۱ نفر
۲۲ فروردین ۱۳۹۹ - ۰۷:۳۰
گامی در قدمگاه میرزای شیرازی، بوجود آورنده مکتب سامراء

روایتی از زیارت سامراء وگام زدن در قدمگاه میرزای شیرازی ودیگر ستارگان برجسته مکتب سامراء

فعالیت علمی در سامراء با ورود امام هادی(ع) به این شهر آغاز می‌شود. امام دهم شیعیان به صورت حضوری و مکاتبه‌ای به نشر معارف الهی می‌پرداختند و تعیین وکلا از طرف ایشان در شهرهای مختلف ایران، عراق و حجاز در حکم گسیل دانشمندان به حوزه‌های جدید شیعی بود.

پس از شهادت امام هادی(ع)، دوره امامت امام حسن عسکری(ع) در سامراء سپری شد ولی همواره حضرت تحت نظر بوده و شیعیان کمتر می‌توانستند با ایشان ملاقات کنند. پس از شهادت امام حسن عسکری(ع)، حضرت مهدی(عج) به امامت رسیدند ، در عصر غیبت صغری، نواب آن حضرت عموما در بغداد سکنی گزیدند و حوزه سامرا به تدریج  از رونق افتاد. که خود موجب آن گردید که شیعیان به بغداد وحله وکربلا ونجف هجرت نمایند. افول حوزه سامراء ، موجب هجرت شیعیان وپژوهشگران از آن شده وبتدریج دیگر هیچ فعالیت حوزوی وشیعی در آن دیده نمی شد.

حرم عسکریین در طول تاریخ وپس از به شهادت رسیدن امام هادی وامام حسن عسکری علیهما السلام در سامراء ، بتدریج شرایط بافت خود را تغییر داده وبه منطقه ای سنًی نشین تغییر یافت.

آیة الله  سید محمد حسن شیرازی ، پس از سفر حج در سال ۱۲۸۲ق و اقامت در نجف و سپس کربلا ، در نیمه شعبان ۱۲۹۰ راهی کاظمین شد و از آنجا به سوی سامرا رفت و اواخر شعبان ۱۲۹۱ق. وارد سامرا گردید. میرزا در سامرا کرسی درس تشکیل داد و شاگردان او ، از نجف به سامرا حرکت کردند. شاگردان چون می‌خواستند وظیفه خود را بدانند و تصمیم بر اقامت در نجف یا عزیمت به سامرا بگیرند از استاد خواستند تکلیف قضیه را روشن کند. میرزا در حرم عسکریین استخاره کرد و پس از استخاره، تصمیم بر ماندن در سامرا گرفت. کتاب‌های وی را از نجف به سامرا آوردند، اکثر شاگردانش از نجف به سوی سامرا آمدند و حوزه سامرا شکل گرفت.

آیت الله  سید محمد حسن شیرازی

زمانی که میرزا در سامرا اقامت گزید تشیع ، نشاط و جنبش خود را بازیافت و عده زیادی از اهل علم، تجار و کاسبان،  به سامرا مهاجرت کردند. قبل از هجرت میرزا، تشیع در سامرا در فترتی بسیار طولانی،  گرفتار ضعف و گمنامی گشته بود و این شهر با فرهنگ شیعی و علوم آن بیگانه بود. سامرا در انحصار اهل سنّت و میدانی برای رقابت عشایر و تعصّبات قبایل بود و شیعه و زائران حرم عسکریین ، احساس امنیت نداشتند.

تنها در دوران مرحوم میرزای شیرازی بزرگ ، صاحب فتوای تنباکو که از نجف اشرف به این شهر مهاجرت نمودند که انگیزه این کار را مواردی ذکر کرده اند که اینجانب در  تاریخ سه جلدی عراق ، بدان اشاره نموده ام  ودر آن إظهار نظر کرده ام که بنا بر قرائن موجود در آن هنگام ، وبا آینده نگری هوشمندانه  مرحوم میرزای شیرازی بزرگ ،  تنها شرایط امروز عراق را پیش بینی نموده وقصد این را داشتند که با انتقال حوزه از نجف به سامراء ، حداقل یک قرن ، بافت این شهر را تا نیمی از شیعه ویا بیش از آن برسانند که تا پایان عمرشان صدها خانواده شیعه وروحانیون از میرزای نایینی وآخوند خراسانی و حاج شیخ عبد الکریم حائری و بسیاری دیگر از فحول حوزه به سامراء هجرت نمودند.

ورخدادهای بسیاری در آن بوقوع پیوست ، از آن جمله درگیری میان یک خانواده شیعه وسنی رخ داد که در نتیجه یک نفر از سنی ها ، از سوی یک روحانی ، مورد ضرب وشتم  قرار گرفت که بر طبق سنت های عشایری ، باید انتقام گرفته شود از این رو عشایر وابسته  بر علیه چند خانواده شیعه ، موضعگیری کرده و خواستار توبیخ وانتقام شدند که این رخداد ، موجی از دشمنی میان شیعه وسنًی بوجود آورد.

سرکنسول انگلیس برای موذی گری ودخالت ، شتابان خود را بغداد به سامراء رسانید تا از این فرصت سوء استفاده کرده وبه حمایت از میرزا ، با عشایر ، برخورد نظامی کنند ،در نتیجه ، همبستگی میان شیعه وسنی که سالها به خوبی جریان داشت را از میان ببرند  نماینده بریتانیا خدمت میرزا رسید که کسب تکلیف کند.

میرزا با آرامی پاسخ داد: مشکلی در میان خانواده ، پیش آمده وخود ، آن را حلً می کنیم ونیازی به حضور افراد دیگر ودخالت بیگانه از خانواده  وجود ندارد. سرکنسول هم با شنیدن این پاسخ هوشمندانه ، سرافکنده به بغداد بازگشت.

ومیرزا نیز در این راستا با زیبایی ، ورود کرده ومشکل را حلً وفصل نمودند بطوری که مشهور است تا مدتی سنًی ها ، شیعیان موجود در سامراء را به عنوان میهمانان خود ، با زور بر سر سفره ها و مضیف های خویش می بردند وپذیرایی می کردند وچنین بود که رابطه ساکنین شیعه وسنی ، در سامراء با یک حرکت خردمندانه ، مستحکم تر گردید. بدین ترتیب مردم سامراء یک خانواده شده وگفتنی است اصولا سنی های عراق،  اغلب میانه رو وبا شیعیان روابط خوبی داشتندودر مساجد یکدیگد حضور می یافتند واصلا سنًی - شیعی در عراق تاسال های اخیر وجود نداشت واین طالبان وداعش بود که اندکی فاصله انداخت گفتنی که متاسفانه پس از درگذشت مرحوم میرزای شیرازی که در هشتم شعبان سال ۱۳۱۲ هجری روی داد وپیکر مبارک ایشان را پس از تشییعی بی نظیر در سرتاسر مسیر از سامراء وکاظمین وکربلا ودر پایان به نجف أشرف آوردند وسرانجام پیکر ایشان را در مقبره ای در ابتدای درب صحن معروف به شیخ طوسی ، که اکنون به مقبره میرزای شیرازی شهرت داشته ودرب آن از سمت بیرون صحن باز می گردد، بخاک سپردند.

مدرسه میرزای شیرازی معروف به جعفریه

نکته مهم این بود که حضور بیست ودوساله میرزای شیرازی در سامراء، و تشکیل حوزه قدرتمند در آن ونیز ساخت مدرسه ای برای طلاب ، که اخیرا بصورت بسیار زیبایی از سوی حضرت آیة الله سیستانی تجدید بنا گردید ، شرایط بافت این شهر را تغییر داد.  میرزای شیرازی مدرسه علمیه‌ای به نام مدرسه میرزا تاسیس کرد که دویست طلبه در آن ساکن بودند. همچنین کاروانسراهایی برای زائران و مسافران، یک حسینیه و دو حمام برای مردان و زنان بنا کرد. به دستور او بر روی دجله پلی نصب، و بازار بزرگ و خانه‌های بسیاری ساخته شد. در نتیجه فعالیت‌های عمرانی میرزای شیرازی، سامراء که تا آن زمان روستای کوچکی با خانه‌های گِلی بود، به شهری آباد تبدیل شد.

بعد از وفات میرزای شیرازی ، مرجعیت و زعامت دینی به آیة الله  سید اسماعیل صدر انتقال یافت. آیة الله صدر ، در سال ۱۳۱۴ق ، یعنی حدود دو سال پس از درگذشت میرزای شیرازی، بنا به عللی که هرگز با وضوح و جزئیات شرح داده نشد ، ولی توسط برخی بزرگان «اجباری»، «تکلیف شرعی»، «جهات تقوایی» یا «گریز از ریاست و زعامت» ارزیابی شد، سامرا را به قصد نجف ترک کرد.

سید اسماعیل صدر وقتی به کربلا رسید، درباره عزیمت به نجف استخاره کرد و چون پاسخ استخاره ، وی را از استقرار در نجف نهی کرد، در همان شهر مقیم شد. اگرچه به هنگام ترک سامرا از بزرگان آن حوزه تقاضا کرده بود تا برای جلوگیری از رکود آن، در همان‌جا باقی بمانند، اما بسیاری از علما از جمله میرزا حسین نوری، سید حسن صدر، ملا فتحعلی سلطان‌آبادی، سید ابراهیم خراسانی، میرزا حسین نائینی، شیخ حسن کربلایی وسید علی سیستانی جدً (آیت الله سید علی سیستانی) در پی وی ، عازم کربلا شدند.

البته آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی  تا صفر ۱۳۳۶ق در سامرا حضور داشت. او پس از اشغال سامراء از سوی انگلیسیان ، به کاظمین رفت و تا پایان عمر در کربلا اقامت گزید. عمر حوزه علمیه سامراء کوتاه بود و از آغاز تا پایان، بیش از ۲۰ سال نشد. وجود میرزای شیرازی در بقاء و دوام حوزه علمیه سامراء ،  نقش اصلی را ایفا می‌کرد ،  از این رو با فوت او اکثریت قاطع علما و شیعیان به سوی کربلا و نجف عزیمت کردند.

گفته می‌شود عامل کوچ شیعیان از سامرا انگلیسی ها بودند.برخی نیز معتقدند که عثمانی‌ها مایل نبودند شیعیان در سامراء حضور داشته باشند.اختلاف‌نظرهای موجود در میان شاگردان میرزای شیرازی هم از عللی بود که نگذاشت این حوزه به حیات خود ادامه بدهد.

به هر تقدیر متاسفانه با بی توجهی بزرگان حوزه ، پس از درگذشت میرزا ، وهجرت وبازگشت شاگردان به حوزه نجف أشرف ، آن شکوفایی شیعه رو به افول نهاد بطوری که در نیم قرن پیش هنگامی که به این شهر مشرف می شدیم ، تعداد اندکی کمتر از انگشتان دو دست  ، در آن خانواده شیعه دیده می شد.

اما حرکت میرزای شیرازی با مردم سامراء به گونه ای تاثیر گزار گردید که پس از یک قرن ، هنگامی که ایرانیان در دهه هفتاد میلادی ، از سوی بعثیان وادار به اخراج وترک عراق گردیدند این مردم سامراء بودند که در برابر بعثیان ، قد علم کرده وشیعیان را در پناه خود گرفتند ومانع از اخراج آنان گردیدند ، در حالی که در دیگر شهرهای شیعه نشین عراق ، چنین رخدادی صورت نگرفت وگاه عکس این رویداد را مردم برای معرفی ایرانیان به خرج دادند.

دنباله سخن اینکه سنًی ها ، احترام ویژه ای به اعتاب مقدسه در عراق داشته ودارند وچه بسیار سوگندها را که به ( قسًامه ) شهرت دارد ، شیعه وسنًی ،هنگام قتل وتبرئه ، در کنار به ویژه ضریح حضرت عباس ع ، حاضر شده وسوگند یاد می کنند ، واعتقادشان این است که اگر خلاف سوگند یاد کنند سالم از بارگاه خارج نمی گردند. در سامراء نیز چنین شرایطی ، قرنها حاکم بوده به طوری که تولیت آن ونیز بسیاری از خادمان حرم عسکریین ، گاه سنی مذهب بودند.

اینجانب که تا سال ۱۳۵۳ شمسی در نجف اشرف مشرف بودم ، رسم بر این بود که تعطیلات نوروزی را خانواده های روحانی نجف ، اغلب برای زیارت وحضور شیعیان ، به سامراء رفته ودر حسینیه مرحوم آیة الله العظمی بروجردی که بنظرم بیش از بیست اتاق در دو طبقه داشت، سکونت اختیار می کردیم و روزی دو وگاه سه وعده اذان ونماز را به حرم مشرف می شدیم بیاد دارم که در این زیارت ها وتشرفات  وغیر از آن ، گاه در حرم با پنج نفر   اندکی  بیشتر وکمتر را درک کرده بودم.

مسجد متوکل ومناره آن مشهور به ملویه

در یکی از این سفرهای بیاد ماندنی ، با مرحوم آیة الله حاج شیخ حسن سعید چهلستونی ، آیة الله حاج شیخ مصطفی مسجد جامعی، حاج آقا مسیح مسجد جامعی ، آیة الله شیخ محمد صادقی تهرانی، آیة الله حاج آقا باقر  خوانساری ، مرحوم پدرم شهید آیة الله انصاری به زیارت دوره که شامل سامراء، حضرت سید محمد، سپس کاظمین وبعد از آن کربلا ودر پایان بازگشت به نجف بود وبه زیارت ( دوره ) شهرت داشت ، همسفر بودیم که طبیعتا در سامراء ، با چندین خانواده روحانی دیگر که اغلب در حسینیه یاد شده سکونت داشتیم ، برخورد می نمودیم و از زیباترین ایام وخاطرات دوران کودکی ونوجوانی من بشمار می آمد. رفتن به مسجد متوکل ، وبالا رفتن از مناره آن مشهور به ( ملویه) ، دیدن زندان مشهور حضرت هادی ع ، رفتن به کنار سدً سامراء که بر روی رود دجله قرار داشته وبسیار آب سردی داشت وگاه شنا کردن بزگسالان در آن ، ومهم زیارت حرم عسکریین که صدای گنجشکهایی که به درون حرم در پرواز بودند ،هنوز در گوشم طنین انداز است، زیارت سرداب غیبت ، صدای اذان بدون شهادت ثالثه ، برای ما نوجوانان که در نجف وکربلا بزرگ شده بودیم ، تازگی داشته و ناپسند بود لیکن به ما اشاره می دادند که اعتراضی نکنیم.

گنبد عسکریین وگنبد مسجد ابو یوسف

صدای اذان از مسجد سنی ها ، مشهور به مسجد (أبو یوسف )که درون صحن ودر بخش شمال شرقی صحن عسکریین قرار داشت وهیچگاه گام به درون آن ننهادم ، ظهرها وغروب ها پیش از اذان ما ، ندا داده می شد وشگفت آنکه اذانی که از مناره های حرم عسکریین نیز داده می شد، شهادت ثالثه را نداشت.

در این اواخر تعداد اندکی طلبه در مدرسه میرزای شیرازی مقیم بودند و به رغم آنکه مشغول به تحصیل نبودند، شهریه می‌گرفتند تا در شهر بمانند. در ماه رمضان هم عده‌ای از طلاب از نجف به سامراء می‌رفتند تا شب‌ها در حرم بمانند و درب حرم عسکریین تا صبح باز بماند. بیاد دارم که مراجع نجف أشرف تاکید بر حرکت وزیارت حرم عسکریین ع را به طلاب داشته وتعطیلات نوروزی ، وماه مبارک رمضان ، که حوزه تعطیل بود ، بهترین فصلی بود که به این شهر ونیز دیگر زیارتگاهها مشرف شویم که همانطور که پیش از این اشاره نمودم ، اصطلاح ( زیارت دوْره) در میان حوزویان ، در این دو فصل شهرت داشت وما نیز که کودکی ونوجوانی خود را پشت سر می نهادیم ، طول سال را در انتظار بودیم که در تعطیلات نوروز که هوا نیز کاملا مطلوب وبهاری بود ، به زیارت دوره رفته وعلاوه بر زیارت وتفریح ،بالا رفتن از برج ملویه وجز اینها ، با هم سنً وسالهای خود ده روز را که همچون چشم برهم زدنی سپری می گردید ، بگذرانیم. یاد آن روزها بخیر  وروح پدران وبزرگان ، همسفرانمان که چه خاطرات زیبایی را در اذهان ما بوجود می آوردند ، شاد باد.

عکس گنبد وبارگاه حرم عسکریین که از بام حسینیه آیة الله بروجردی گرفته شده است

به هر تقدیر در این ایامی که بارها ما مشرف بودیم ، مردم سنی مذهب سامراء را به ویژه در شبهای جمعه می دیدم که به زیارت واصطلاحا خواندن فاتحه ، مشرف می شدند ونماز خود را مکتًف ، یا دست بسته در حرم ویا ایوان ها ، بجا می آوردند ، و زیبا آنکه عروس ودامادهای سامرایی ، اعتقاد داشتند که در شب عروسی خود ، به زیارت آمده وماشینهای آذین شده با زدن وکوبیدن ، پیرامون صحن عسکریین حرکت کرده وشعر خوانان وکف زنان ، لحظاتی پر شور وپر سر وصدا را ، در سامرایی که مشهور به سکوت وآرامش بود به ویژه پس از نماز عشا ، این شهر سوت وکور شده را تغییر داده وپر سر وصدا می نمودند. وبیاد دارم که همه خانواده های روحانیون و جز اینها از شیعیان  ، شبها پس از نماز مغرب وعشاء وزیارتی مختصر ، همه به حسینیه مرحوم آیة الله بروجردی بازگشته ، وتازه گعده های آخوندی در بام حسینه آغاز می گردید ، که چه زیبا وپر خاطره بود.

اکنون در تشرفاتم به سامراء، گاه از درب قبله صحن عسکریین گام به بیرون نهاده ودر قدمگاههای بزرگانی همچون میرزای شیرازی ، آیة الله سید اسماعیل صدر ، میرزای نایینی ، سید ابو الحسن اصفهانی ، میرزا محمد تقی شیرازی ، سید محسن امین ، شرف الدین عاملی، محمد جواد بلاغی، شیخ محسن شراره، آقا بزرگ تهرانی، علامه امینی ، محمدرضا مظفر و هم چنین برخی از خاندان کاشف الغطاء ودهها ستاره دیگر که همه از فارغ التحصیلان مکتب سامرا بودند،  ونیز بیاد بیش از نیم قرن پیش در کنار مرحوم پدرم ودیگر دوستان وهمسفرانمان ، که هریک ستاره ای از ستارگان برجسته حوزه نجف اشرف بشمار می آمدند ، قدم گزارده ودر حال وهوای آن دوران لحظاتی را سپری می کنم. روحشان شاد ویادشان گرامی باد.

* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران

کد خبر 1374952

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =