۲ نفر
۲۳ مهر ۱۳۹۹ - ۰۷:۲۹
رواست که نور و امید او جاودانه ماند

دلنوشته یک شاگرد قدیمی در فقدان اکبر عالمی

فقدان معلم به معنای از دست رفتن یک منبع نور و روشنایی است. دکتر اکبر عالمی برای بسیاری از ما همین منبع نور بود.
استادی که نور و امیدمان بود در آخرین مستند خود، عزم سفر کرد.  بعد از فقدان خسرو سینایی به نوعی نگران دکتر عالمی بودم. اگرچه او همیشه سرپا و پرانرژی و سرشار از نور و امید بود. آخرین بار در مهر ۹۸ در اتوبوس بی آرتی خط ۴ کنار هم بودیم. او در ایستگاه خبرنگاران جلوی خیابان ورودی صدا و سیما پیاده شد و طبق معمول جمله ای قصار مرا نصیب کرد: حواست به کلاس و درس باشد، شاید یک نفر حرفی، اسمی، چیزی از تو یاد بگیرد و بعدها بدردش بخورد...

آنهایی که با اکبر عالمی به سینما ورود کردند  به یک گروه بزرگ و یک گروه کوچک تقسیم می‌شوند. اما گروه کوچک به زعم بنده شامل رفقا و هم کلاسی‌های سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹ در دانشکده سینما تئاتر و بعدتر آنهایی که در دانشکده صداوسیما پای درس و بحث با اکبر عالمی بودند. این افراد بعدها بدنه سینمایی ایران را تشکیل دادند. برخی مدرس سینما شدند. برخی در زمینه کارگردانی فیلم و کارگردانی فیلم مستند پرآوازه شدند و برخی به سمت و سوی نوشتن در باره سینما رفتند و منتقد و روزنامه نگار شدند. این گروه با همه نام‌هایش گروه کوچکی است و بشدت وامدار استاد.

گروه بزرگ اما کدام است؟ گروه بزرگی که با اکبر عالمی به سینما ورود کردند بینندگان و مخاطبان برنامه هنرهفتم وی بودند. مخاطبانی از هر قشر و سن و قوم و علاقمند به برنامه سینمایی او. هنرهفنم فقط کلاس درس سینما نبود. درس زندگی هم بود. اکبرعالمی با برنامه هنرهفتم بسیاری از مخاطبان را به سینما علاقمند کرد که عمده آنان جوانان دهه هفتادی بودند. و این کار کمی نبود. اکبر عالمی کلاسی به گستره ایران داشت. و در این کلاس موسوم به برنامه هنرهفتم،   سواد فرهنگی و اجتماعی را پررنگ تدریس می‌کرد. همه ما چه شاگردان دور و نزدیک اش و چه مخاطبان برنامه هنرهفتم دینی بزرگ به او داریم. رواست که نور و امید اکبر عالمی جاودانه باشد.

* منتشر شده در روزنامه همشهری . ۲۲ مهر ۱۳۹۹

کد خبر 1443321

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =