۱ نفر
۸ تیر ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۸
تجربه بانکداری و تأمین مالی اسلامی در جهان

کاربرد علوم انسانی اسلامی، سه تخصیص بر علم را دربر دارد.

تخصیص نخست، از ناحیۀ انسانی است که به شاخۀ ویژه‌ای از علوم نظر دارد. تخصیص دوم از حیث اسلامی است که وجه خاصی از رفتار انسانی و کنش اجتماعی را اراده می‌کند. و تخصیص سوم ناظر به نحوه و شرایط کاربرد این علوم است. دربارۀ امکان و شرایط هر یک از این تخصیص‌ها آرا و نظریه‌های متنوع و پرشماری وجود دارد؛ برخی از اندیشمندان بعضی از این تخصیص ها را ممکن و برخی دیگر ناممکن می‌دانند و در صورت قائل بودن به امکان، چه بسا شرایط متفاوتی برای آن‌ها برمی‌شمارند.

بنابر نظریه متافیزیک علم، به طور منطقی امکان برساختن نظریِ علوم دیگری جز علم متعارف وجود دارد و شرایط امکان علوم نامتعارف، تغییر دست کم یکی از مبانی متافیزیک علوم متعارف است. از این رو می توان از امکان علوم انسانی نامتعارف به طور عام و از امکان منطقی علوم انسانی اسلامی به طور ویژه سخن گفت. البته شرط امکان منطقی علوم انسانی اسلامی به طور عام و علم اقتصاد اسلامی به طور خاص، بازبینی، بازتعریف یا تغییر در یکی از مبانی متافیزیکی علم اقتصاد متعارف است.

بنابراین تعریف، کاربرد علوم انسانی اسلامی، فهم یا حل مسائل مربوط به رفتارهای انسانی و کنش های اجتماعی در جامعۀ اسلامی به کمک نظریه هایی است که بر پایۀ مبانی مابعدالطبیعۀ علم، برگرفته از آموزه های اسلامی استوار باشد. حال بر اساس این تعریف می توان موضوع کاربرد اقتصاد اسلامی در ایران و جهان را بررسی کرد.

پژوهش های اقتصاد اسلامی در ایران در شناخت مسائل اقتصادی جامعه، در یک نگاه کلی ناکام بوده است. مسائل کلانی همچون فقر، شکاف درآمدی، حقوق اساسی اقتصادی (حقوق طبیعی یا حقوق بشر)، پول، بانک، تورم و توسعه یا پیشرفت، فهم و تبیین نشده است. کارهایی که برای توضیح این مسائل زیر عنوان اقتصاد اسلامی انجام می شود در چارچوب نظریه هایی است که از همان مبانی متافیزیکی علم اقتصاد متعارف برخوردار است. از شاخص ترین سیاست های اقتصادی کلان که بر اساس نظریه های اقتصاد نئوکلاسیک و حتی نئولیبرالیستی، ولی تحت عناوین رهزن اجرا شده است، می توان از سیاست هدفمندسازی یارانه ها در دولت احمدی نژاد و سیاست حذف ارز ترجیحی در دولت رئیسی نام برد.

حتی نظریه هایی مانند بانکداری بدون ربا یا تأمین مالی اسلامی که پسوند اسلامی دارند، به دلیل درگیر بودن در همان مبانی متافیزیک علم اقتصاد متعارف، هیچ گونه کارکرد متفاوتی از نظریه های مشابه علم اقتصاد متعارف ندارند. بلکه به دلیل ناسازگاری های درونی ناشی از صوری سازی یا اسلامیزه کردن تئوری های اقتصاد متعارف، از کارآمدی آن ها بیش از پیش کاسته شده است. هر چند در سال های اخیر برای جبران غفلت از مبانی متافیزیکی نظریه های اقتصادی به کار رفته در برنامه های توسعه اقتصادی کشور، تلاش های گسترده و درازدامنی برای تعریف الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت صورت گرفته است. در تعریف این الگو به درستی از تحقیق دربارۀ مبانی متافیزیکی آغاز شده است. اما سوگمندانه به دلیل ناآشنایی با مباحث معرفت شناسی و روش شناسی علم یا عدم رعایت تقدم رتبی این مباحث بر تعریف مبانی متافیزیکی الگو، به دامن متافیزیک به معنای عام آن درغلتیده اند. گرچه ارتباط مفاهیم و مقولات متافیزیک به معنای عام آن، با متافیزیک علم شامل مبانی معرفت شناسی و روش شناسی قابل انکار نیست، لیکن آن چه برای برساختن یک الگوی توسعه یا پیشرفت متمایز از نظریه های توسعۀ اقتصاد متعارف نیاز است، مبانی متافیزیکی علم به معنای خاص آن است.

تجربۀ بانکداری و تأمین مالی اسلامی در جهان تا حد قابل قبولی موفق بوده است. بنابراین دسته بندی عمدۀ بانک ها و مؤسسه های تأمین مالی اسلامی در کشورهایی فعالیت دارند که سیستم کلان بانکداری آن ها ربوی است. در این کشورها، بانک های اسلامی در یک فضای رقابتی دوشادوش بانک های ربوی فعالیت دارند. شمار بانک های ربوی که دارای پیشخوان بانکداری اسلامی هستند در جهان رو به افزایش است. از دلایل موفقیت تجربۀ بانکداری و تأمین مالی اسلامی در جهان می توان 1. به شرایط رقابتی بانک های اسلامی با بانک های ربوی و امکان و حق انتخاب مشتریان، 2. وجود تقاضا از سوی مشتریان آگاه و باورمند به بانک داری و تأمین مالی اسلامی، و 3. رعایت و اجرای واقعی و نه صرفا صوری عقود اسلامی یاد کرد.

*استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
* متن سخنرانی در مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در تاریخ دوشنبه ششم تیرماه ۱۴۰۱

223223

کد خبر 1646179

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =