با وحید هاشمیان از لایزپیک تا مسی و مورینیو

ملی‌پوش سابق فوتبال ایران می‌گوید:«ایجاد هیجان کاذب برای فرزندتان در واقع یک خیانت بزرگ در حق اوست. اگر فرزند شما استعداد ندارد و شما می خواهید او پیشرفت کند در واقع خیانت کرده اید.»

عرفان حاج بابایی: وحید هاشمیان همیشه حرف های متفاوتی می‌زند. او یکی از با شخصیت‌ترین فوتبالیست‌های ایران بود و حالا در عرصه مربیگری هم کم حرف می‌زند و اگر بزند، چیزهای متفاوتی می‌گوید. تازه‌ترین حرف‌های او هم گواه همین موضوع است. هاشمیان درباره فلسفه فوتبال، شخصیت بازیکنان و... چیزهایی می‌گوید که احتمالا برایتان تازگی دارد. 

*آقای هاشمیان از اینجا شروع کنیم که نوجوانان چطور می‌توانند لژیونر شوند؟ باید چکار کنند که راه برای آنها هموارتر شود؟

اتفاقا چندی قبل پدر و پسر پیش من آمدند و در این باره سوال کردند. وقتی پسر حرف می‌زد صدایش و دستش می‌لرزید. ببینید بعضی از خانواده‌ها دوست دارند پسرشان در نوجوانی لژیونر شود و به خارج از ایران برود. به خاطر همین است حتی بچه خود را تحت فشار قرار می دهند. فرزندی که عشق به فوتبال نداشته باشد، شک نکنید موفق نخواهد شد. مهمتر از عشق خانواده به پیشرفت بچه شان، مهم عشق خود بچه است. ایجاد هیجان کاذب برای فرزندتان در واقع یک خیانت بزرگ در حق اوست. اگر فرزند شما استعداد ندارد و شما می خواهید او پیشرفت کند در واقع خیانت کرده اید. 

پیشنهاد شما در این زمینه چیست؟ 
پیشنهاد من این است هیچوقت نوجوان یا جوان خود را تحت فشار نگذارید. او باید پله پله توانایی خود را تقسیم و حرکت کند. باید هدف داشته باشد. بدون هدف به جایی نمی رسد. در ضمن این مهم است که بازیکن درون خودش با خودش حرف بزند. اگر واقعا استعداد داشته باشد، این پیام را درون خود می شنود که آیا می تواند موفق شود یا نه؟ واقعا اگر بازیکنی استعداد نداشته باشد، هر چقدر هم تلاش کنید نمی‌تواند او را به موفقیت برسانید. 

پر بیننده های سرویس ورزشی

فاجعه خنده‌دار دفاع منچستریونایتد/عکس

منصوریان اینگونه پروتکل‌های ضد کرونا را به تمسخر گرفت/عکس

خواهش عجیب و غریب بختیار رحمانی از استقلال!

در فوتبال اروپا، فضای رقابتی بین بازیکنان چه شکل است؟ 
در فوتبال حرفه ای این نیست که بازیکن با بازیکن دیگری رقابت داشته باشد بلکه مهم این است که بازیکن با خودش رقیب باشد. برای آنکه شما پیشرفت کنید نیازی نیست حتما رقیبی کنارتان باشد بلکه خودتان برای خودتان بهترین رقیب هستید. 

در آن فضا باشگاهها برای اینکه به بازیکنان انگیزه دهند، به چه شکل رفتار می‌کنند؟ 
اینکه موفقیت نباید فردی باشد بلکه تیمی باشد، نباید در حد شعار بماند بلکه باید به عمل برسد. حالا ما برای اینکه شرایط را مهیا کنیم دو نوع پاداش داریم. یک پاداش مادی و یکی معنوی. در قراردادهای اروپایی دو استاندارد در قرارداد بازیکنان وجود دارد. یکی پاداش مالی است و بسته به مدت زمانی است که در زمین حضور دارد. اینکه شما فیکس باشید، نیمه دوم به زمین بروید یا روی نیمکت باشید همه روی میزان پاداش شما اثر دارد ولی نباید فراموش کرد حتی بازیکنی که در لیست نیست هم باید از پاداش بهره مند شود و بداند او هم جزو تیم است. اگر میزان پاداش خیلی تفاوت داشته باشد، بی شک ممکن است باعث اختلاف بین بازیکنان شود و این را نباید فراموش کرد. پاداش معنوی هم مهم است. وقتی بازیکنی بازی می کند و خوب است، باید از طریق باشگاه مورد توجه مطبوعات، تلویزیون، سایت‌ها و رسانه های مجازی قرار بگیرد. وظیفه باشگاه این است حتی از بازیکنی هم که بازی نمی کند، حمایت کند. او را در مراسم هایی که از تلویزیون پخش می شود، شرکت دهد. حتی گاهی این بازیکن برای کنفرانس مطبوعاتی همراه تیم برود. چنین چیزی می تواند داخل تیم انگیزه به وجود بیاورد.
 

موضوعی که فکر می‌کنیم در فوتبال حرفه‌ای مهم باشد، مربوط به حساسیت باشگاهها روی شخصیت و فرهنگ بازیکنان است. درست می گوئیم؟
بله، شناخت شخصیت بازیکن خیلی مهم است. وقتی می خواهیم تیمی جمع کنیم، باید شخصیت بازیکنان را بشناسیم. در این زمان دو فاکتور در نظر می گیریم. اولین فاکتور این است بازیکن از کدام کشور می آید. مثلا بازیکنی که از عراق، سوئد یا ژاپن می‌آیند علاوه بر تفاوت فیزیکی و فنی، تفاوت فرهنگی هم دارند. این مهم است که بازیکن از کدام شهر می آید. مثلا بازیکنی که در جنوب ایران است، با بازیکنی که در شمال کشور بازی می کند تفاوت فرهنگی یا تفکرات تیمی متفاوت دارد. همچنان تفکرات انفرادی شان فرق می کند. این مهم است که ما بازیکنان را شناسایی کنیم و بدانیم از کدام قشر و جامعه ای آمده اند. 

چه مسایل دیگری هم در انتخاب بازیکنان نقش دارند؟ 
در موضوع شخصیت بازیکن، ما بازیکنان برون‌گرا و درون گرا داریم. درون گرا همیشه سعی می کند به بهترین شکل ممکن کارش را انجام دهد ولی وارد گروه نمی شود. درون گرا می گوید من اولویت هستم. ارجحیت دارم که مثلا آقای گل شوم. بازیکن برون‌گرا اگر دیده شود، انگیزه می گیرد. برای این بازیکنان باید چنین شرایطی به وجود بیاوریم. باید در مطبوعات دیده شوند و مورد حمایت تماشاگران قرار بگیرند. بعضی بازیکنان هستند که با دست زدن به حاشیه و ایجاد مشکل می خواهند تو چشم باشند. این هم خیلی مهم است که بدانیم بازیکن از چه فرهنگی آمده و چطور و کجا تربیت شده است.

شما در بوخوم تجربه ای در این زمینه داشتید. تیمی که در سال 2004 پنجم شد، ترکیبی از بازیکنان با ملیت‌های مختلف بود.
بله، ما در بوخوم تیمی داشتیم که فقط 4 بازیکن آلمانی داشت. از آسیا، آفریقا، آمریکای جنوبی، اروپا و... بازیکنان زیادی داشتیم. بازیکنانی از فرهنگ هاو اعتقادات مختلف. باشگاه خیلی خوب می توانست تیم را سر و شکل بدهد. در سال 2003-2004 خیلی ها قبل از شروع بازی ها ما را کاندید سقوط می دانستند ولی همان سال ما مقام پنجم بوندسلیگا را به دست آوردیم و بالا سر شالکه و دورتموند ایستادیم. حتی می توانستیم بالاتر از اشتوتگارت هم بایستیم. ببینید یک تیم از قطعات و یا پازل های مختلف تشکیل شده که اگر یکی دو قطعه مشکل داشته باشد، شک نکنید تیم کامل نخواهد شد و هیچگاه شکل نمی گیرد.

به خاطر همین است که مثلا آلمان‌ها هیچوقت دنبال بعضی مربیان یا بازیکنان نمی‌روند؟ 
ما وقتی می‌خواهیم برای تیم بازیکن بگیریم، باید ببینم فلسفه کاری او به ما می خورد؟ درباره انتخاب مربی هم همینطور است. من هیچوقت نمی توانم تصور کنم یک روز مورینیو سرمربی بایرن مونیخ شود. تفکرات او با بایرن فرق دارد. او حتی نمی تواند سرمربی لایپزیک شود. تیم ها برای جذب بازیکنان هم همینطور عمل می کنند. ابتدا بررسی می کند بازیکنی که می گیرند از نظر شخصیتی به تیم آنها می خورد یا نه؟ در لایپزیک وقتی توپ از دست می رود، همه برای گرفتنش با هم می جنگند. مسی بازیکن خوبی است ولی آیا او می تواند برای این تیم بازی کند؟! آیا او در پازل تیمی لایپزیک جای می گیرد؟

حتما شما هم شنیده اید وقتی به بازیکنی در ورزشگاهی فحاشی می شود، بعضی از فوتبالی ها می گویند بهتر است او فکر کند اصلا صدایی در ورزشگاه نیست و کسی توهین نمی کند. نظر شما چیست؟

من شنیده ام در زمانی که مثلا بازیکن به استادیومی می رود که 80 هزار نفر به او توهین می کنند، می گویند شما تصور کن انگار اصلا آدمی در ورزشگاه نیست. انگار هیچ صدایی نمی شنوی. به نظر من این حرف بیشتر شبیه به یک جوک است! مگر می شود شما صدای اینهمه آدم را نشنوی؟ مگر می شود چنین چیزی روی کار شما اثر نگذارد. به خاطر همین جملاتی که به بازیکن می گوئیم مهم است و کلمات اثر خود را می گذارند.»

رابطه شما و ویلموتس چطور بود؟

ویلموتس الان رفته و هیچ چیزی هم نمی گوید. این بی اخلاقی است که صحبت ها یکطرفه باشد اما اگر ویلموتس در تیم ملی می ماند من با او ادامه همکاری نمی دادم.همیشه یاد گرفته ام برای کارم زحمت بکشم و وقت بگذارم و این یک مقدار با فلسفه کاری من تفاوت داشت

یک عکسی که در سالهای اخیر در رسانه های ورزشی ایران بازتاب زیادی داشت، تصویر شما در کنار پپ گواردیولا در تمرین بایرن مونیخ بود

عکسی را هم که شما با گواردیولا می بینید از طرف من گرفته نشده است. این عکس را یکی از خبرنگاران شهر مونیخ برای مجله گرفته بود و من هم به صورت اتفاقی دیدم که عکسم در آنجا منتشر شده است. غیر از آن هم 2-3 عکس دیگر در آن مجله منتشر شد ولی من در هیچ تمرینی نرفتم که عکس بگیرم و از این موضوع استفاده کنم. کار باید برای یادگیری باشد، اینکه شما در تمرین 20 تیم حاضر شوی و با مربیان آن عکس بگیری به دانش اضافه نمی کند.

251 251

کد خبر 1452248

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =