جادوی کمپانی پیکسار در این است که چنان ما را در دنیای رویاهایش غرق می‌کند که ما با تمام وجود به شخصیت‌های عجیب‌و‌غریب آن ایمان پیدا می‌کنیم.

نزهت بادی: در میان فیلم‌های سال گذشته با همه مضامین جذاب و ساختارهای تازه‌شان «داستان اسباب‌بازی 3» قلب‌های مردم دنیا را به تسخیر خود درآورد. 15 سال پیش جان لسه‌تر و همکارانش در کمپانی پیکسار بزرگترین معجزه عمرمان را انجام دادند و به اسباب‌بازی‌هایمان جان بخشیدند. فیلم خیلی زود به پدیده تبدیل شد و بر انیمیشن های بعد از خود تاثیر گذاشت و دنباله‌های بعدی آن هم ساخته شد، اما واقعا راز موفقیت این فیلم در چیست؟

فیلم «داستان اسباب‌بازی 3» بیش از هر چیزی درباره لذت بازی و غرق شدن در دنیای داستان‌های خیالی است. شروع درخشان فیلم نیز همین موضوع را یادآوری می‌کند که هر یک از ما در دوران کودکی موقع بازی با اسباب‌بازی‌هایمان چه قصه‌های هیجان‌انگیزی می‌ساختیم، اما هر چه بزرگتر شده‌ایم بیش تر از خیالپردازی‌هایمان فاصله گرفته‌ایم و واقعیت‌های زندگی به زندانی برای سکون و رکود تخیل، ماجراجویی و بازیگوشی ذهنمان تبدیل شده است.

جادوی کمپانی پیکسار در این است که چنان ما را در دنیای رویاهایش غرق می‌کند که ما با تمام وجود به شخصیت‌های عجیب‌و‌غریب آن ایمان پیدا می‌کنیم و آن قصه‌های خیالی را جدی می‌گیریم، تا جایی که دنیای واقعی جذابیتش را برایمان از دست می‌دهد و احساس می‌کنیم زندگی در دنیای انیمیشن‌ها با هیجان و شور و انرژی بیشتری همراه است.

پس برای آنکه زندگی عادی‌مان از این حالت رخوت و بی‌خاصیتی درآید، سعی می‌کنیم همان قواعد مقدس دنیای کارتون‌های پیکسار را در زندگی‌مان جاری کنیم، یعنی کم‌کم صحنه زندگی‌مان را به میدان خیالپردازی تبدیل می‌کنیم و دست از این جدیت کسالت‌بار که در دوران بزرگسالی گریبان همه ما را می‌گیرد، برمی‌داریم و زندگی را همچون بازی می‌بینیم که هر چقدر سخت‌تر باشد، لذت بیشتری دارد.

فکرش را بکنید، در دورانی که آدم‌ها از ارتباط با یکدیگر گریزان هستند و مدام با مسائلی چون خیانت، بی‌اعتمادی و سوء تفاهم در دوستی‌هایشان مواجهند، چند تا اسباب‌بازی تلاش می‌کنند به صاحبشان وفادار بمانند و او را در هیچ شرایطی ترک نکنند و هرگز از هم دور نشوند و برای همیشه جمع دوستی‌شان را حفظ کنند.

مهمترین دلیلشان هم این است که نمی‌خواهند از گردونه بازی خارج و از صحنه ماجراپردازی‌ها کنار گذاشته شوند. چون اساسا فلسفه وجودی آنها برای بازی کردن است، برای سرگرم کردن و لذت بخشیدن به دیگران و بر خلاف ما که غالبا از آنچه برایمان مقدر شده، ناراضی هستیم، آنها می‌کوشند کاری که برایش ساخته شده‌اند، به خوبی انجام دهند.

این جریان حکایت پیکساری‌های عزیز ماست که در کمال سادگی و بی‌ادعایی برای ما دنیایی از ماجرا، هیجان، شور و لذت می‌سازند و دلیل موفقیتشان ساده‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنیم، همه چیز به نبوغ و خلاقیت و نوآوری آنها برنمی‌گردد، بلکه از این برمی‌آید که کاملا به کاری که می‌کنند، ایمان دارند و از آن لذت می‌برند، یعنی از سرگرم کردن دیگران خوشحال می‌شوند و آن را به اندازه موضوعاتی چون تعهد اجتماعی و ارزش‌های انسانی مهم می‌دانند.

تابحال دیده‌اید آدم‌هایی که قصه‌های بیشتری بلدند و در بازی‌های کودکان شرکت می‌کنند و از شاد کردن دیگران لذت می‌برند، افراد قابل اعتمادتر و مهربان‌تری هستند. پس با خیال راحت خودمان را به «داستان اسباب‌بازی 3» بسپاریم و اجازه دهیم فیلم ما را با خودش به هر جایی که می‌خواهد ببرد.

54

کد مطلب 138345

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۸:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
    1 0
    اینقدر فیلم خوب ساخته بودن که وقتی من فیلم رو دیدم دلم به حال اسباب بازی هایم سوخت! واقعا خیلی قشنگ بود.
  • علیرضا دولت آبادی IR ۱۴:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۱/۰۴
    1 1
    فیلم بسیار زیبایی بود.ولی دوبله بیظیراساتید گرانقدر اسماعیلی و طهماسب ووالی زاده و عرفانی و منانی وغزنوی به این اثر روح بخشید تا لذت بیشتری از ان ببریم.دست تک تک این عزیزان را میبوسم.مدتها بود چنین دوبله فاخری نداشتیم.