۰ نفر
۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۲۳:۱۹
نوستالژی حضور نمایندگان قوی در مجلس

به مناسبت روز مجلس شاید بد نباشد به این بهانه نگاهی به جایگاه مجلس در طول ۴۰ سال گذشته داشته باشیم.

هر چند که در طی این چهار دهه، هر دوره از مجلس برجستگی‌هایی داشته است اما به طور کلی اعتقادم بر این است که جایگاه سیاسی مجلس در سپهر سیاسی ایران بیشتر دچار افول شده است و مجلس در هر دوره بیش از دوره‌های گذشته از جایگاه تعریف شده‌اش در قانون اساسی دور شده است.

مجلس یک نهاد قانونگذاری است که علاوه بر قانونگذاری در حوزه‌های نظارتی از ابزار های بی بدیلی همچون استیضاح، تحقیق و تفحص، تذکر، و... برخوردار است و از آن جهت آن را بی‌بدیل می‌خوانیم چرا که در متن قانون می‌توان از آن به عنوان یک جایگاه ویژه درمیان مجالس در منطقه(خاورمیانه) نام برد.

اما این برتری نسبت به سایر کشورهای منطقه به این معنا نیست که مجلس ما در داخل کشور جایگاهش حفظ شده بلکه معتقدم در هر دوره بیش از گذشته جایگاهش تنزل پیدا کرده است. چرا که شاهد آنیم که مجلس از جایگاه اصلی خود دور می‌شود و به سختی می‌توان اشخاصی را یافت که در قالب  نقش ذاتی خود عمل کنند.

اگر به دنبال علت این پدیده هستیم باید آن را در این امر جستجو کنیم که به هر حال مجلس یک تریبون باز است و تنها قوه کشور است که مذاکراتش بدون واسطه و مستقیم  از رادیو پخش می‌شود و این قوه یک ابزار خوبی به اسم تریبون در اختیار دارد که نمایندگان می‌توانند از طریق آن نقد و مسائل مد نظر  را مطرح کنند. علاوه بر این ابزارهایی که در اختیار دارند، در حوزه‌های عمومی هم نمایندگان می‌توانند موثر باشند اما واقعیت این است که در دستگاه‌های مختلف به ویژه دستگاه‌های اجرایی، معمولا مجلس را مزاحم کار خود می‌دانند. البته برای این موضوع بهانه‌های جدی هم وجود دارد از جمله دخالت‌های رایج نمایندگان مجلس در حوزه اجرا که این بهانه را به دست دستگاه‌ ها داده‌اند که برای محدود کردن جایگاه مجلس تلاش کنند. 

با این تفاسیر تضعیف جایگاه مجلس تنها ناشی از نهادهای دیگر نیست بلکه در درجه اول ناشی از نمایندگانی است که در مجلس حضور پیدا می‌کنند و شان و جایگاه کرسی نمایندگی خودشان را نمی‌دانند و همین باعث می‌شود که به جای عمل به وظایف، در حوزه‌هایی دخالت می‌کنند که عملا باعث تضعیف مجلس است.

اما عوامل تاثیر گذار بر سیر نزولی مجلس تنها به این مسائل ختم نمی‌شود بلکه نکته دیگری که در این میان خودنمایی می‌کند آن است که  نهادهای دیگری نیز وجود دارند که مجلس را مزاحم می‌دانند. در کشوری که مشکلات مختلف به ویژه مشکلات اقتصادی دارد، دستگاه‌ها تمایل دارند تا تصمیم‌گیری‌هایشان با دست باز باشد به ویژه وقتی این موضوع به حوزه  برداشت پول و تصویب بودجه می‌رسد شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد و تلاش می‌کنند تا بودجه بیشتری را به خود اختصاص دهند. در نتیجه مجلس را در این رابطه مزاحم می‌دانند و این امر مشکلی است که به دیگر مشکلات اضافه می‌شود.

 اما با همه این قضایا باورم این است که یک دلیل ساختاری وجود دارد که بیش از همه باعث تضعیف روز افزون مجلس در ایران شده است و آن هم فقدان تحزب و  فقدان شکل‌گیری یک جامعه مدنی و حوزه عمومی فعال است که در قالب آن احزاب تعیین کننده باشد. بنابراین شما روز به روز با نمایندگان ضعیف‌تری در مجلس مواجه می‌شوید به طوری که حضور نمایندگان قوی در مجلس، کسانی که برای خودشان جایگاهی داشتند و شان قانون اساسی را تعریف می‌کردند تبدیل به نوعی نوستالژی شده است. چرا که احزاب مسئولیت آموزش و تربیت سیاسی و قانونی سیاستمداران را بر عهده داردند ولی ما عملا حزب نداریم. لذا یک سری سیاستمداران به صورت خلق الساعه شکل می‌گیرند و خیلی زود هم از عرصه سیاسی فرار می‌شوند و جایگاهشان از بین می‌روند و افراد دیگری می‌آیند که عملا روز به روز جایگاه مجلس را در حوزه‌های کوچک تعریف می‌کنند.


 موضوع دیگر این است که ایران تنها کشوری در دنیا است که انتخابات در آن شهری است و ایالتی و استانی نیست. در دنیا نمایندگان در یک ساز و کار ایالتی انتخاب می‌شوند و نمایندگان نماینده‌های استان هستند لذا شان ملی و اختیاراتشان بیشتر از نمایندگان کنونی هستند. اما در کشور ما نمایندگان، نماینده‌های شهرستان هستند و تفکرات بخشی در آنها به شدت فعال شده است. به میزانی که  به شهرهای کوچک وابسته می‌شوند و البته بسیاری از مدیران شهرستانی و استانی هم آنها را درگیر مشکلات کوچک می‌کنند و به همان میزان هم نمایندگان از عرصه ملی دور می‌شوند. بنابراین من اعتقادم بر این است که نظام انتخاباتی ما نظامی است که از دلش بیشتر  نمایندگان کوچک روی کار می‌آیند. اما اگر انتخابات استانی شود، آنگاه نمایندگان باید در سطح یک استان حضور داشته باشند و در نتیجه شاخص‌های جمع آوری آرا کلان‌تر می‌شود و ما با نمایندگان بزرگ‌تری در مجلس رو به رو خواهیم بود. 

همچنین یک سری نهادها در ایران وجود دارد که  برای خودشان سند قانونگذاری تعریف کرده‌اند. همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مجمع تشخیص مصلحت نظام. این نهادها جایگاه قانونگذاری خاص مجلس را اشغال می‌کنند و از آفات مجلس و از عوامل ضعف مجالس در ایران هستند. در هر حوزه‌ای که این قانونگذاری‌ها صورت می‌گیرد، به همان میزان جایگاه مجلس تنزل پیدا می‌کند.

*نماینده ادوار مجلس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی

2727

کد خبر 1461468

برچسب‌ها