سرد که با جهش علوم و فناوریهای ارتباطی همراه شد، منجر بـه بروز تحولات عمیق در مفاهیم بنیادین روابط بین الملل از جمله مفهوم قدرت، دولت و امنیت، افزایش تعداد کنشگران بین المللی و تحول کیفی در شیوه نقش آفرینی و سطح تاثیرگذاری آنان، شکل گیری اقتصاد جهانی، افول هژمونی آمریکا، افزایش نقش قدرت های نوظهور، امنیتزدایی از موضوعات بین المللی و افزایش بیسابقه اهمیت موضوعات اقـتصادی، اجتماعی و فرهنگی شده است.وابستگی متقابل پیچیده در جهان به وضح مشهود است.


این دیپلمات کشورمان در ادامه بیان کرد: از سوی دیگر، انقلاب اطلاعاتی و توسعه روزافزون نقش شبکه های ارتباطی، زمینه تقویت ارتباطات فراملی،کاهش اهمیت نقش کنترلی دولت ها، اهمیت فضای غیرسرزمینی و حساسیت بیشتر افکار عمومی نسبت به دستورکار دولتها و سازمان های بین المللی را موجب شده است.
فقط در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو بیش از  1400سازمان غیردولتی ثبت شده که در بیش از یک کشور دفتر دارند و نقش مهمی در تعیین دستورکار جهانی ایفاء می کنند. در نتیجه ی توسعه شبکه های ارتباطی- اجتماعی، عموم شهروندان، به کنشگرانی فعال تبدیل شده اند که به طور بالقوه می توانند بر پویایی تحولات داخلی و بین المللی تاثیرگذار باشند.
در نتیجه، شاهد شکل گیری نظمی جدید و در حال گذار در جهان هستیم که بسیار متکثر، پیچیده، چند بعدی، پویا و درهم تنیده است. جهان سنتی دولت محور، در حال جایگزینی با عرصه سیاسی جدیدی است که در آن بازیگران متعدد با منافع متنوع و متضاد در حال رقابت هستند.


وی در ادامه عنوان کرد: برخی گمان می کنند که در نتیجه این تحولات، دیپلماسی به نهادی حاشیه ای تبدیل شده که بسیاری از وظایف تعریف شده آن در چارچوب کنوانسیون دیپلماتیک وین  1963از جمله برقراری ارتباط، انجام مذاکرات و بازنمایی منافع توسط دیگر کنشگران دولتی و غیردولتی انجام می شود. جهان هیچگاه به اندازه امروز به این سه کارکرد نیازمند نبوده است. مطالعات متعدد نشان می دهد دیپلماسی هم به مثابه » مجموعه ای از فرایندها که محیط پیچیده سیاستگذاری در حوزه بین المللی از طریق آنها مدیریت می شود« و هم به مثابه » ساختارهایی که این فرایندها درون آنها عمل می کنند« دستخوش بحران است. در حالی که در نظام بین الملل در حال گذار هنوز کنشگر اصلی »دولت« است، اکنون این نظام باید خود را با تغییر در سطوح متعدد و مرتبط به هم انطباق و به این تغییرات پاسخ دهد. دیپلماسی در این میانه با آشفتگی از یک سو و تغییر از سوی دیگر مواجه است: هنجارها، قواعد و نقشهایی که دیپلماسی برای قرون متمادی با آنها سر و کار داشت تحول یافته اند. دیپلماسی در عصر ما همزمان ساختارها و فرایندهایی از دیپلماسی پیشامدرن، مدرن و پسا مدرن را در خود دارد؛ همزمان در سطوح ملی، منطقه ای، بین المللی و جهانی عمل میکند که هر یک از این سطوح کنشگران، الگوهای کنش و هنجارها و قواعد رفتاری خود را ایجاب می کنند؛ غالب موضوعات در سیاست خارجی و سیاست بین الملل همزمان ابعاد گوناگون به هم مرتبط دارند: تقریبا دیگر هیچ موضوعی صرفا امنیتی، سیاسی یا اقتصادی نیست. بلکه هر موضوع همزمان همه اینهاست؛ موضوعاتی که روزگاری کم و بیش منفک و مجزا بودند.موضوعاتی همچون توسعه، امنیت ملی و بین المللی، آب، بهداشت و سلامت را در نظر آورید.


رئیس دانشکده روابط بین الملل با تاکید بر اینکه علیرغم این تحولات، نقش نهاد دیپلماسی در مدیریت روابط دولتها و امور جهانی نه تنها کاهش نیافته، بلکه به دلایلی چند برجسته تر شده است؛ افزود:

اول، ظهور چالش ها و تهدیدات جدید جهانی است. تهدیدات سایبری، تروریسم، جنایات سازمان یافته، تغییرات آب و هوایی، افزایش مهاجرت های غیرقانونی و بیماریهای مسری، زمینه آسیب پذیری تمام کشورهای جهان را فراهم کرده اند. این تهدیدات، ظرفیت دولت ها برای تولید امنیت جهانی را کاهش داده و مقابله با آنها، نیازمند همکاری جمعی است. نمونه تازه ای از این تهدیدات، پدیداری ویروس کروناست که تقریبا تمام جهان را متاثر کرده است.
دوم، تغییر در محیط امنیت جهانی که موجب دگرگونی در ماهیت منازعات شده است. در محیط جدید، جنگ ها بیشتر بین واحدهای درون دولتی رخ می دهد و در آن نقش گروههای قومی، مذهبی و تروریستی بیشتر است. درحال حاضر این جنگ ها با ابعاد مختلف نزدیک به یک سوم کشورهای جهان را متاثر کرده اند. منازعات بین دولتی سنتی مبتنی بر سرزمین و حاکمیت بودند، اما جنگ های جدید، بیشتر درون دولتی، نیابتی و به مراتب پیچیده تر هستند و در آن بازیگران متعدد داخلی و بین المللی نقش ایفاء میکنند. لذا فرایند حل و فصل آنها نیازمند همکاری چندجانبه درون و برون کشورهاست.

سوم، شکل گیری زنجیره های جهانی تولیدکالا که باعث به هم پیوستگی متقابل پیچیده در جهان شده است. اکنون کوچک ترین بحران در اقتصاد کشورها، به سرعت اقتصاد دیگر کشورها را متاثر می کند. روزانه صدها میلیارد دلار در بازارهای جهانی خارج از کنترل دولت ها مبادله می شود. در برخی از کشورها بیش از  60درصد فعالیت های تجاری به صورت دیجیتالی انجام می شود. در واقع در اقتصاد اطلاعات محور، جغرافیا اهمیت سابق را ندارد و بازارها،وابسته،سیال و بی ثبات شده اند. لذا مدیریت اقتصاد جهانی، نیازمند توسعه همکاری و گفت و گو بین کنشگران گوناگون بین المللی از جمله کشورهای مختلف است.

چهارم، پیامدهای مخرب سیاست های اقتصادی نولیبرالیستی است که باعث تشدید شکاف طبقاتی و شکل گیری جوامع حاشیه ای در اکثر اقتصاد های جهان شده است. واکنش برخی جوامع در آمریکا، اروپا و آسیا به ناکامی جهانی شدن، باعث بازگشت نوملی گرایی و ظهور دولت های پوپولیستی شده که بر سیاست های حمایت گرایانه تاکید دارند. توسعه این روند، باعث تشدید رقابت بین قطب های مختلف اقتصادی و بی ثباتی بیشتر اقتصاد جهانی خواهد شد.

همچنین، در هیچ دوره ای از تاریخ بشر، ارتباطات و تعاملات میان فرهنگی درجهان تا این حد گسترده نبوده است. این امر نتیجه گسترش جهانی شدن و توسعه شبکه های ارتباطی است.علیرغم تاثیر این عامل در ایجاد ارزشهای مشترک جهانی، به طور روزافزونی شاهد افزایش نقش هویت های محلی، بیگانه هراسی و نژاد پرستی در جوامع مختلف هستیم که زمینه تشدید تنش و اختلاف را در درون و میان جوامع، پدید آورده است.
و نهایتا انتقال قدرت از غرب به شرق و چندمرکزی شدن جهان که باعث تشدید رقابت های ژئوپلتیکی بین قدرت های بزرگ به منظور دسترسی به بازارهای مصرف، منابع معدنی، انرژی و تلاش برای تغییر درساختارهای سیاسی و اقتصادی برآمده از جنگ جهانی دوم شده است. تشدید این رقابت ها، باعث تضعیف نظم و امنیت جهانی، توسعه تنش و بی ثباتی در جهان خواهد شد.


شیخ الاسلامی در جمع بندی سخنرانی خود اضافه کرد:

- در هیچ دوره ای از تاریخ بشر، سیستم بین الملل اینقدر غیرقابل پیش بینی، آسیب پذیرو مستعد تنش و بی ثباتی نبوده است.
- مقابله با چالش های پیچیده و ترکیبی جدید که بیشتر جنبه فراملی، غیرسرزمینی و نامتقارن دارند، به صورت یکجانبه موثر نیست و نیازمند همکاری جمعی جهانی است.
- اهمیت قدرت نرم و دیپلماسی عمومی و افزایش هزینه استفاده از زور، باعث ارتقاء جایگاه چندجانبه گرایی و دیپلماسی چندجانبه در جهان شده که مکمل دیپلماسی دوجانبه می باشد.
- به گمان برخی ادیشمندان، سیاست تقسیم قدرت، جایگزین سیاست حداکثرسازی قدرت شده است. به عبارت دیگر تلاش برای ایجاد توازن قدرت، جای خود را به تلاش برای ایجاد توازن در منافع داده است. در جهان با وابستگی متقابل پیچیده، تنها رویکرد برد-برد، منافع ملی  کشورها را تامین می کند. البته همکاری به معنای نادیده گرفتن منافع ملی نیست، زیرا تامین منافع ملی تنها از راه دیپلماسی و ترکیب هوشمند قدرت نرم با قدرت سخت میسر است.

وی با تاکید بر اینکه در نظم متکثر در حال گذر جهانی که مملو از تنش و رقابت است افزود:  اختلافات تنها از طریق فرایندهای گفت و گو و چانه زنی قابل مدیریت است. بر همین اساس در گذشته دیپلماسی
جایگاهی فرعی در مدیریت امور جهان داشت، اما اکنون به تنها ابزار کارآمد در مدیریت روابط بین المللی تبدیل شده است. علاوه بر این حکمرانی جهانی با دستورکار گسترده، نیازمند تخصص و دانش مرتبط است که تنها نهاد دیپلماسی شایستگی، تجربه و مزیت آن را دارد.
رئیس دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه با اشاره به اینکه  موفقیت دیپلماسی در جهان جدید، نیازمند تحول در ساختارها، فرایندها و فرهنگ سازمانی و توجه بیشتر به اشکال جدید دیپلماسی همانند دیپلماسی نوین اقتصادی، دیپلماسی عمومی و دیپلماسی مجازی است گفت: داستان دیپلماسی و اصحاب آن درون کشور ما البته داستان دیگری است. به دلایل گوناگون از جمله تهدیدات وجودی مستمر علیه امنیت ملی ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی دشمنان این مرز و بوم، هشت سال جنگ تحمیلی، تلاشهای براندازانه و سالهای طولانی فشار و تحریم در کشور، دیپلماسی به جایگاه یک گفتمان بومی و درون زاد، مستقل، پویا و بالنده
در فضای کشور ارتقاء نیافته است. اگر چه در دوره چهل ساله گذشته، عموم کنشگران حوزه دیپلماسی کشور با تعهد، جدیت، وفاداری به منافع ملی و مسئولیت های فراملی، سخت کوشی و تلاش مداوم، عملکرد درخشانی داشته اند و اساسا همه دستاوردهای ایران ما در عرصه سیاست خارجی کلا یا جزءا مرهون کوشش های آنهاست، اما در فضای عمومی کشور تقریبا هیچگاه، این دستاوردها بدرستی معرفی نشده و نقش و منزلت دیپلماسی در خدمت به اسلام و ایران مورد عنایت قرار نگرفته است.

310 310
 

کد خبر 1351088

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =