۵ نفر
۲۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۲
خاطرات روزهای کرونایی؛ از توزیع الکل در مسجد تا  طلبه‌های پرستار

در روزهای قرنطینه خود ساخته کرونایی، خاطراتم را نوشته ام که قسمت چهاردهم را می خوانید:

شنبه ۲۴ اسفند
امروز کمد لباسهای خودم را مرتب کردم. دیدم دلم برای پوشیدن لباس های بیرون تنگ شده. تازه لباسهای من عبا و عمامه است. شماها چه می کشید با لباسهای شیک تون. چه چیزهایی آرزو شده است. پوشیدن لباس های خودمان!
کلی پیامک می زنند که تلفن آقای مهندس موسوی و آقای کروبی را می خواهند. حوصله همه در قرنطینه سر رفته. دوست دارند از تجربه آنها در این ده سال حصر استفاده کنند. میگم نمی شود تلویزیون بانگاه غیر جناحی! آنها را حتی به صورت شطرنجی بیاورد فقط بگویند چه جوری توی خانه دوام بیاوریم. حرف سیاسی هم نزنند.
توی خارج به جای جمعه ما  یکشنبه ها دعاهاشان مستجاب می شود. آقای ترامپ فردا را روز دعا در آمریکا اعلام کرده است. کسی هم غر نزده. جهت اطلاع  غربزده هایی که فکر می کنند دعا کردن املی است.
توی کویت در اذان یک جمله اضافه کردند که نماز رادر خانه بخوانید. با همان آهنگ آذان. تو مسجدها هم الکل توزیع می کنند. گفته باشم از این بعداسلام قبل کرونا داریم و اسلام بعد کرونا.
خدا نگذرد از کسانی که در این روزهای سخت شایعه درست می کنند. و یا بد حرف می زنند. پریروزا با شایعه تعطیلی پمپ بنزین ها صف پمپ بنزین درست شد. حالا با شایعه حکومت نظامی هجوم به مغازه ها.
تا خدای نکرده بلایی سر این آقای حریرچی در نیاورند، ولش نمی کنند. دیروز گیلان بود. امروز قم. تارشم امروز هم موقع مصاحبه هی دست به ماسکش در حوالی بینی اش می زد. بله هم.
این قدر به آخوندا بد وبیراه نگید. کلی طلبه این روزها تو بیمارستان های پر ریسک قم به پرستاری و نظافت بیمارستانها مشغول هستند. اینا با اونا  فرق دارند به خدا.
امسال یکبار برای اینکه  مردم نیان تو خیابونا، اینترنت را قطع کردند. یکبار هم برای اینکه نیان بیرون اینترنت را مجانی کردند. تا فردا .

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده . ۲۴ اسفند ۱۳۹۸

کد خبر 1364883

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =