فردوسی‌پور: ایران بهترین ژئوپلیتیک بحری و بری را دارد/ باید ژست آفندی را به پدافندی تبدیل کنیم

کارشناس مسائل بین الملل در گفتگویی در کافه خبر خبرآنلاین، با تاکید بر اینکه در متغیر بین المللی کارکرد آتلانتیک ـ ایندوپاسفیک را شاهد هستیم و دیگر حوزه ائتلاف‌ها و اتحادها دیگر بر مبنای همکاری نیست گفت: باید در نظر داشته باشیم که در تحولات بین المللی به جای ژست آفندی باید ژست پدافندی داشته باشیم.

ابوالفضل خدائی: تحولات بین المللی با گذشت بیش از چهارماه از زمان حمله روسیه به خاک اوکراین شتاب بیشتری گرفته است و در این چارچوب فضایی از اتحادها، ائتلاف ها، رقابت ها و تنش ها در سطح جهانی دیده می شود که از مهمترین اثرات آن می توان به بحران جهانی غذا و انرژی اشاره کرد. در چنین فضایی نقش ایران به عنوان کشوری تاثیرگذار و پرظرفیت در منطقه از جمله حوزه انرژی، حمل و نقل و ... سبب شده تا در این دوره کشورهای منطقه و جهان نگاه ویژه ای به ظرفیت های مهم جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و سفر سران کشورهای مختلف به ایران حاکی از این امر است. در کنار این مسائل گفتگوهای احیای برجام نیز از روز سه شنبه هفتم تیرماه نیز در دوحه آغاز شده و به زودی قرار است در اوایل ماه جولای جو بایدن به منظور سفر منطقه ای خود را به عربستان و رژیم صهیونیستی آغاز کند. بررسی این سفر و تحلیل دیگر تحولات منطقه ای و بین المللی اخیر از جمله موضوعاتی بود که دکتر مجتبی فردوسی پور مدیر گروه مطالعاتی غرب آسیای مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه با حضور در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین به تشریح آن پرداخت که در ادامه آن را می خوانید:

- خبرآنلاین: تحولات منطقه شتاب بیشتری گرفته است و رئیس جمهور آمریکا با توجه به اتفاقاتی چون قتل خاشقچی، مسائل حقوق بشری داخل عربستان و جنگ یمن تمایل چندانی برای نزدیکی بیشتر به عربستان نداشت. اما در چرخش مشهودی بایدن قرار است به عربستان سعودی و اسرائیل سفر کند. ارزیابی شما از این تحولات چیست؟ با توجه به اینکه بحث جنگ اوکراین و تلاش غرب برای قطع وابستگی به انرژی روسیه نیز وجود دارد و از طرف دیگر موضوع توافق هسته ای نیز مطرح بوده و همچنان آینده آن مبهم است...

این موضوع به بحث داخلی آمریکا و پس از انتخابات ریاست جمهوری بر می گردد که طی آن آمریکا تغییر چهره داد و با کنار رفتن جمهوری خواهان، دموکرات ها وارد عرصه شدند که روش و منش آنها بر خلاف جمهوری خواهان که رئالیست هستند، ایده آلیستی است. اما اقتضائات بین المللی ایجاب می کند که دموکرات ها نیز تا حد زیادی از آن شتاب ایده آلیستی خود بکاهند و مسائل را از منظر رئالیستی مشاهده کنند. در شرایطی که کشورهای دنیا بر اساس هزینه و فایده به دنبال تحقق منافع هستند طبیعی است که آمریکا به عنوان یک هژمون از این قاعده مستثنی نباشد.

در نقطه کانونی آمریکا شرایط به طور کل دگرگون شده است و اگر بخواهیم به شکل نظام مند به وضعیت ساختار داخلی این کشور نگاه کنیم تعبیر رئالیست و ایده آلیست می تواند وضعیت خود را نشان دهد. از همین رو می توان گفت که وضعیت دموکراسی آمریکا پس از حوادث ششم ژانویه و اشغال کنگره توسط هواداران ترامپ دگرگون شد و همین بر هم خوردن نظم دموکراتیک در آمریکا بر متغیر رئالیست و ایده آلیست تاثیرگذار بود. در همین حال عرصه رقابت از کارکرد نرم افزاری خود خارج و به حوزه سخت افزاری کشیده شد.

وضعیت رقابت ها در حال حاضر تشدید شده و این به خاطر شرایط حاکم بر انتخابات کنگره آمریکا است که کشمکش ها را در عرصه سیاست داخلی آمریکا مضاعف کرده است. طبیعی است که اگر دموکرات ها بخواهند وضعیت کنگره را برای خود حفظ کنند و آن را متوازن نگه دارند نیاز دارند که وضعیت خود را ترمیم کنند. شرایطی که در سطح بین الملل به وجود آمد و اولویت های آمریکا را تغییر داد. کاهش حضور در منطقه از جمله خروج از افغانستان و کاهش نیروها در عراق از جمله این موارد بود که البته ثقل نیروها را در آلمان قرار دادند و هر چه نیرو از منطقه خارج کردند به سمت این کشور سرازیر کردند. تمام این موارد نشان می دهد که دموکرات ها به دنبال کاستن از هزینه های امنیت بین المللی هستند تا در این روند، کاهش هزینه ها، تمرکز روی سیاست داخلی و تحسین وضعیت دموکرات ها باشد.

ناگفته نماند که بحران اوکراین نیز برای آمریکا تبدیل به یک چالش بزرگ شد و بر وضعیت سیاست داخلی این کشور تاثیر گذاشت و دموکرات ها را وارد یک چالش بزرگ کرد. اگرچه گفته می شود که آمریکایی ها به دنبال تشدید بحران در اوکراین هستند و منافع آن ایجاب می کند که به طور همزمان روسیه و اروپا تضعیف شوند. چرا که این وضعیت تداعی کننده دهه ۴۰ میلادی پس از جنگ جهانی دوم است که در آن آمریکایی ها خود را حفظ کرده بودند و خارج از قاعده جنگ بازی را تعریف کرده بودند و به عنوان کمک کننده اروپا مطرح شدند. در حال حاضر نیز آمریکایی ها به دلیل اینکه بتوانند هژمون خود را حفظ کنند دستور کار تضعیف اروپا و روسیه را با تشدید بحران در اوکراین در برنامه دارند.

در کنار کاستن هزینه ها برای آمریکا، یکی دیگر از پیامدهای جنگ اوکراین بحث انرژی است. همانطور. که می دانیم در نظرسنجی ها از میزان محبوبیت بایدن به دلیل عدم کنترل این وضعیت کاسته شده است. بنابراین طبیعی بود که رئیس جمهور آمریکا چرخش وضعیت دهد و با نگاه رئالیستی به منطقه نگاه کند و مباحث حقوق بشری، ترور خاشقچی جنگ یمن و غیره را نادیده بگیرد و یا لاپوشانی کند تا از وضعیت موجود بین المللی به خصوص در حوزه انرژی بهره ببرد.

فردوسی‌پور: ژست آفندی را به پدافندی تبدیل کنیم

بیشتر بخوانید:

انتخاب قطر برای مذاکرات جنبه نمادین دارد/ برجام به احتمال زیاد احیا می‌شود

فرجی‌راد: پاسخ طرف آمریکایی به پیشنهادات ایران احتمالا مثبت بوده است

بورل: بن‌بست مذاکرات وین را رفع کردیم

امیرعبداللهیان:مذاکرات وین بزودی آغاز می‌شود

گزارش توئیتری امیرعبداللهیان از دیدار با بورل

اگرچه رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که به منظور دیدار دوجانبه به عربستان سفر نمی کند بلکه هدف اصلی حضور در جلسات چندجانبه است اما چند رویکرد اصلی را می توان در سفر بایدن به منطقه متصور بود. یکی اینکه آمریکایی ها به امتیاز انرژی سعودی ها نیازمند هستند و افزایش میزان نفت عربستان در بازارها جهانی قیمت آن را کاهش خواهد داد و این مساله می تواند تا حد زیادی جلوی بحران ناشی از سوخت را در ایالات متحده بگیرد. به طور طبیعی اگر بایدن در این مساله موفق عمل نکند سیر نزولی محبوبیت دموکرات ها در آستانه انتخابات تداوم خواهد یافت.

نکته دوم این سفر می تواند مربوط به توافق آبراهام باشد. دموکرات ها درصدد استفاده از ظرفیت لابی صهیونیستی در آمریکا برای بهبود وضعیت خود هستند. وضعیتی که در طی رقابت ها در سیاست داخلی شاهد آن بوده ایم. با توجه به فشارها علیه دموکرات ها نقطه ثقل توافق آبراهام پیوستن عربستان به این توافقنامه بود. البته نتایج انتخابات آمریکا یعنی رفتن ترامپ و روی کار آمدن بایدن، عربستان را از انضمام به این توافق دور کرد و در حال حاضر پیوستن به این توافق در گرو امتیازگیری است بدین معنا که طرفین به آن امتیاز نیاز دارند. آمریکا آن را برای لابی صهیونیستی در داخل نیاز دارد. آمریکایی ها به این دلیل که عطف توجه را روی بحران دریای چین جنوبی و رقابت اقتصادی با چین متمرکز کرده اند، اگر بنا باشد که از حوزه منطقه ای عقب نشینی کنند، ممکن است که این توجه به سمت اسرائیل برود. با عضویت اسرائیل در سنتکام یا ایجاد کارکرد مشترک حوزه امنیت دفاعی در سطح منطقه ای بعد از وضعیت صلح آبراهام پس از انضمام بحرین و امارات به آن، آمریکایی ها بدشان نمی آید که کاستی و خلاء موجود را به گونه ای سازمان دهی کنند که بار مالی رژیم صهیونیستی از دوش ایالات متحده برداشته شود و هزینه های آن متوجه کشورهای حاشیه خلیج فارس شود. به طور طبیعی در قبال این مساله عربستان نیز درخواست امتیاز خواهد داشت که مربوط به شرایط انتقال قدرت خواهد بود که از ملک سلمان به بن سلمان خواهد رسید و می توان گفت که عربستان در مسیر "سلمانیزه شدن" است که البته روند انتقال قدرت مسیر دشواری خواهد بود که در آن سعودی ها نیازمند چراغ سبز ایالات متحده هستند.

وضعیت بعدی مربوط به حوزه سیاست داخلی رژیم صهیونیستی است که در واقع شاهد یک دگردیسی پس از کناره گیری نتانیاهو بوده ایم. در ادامه بنت دولت شکننده ای را تشکیل داد که برای بقا نیازمند سفر بایدن است که حتی ممکن است سقوط بنت قبل از سفر بایدن صورت بگیرد مساله ای که برای آمریکا به هیچ وجه مطلوب نیست. رژیم صهیونیستی در شرایط دشواری قرار دارد در داخل از رویکردهای مختلف و دعوای سیاست داخلی با نقطه ضعف در دستگاه نظامی و امنیتی پس از اتفاقاتی که در حوزه محور مقاومت افتاد موضوع حائز اهمیتی است.

رژیم صهیونیستی از سفر بایدن به دنبال عضویت عربستان در پیمان آبراهام است. ضمن اینکه تغییر رویکرد ژئوپلتیک را در منطقه داریم که کشورهای شبه جزیره از طریق خطوط ریلی در حال اتصال به بندر عسقلان و حیفا هستند که همین موضوع سبب شده تا در فرآیند ژئوپلتیک انرژی شاهد فرآیند عمیقی باشیم. رژیم صهیونیستی نیز از این وضعیت به دنبال بهره برداری بوده که سفر بایدن نیز این امکان را در اختیار آنها قرار می دهد.

با توجه به تحولات بین المللی و جنگ اوکراین نکته حائز اهمیت این است که حوزه ائتلاف ها و اتحادها دیگر بر مبنای همکاری نیست، بلکه بر مبنای مولفه های ترکیبی از همکاری ها، رقابت و منازعه است. یعنی اگر فرض کنیم رژیم صهیونیستی پیمان آبراهام را دارای منفعت برای خود می بیند، آن را فدای همکاری با مصر نیز خواهد کرد. تعاملات مصری ـ صهیونیستی قالب رقابتی پیدا می کند؛ همچنین تعاملات صهیونیستی ـ ترکی ممکن است رویکرد رقابتی پیدا کند. بنابراین در موضوع هزینه و فایده نیز مسائل متغیر است و متناسب با شرایط دستخوش تغییر خواهد شد. بحث واگذاری تنگه تیران و صنافیر از مصر به عربستان سعودی بر اساس پیوستار عربستان به صلح آبراهام است. اگر این مساله را بپذیریم می بینیم که این حرکت در رقابت با مصر انجام می شود. چرا که رژیم صهیونیستی به دنبال آن است که دریای سرخ را از طریق کانال ایلات به حیفا و عسقلان در تضعیف کانال سوئز در برنامه داشته باشد. یعنی کانال دومی به موازات سوئز تشکیل شود که بتوانند امتیاز ورود به مدیترانه شرقی و انضمام به بازارهای بین المللی اروپا را از طریق رژیم صهیونیستی سازماندهی کنند. خب سیطره بر تیران و صنافیر دلیل مهم این قضیه بود تا خروجی جنگ یمن سیطره عربستان بر شبه جزیره شود که امارات هم جز این شبه جزیره محسوب می شود. استیلای شبه جزیره و تنگه باب المندب و امتداد ان به تیران و صنافیر به خلیج عقبه در جوار ایلات می رسد. از آنجا پروژه با انتقال کانالی که در دستور کار بوده و اعتبار مالی آن سنجیده شده است که رژیم صهیونیستی به شدت به دنبال اجرای آن میباشد. ضمن اینکه از طریق خشکی انتقال خطوط ریلی به سمت اردن و از اردن به سمت حیفا حجم بزرگی از تجارت منطقه ای را به این خطوط ریلی اختصاص می دهد و منجر به افزایش اعتبار اقتصادی رژیم صهیونیستی می شود. رژیم صهیونیستی به دنبال آن است تا به هاب انرژی منطقه تبدیل شود.
سفر بایدن در همین حال از اهمیت بالایی برای رژیم صهیونیستی برخوردار است و به دنبال آن هستند تا با فشار بر عربستان سعودی، سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را به برادر بزرگ بپیوندد. اگر ثقل ژئواکونومیک منطقه وارد این حوزه شود یعنی از طریق خطوط انتقال لوله، ریلی و شبکه دریایی، وارد تغییرات منطقه ای جدید می شویم. در واقع بحث پیوستار هند را نیز داریم که وارد این خط خواهد شد. در حالی که وضعیت چابهار متوقف است در بحث جذب سرمایه گذاری هند، بیش از ۲۵ میلیارد دلار تا کنون بیشتر جذب نشده است. ضمن اینکه جای تعجب است که چگونه آمریکا چابهار را از چارچوب تحریمی خارج کرد و ایران نیز امیدوار بود که این مساله چراغ سبز برای توسعه و جذب سرمایه گذاری بود اما در حال حاضر شاهد هستیم که هندی ها به خط ژئواکونومیک منطقه همانطور که اشاره کردم می پیوندند و فلش تحولات ژئواکونومیک به این سمت می رود.

اگر بخواهیم چشم اندازی نسبت به این موضوع داشته باشیم خروجی تمام مولفه های مذکور منتهی به سفر بایدن به منطقه خواهد شد. ضمن اینکه در حوزه ژئواستراتژیک سعودی ها در زمان ترامپ خیلی روی مساله ناتوی عربی مانور دادند اما تاکنون محقق نشده است اما در سفر بایدن به ریاض و حضور سران در منطقه به نظر می رسد که مبنا صحبت از تشکیل ناتوی عربی باشد اما به نظر من این مساله چندان مهم نیست چرا که در قالب تحرک پروتکلی صورت می گیرد تا بایدن بگوید دیدار دوجانبه ای با بن سلمان نخواهد داشت و هدف اصلی حضور در اجلاس سران کشورهای عربی منطقه است.

در تغییر پارادایمی که ناشی از جنگ اوکراین شکل می گیرد و ایران بایستی بدان توجه کند این است که در وضعیت اتحاد ائتلاف و چارچوب های همکاری های منطقه ای دیگر مبنا همکاری نیست. مبنا اعتماد متقابل بر اساس همکاری به وقوع نمی پیوندد. در واقع ترکیبی از شرایط همکاری، رقابت و حتی نزدیک به منازعه را هم مشاهده می کنیم. در واقع در مسائل منطقه شاهد نوعی از تعارضات به صورت زودگذر و آنی مانند منازعات ترکیه و اسرائیل، ترکیه و اردن، اسرائیل و مصر و غیره بودیم. در موضوع آبراهم شخصا در اردن حضور داشتم که پرخاشگری دیپلماتیک تا حد خیلی بالایی وجود داشت و سفیر اسرائیل این کشور را ترک کرد و پس از مدتی اردنی ها سفیر اعزام کردند و مجددا مناسبات احیا شد.

_ خبرآنلاین: با این وصف وضعیت ج. ا. ایران چگونه می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد؟

اگر ما مبنای همسایگی را مدنظر قرار دهیم، در آن صورت سیاست همسایگی در روشی دوجانبه ساختارسازی می شود و اگر صحبت از همسایگی می شود این موضوع در تعارض با منطقه گرایی و ژئوپلتیک قرار می گیرد. اگر ایران بخواهد در سیاست خارجی خود موفق عمل کند صرف همسایگی با دستاورد دوجانبه نمی تواند چندان موفق عمل کند و باید نوعی از سیاست خارجی را بر مبنای همکاری و رقابت را در دستور کار قرار دهیم و به آن مبنای ژئوپلتیکی دهیم. اگر نتوانیم وجه قالب ژئوپلتیک را در سیاست خارجی قرار دهیم چه بسا این تعاملات همسایگی به صورت دوجانبه و عدم وجود یک چارچوب منسجم برای ما تا حد زیادی پاسخگو نباشد. ضمن اینکه باید ثقل ایران در تحولات ژئوپلتیکی منطقه بالا رود. نکته ای که بسیار حائز اهمیت بوده سهم ایران از کریدورهای منطقه ای است که باید بدان توجه ویژه ای شود.

- خبرآنلاین: کریدوری که اشاره کردید چه زمانی عملیاتی خواهد شد؟ در حد نقشه بوده و یا به سمت عملیاتی شدن می رود؟ و اینکه آیا ظرفیت ژئواکونومیک خلیج فارس را از بین می برد؟

اتفاقاتی که در عرصه بین المللی و منطقه ای می افتد باید معیار شناخت و به مثابه متغیرات جدید در معادلات ما قرار گیرد. اکنون به نظر می‌رسد، آنچه که در نظام بین المللی رخ می دهد کارکرد آتلانتیک و یا فراآتلانتیکی نیست. در واقع در متغیر بین المللی کارکرد آتلانتیک ـ ایندوپاسفیک را شاهد هستیم و بحث همکاری و رقابت در این چارچوب شکل می گیرد و باید بدان توجه داشته باشیم. همین چند روز گذشته بود که با شورای همکاری خلیج فارس توافق بلندمدت ۲۰ ساله بسته شده است. البته این مساله در تعارض با سیاست همسایگی نیست. این گونه تحولات ژئواکونومی که تغییر ژئوپلتیکی را در منطقه بدنبال ندارد، مفهوم تعارضی و نزاع با ایران هم ندارد و هدف آن به حاشیه راندن ایران نیست. البته ممکن است که در برخی تحلیل ها چنین ارزیابی هایی را شاهد باشیم. آنچه باید بدان توجه داشت این است که با وجود سند همکاری های جامع ایران و چین هنوز تحرک خاصی در آن دیده نمی شود. حتی در نتیجه جنگ اوکراین گفته می شود که بازار انرژی به سمت چین و هند و روسیه رفته است. مگر ایران با هند و چین توافق زیرساختی نداشته است؟! اگر روسیه با ایران قرارداد ۲۰ ساله دارد بدین معنا نیست که در فرایند ژئواکونومی منطقه با ایران وارد رقابت نمی شود. همانطور که عرض کردم اگر ترکیبی عمل نکنیم ضرر خواهیم کرد. اتخاذ رویکرد واحد در شرایط متغیرهای جدید منطقه ای و بین المللی ممکن است رویکرد تحسین برانگیزی نباشد. گره زدن منافع کشور به یک جهت خاص با توجه به این تلورانسی که در حوزه وضعیت متغیر منطقه می بینیم شاید نتواند رویکرد منفعت آمیزی باشد. اگر بگوییم که در مفهوم همکاری رقابت معنا پیدا می کند یکی از مشخصه های آن برجام و تداوم تحریم ها است. چون ایران در تحریم قرار دارد طرفین برای مواجه نشدن از تبعات تحریم ها و جریمه ها تغییر روش می دهند و یا ریل عوض می کنند. این مهم است که این مساله را تعارضی نبینیم. این در واقع مفهوم ظرفیت ها، توانمندی ها و بهره گیری از فرصت است. اگر ما نتوانیم از فرصت استفاده کنیم طرف دیگر از آن به نحو مطلوب بهره خواهد برد.

- خبرآنلاین: این روند در منازعه با رژیم صهیونیستی چگونه قابل ارزیابی است؟

رژیم صهیونیستی تا به الان چند مرحله را طی کرده است. مرحله اول تکوین است. از سال ۱۹۴۶ به بعد نطفه این غده سرطانی منعقد شد و سپس در بحث تضمین و تشدید امنیت داخلی به سمت ایجاد عمق استراتژیک حرکت کردند در سال ۱۹۶۷ عمیق استراتژیک محقق شد و صحرای سینا، جولان و کرانه باختری را تصاحب کردند. سپس این برگ بازی یا فرصت را به تامین امنیت از طریق توافق تبدیل کردند و توافقی مانند کمپ دیوید و وادی عربه شکل گرفت که تماما به نفع رژیم صهیونیستی است. مثلا در اردن، صهیونیستها از توافق وادی عربه تعهد دارند که تمام نقشه های شبکه جاسوسی و تله های انفجاری زیربستر خاک اردن را به اردنی ها تحویل دهند. هر جا تله انفجاری و تله جاسوسی شنود کار گذاشته شده اعلام کنند. در حال حاضر اردن هر گاه اقدام زیرساختی انجام می دهد به تله های جاسوسی و انفجاری می خورد که مشخص می شود تحویل نقشه ای در کار نبوده است. در واقع مفهوم عمق استراتژیکی را از دیدگاه ژئواستراتژیکی تبدیل به وضعیتی کرده اند که آن را از قالب تفاهم نامه و توافق به تعامل مشترک برسانند تا بتوانند ضریب امنیتی خود را افزایش دهند.

در فرآیند جدید صهیونیست ها به این نتیجه رسیدند که این روش جوابگو نیست و وارد تغییرات ژئوپلتیکی شدند و سهم خود را افزایش دادند. در دریای سرخ پایگاه ایجاد کردند مانند جزیره سقطره، اریتره، سودان جنوبی و غیره.. بدین معنا که دریای سرخ را به عنوان ژئوپلتیک تعاملاتی خود قرار دارند. به بیان ساده تر پیوستار ژئوپلتیک ـ ژئواکونومیک را در دستور کار قرار دارند. در حال حاضر نیز در حال تقویت آن از طریق اتصال شبکه ژئواکونومیک بزرگ غرب آسیا هستند که با هدف تبدیل حیفا به عنوان هاب انرژی منطقه صورت می گیرد.

به این دلیل که آمریکا نمی خواهد متحمل هزینه های امنیتی ناشی از حضور در خاورمیانه شود، لذا بر آن است تا تمرکز خود را بر رقابت اقتصادی با چین بگذارد. به همین دلیل کاهش هزینه ها ضروری است و از همین رو این روند یعنی خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، اسرائیل را به هراس وامی دارد و پشتوانه امنیتی خود را در معرض خطر می بیند. بنابراین رژیم صهیونیستی این خلأ را تبدیل به توافق آبراهام و کریدور امن اقتصادی کرده است. یعنی وضعیت تعاملات اقتصادی اگر در کنترل صهیونیست ها باشد کشورهای طرف نقشی خنثی خواهند داشت. به طور مثال بسته شدن سوئز در روند نزاع ۱۹۷۳ و سپس به گل نشستن کشتی ژاپنی و موارد مشابه دیگر این رژیم را به فکر تاسیس کانل ایلات، حیفا انداخت تا از نقش کانال ترانزیتی سوئز بکاهد.

هدف اسرائیلی ها این است که چنین مساله ای را تداعی کنند که ثقل تجارت جهانی نباید منحصرا از طریق سوئز صورت بگیرد. بنابراین در حال حاضر به دنبال ایجاد کانال از طریق ایلات به عسقلان یا حیفا یک کریدور موازی در کنار سوئز ایجاد کنند. اسرائیلی ها پیش تر در کانال بحرالمیت انعطاف نشان دادند و قرار شد ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه گذاری کنند تا روند زیست محیطی و اکوسیستم بحرالمیت دچار بحران نشود. چرا که در آنجا تبخیر بالا و ورودی آب پایین است میزان بارش منطقه ای کاهش یافته است. بنابراین دنبال این بودند که از دریای سرخ کانالی بکشند و بخش عمده سرمایه گذاری آن با اسرائیلی ها بود و توافقی هم بین اردن و اسرائیل در همین راستا امضا شد اما اسرائیلی ها پا عقب کشیدند به این دلیل که آن پروژه اهمیت بیشتری برای آنها داشت و عایدی که از آن طرف بدست می آورند به مراتب بیشتر است و تمرکز خود را روی کانال ایلات به حیفا به عنوان کریدور تجاری موازی سوئز گذاشتند.

بنابراین اگر این پروژه راه اندازی شود ظرفیت سوئز نصف خواهد شد و رژیم اسرائیل درصدد آن است که کریدورهای دیگر را به این منطقه وصل کند.

در حالیکه ایران همچنان بر اهمیت تنگه هرمز و کریدور ژئوپلتیک دریایی آن در امتداد تنگه باب المندب به کانال سوئز پافشاری می‌کند و این موضوع لاجرم باید از سوی قاهره حائز اهمیت شمرده شود. اما این مساله ایجاب می کند که ایران نیز سهم خود را از کریدورهای منطقه ای دریافت کند چه در مناقشه قراباغ، یعنی لاچین و زنگزور و چه محور شمال جنوب که در حال حاضر به واسطه جنگ اوکراین تحرکی در آن ایجاد شده است که روس ها از آن برای کالاهای تجاری خود استفاده می کنند که ضروری است که ایران آن را تقویت کند.

راه اندازی کریدور تهران ـ بغداد ـ دمشق نیز از اهمیت بالایی برای ایران برخوردار است. در بحث عراق ما شاهد پیچیده شدن روند هستیم، اگر روند در این کشور به امنیت و ثبات پایدار طبق خواست ایران بینجامد در آنصورت کریدور ایران و عراق و ترکیه می تواند ثقل سه جانبه ای را ایجاد کند که طی آن ایران و عراق از ظرفیت مشترک برای اتصال به مدیترانه شرقی از طریق ترکیه استفاده کنند که ترکیه نیز بدان نیاز دارد.

فردوسی‌پور: ژست آفندی را به پدافندی تبدیل کنیم

تمام اتفاقاتی که در منطقه می افتد از منطقه سی آی اس و همچنین تداوم بی ثباتی در عراق، همگی به نقش ایران صدمه زده است. دور شدن ترکیه در تحولات و متغیرهای منطقه تا حدی زیادی به این کریدور صدمه زده است. به هر حال برنده آن کسی است که از شرایط به نحو مطلوب استفاده کند و به جای اینکه آن را تبدیل به تهدید کند آن را تبدیل به فرصت کند و در تغییرات ژئوپلتیکی سهیم باشد. اسرائیل در حال حاضر در منطقه فعال است و فکت های ژئو استراتژیک خود را در منطقه به متغیرهای ژئوپلتیکی تبدیل می کند و از ترکیب ژئوپلتیک و ژئواکونومیک، فاز افزایش ضریب امنیتی و ایجاد عمق استراتژیک را از طریق کارکرد نرم افزاری اقتصاد دنبال می کند. چیزی که ما در حال حاضر از طریق فرآیند سازش یعنی صلح آبراهم شاهدش هستیم. بنابراین نیاز است که ایران فرصت ها را مغتنم بداند و در جهت معکوس این جریان حرکت کنیم و بتوانیم ثقل ایران را در ژئوپلتیک بحری و بری افزایش دهیم. موقعیتی که جمهوری اسلامی ایران از زمان دیرباز تا کنون داشته موقعیتی بی نظیر و جزء پدیده های نادر در بین کشورهای غرب آسیا است که به عنوان پل اتصال دو ژئوپلتیک بحری و بری عمل می کند. نظریه های هارتلند مکیندر و ریلمند اسپایکمن تغییر نکرده و همچنان هارتلند بین المللی همین منطقه منازعه ای است که شاهدش هستیم. ریلمند منطقه ای نیز همان چیزی است که عنوان کردم یعنی اتصال آتلانتیک و ایندوپاسفیک.

در منطقه خلیج فارس ریملند خود خلیج فارس است. ایران از بهترین ژئوپلتیک بحری و بری برخوردار است. یعنی هم هارتلند شمالی و هم ریلمند جنوبی را داریم. اما چرا نمی توانیم ثقل متمرکز اتصال یعنی پل را تاسیس کنیم و از این ظرفیت بهره برداری کنیم؟ . باید عرض کنم چیزی حدود ۳۵۰ میلیون جمعیت سی آی اس است و کشورهایی چون عراق و ترکیه را به آن منضم کنید و ایران را نیز در کنار آن بگذارید که در آن صورت به نیم میلیارد می رسد. نیم میلیارد جمعیت مسلمان منطقه به همراه حجم تجاری منطقه شمالی و جنوبی ایران وقتی روی شبکه ریلی ایران، ترکیه، سی آی اس به عراق و سپس به شبه جزیره متصل شود، منطقه را متحول می‌کند. ضمن اینکه بخش معظم آن در امتداد خطوط ریلی یک کمربند یک راه درحال حاضر فعال است. حال باید پرسید چرا تاخیر کردیم؟ اگر فقط از ظرفیت توریسم دینی آن می توانستیم استفاده کنیم، منطقه نیازی به بهره برداری از انرژی های فسیلی نداشت.

ایران وضعیت همکاری ها را در قالب همسایگی دنبال می کند اما همانطور که اشاره کردم صرف همکاری در این قالب به تنهایی جوابگو نیست و باید در حوزه رقابت های ژئوپلتیکی و منطقه ای سهم خود را تحقق و ارتقاء بخشیم. بحمد الله وزارت‌خارجه بخوبی بر این امر اشراف داشته و در این مسیر حرکت میکند.

- خبرآنلاین بحران اوکراین و پیامدهای آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

اخیرا رهبر معظم انقلاب نکته مهمی را طی یکی از ملاقات ها بیان کردند و تاکید داشتند که نسبت به اوکراین باید خیلی عمیق و هوشمندانه به مسائل نگاه کرد. رهبر انقلاب معتقدند که تحولات و پیامدهای اوکراین به مراتب بیش از آن چیزی است که امروزه در حال رخ دادن است. معتقدم که جنگ اوکراین می تواند متغیرها شگرفی را در عرصه بین المللی حادث کند که سرعت تحولات نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در روزهای اخیردیدیم که لیتوانی نیز کالینگراد را مسدود کرده است و آمریکا به روسیه در صورت اقدام هشدار داده که اقدام نظامی خواهد کرد. ترکیب تحولات و شناخت رویکرد تحولات در این بین نکته حائز اهمیتی است که در داخل کمتر به آن توجه می شود. متاسفانه نسبت به تحولاتی که در حال رخ دادن است کمتر به روز هستیم و از فرصت های پیش رو به نحو مطلوب استفاده نمی کنیم. متغیرهای بین المللی و منطقه ای به سرعت جلو می رود و ضرورت ایجاب می کند که ایران از این فرآیندها غافل نشود. وقتی فلش متغیرها به هر سمتی می رود ما باید متناسب با ظرفیت هایمان از فرصت های موجود استفاده کنیم. اینکه رویکردها همچنان به صورت کلاسیک و سنتی به تحولات بین المللی و منطقه باشد اشتباه است.

- خبرآنلاین: در داخل بسیاری مدعی هستند که تحریم ها و عدم تعامل با کشورهای غربی تنها بخش کوچکی از مشکلات است اما وقتی عملا وارد صحنه می شویم و قضایا را بررسی می کنیم می بینیم که این چنین نیست و هرگاه دلیل عدم استفاده از ظرفیت ها را مدنظر قرار می دهیم می بینیم که تحریم ها در آن نقش مهمی را ایفا می کنند. در دولت قبل که به عدم توجه به شرق و غربگرایی متهم می شد قرارداد ایران با چین بسته شد و در حال حاضر یک سال از دولت جدید می گذرد و تقویت روابط با همسایگان و شرق را از اولویت های اصلی خود می داند اما باز هم شاهد اجرا نشدن این گونه از توافق ها هستیم و اگر بررسی کنیم باز نقش مهم تحریم ها خود را نشان می دهد و در نهایت نیز شاهد هستیم که کشوری مانند چین نیز تمایلی به اجرایی شدن قراردادش با ایران ندارد...

یکی از مسائل مهمی که باید در تحولات بین المللی در نظر داشته باشیم این است که نباید ژست آفندی بگیریم، بلکه باید ژست پدافندی بگیریم. دنیا پس از جنگ جهانی و جنگ سرد این رویه را اتخاذ کرده است. چرا کشوری مانند چین پس از مرگ مائو چنین نقش مهمی را در ابعاد گوناگون در دنیا ایفا کرد؟ نقطه ثقل چین در دوران مائو تنها دستیابی به بمب اتم بود اما چین پس از مائو رویکرد تعاملی پیدا کرد و ژئواکونومی را در اولویت قرار داد.برای بهره برداری از موقعیت ژئواکونومی باید هزینه های حوزه آفندی کاهش یابد و رویکرد کشور از نقطه ثقل کارکرد سخت افزاری به سمت نرم افزاری حرکت کند که چینی ها این روند را طی کردند. آنها تاجایی که توانستند از محل های درگیری و کانون های بحران فاصله گرفتند.

شما فکر می کنید آنگلا مرکل چه اقداماتی را در دستور کار قرار داد؟ خیلی ها به او ایراد گرفتند اما کاری که او انجام داد این بود که اقتصاد آلمان را متحول کرد. حال اگر این روند اگر از کشورش آلمان بمانند دهه ۳۰ بسازد و خود را از چتر حمایت آمریکا خارج سازد بحث ظرفیت اقتصاد آلمان مطرح می شود و آلمان پس از طی روند توسعه زیر ساخت هسته ای خواهان استقلال امنیتی میشود. آن چیزی که روسیه را به بحران اوکراین کشاند تدابیر اقتصادی قبل از جنگ اوکراین بود. روسیه از زمان اشغال کریمه اقدام در جهت ذخیره طلا را انجام داد. حتی در حال حاضر شاهد آن هستیم ارزش پول روسیه یعنی روبل نسبت به گذشته و حتی با وجود جنگ تقویت شده است! به دلیل اینکه تدابیر زیرساختی را قبل از جنگ در نظر گرفته است. سوالی که مطرح می شود این است که ایران تا چه حد توانسته حوزه اقتصاد سیاسی خود را در منطقه ارتقاء بخشد؟ یا حداقل خود را در کانون ثقل این اقتصاد سیاسی قرار دهیم؟ آنچه که برای ایران مهم و اساسی است ایفای نقش متوازن در سیاست های دفاعی و اقتصادی است. بحمدالله در دولت سیزدهم این عطف توجه بخوبی دنبال می شود. استدلالی را به عنوان شاهد مثال مطرح می کنم. ما ساخت فرودگاه امام خمینی (ره) را دیرتر از فرودگاه استانبول شروع کردیم!. همانطور که می دانیم مطالعات و برنامه ریزی های این فرودگاه مربوط به قبل از انقلاب بود. یکی از امتیازات تاسیس فرودگاه در ایران و نقطه فرودگاه بین المللی امام خمینی به نسبت فرودگاه دبی، قطر و دیگر فرودگاه هایی که در منطقه شبه جزیره داریم این است که آنجا نقطه صفر دریایی است. وقتی صحبت از ساخت فرودگاهی میشود که ثقل حمل و نقل هوایی منطقه باشد اولین چیزی که به ذهن می رسد انتخاب نقطه ای است که بالاترین ارتفاع از سطح دریا را داشته باشد. در تیک آف هواپیما چیزی که حائز اهمیت است مصرف کمترین سوخت است چرا که وقتی هواپیما به حالت تعادل می رسد چندان مصرفی ندارد. در همین حال فرودگاه امام نزدیک به دو هزار متر ارتفاع از سطح دریا دارد در دبی این مقدار به ۱۰ یا ۵۰ یا حداکثر ۱۰۰ متر می رسد و باید به اختلاف دوهزار متر از سطح دریا سوخت بسوزاند تا به ارتفاع سطح تهران برسد.

خب پرسش اینجاست که حجم حمل و نقل بین تهران و دبی چقدر است؟! و اینکه چرا نمی توان امتیاز گرفت؟! و چرا موفق نشدیم که بتوانیم ثقل فرودگاهی را به فرودگاه امام بیاوریم؟ این فرودگاه ظرفیت این دارد که به هاب حمل و نقل منطقه تبدیل شود اما چنین نشد. این در حالیست که قطر برای جام جهانی ظرفیت ۳۵۰ ناوگان هوایی خود را به دو تا سه برابر افزایش می دهد. سوال این است که چرا این مسائل در چنین کشورهایی که هزینه ها به مراتب بالاتر است جواب می دهد؟

- خبرآنلاین: در خصوص سفر بایدن به منطقه دو دیدگاه وجود دارد یکی اینکه گفته می شود این سفر به منظور تلاش ها برای احیای برجام و برخی دیگر می گویند به منظور پایان دادن به این توافق است نظر شما چیست؟

در خصوص توافق معتقدم که طرف های غربی بیشتر به آن نیازمند هستند و به این نتیجه رسیده اند که ایران تا حد زیادی مسیر توانمندی هسته ای را طی کرده و آن چیزی که نباید رخ می داد در حال حاضر در مشت ایران است. آنها دو هدف عدم دسترسی و عدم اشاعه را دنبال می کنند. اینکه چرا به توافق نمی رسیم دلیلش اقتضای زمان است و بر بحث های سیاست داخلی آمریکا تاثیر گذاشته است. زمانی که صحبت از نزدیک شدن به توافق می شد شرایط داخلی آمریکا از توافق استقبال می کرد اما در حال حاضر اقدام دموکرات ها بازی با آتش است و در حوزه داخلی شرایط برای آنها مهیا نیست و عجله کردن برای توافق چندان برایشان مطلوب نیست. به هرحال وقتی بایدن دستورکار سفر منطقه ای را دارد بحث فروش تسلیحات، تضمین بازار انرژی و غیره مطرح است! .

بحث دیگر به بحران اوکراین بر می گردد شاید بتوان گفت که توافق مقداری شرایط تحریم را به نفع روسیه تغییر دهد و غرب نیز این آمادگی را ندارد که این امتیاز را در سبد روسیه بگذارد.

- خبرآنلاین: لطفا کمی در خصوص تحولات اوکراین و وضعیت جنگ بفرمایید...

برنامه روس ها این بود که از نقطه ثقل کریمه به حوزه شرقی تا نواحی شمالی یعنی بلاروس برسند. به دلیل اینکه این روش کم هزینه ترین بود چرا که لوهانسک و دونتسک قیام کرده بودند. روسیه به دنبال آن بود تا خط حائل نقطه شرقی را تا جنوب شرقی به کریمه و سرانجام لوهانسک و دونتسک متصل می کند. استدلال روس ها این بود که با تصرف منطقه حائل شرقی اوکراین تضعیف شده و دولت زلنسکی سقوط می کند و روسیه حکومت تشکیل می دهد. اولین سوال این بود که آیا روسیه در این صورت ارتشش توان نگهداری اوکراین را پس از سقوط زلنسکی دارد؟! بنابراین روسیه به دنبال اشغال اوکراین نبود چرا که برایش بسیار هزینه بر بود.

در حال حاضر شرایط برای روسیه سخت تر شده و پیش تر پیش بینی شده که این جنگ تبدیل به جنگ خیابانی خواهد شد و طرفی برنده خواهد بود که دست برنده را داشته باشد. بنابراین روس ها از تصرف کی یف عقب نشینی کردند و برخی مناطق تصرف شده را نیز پس دادند و وارد مرحله آزمون و خطا شده اند. از همین رو روسیه چراغ سبزی برای مذاکرات نشان داده اند و گفته اند که اگر زلنسکی کنار رود، عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا منحل شود حاضر به توافق هستند. اما غرب حاضر به این کار نیست چون نشان داد که معادله بر اساس نقشه های روسیه پیش نمی رود.

معتقدم آمریکا در نهایت شرایط روسیه را برای استیلاء بر نوار شرقی اوکراین قبول دارد، اما بیش از آنرا نمی پذیرد. البته منوط بر آنکه دریا منحصر به روس‌ها نباشد و اینده اوکراین به تصمیم رفراندومی در داخل سپرده شود.

- خبرآنلاین: برای سوال آخر لطفا ارزیابی خود را در خصوص تحولات لبنان بیان کنید. روند تشکیل دولت به کدام سمت می رود؟

نکته حائز اهمیت لبنان این است که این کشور نمی تواند خارج از چارچوب پیمان طائف باشد. انتخابات اخیر در لبنان و خروج المستقبل حوزه سیاسی اهل تسنن تضعیف شد و این مساله خودش را در وضعیت انتخابات نشان داد. البته رفتارهای عربستان سعودی نیز تاثیرگذار بود. سیاست های آمریکا از طریق تحریم هایی که اعمال کرده بود به علاوه وضعیت آشوب ها تا حد زیادی نتیجه خود را بر انتخابات نشان داد. علاوه بر این مسائل بلاتکلیفی در تشکیل دولت وجود دارد که از آن به عنوان بحران سیاست داخلی یاد می کنیم. به طور طبیعی اگر وضعیت حکمرانی بخواهد در اختیار جبهه برنده باشد ممکن است تحریم ها تداوم پیدا کند و در رویکرد غرب در قبال لبنان تغییر خاصی اتفاق نیفتد و سیر نزولی اقتصاد لبنان را تشدید کند و آن چیزی که ما در شرایط بحران سیاسی قبل از انتخابات مانند کاهش ارزش پول ملی دیدیم یا بحران صندوق بین المللی پول و گرفتن وام همچنان تداوم یابد. در این صورت به طور طبیعی شکل گیری دولت قوی در لبنان دشوار خواهد بود. گسترده تر شدن این مشکلات بالطبع بازخورد خود را در اختلافات طایفه ای بیشتر نشان خواهد داد. به هر حال باید دید در وضعیت جدید فراکسیون های پارلمان تا چه حد در وضعیت ائتلاف برای تشکیل دولت موفق باشند. یکی از مشکلات همواره این بوده فراکسیون های غالب کرسی های حداکثری را در اختیار خود نداشته تا بتواند از ظرفیت آن برای تشکیل کابینه دولت استفاده کند. در نهایت باید دید این وضعیت در نیروهای ائتلافی به چه شکلی خود را نشان خواهد داد. جریان هشت مارس همواره به دنبال آن بوده که همه گروه ها و طوایف در دولت حضور داشته باشد. از آنجایی که نخست وزیری در اختیار اهل تسنن است در این اواخر حتی با ادامه نخست وزیر سعد حریری نیز موافق بودند و برای اینکه المستقبل در فرآیند انتخابات حضور داشته باشد خیلی تلاش شد اما این امر تحقق نیافت و مشکلات کنونی به وجود آمد. رویکرد بین المللی به تحولات لبنان این است که این کشور از وضعیت ثبات و امنیت داخلی برخوردار نشود و حکمرانی قوی نداشته باشد. این امر زمینه نقطه راهبردی را برای فضایی چون خلع سلاح حزب الله و ورود به خط قرمز آن فراهم می کند تا نقطه ثقل بحران را بر گرده حزب الله بگذارند. به تعبیری طرف مقابل فکر می کند که اگر وضعیت اپوزیسیون را برای خود حفظ کند و آن را تقویت کند می تواند تا حدی زیادی دست برتر را در آینده تحولات داشته باشد. رویکرد رژیم صهیونیستی نیز همواره این بوده که از آب گل آلود ماهی بگیرد. هدف اصلی آنان نیز این است که لبنان سامان نگیرد و از دولت قوی برخوردار نشود چرا که چنین چیزی می تواند روند همکاری های محور مقاومت را در آینده سیاسی لبنان تقویت کند. ضمن اینکه این روند به تقویت مقاومت نیز کمک خواهد کرد و در حوزه سخت افزاری گسترش می یابد. تحولات بین المللی را هم باید در نظر گرفت. آمریکایی ها در شرایطی نیستند که لبنان برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار باشد. عربستان سعودی در حال حاضر اولویتی چون امنیت داخلی، انتقال قدرت نرم و بحران یمن را دارد و از طرفی ریاض نیز دغدغه ثبات و آرامش را برای لبنان ندارد. این مسائل نشان می دهد که لبنان تا چد همواره متاثر از فرآیندهای بیرونی بوده است و به نظر می رسد فرآیند تشکیل دولت در این کشور زمان بیشتری را ببرد.

۳۱۱۳۱۱

کد خبر 1646041

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =