۸ نفر
۲۱ دی ۱۳۹۹ - ۰۷:۴۵
مدیریت «خرانه» و ‌دعوی دکتر دینانی

آن روزها «خر »بودن فضیلتی بود ؛ شاید به این دلیل که هنوز تبلیغ زیادی علیه خر واصول خرییت، نشده بود ؛رسانه ها هم فراگیر نبود که دایم مردم را از خر شدن برحذر دارند.

تازه کتابهایی هم در مظلویت این حیوان نجیب نوشته می شد مثلا من  وقتی در جوانی کتاب «شناسنامه خر »  عزیز نسین  راخو اندم فهمیدم ؛عجب! این خرم که آدم چندان بدی نیست ؛هم سواری  می دهد ،هم آرام است، هم حرف گوش کن  ،مختصر ذکاوت هم دارد - می گویند زیادی هوش پر دردسر است-یک بار هم راهی را برود محال است یادش برود؛ از «ویز»هم دقیق‌تر مقصد را پیدا می کند.ظاهرش هم آنچنان که سیاه نمایی کرده و ‌می کنند ،زشت نیست ؛ چشم‌هایش بغایت زیباست ؛ حالا گوشهایش کمی بزرگ است ؛آنهم به بینی اش در! با یک عمل جراحی مختصر درست می شود.به  صدایش اشاره نمی کنم ؛ کژتابی دارد؛ می ترسم بر خلاف تفسیر علما باشد.

اما خودم در روزنامه اطلاعات خواندم که وزیر ارشاد وقت- عطاالله‌ مهاجرانی-نوشته بود: من در کودکی شیر خر خورده ام ؛حالا تصورش را بکنید که خاصیت و ‌تاثیر این «شیر »مثلا با شیر گوسفند، گاو و شتر چه تفاوتی دارد.از ظاهرش که بگذریم خداییش؛شما تا کنون، در کل کاینات ؛از آدم وحیوان تا گیاهان و ابزیان ؛جانوری پیدا کرده اید که تا بدین پایه ؛مطیع ،منظم ، سر بزیر، پر کارو کم توقع باشد؟با این حال همین دکتر دینانی خودمان تا کمی عصبانی می شود و صدایش بالا می‌رود ،می گوید ای بی عقل خر!-انگار آدم باید عقل داشته باشد!-  در این سه دهه که گاهی دیدمش ،مدام از خر ،بد می گوید چند بار خواستم چیزی بگویم اما خودم‌را کنترل کردم ؛ در دل ،واگویه داشتم:وسط این دعوای فلسفی من بیایم از خر دفاع کنم؟ مگر من خرم؟

خب این زبان بسته هم که جز «عرعر »شکایتی ندارد .حالا اگر انسان باشد چه داستان‌ها برایش می بافند:بشنو از نی چون حکایت می کند... همین انبوه انجمن های دفاع از حیوانات  که دایم از گربه و سگ حمایت می کنند، حتی یک بار هم نشده از حقوق خران دفاع کرده باشند، شما سراغ دارید ؟منکه ندیدم. یک بار دل را به دریا زدم و در یک فرصت ویژه در شهر استراسبورگ فرانسه که داشتم «فلسفه با طعم شکلات »می ساختم ،زیر لب گفتم استاد! قهوه سرد نشود..  -خیلی دوست دارد-نگاهش که به فنجان داغ وسط کافه دانشگاه مارک بلوخ ،گره خورد ؛ ادامه دادم:شما در خلال سخنرانی ها و صحبتهایتان چرا اینقدر به «خر» گیر می دهید؟اینهمه حیوان نامرد ! گربه نر ،زمانش برسد بچه خودش را هم  می خورد سگ وگرگ وپلنگ هم ...حتما می خواهید بدانید چه جوابی داد؟...
فکر کرده‌اید مفت ومجانی می گویم ؟نخیر  اول بروید عضو کانال فلسفه تحلیلی بشوید  تا ببینم ..

بعدها که به دانشگاه رفتم و مثلا «سازمان ومدیریت »خواندم و ارتباطات و جامعه شناسی و روانشناسی و مردم شناسی ..تازه یاد خر افتادم ای دل غافل ! تمام نظریه ها و روش‌ها و برنامه ها ،رونوشت رفتار و کردار «خر» است ؛دقیقا کپی برابر اصل! هر چه خرتر،بهتر!اصلا در «هاروارد »امده اند «خر» را گذاشته اند جلو چشمشان،بعنوان الگو ؛ بعد به مهندس «تیلور» یه دستگاه زمان سنج دادند تا ببینند این خر در مسیری که بار می برد چه کارهایی می کند، در چه زمانی با چه انرژی وتوانی ؛آنوقت کتاب نوشتند اسمش را گذاشتند« مدیریت علمی!» تازه انزمان هنوز جی پی اس نبود ؛ فارسی اش می شود« مدیریت خرانه! »هر خری بیشتر کار کرد، کمتر عرعر ؛پاداش می گیرد ..
کم کم با دانشمندان و هنر مندان شهیر که نشستم  و سازمانهای عریض و طویل فرهنگی وهنری  را دیدم تازه فهمیدم مدیریت خرانه ،چه می کند!  جل الخالق . ..اغلب  آنها در آخر عمر به مقام شامخ خران تعظیم و از اینکه توفیق «خرییت »نیافته اند ناخشنود بودند.. پس حاصل تجربه و دانش مکتسبه را ارایه دادم:خران دو دسته اند:
انها که می دانند خرند
آنان که نمی دانند خرند..

کد خبر 1474675

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =