پرونده هسته ای شبیه بازیهای کامپیوتری شده/سه مساله مهم گره اصلی مذاکرات است

در کلاب هاوس شب گذشته خبرآنلاین با موضوع"تیم رییسی و آینده برجام؛ ادامه مسیر ظریف ؟ " صاحب نظران و اساتید حاضران درباره موضوع مهم چشم انداز و مسائل مربوط به مداکرات پیش روی به اظهار نظر پرداختند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اعلام شروع مذاکرات هسته ای بار دیگر مورد توجه تمامی محافل قرار گرفته است و همگان منتظرند ببیند دور جدید گفتگوها در چه فضایی پیش خواهد رفت . به بیان دیگر صرف اعلام آغاز مدکرات می تواند متغیری مهمی در تحولات بین المللی باشد و نتایج آن بطور حتم تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت، در کلاب هاوس خبرآنلاین این اتفاق مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مهمانان مدعو درباره دلایل و زمینه های این موضوع یعنی" تیم رییسی و آینده برجام؛ ادامه مسیر ظریف یا؟" به اظهار نظر پرداختند.

کشورها قبل از مذاکره، رجز می خوانند

حسن لاسجردی عضو شورای سردبیری خبرآنلاین
با توجه به اعلام شروع مذاکرات هسته ای از 8 آذر همه منتظر شروع این دوره هستند چرا که این گفتگوها می تواند تاثیرات زیادی در جامعه بگذارد ولی از نگاه صاحب نظران پیش زمینه چنین تحول مهمی روشن بودن سیاست های دولت جدید است که تاکنون این سیاستهای مذاکراتی  به صورت شفاف مطرح نشده و یا آنچه که تاکنون از بیان افراد مختلف مسئول بیان شده نتوانسته یک چارچوب فکری مسنجم را فراهم سازد. 
درست است که شرطهایی گذاشته شده که شاید در عالم واقع خیلی قابل دستیابی نباشد و شاید خیلی ملموس نباشد، مانند لغو همه تحریمها. آنهایی که فنون دیپلماسی را می دانند با این ادبیات اشنا هستند و کشورها قبل از مذاکره، رجز می خوانند و حوزه دیپلماسی را ارزیابی و مبارزه طلبی می کنند. کاری که الان از سوی آقای باقری مطرح شده، مقدمات آغاز مذاکرات است و با ورود به مذاکره، معقولتر حرف می زنند. من فکر می کنم ادبیات کسانی که مذاکره می کنند بعدا تغییر کند.

آقای بایدن وقتی وارد کاخ سفید شد می توانست یک تصمیم بگیرد که نکرد

بیژن احمدی کارشناس سیاسی
آقای ظریف دیپلمات بسیار قوی ای بود ولی وقتی درباره مسیر مذاکرات صحبت می کنیم به نظر می رسد این مسیر بر اساس راهبرد کلان جمهوری اسلامی تعیین می شود. آقای ظریف بارها گفته این راهبرد کلان لزوما توسط وزارت خارجه و وزیر خارجه تعیین نمی شود. نهادهای بالاتری مانند شورای عالی امنیت ملی و رهبر جمهوری اسلامی روی این راهبرد اثر می گذارند. حتی اگر امروز تیم آقای ظریف و روحانی را داشتیم با وجودی که علاقمند به نتیجه رسیدن توافق بودند، ولی آن راهبرد مسیر دیگری را تعیین کرده بود، احتمالا آن تیم هم نمی توانست در مسیر متفاوتی قرار گیرد.
درباره برجام باید صبر کرد و دید با شروع مذاکرات چه می شود. آیا ایران و آمریکا حاضر به دادن امتیاز برای احیای برجام هستند یا نه. تصویر مشخصی از سخنان دوطرف نداریم. ایران خواستار رفع تمام تحریمهای ترامپ است و تضمین برای عدم نقض برجام می خواهد. آمریکا هم می خواهد ایران به فاصله یکسال از گریز هسته ای قرار گیرد. هر دوی این خواسته ها اگر به صورت حداکثری دنبال شود، رسیدن به توافق سخت خواهد بود. آمریکا موانع قانونی برای دادن تضمین قطعی دارد. همچنین برگرداندن برنامه اتمی ایران با توجه به دانشی که به دست آمده و دسترسی به سانتریفیوژهای پیشرفته تر، رسیدن به یکسال فاصله با گریز هسته ای سخت است. باید دید در مذاکرات چه می شود.
به نظر می رسد آقای باقری کنی صحبتی کردند که مقدمات مذاکرات و در راستای رقابت ایرانی-آمریکایی برای مقصر نشان دادن یکدیگر است. اگر برجام شکست بخورد می خواهند طرف دیگر را مقصر نشان دهند. اگر موضع آقای باقری کنی همین باشد و در مذاکرات دنبال شود بعید است به توافق برسیم.
آقای بایدن وقتی وارد کاخ سفید شد می توانست یک تصمیم بگیرد که نکرد. او می خواست وارد مذاکرات شود ولی انتخابی که داشت می توانست آمریکا به توافق برجام برگردد و ایران به توافقات خود بازگردد. بایدن این کار را نکرد. آقای باقری کنی می گوید به زمان ابتدای حضور بایدن برگردیم. تصمیم بایدن این نیست. گام به گام، کمتر در برابر کمتر را می خواهند دنبال کنند.
 

تیم آقای جلیلی و افراد متاثر معتقدند برنامه هسته ای ایران یک ابزار برای چانه زنی است

هادی موسوی فعال سیاسی 
تیم آقای جلیلی و افراد متاثر از ایشان معتقدند برنامه هسته ای ایران یک ابزار برای چانه زنی است. به همین منظور معتقدند مابه ازای این ابزار باید تمام مشکلاتمان با غرب را حل کنیم. در صورتی که این یک اشتباه راهبردی است. ما نمی دانستیم مساله هسته ای تبدیل به بزرگترین چالش کشور است. لذا تصور تیمی که از نظرات آقای جلیلی متاثرند دنبال این هستند حداکثر توان هسته ای را در اختیار بگیرند. ذخایر اورانیوم ایران را می خواهند بالا ببرند تا حداکثر امتیاز را بگیرند.
فرقی که الان با دور قبلی مذاکرات آقای جلیلی داشت، این است که در برجام خطوط مشخص است و هر چه جلوتر برویم باید عقب نشینی بیشتری کنیم. از دور چهارم مذاکرات وین، آمریکا هر چه می توانسته روی میز گذاشته و آمریکا امکان عقب نشینی ندارد. روحانی هم این را گفت که اگر عراقچی اجازه یابد یک روزه توافق را عملی می کند. تیم ایران فهمیده بود آمریکا توانایی دادن امتیازات بیش از این را ندارد. همین هم تناقض دارد. آخرین پیشنهاد آمریکا دو ایران دارد. یکی دستور 13224 و 13949 است که دولت بایدن پذیرفته بانک مرکزی را از تحریم خارج کند. اصولگرایان می گوید اگر ما ذیل این دستور باشیم ذیل قانون کاستا قرار می گیریم تا حدودی آمریکا این را پذیرفته. مشکل دوم تحریم تسلیحات متعارف ایران است که طبق برجام باید لغو می شده است. اگر بگوییم آمریکا باید به برجام برگردد، این را آمریکا نپذیرفته است.
حداقل چیزی که دولت ایران باید طبق مصوبه مجلس پیش برود، این است که تمامی تحریمها باید لغو شود. نه تنها تحریمهای برجامی، بلکه تحریمهای دیگری که مانع استفاده ما از منافع برجام می شد، مانند تحریمهای اولیه، catsa و sisado باید لغو شود که ممکن نیست. این ها خط قرمزهای متفاوت ما و آمریکا است.

باید دید این خطوط قرمز تبدیل به خطوط صورتی می شود یا نه. برخی دوستان می گویند حداقل تیم فعلی مذاکره کننده که نگاه ایدئولوژیک به قضیه دارند به هیچ وجه حاضر به گذشتن از خط قرمز نیستند. شخصیت آنها اینطور است که کوتاه نمی آیند و غرب باید تقاضا برای حل مشکل کند. تجربه برجام و ممانعتها در اجرای برجام و انتقادات این تیم به تیم قبلی مجبورشان می کند تا لحظات آخر روی خطوط قرمز بمانند. فردا به هر دلیلی نقض عهد شد، انتقادات قبلی به آنها وارد نشود. 
نتیجه گیری آنکه با توجه به خصوص قرمز آقایان و مصوبه مجلس، بعید است در هیچ سطحی توافق صورت گیرد. اختلافات فاحش است. دولت بایدن به شدت تحت فشار است. انتخابات سنا دارد شروع می شود. همین الان هم فکر نمی کنم 25 نفر در سنا موافق برجام باشند. باب مندز و چاک شومر دو دموکرات اصلی سنا، مخالف برجام هستند و تیم بایدن شرایطی در آمریکا دارد که حتی حاضر به دادن امتیازات دور چهارم مذاکرات هم نیستند. حتی برخی امتیازات را معلق خواهند ک

الان که خیاط در کوزه افتاده، معلوم شد مصوبه مجلس مضر بود

 س) اقای مهاجری مجلس قانونی درباره برجام تصویب کرد و آن قانون امروز دست و پای تیم جدید را بسته است. شما توییت نوشتید آقای علی باقری از این قانون ناراحت است. شما ذاتا با توجه به زمانی که تیم قبلی کار می کرد، و تیم فعلی نگاه انتقادی داشت، تفاوتی میان عملکرد تیم قبلی و کنونی می بینید؟

محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین
نکته ای که درباره توییت من گفتید درست است. من این را شنیدم و قبلا هم بحثهای متفاوتی مطرح شده بود و تیم آقای ظریف با این مصوبه مجلس مخالف بودند، روحانی هم مخالف بود ولی آن موقع به دلیل مسایل سیاسی و جناحی این اتفاق افتاد. بخشی از اعضای شورای امنیت ملی هم دنبال تصویب آن بودند. الان که خیاط در کوزه افتاده، معلوم شد آن مصوبه مضر بود. تیم فعلی مذاکره کننده که به قول برخی دوستان ایدئولوژیک فکر می کنند با مشکلاتی مواجهند. اگر این مزاحمت ادامه یابد با مصوبه شورای عالی امنیت ملی آن را جمع می کنند. 
این که بگوییم سیاست و مسیر مذاکرات در جای دیگری بسته می شود درست است ولی مجری بسیار مهم است. برای اینکه به نتیجه مورد خواست نهاد بالادستی برسند، به لحاظ فنی و زمان، تیم اجرایی بسیار مهم است. من به آقایان ظریف و عراقچی به خاطر حفظ مناقع ملی کشور علاقمند هستم و با توجه به شناخت از تیم مذاکره دارم، همچنان فکر می کنم آقای ظریف و عراقچی با همین سیاستهای فعلی، قطعا قویتر از تیم فعلی هستند.
آقای باقری و امیرعبداللهیان می گویند ما برای رفع تحریم می خواهیم مذاکره کنیم. بعد می گویند مذاکره برای رفع تحریم، اول تحریمها باید برداشته شود. این دور فلسفی است. ما می خواهیم برای رفع تحریم مذاکره کنیم ولی شما باید اول تحریم را بردارید. این غیرمنطقی است. برخی حرفها مانند ضدفوتبال است. برخی از کنشهای تیم فعلی مذاکره کننده، ضد مذاکره است. شاید یک تاکتیک و راهبرد یا علایق شخصی شان باشد ولی مسلم است در حال حاضر اگر بخواهیم ارز 4200 تومانی را حذف کنیم منجر به افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی می شود. برای اینکه دهکهای پایین جامعه دچار مشکل نشوند، باید یارانه هنگفت بدهیم. در شرایط اقتصادی کنونی به معنی افزایش شدید تورم است که بخشهایی را برای دهکهای پایین تامین می کنیم ولی طبقه متوسط جامعه به شدت تحت فشار قرار می گیرد. 
برای رفع مشکلات اقتصادی، چاره ای برای رفع تحریمها نیست. برای رفع تحریمها چاره ای جز مذاکره نیست. برای مذاکره هم راهی جز مذاکره نداریم. مذاکرات از برجام شروع نشده است. آقای روحانی از سال 82 مذاکره می کرد. برخی می گویند برجام جسد متعفن است. اگر متعفن است درش را قفل کنند. آقای باقری چرا تور اروپایی راه انداخته است؟ اسمش را گذاشته اند مذاکرات 2015! دعوا که سر اسم نداریم. اسمش را نیاورید، خودش را بیاورید.

پرونده هسته ای شبیه بازیهای کامپیوتری شده/سه مساله مهم گره اصلی مذاکرات است

 ادعای تیم مذاکره کننده برای رفع  همه تحریمها امیدوارم یک بلوف سیاسی خوب باشد 

 س) این که می گویند برای مذاکره، پیش شرط ما رفع تحریمها است، موضوع چیست؟

مهرداد پشنگ پور تحلیلگر امور بین الملل
چیزی که در اطلاق کلام مذاکره کنندگان پیش می آید می گویند باید همه تحریمها برداشته شود. این اطلاق را باید دید. هیچ نشانه ای نمی بینیم که واقعا منظورشان تحریمهای برجامی است یا نه. ما می بینیم تیم مذاکره کننده اصرار دارد باید تمام تحریمها برداشته شود. مبنای این را نمی دانم. باید زمینه هایی داشته باشیم. نه از حیث حقوقی نه از سوی ایالات متحده و حتی درباره catsa دیدم که نمی توانند لغو بگذارند. رفع تحریمهای کاتسا با مانع قوه قضاییه آمریکا روبروست که مستقلا اعلام می کند.
آنچه الان می گویند و پیش شرط، فقط از یک منظر قابل فهم است که خیلی هم رقیق است. اصلی در حقوق بین المللی به نام مذاکرات بی زبان داریم. نمونه اش مکاتبات صدام و مرحوم هاشمی رفسنجانی بود. چیزی شبیه رجزخوانی است. طرفین یکدیگر را تا آستانه بالا می برند ولی برمی گردند و تنش را به منطقه قابل کنترل می رسانند. حداکثر مواضع طرفین مشخص می شود. دو طرف می فهمند از همدیگر چه می خواهند. درباره تحریمها آنچه گفته می شود چون مبنای عملیاتی و منطقی و مشروعی ندارد، گمراه کننده است. آمریکا و اروپا هم هیچ چیزی نگرفته اند. در ایران هم اینطور است. با دیپلماسی گردش دارند می گردند یک چیزی پیدا کنند. به نظر می رسد ادعای تیم مذاکره کننده اطلاق همه تحریمهاست ولی امیدوارم این یک بلوف سیاسی خوب باشد و خواسته واقعی نباشد.

 در دولت آقای رییسی تاکتیک چندجانبه شده و نگاه متوازنی به اروپا، روسیه و چین وجود دارد

بهمن فلاح کارشناس سیاسی
برجام خیلی وقت است تمام شده و مذاکرات درباره برجام نیست. این نظر شخصی من است. یک مذاکره کم در برابر کم است. این را تجار در میدان فهمیده اند و به جای دنبال کردن دهان سیاستمداران، ردپای تجار را در نرخ ارز و صف طویل برای خرید دلار ناظر بر انتظارات تورمی از شکست مذاکرات می توانید ببینید.
تیم مذاکره آقای روحانی به صورت ساختاری و کلاسیک مذاکرات را در قالب اتحادیه اروپا دنبال می کرد و از تاکتیک این که بتواند مذاکره برد-برد داشته باشد و در کنارش با ایالات متحده توافق کند، استفاده می کرد. اما چیزی که در دولت آقای رییسی می بینیم این است که تاکتیک چندجانبه شده. نگاه متوازنی به اروپا، روسیه و چین وجود دارد. به خصوص نقش چین پررنگ شده و روسیه هم از مذاکرات قبلی نقش خاصتری دارد. در تیم آقای رییسی این نگاه بر خلاف تیم آقای ظریف متوازن شده است. این نگاه از نظر تئوریک خوب است ولی طبیعتا مذاکره کننده اصلی ما برای به نتیجه رسیدن و حصول توافق، آمریکا است. آنها هم نگاهی چندجانبه برای توافق با ایران یافته اند. سفر آقای رابرت مالی به خلیج فارس و همسایگان ایران را می بینید. آمریکاییها تضمین هایی که از کشورهای خاص در حوزه خلیج فارس و اسراییل باید بگیرند را دارند. این دور از مذاکرات هر چند آقای باقری دیپلماسی رسانه ای داخلی دارد و مصرفی در حوزه بین الملل ندارد و پیش شرطهایی تعیین می کند-که مذاکره بر اساس آنها شکل نخواهد گرفت- و ایالات متحده که پیش شرط پذیرفتن NPTاز سوی ایران را طرح کرده، این مذاکره هرگز به نتیجه نمی رسد.
صرفا این گفتگوها، مذاکره برای مذاکره است و هیچ توافق برد-بردی در کار نیست. با توجه به دولت بنیادگرای فعلی هم هیچ امتیاز خاصی نخواهد داد. 
وضعیت کشور به گونه ای نیست که بخواهیم بلوف سیاسی بزنیم یا پیش شرطهای خاصی را در واقعیت بخواهیم مطرح کنیم. در سال قبل بودجه منهای برجام بسته شد ولی تنها شانسی که آوریم قیمت نفت به 80 دلار رسید و ما با تخفیف 20 درصدی که می دهیم تا حدودی توانستیم بخشی از بودجه فروش نفت را محقق کنیم. کما اینکه 40 درصد بودجه دچار کسری است. یعنی از 464 همت 300 همت بلاتکلیف است. اگر نفت به 80 دلار نمی رسید، قطعا ایران 6 ماه قبل در مذاکرات حضور می یافت.
متاسفانه بودجه 1401 هم منهای برجام بسته شده و طبیعتا سیگنال خوبی نیست. فعالان اقتصادی از این موضوع آگاهند. طبیعتا کسری 464 همت در 1401 بیش از 500 همت با فرض سیاستهای انقباضی پولی خواهد بود. با فرض ندادن ارز به سلاطین واردات، باز هم مشکل داریم. الان دولت 9.5 میلیارد دلار ارز 4200 تومانی داده است. اگر دولت بتواند سال بعد 1 میلیون بشکه نفت بفروشد با توجه به پیام بایدن برای محدود کردن صادرات نفت ایران، کسری بودجه برجا خواهد ماند. با در نظر گرفتن واقعیت و حقیقت اقتصادی ایران، ما بایستی مذاکره را به نتیجه برسانیم. نباید پیش شرط غیرقابل حصول تعیین کنیم. ولی با نگاه سیاسی و بنیادگرای دولت به مذاکرات به نظر می رسد مذاکرات شکست می خورد و آینده خوبی برای مذاکرات ترسیم نمی شود.

با توجه به آغاز روندها و صحبتهایی که شده رسیدن به برجام، بعید است

رضا عزیزی متخصص روابط بین الملل
به نظر می رسد با توجه به آغاز روندها و صحبتهایی که شده رسیدن به برجام، بعید است. این تیم برجام را خسارت محض به جامعه معرفی کرده و در افکار عمومی اینها وعده داده اند در برجام طرحی نو درخواهیم انداخت. برای همین نباید در برابر افکار عمومی خود را خجالت زده کنند. 
اینها امید دارند در راهبرد نگاه به شرق، نوعی توازن را ایجاد کنند. اینها برآوردشان از فضای بین المللی اینطور است که فکر می کنند دست بالا را دارند.تصور می کنند آمریکا از منطقه خارج شده و مشکلات داخلی دارد و متمرکز چین است. از آن طرف آمریکا نسبت به ایران تصور دارد ایران دارد به بمب هسته ای نزدیک می شود. فکر می کنند ایران پنهانی و دزدکی مشغول ساخت بمب هسته ای است. دو مدل در این صورت قابل تصور است. 
بازی اول بازی بزدل است که chicken game است. دو بازیگر با سرعت به سمت همدیگر می روند مگر اینکه یک راننده کنار بکشد. اینجا بحث حیثیتی است. تیم ایران سه شرط گذاشته است. شرط اول این است که بایدن باید با حکومت آمریکا برجام را امضا کند نه با دولت. این اصلا شدنی نیست. در این صورت با سرعت به همدیگر برخورد می کنند که خطر جانی دارد و اگر کسی کنار بکشد، خطر حیثیتی به میان می آید.
سناریو اول این است که برجام با راهبردی که قبلا پایان یافته، آغاز شود و نوع دوم این است که اساسا برجام طول بکشد و ایران به بمب هسته ای برسد و به خاطر محاسبات راهبردی خود، ایران ذیل فصل 7 منشور ملل متحد ببرند و علیه ایران اجماع می شود و با توجه به شرایط شکننده ایران، تاب آوری جامعه از بین برود. ما شرایط سال 2015 را نداریم.


بودجه 1401 بدون برجام دارد بسته می شود و دولت خود را آماده می کند مشکلات کشور را بدون برجام حل کند

 احسان ارجمند حقیقی فعال سیاسی
برای تحلیل واقع بینانه نسبت به نگرش دولت آقای رییسی درباره برجام و برنامه مذاکره، این را باید تحلیل کنیم که نقش آقای سعید جلیلی در جهت دهی بر تفکر حاکم بر دولت چقدر پررنگ است. در انتخابات ریاست جمهوری 1400 آقای رییسی موضع نرمی را درباره برجام داشت. در عین حال آقای جلیلی موضع سختی در قبال برجام داشت و برنامه ای اعلام کرد که ما نیاز به برجام نداریم و از طریق تهاتر می توانیم روی پای خود بایستیم. 
تفکر آقای جلیلی تفکر بسیار صادقانه ای است. او واقعا فکر می کند این امکان برای کشور وجود دارد که بدون توجه به تحریمها و شرایط بین المللی ما می توانیم مشکلات داخلی را حل و فصل کنیم و به راحتی با تهاتر، بخش قابل توجهی از نیازهای کشور را تاکین کنیم. نتیجه انتخابات این بود که قاعدتا نگاه آقای رییسی باید بر برجام حاکم می شد ولی به نظر می رسد نقش آقای جلیلی در تفکر نسبت به برجام رفته رفته پررنگ تر شده و شخصیتهای کلیدی در پروژه برجام را تحت تاثیر قرار دهد. همین که دکتر باقری معاونت وزارت امور خارجه را گرفته نشان می دهد تفکر آقای جلیلی دربرجام حاکم است. 
با این وضعیت به نظر نمی رسد نگرش دولت درباره برجام و شروطی که قائل شده اند، بازی باشد. این یک راهبرد اصلی برای تیم مذاکره کننده است. به این امید وارد مذاکره شده که بتواند این شروط را محقق کند و در صورتی که این توافق را نداشته باشد از شروط خود کوتاه نمی آید.
چینش و برنامه های تیم اقتصادی دولت نشان می دهد برجام محقق نمی شود و بودجه 1401 بدون برجام دارد بسته می شود. دولت خود را آماده می کند مشکلات کشور را بدون برجام حل کند.
برداشتم این است که اساس دولت نمی تواند معادلات اقتصادی جامعه را بدون برجام محقق کند. ولی در تفکر دولت این است که از طریق انضباط بخشیدن به اقتصاد و سیاستهای انقباضی می توانند مسایل را حل کنند. طی چند ماه اخیر دولت توانسته به بخشی از درآمدهایش دست یابد. تصور می کند این به دلیل نوع نگاه سیاسی اش بوده است ولی به نظر می رسد بایدن امتیازی به دولت ایران می دهد تا نظرشان را جلب کند ولی متاسفانه عکس آن دارد اتفاق می افتد.
این که دولت در عرصه اقتصادی چه می کند را باید در بودجه دید ولی متاسفانه به نظر می رسد دولت قصد دارد بدون برجام مسایل اقتصادی را حل کند.
 

باز آقایان می گویند سرنوشت معیشت مردم را به مذاکرات گره نزدیم

جمال صدرعاملی کارشناس مسائل سیاسی
سیاستهای برجام جای دیگری تعیین می شود و خروجی را دیده ایم. خروجی را در زمان آقای احمدی نژاد و جلیلی دیدیم و در زمان آقای روحانی و ظریف هم دیدیم. آقای باقری کنی دارد مذاکرات را عملا پیش می برد و وزیر امور خارجه به دلیل نداشتن تسلط به زبان انگلیسی در صحنه حضور ندارند. پس می شود حدس زد مسیر در همان جهت حرکت می کند. به صورت سمبلیک گفتند اول برویم از بروکسل شروع کنیم. شعارهایی که واقع بینانه نیست. آقای باقری گفت اروپا باید حق خودش را از آمریکا جدا کند. این را نمی خواهند بپذیرند جایگاه آمریکا در نظام بین المللی، قدرت دلار است. چین حتی سعی نمی کند نقش دلار را در معاملات خود تضعیف کند. اگر این واقعیات را آقایان بپذیرند مسایل شاید حل شود.
اشکال دیگر ما این است که فکر میکنیم زمان به نفع ماست. در قضیه گروگانگیری در ابتدای انقلاب دیدیم ریگان تندرو در مقابل کارتر میانه رو انتخاب شد. در بحث پذیرفتن قطعنامه 598 دیدیم که فرصتها از دست رفت. من نمی دانم چه معجزه ای را در زمان از دست دادن می دانند. راهبرد بر مبنای وقت کشی است. ببینید چه مشکلاتی در اقتصاد است. برای فروش اوراق قرضه و افزایش قیمت خودرو ببینید چه مشکلاتی پیش آمد. باز آقایان می گویند سرنوشت معیشت مردم را به مذاکرات گره نزدیم. شما گره نمی زنید ولی اقتصاد به لحاظ ارتباط با بازار جهانی، معیشت مردم را به مذاکرات گره می زند.
برجام اتفاق می افتد ولی شیر بی یال و دم و اشکم خواهد بود و مزیتهای اقتصادی برای حل مشکلات فعلی ما ندارد.

در سیاستهای اعلامی و قبل از آغاز مذاکره، سیاست دولت سیزدهم قابل دفاع است

س) از سوی تیم مذاکره کننده مطرح می شود آمریکا از برجام خارج شده و ایران به همه تعهداتش عمل کرد. گزارشهای بازرسی آژانس هم موید انجام تعهدات ایران است. حالا که آمریکا از برجام خارج شده، باید تعهدات بیشتری بدهد. شاید پیش شرطی که درباره رفع تحریم های مربوط به برجام می گویند همین است. اساسا غرب این موضوع را از ما می پذیرد؟

حسن لاسجردی عضو شورای سردبیری خبرآنلاین
الان شرایط بازگشت دوطرف به میز آماده است. همه طرفهای درگیر مذاکرات چه ایران، چه روسیه، چه چین و اروپا، در تلاشند اصل مذاکره را برپا کنند. تهیه مقدمات معمولا زمان می برد. شاید برای طرفهای اصلی مهم است وقتی میز آماده شروع گفتگوها شد چه چیزی را مطرح کنند. با این نگاه رجزخوانی و طرح خواسته های بالا یا نشدنی معنی می یابد. این مورد تاکید دولت سیزدهم است که ایران می خواهد مذاکره کنند. کشش به طرف مذاکره می تواند مورد توجه جدی باشد. با توجه به اینکه طیف ساختار قدرت کشورمان درباره آمریکا موضعگیری دارند، طرح موضوع بازگشت به مذاکرات و اصرار بر آن، نکته مثبت است. 
به نظر می رسد تیم جدید مذاکرات مقدماتی را تلاش کرد فراهم کرده و زمینه سازی ذهنی کند تا طرف مقابل خود را آماده چه چیزهایی کند. برای ایران مهم است که امتیاز مناسب با طرح این نکات بزرگ بگیرد. موضوعات تضمین راستی آزمایی و لغو همه تحریمها اینطور تحلیل می شود که تیم جدید دولت سیزدهم با طرح مسایل کلان، حداکثر امتیازات را بگیرد. با این ذهنیت اگر شعارها و اظهارنظرها را بررسی کنید نگاه قابل احترامی است. در مرحله بعدی اما و اگرهایی داریم. آیا این تیم ورزیدگی لازم را برای رسیدن به امتیازات دارد؟ آیا تجربه لازم را دارند. آیا زبان لازم برای مفاهمه با غرب و توان چانه زنی دیپلماتیک را برای گرفتن امتیاز دارند؟ اینجا محل مناقشه است. 
الان در سیاستهای اعلامی و قبل از آغاز مذاکره، سیاست دولت سیزدهم قابل دفاع است.

برجام در عمل منتفی شده ولی در کاغذ، رژیم حقوقی محکمی دارد

 س) این که بیان شده اگر ایران به تعهدات خود عمل نکرد، شرایطی برای بازگشت ایران به شرایط قبل وجود داشته باشد. نباید مابه ازای این را طرف غربی به عهده می گرفت؟ آیا این یکطرفه است؟
 

مهرداد پشنگ پور کارشناس مسائل بین المللی
تفسیر اشتباهی از ماده 36 می کنند که فقط مربوط به غرب است. هر دو طرف می توانستند به عدم پای بندی طرف مقابل استناد کرده و خارج شوند. باید واقعیات را دید. واقعه حقوقی را ببینید. کشور ایران در مظان اتهام عملیات ضد صلح و امنیت بین المللی بود. استدلال چین و روسیه این بود که اقدام ایران مخالف صلح و امنیت نیست. 
ایران اگر در برجام به کمیسیون مشترک ماده 36 و 37 مراجعه می کرد، طبیعتا امکان مطالبه خسارات را داشت.چیز دیگری برای ایران نمی شد در نظر گرفت. با آن شرایط، آیا اساسا امکان داشت ایران به این مواد مراجعه کند؟ رویداد فعلی این است که یکی طرفین قرارداد، قرارداد را نقض کرده است. من آمریکا را پیمان شکن و خاطی برجام می دانم نه خارج شده از برجام. در این صورت امکان مطالبه زیان از سوی ایران وجود دارد. ایران می توانست خسارت را پیگیری کند. ایران سیاست صبر راهبردی را دنبال کرد. آقای ظریف یکی دو مورد برای طرح مسئولیت آمریکا وارد شد ولی ادامه نداد. برجام طوری نبود که ایران از آن خارج شود و ایران میتوانست عدم النفع قطعی الحصول را بگیرد و این امکان پذیر است. دست ایران خالی از تضمین نیست. این که چرا انجام نداده، به مصالح بالای نظام برمی گردد. برجام روی کاغذ تمام نشده و سند بسیار محکمی است که باعث شده عدم اجماع در سازمان ملل علیه ایران به وجود بیاید. برجام در عمل منتفی شده ولی در کاغذ، رژیم حقوقی محکمی دارد و ایران میتواند بهره برداری کند. در قواعد اجرایی حقوق بین الملل این امکان را داریم. توسل به دیوان بین المللی دادگستری را می توان پیگیری کرد که بحث دارد

پرونده هسته ای شبیه بازیهای کامپیوتری شده/سه مساله مهم گره اصلی مذاکرات است

جناح اصولگرایان  نگاهش به پرونده هسته ای، نگاه هویتی است

 نوری زاده کارشناس سیاست خارجی 
از منظر سیاست داخلی به این مساله می پردازیم. گزاره ای در کشورهای توسعه یافته داریم که سیاست خارجی دنباله سیاست داخلی است. 
الان می بینیم تیمی که از سیاست خارجی اصلاحطلبان و اعتدالگرایان انتقاد می کردند و منتظر امروز بود بر سر کار است. دو نگاه تئوریک بین اصولگرایان و اصلاحطلبان در پرونده هسته ای داریم. جناح اصولگرایان از سال 2002 که پرونده هسته ای باز می شود، نگاهش به پرونده هسته ای، نگاه هویتی است. هویت، اصالت و حیثیت جمهوری اسلامی را به این قضیه وصل می کند. در شعارهای مانند انرژی هسته ای حق مسلم ماست و حاضریم همه چیز را بدهیم ولی این انرژی را به دست بیاوریم، همه را درگیر این هویت کرده اند، با نگاه اصلاحطلبان و اعتدالگرایان فاصله دارد. نگاه آنها به مساله هسته ای، هویتی نیست. مساله هسته ای یک واقعیت برای آنهاست. نگاهشان به هسته ای موضوع است که می توان درباره اش بده بستان و گفتگو کرد.
این دو نگاه تفاوتهای نهادینه دارد. وقتی نگاه شما هویتی و حیثیتی شود، اساسا نهاد وزارت خارجه را مسئول نمی دانید. این وزارتخانه 4 سال بعد نیست و بخشی از قوه اجرایی کشور است که خودش یک سوم نظام است. نگاه هویت گرا می گوید چون بحث امنیت ملی است، پرونده را به شورای عالی امنیت ملی واگذار می کند. کما اینکه در دوران اقای احمدی نژاد این ماجرا به شورای عالی امنیت ملی واگذار شد. در اعتدالگرایان این نگاه است هر چه این موضوع را هویتی تر بدانید، پیچیده تر و مشکلتر می شود. وقتی شما موضوع را امنیتی بدانید، نگاه طرف مقابل هم امنیتی می شود. برای همین باید هسته ای را باید یک واقعه و رویداد دانست. نتیجه این می شود که وزارت خارجه دارای اختیارات تمام می شود.
نگاهم به پرونده هسته ای دو توصیف می گیرد. اصولگرایان دارند قدرت نمایی می کنند. به اصلاحطلبان و اعتدالگرایان می گویند کشتی بان را سیاستی دیگر آمد. شما بلد نبودید از منافع ملی ما دفاع کنید. ما آمده ایم هم می شود منافع منطقه ای را حفظ کرد و هم هسته ای را داشت. درباره بحثهای نظامی که مسایل موشکی است، قدرتنمایی علیه اعتدالگرایان می کنند. می گویند شما از غرب حساب می بردید و قطعنامه ها را تهدید می دانستید، همه اینها در وهله از زمان را دارند نقد می کنند و می گویند هیچ خبری از اینها نیست و ما هم معیشت را داریم و هم هسته ای را.
شما با وقایع بین المللی نمی توانید تسویه حساب طور برخورد کنید. شاید آقای باقری کنی و جلیلی سالها در مسایل بین المللی سیاستهای اعلامی خود را بگویند ولی بالاخره با واقعیت روبرو می شوند. آنها می گویند منطق ما قوی تر است و همیشه می گویند سیاستهای انقلابی ما بر سیاستهای استکباری غلبه می کند. وقتی ما عدد و رقم اقتصادی را ببینیم این نگاه به نفع منافع ملی است؟
در آینده شاهد شیفت از آرمانگرایی به واقعگرایی خواهیم بود که پشتوانه نرمش قهرمانانه و صلح امام حسن را دارد.

دولت سایه 7 هزار صفحه در انتخابات برنامه داشت ولی نمی توانستند 50 صفحه توافق با غرب بنویسند

امیر پشنگ پور کارشناس روابط بین الملل
به نظر می رسد گروه مذاکراتی فعلی می خواهد گفتمان خود را به جامعه از طریق مذاکرات اعمال کند. این گروه می خواهد از طریق اعمال مذاکره، دستاوردهای دیگری برای خود به دست بیاورد. اینها 8 سال تمام طول کشید هیچ توافقی نکردند. خودشان گفتند دولت سایه تشکیل دادند. موافقان در مقابل مخالفان استدلالی نداشتند. دولت سایه 7 هزار صفحه در انتخابات برنامه داشت ولی نمی توانستند 50 صفحه توافق با غرب بنویسند. ما نمی بینیم آنها هیچ نظر مشخصی  درباره برجام بدهند. گریز به جلو می کنند. متوسل به رهبری و شعار می شوند. نگرانم در رویه ای که دیده ایم، باز هم در برجام این اتفاق بیفتد.
اجرای سیاستهای اعلامی بسیار مهم است. تیم اجرا کننده بسیار مهم است. چیزی که به برجام ضربه می زند، عدم تسلط آقای رییسی به مبانی است. ایشان انصافا آدم خوبی است ولی بیش از آنکه تاثیرگذار باشد، تاثیرپذیر است. نقش انفعالی او می تواند بسیار زیان بار باشد. ما نقشی از آقای رییسی و آقای امیرعبداللهیان نمی بینیم. آقای باقری کنی در اروپا تور گذاشته اند ولی آقای عبداللهیان تلفن می زند. انگار آینده ای را ترسیم نکرده اند.
اینها توانمندیهای اولیه برای مذاکره را ندارند. قصد تخریب ندارم ولی در بحث حل و فصل اختلافات بین المللی، اولین شرط زبان مذاکره است. آقای ظریف نیاز به مترجم نداشت. اگر شما مترجم خوبی داشته باشید باز هم دوبرابر بیشتر زمان نیاز دارید. ما سیاست فعالی در منطقه نداریم و این هم پاشنه آشیل برای ماست. مجموع این مسایل باعث شده ما فرصتها را از دست بدهیم.
نتیجه ادعای آقای تدکروز و رویه جمهوری خواهان مشخص است که توافق در کنگره تصویب نمی شود. از حالا دارند سنگ اندازی می کنند که همان از دست دادن فرصتهاست.
درباره ضمانت برجام همیشه در قراردادها و تعهداتمان الزاما نباید برویم خسارت بگیریم. این بخش ایجابی است ولی در بسیاری موارد قراردادها باعث می شود زیان به ما وارد نشود. اگر به دوره ترامپ مراجعه کنیم که برجام نقض شد، برجام می توانست از خسارات به ایران جلوگیری کند که ضمانت اجرا و کارکرد مناسبی است.

پرونده هسته ای شبیه بازیهای کامپیوتری شده که هی game over می شوند
 

مهسا جزینی خبرنگار
پرونده هسته ای شبیه بازیهای کامپیوتری شده که هی game over می شوند و بعد از اول می روند بازی می کنند. هی واگرایی و همگرایی می کنند. تا جایی رفته ایم و بعد برگشته ایم از اول آغاز کردیم. الان در دوره واگرایی هستیم. باید بایستیم تا دوباره همگرا شویم. از یک طرف به نظر می رسد قرار نیست این معادله تا ابد ادامه یابد. به ویژه این که اصطکاک خیلی تیز شده و خواسته ها شفاف و مشخص شده است. کف خواسته های غربی ها سقف خواسته های ایران است و شاید نشود آن روند را ادامه داد. ایران بر خلاف چیزی که مطرح می کند در این شرایط که شکاف دوطرف شدیدتر شده است، خیلی مذاکره برای مذاکره برای این بد نیست و برای همین به تعویق می اندازد. 
ماجرا حالت استخوان لای زخم ماندن پیش رفته و طرف مقابل می خواهد وضعیت را شفاف کند و حوصله برای مذاکره برای مذاکره ندارد. طرفی که زودتر می خواهد میز مذاکره را ترک کند چه کسی است؟ چه کسی از ترک مذاکره استفاده می کند؟ ایران با این فشار اقتصادی روبرو با وضعیتی است که شاید تاب تحمل دارد ولی می خواهد زودتر تکلیفش مشخص شود. در سیاست نمی شود پیشگویی کرد، باید پیش بینی کرد. پیش بینی هم سخت است. برای من هم این سوال پیش آمد. اینجا افراد متخصص تر هستند و خوشحال می شوم کسی پاسخ این سوال را بدهد.

مجلس اولین آزمون بودجه ای اش را با اضافه کردن 45 درصد بودجه آمد 

 داوود بنایی فعال بانکی
به نظر می رسد نظام تصمیم سازی اقتصادی کشور یعنی سازمان برنامه و بودجه، خروجی ای درباره بودجه 1401 نداده است. جلسات ستاد بودجه مطرح می شود ولی مشخص نمی کنند چطور بدون برجام می توانند بودجه را ببندند. خروجی برجام باید در بودجه بیاید. 
سازمان برنامه در سال 1367 گزارشهای متعددی داد که منجر به پذیرش قطعنامه بود. الان نمی دانم این سازمان گزارش به مراجع بالاتر می دهد یا نه. عقل حکم می کند گزارش بدهد. وقتی دو هفته مانده به تقدیم بودجه به مجلس، باید سقف درآمدها مشخص شود. مجلس اولین آزمون بودجه ای اش با اضافه کردن 45 درصد بودجه آمد. 
یک سوم درآمدهای ما از واگذاری سهام است که 240 همت در نظر گرفته شده که تاکنون صفر است. فروش اوراق بدهی هم 50 همت در نظر دارند. وصول درآمدهای نفتی که 390 همت پیش بینی شده در 6 ماهه 10 درصد محقق شده است. فرضا اگر 500 هزار بشکه نفت بفروشیم به درآمد واقعی بودجه نمی رسیم. 
سازمان برنامه از لایحه ای که 940 همت است شروع کند، دچار برآورد بالا می شود. عقل حکم می کند به لحاظ بودجه ای اینقدر در مشکل هستیم و ماهانه 60 همت نیاز به حقوق جاری داریم. 85 درصد حقوق بازنشستگان را دولت می دهد و اگر فروش نفت نداشته باشیم این مشکلات بسیار زیاد است. 
خلاصه جلسه اقتصاددانهایی که پیش آقای رییسی رفته اند دوپهلو است که مشخص نمی شود حذف ارز 4200 تومانی چه مشکلی دارد. فقط یک نفر از آنها گفت که این فسادزاست. ارز امروز 28800 تومان بود. مشکلات ما نشان می دهد باید به سمت توافق برویم و ادامه دادن این وضعیت بسیار بسیار سخت است. باید تصمیمات سخت گرفت.

قدری آقایان باید از آرمانگرایی فاصله بگیرند، واقعا شرایط امروز مطلوب نیست

 امیر پسنده پور کارشناس روابط بین الملل
باید دیپلماسی را از ایدئولوژی جدا کرد. نظام بین الملل بر مبنای زور است. هیچ یک از فضیلتهای اخلاقی که حضرات در منبر توصیه می کنند هیچ جایی در روابط بین الملل و دیپلماسی ندارد. وقتی شما شعار را در سطح گل درشت در سیاست خارجی مطرح می کنید ناخواسته گروگان این شعارها می شوید. عاجزانه استدعا می کنم دولتمردان از این فضا خارج شود. اگر مخاصمات در روابط بین الملل ماندگار بود، در تاریخ، منازعات بسیاری داریم که اگر طرفین خود را با اصول روابط بین الملل تنظیم نمی کردند هرگز نمی توانند کنار همدیگر زندگی کنند. درگیری ما که از آلمان و فرانسه و ژاپن و آمریکا که بدتر نیست. 
آنها در روابط بین الملل خود، به توسعه یکدیگر کمک می کنند. این که بگوییم فقط آنچه ما می گوییم درست است و لاغیر، نمی شود. 
قدری آقایان باید از آرمانگرایی فاصله بگیرند. واقعا شرایط امروز مطلوب نیست. امیدوارم تدبیر نزد مسئولان برگردد. این پرونده امنیتی تمام شئون مردم را تحت تاثیر قرار داده است.

دست دولت بایدن برای اعمال فشار زیاد در ایران بسته است

بیژن احمدی کارشناس سیاست خارجی

یکی از دوستان گفت شاید ایران دنبال این است که در مذاکره، سطح تنشها افزایش نیابد. این غیرممکن است که شرایط ثابت بماند. ظرف 3 تا 6 ماه یا باید توافق حاصل شود و احیای برجام یا توافق دیگری را داشته باشیم یا سطح تنشها بین ایران و آمریکاافزایش می یابد و امکان بازگشت تحریمهای سازمان ملل وجود دارد.

این که تاکنون اینطور نشده، اولا به دلیل علاقه دولت بایدن به بازگشت به مذاکرات است. دوم زیاده روی ترامپ باعث شد دست بایدن برای فشار آوردن بیشتر به ایران بسته شده. تمام تحریمها را ترامپ اعمال کرد. گزینه نظامی هم مطلوب بایدن نیست و اصولا گزینه ممکنی هم نیست. اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران شاید چند ماهی برنامه هسته ای ایران را به تاخیر بیندازد، ولی ممکن است باعث شد ایران به سمت تولید بمب اتم و بازدارندگی هسته ای حرکت کند. ممکن است چنین حمله ای فقط تاخیر در برنامه اتمی ایران دارد و جلوگیری نمی تواند کند. دست دولت بایدن برای اعمال فشار زیاد در ایران بسته است. بایدن در شرایط سختی است و اگر نتواند به توافق برسد، مجبور به اقداماتی به همراه شرکای اروپایی خود است.

بهترین گزینه رسیدن به توافقی است که به مسیر اعتمادسازی برگردند. مسیر اعتمادسازی فقط در صورتی پایدار است که دو طرف به نتیجه برسند مسیر طولانی تری را برای حل مشکلات خود تعریف کنند تا بتوانند توافقات بین ایران و آمریکا پایدار باشد. هیچ تضمین حقوقی در نظام بین المللی کارکرد ندارد. منافع و هزینه می تواند پایداری و ثبات توافق را در روابط بین الملل ایجاد و تضمین کند.

بالاخره بعد از 40 سال باید به ثبات برسیم و به گونه ای بهتر اقدام کنیم

امیر پشنگ پور کارشناس روابط بین الملل

به نظر می رسد توافق انجام می شود ولی دو دل نگرانی داریم. اول چه زمانی این توافق را داریم و دوم چه هزینه ای می پردازیم. برجام یا هر چه اسمش است، برای پایداری ایران یک ضرورت انکارناپذیر است. بالاخره بعد از 40 سال باید به ثبات برسیم و به گونه ای بهتر اقدام کنیم. از این جهت توافق شدنی است. ولی ای کاش در زمانی انجام گیرد که بی جهت هزینه نپردازیم.

سه مساله مهم گره اصلی مذاکرات هسته ای با طرفهای غربی است

 نوری زاده کارشناس سیاست خارجی 

سه مساله مهم گره اصلی مذاکرات هسته ای با طرفهای غربی است. یکی از دستاوردهای اصلی تیم مذاکره کننده قبلی، بحث «پادمان هسته ای» و باید و نبایدهای هسته ای کشور و تعهدات طرف مقابل بود که حد و حدودش مشخص شده است. در آبان 1399 این پادمان را در مجلس انقلابی مورد دست اندازی به حق قرار دادیم. بعد از خروج ترامپ، واکنش از سوی ما لازم بود.

غنی سازی اورانیوم 20 درصد را تا 180 کیلوگرم و اورانیوم 60 درصد را تا 25 کیلوگرم بالا بردیم. این واکنشی بود که قدرت چانه زنی تیم مذاکرات هسته ای را بالا ببریم. باید تیم مذاکره کننده با مجلس تعامل کنند این پادمان چه زمانی مورد بازنگری قرار می گیرد. با اورانیوم 60 درصدی در حجم 25 کیلوگرم هیچ قدرتی دنبال مذاکره با ایران نخواهد بود.

بحث دوم مکانیزم ماشه است. اصولگرایان غلط در این باره فکر می کنند. ماحصل مکانیزم ماشه این بود که دوبار رای گیری در شورای امنیت سازمان ملل شد که 13 رای از 15 رای به نفع ایران صادر شد. در مجمع عمومی سازمان ملل در 2019 هم از 120 کشور، 110 کشوربه نفع ایران رای دادند و پای بندی ایران را تاکید کردند. اولین نامه جو بایدن خطاب به شورای امنیت درباره مکانیزم ماشه بود. ریچارد نیلز نماینده آمریکا در سازمان ملل اعلام کرد ادعاهای دولت قبلی آمریکا و پمپئو را کان لم یکن فرض کنید. این دو گره مکانیزم ماشه و اورانیوم 60 درصدی نقطه شروع مذاکرات ماست.

هرچه الان است مسایل 18 ساله پیش هم بوده است. چیزی که در این دوران تغییر کرده دیپلماسی مبتنی بر اعتماد است. در این زمینه جمهوری اسلامی ایران، باید آس را رو کند. باید اعتماد را نشان دهد. وقتی شما از دولت قبلی پرونده برجام موفق آمیزی را گرفتید، اگر شما بخواهید دستاورد دیگری داشته باشید باید آس رو کنید. واقعه ای از نوع مک فارلین و مذاکرات عمان در دولت آقای احمدی نژاد را شاید داشته باشیم. باید از یک نقطه گذر کنیم و از ایده آلیسم به رئالیسم برسیم. این نقطه عزیمت چه خواهد بود، زمینه ایدئولوژیک و نظری اش فراهم است. به انتظار می نشینیم نقطه عزیمت دولت به واقعگرایی چه زمانی است.

18 سال مذاکره کردیم و اگر راه دیگری بود حتما آن کار را می کردیم

محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرآنلاین

داستان برجام با رای آوردن روحانی در سالهای 92 و 96 انتظار عمومی و توقع از دولتی بود که با شعار رفع تنش بر سر کار آمد. در سال 1400 که آقای رییسی رییس جمهور شد، تقریبا رای شان با اختلاف 2-3 میلیون از رای او در سال 1396، نشان دهنده آن بود که 80 درصدی افرادی که به برجام علاقمند بودند در انتخابات شرکت نکردند تا مجددا درخواست خود را مطرح کنند.

اگر سکانداران دیپلماسی کشور ما این بود رییسی رییس جمهور 18 میلیونی است که رای داده اند و مشخص نیست این افراد هم با نگاه سیاسی رییسی موافق باشند، معنایش این است که آقای رییسی برای عمل کردن در برجام کار سختی دارد. قطعا برخی از مدافعان تندروی خود را اگر بخواهد با موضع دولت قبلی عمل کند، از دست می دهد. یکی از واهمه های تیم مذاکره کننده این است که مشت خود راباز کند و بگوید همان راه دولت قبلی را می رویم. این نگرانی وجود دارد که فردا برخی دوستان دلواپس به دولت رییسی حمله کنند.

بارقه های این هم از برخی گفته ها می آید که عده ای می گویند دولت رییسی هم خیلی انقلابی و دوست داشتنی نیست. دنبال این هستند که سرنوشت رییسی را مشابه دولت آقای احمدی نژاد کنند. میلیون ها ایرانی که هم ممکن است رای داده باشند یا نداده باشند نگران آن هستند که قهر با دنیا-همانطور که در سخنان حضرت آیت الله صافی آمد- باعث از بین رفتن منافع ملی و کوچک کردن سفره ها باشد. اگر کسی به تیم جدید توصیه می کند غربگرا و غربزده و غربگدا نیست. اگر راه حل جایگزین تیم مذاکره کننده دارد به دنیا و مسئولان کشور ارائه بدهد. 18 سال مذاکره کردیم و اگر راه دیگری بود حتما آن کار را می کردیم. در زمان دبیری شورای عالی امنیت ملی آقای جلیلی اینقدر فضای رسانه ای را بسته بودند که ما زیر بمباران قطعنامه ای بودیم ولی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی یک کاغذ فکس می کرد که همه چیز را گل و بلبل نشان می داد.

2323

کد خبر 1572526

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 3
  • بهمن IR ۱۲:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۸/۲۴
    2 0
    چرا هیچ کامنتی نداریم دیگر نظر مردم برای شما مهم نیست؟