«سیدمحمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنانی گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپایی این نمایشگاه ارائه کرد و با اشاره به تعداد زیاد بازدیدکنندگان این نمایشگاه، آن را وسیع‌تر از مهم‌ترین نمایشگاه‌های سطح اول جهان از جمله فرانکفورت توصیف کرد.» (سخنان وزیر ارشاد در افتتاحیه بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران)-به نقل از خبرگزاری مهر 13 اردیبهشت 90

یک اصل بدیهی می‌گوید در مقایسه باید شرایط یکسان باشد،‌به این معنا که نمی‌توان بین دو چیز مقایسه‌ انجام داد بدون آنکه این نکته را رعایت کرد که شرایط آنها برای مقایسه باید یکسان باشد. برای نمونه اگر قرار است بین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با نمایشگاه کتاب فرانکفورت مقایسه‌ای انجام داد و رای به وسیع‌تر و پر استقبال‌تر از آن نمایشگاه صادر کرد،‌باید دید این دو نمایشگاه در ویژگی‌ها یکسانند و می‌توان این مقایسه را انجام داد.

تا آنجایی که نگارنده می‌داند و خوشبختانه این توفیق را داشت که چند سال قبل، از نزدیک نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت را ببیند، آن نمایشگاه در 5 روز برگزار می‌شود،‌در حالی که نمایشگاه کتاب تهران در 11 روز برگزار می‌شود(14 تا 24).در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، سه یا چهار روز اول عموم افراد نمی‌توانند از نمایشگاه بازدید کنند و تنها ناشران و آنهایی که به شکل حرفه‌ای به کار کتاب و نشر سرگرمند،‌اجازه دیدن از این نمایشگاه را دارند و اصولا در این چند روز اول،‌کسی برای تفریح به‌آنجا نمی‌رود، البته شاید برخی ناشران ایرانی برای دیدن و کسب تجربه و به این نمایشگاه بروند،اما قریب به اتفاق افرادی که در این نمایشگاه آمد و رفت دارند، به دنبال کار و عقد قرارداد با ناشران دیگر و یا با نویسندگان و مترجمانند. در نمایشگاه کتاب تهران اما این گونه‌ نیست، و از همان ابتدا هر فردی آزاد است که از این نمایشگاه دیدن کند و شب و روز در آن بیتوته‌نماید.

اما مهمترین نقطه اختلاف نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با نمایشگاه کتاب فرانکفورت در فروش این یکی و عدم فروش آن یکی است. به تعبیر دقیق‌تر نمایشگاه کتاب تهران فروش عمومی دارد و تازه در بخش خارجی با دادن یارانه به قیمت یک سوم قیمت کتاب، عملا بسیاری را به این نمایشگاه می‌کشاند و در بخش داخلی هم بن‌های فراوانی بین افراد از قشر‌های مختلف توزیع می‌شود(ای کاش آمار دقیق وکامل بن‌ها هم اعلام می‌شد) در مقابل در بخش ریالی هم در چند سال اخیر دستورالعملی اجرا می‌شود که ناشران را ملزم به تخفیف 20 درصدی در نمایشگاه می‌کند و علاوه بر آن انواع و اقسام تخفیفات دیگر هم در نمایشگاه کتاب داده می‌شود تا جاذبه‌های حضور و افزایش بازدیدکنندگان را افزونتر کند.

در نمایشگاه کتاب فرانکفورت اما این گونه نیست؛ نه تخفیفی‌است،‌نه بنی و نه یارانه ارزی و ... آنجا رقابت بیشتر در سطوح کلان است و نه در سطح فروش به مردم عادی،به همین دلیل به رغم آنکه در این نمایشگاه تعداد مستقبلین و مراجعه‌کنندگان از یک دهم تعداد مراجعه‌کنندگان نمایشگاه کتاب تهران هم شاید کمتر باشد،اما گردش مالی آن ده برابر( و شاید بیشتر) از گردش مالی نمایشگاه کتاب تهران است. برابر آماری که چند سال پیش از دوست گرامی‌ام آقای ناقد(خسرو) که مقیم آلمان است و حداقل بیست سالی است که به شکل حرفه‌ای از این نمایشگاه دیدن می‌کند،گرفتم ،‌گردش مالی نمایشگاه فرانکفورت بیش از 600 میلیون دلار است. این درحالی است که گردش مالی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در خوشبینانه‌ترین وضعیت شاید به 30 تا 50 میلیون دلار برسد( یعنی بین 300 تا 500 میلیارد تومان) که نگارنده بعید می‌داند. تازه از این رقم هم نزدیک به 10 تا 12 میلیون دلار آن یارانه‌ خرید کتاب خارجی است.

در چنین وضعیتی مقایسه آقای وزیر از دو نمایشگاه دقیقا مقایسه‌ای مع‌الفارق است چرا که ماهیتا این دو نمایشگاه با هم تفاوت دارند. نگارنده در صدد ارزشگذاری بین این دو نمایشگاه نبوده است، چرا که وقتی ماهیت تفاوت داشته باشد،‌اصولا ملاک‌های ارزشگذاری هم تفاوت‌های ماهوی پیدا می‌کند.

توضیح: این نخستین یادداشت از سلسله‌یادداشت‌هایی است که به خواست دوستان روزنامه‌نگار برای ویژه‌نامه نمایشگاه کتاب روزنامه‌ روزگار می‌نویسم در ستونی به نام «نشر و نوشتار»

فایل پی‌دی اف روزنامه امروز و یادداشت مربوطه

 

کد خبر 148915

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =