مجموعه این مسائل باعث گردید تا بسیاری از مردم و روشنفکران نسبت به اهداف و نیات رهبران اخوان المسلمین ظنین شوند و در صداقت آنها شک کنند! مسائل اخیر نشان داده که اخوان المسلمین فقط به دنبال دستیابی به قدرت هستند و از اینرو همه توان خود را بسیج کرده تا در مجلس آینده حضور نیرومندی داشته باشد...

آینده اخوان المسلمین در مصر

حجت الله جودکی[1]

اخوان المسلمین در سال 1928 توسط شیخ حسن البناء در کشور مصر تاسیس گردید. در سال 1948 توسط نقراشی پاشا نخست وزیر مصر و در سال 1954 توسط جمال عبد الناصر غیر قانونی اعلام شد. این جنبش به مرور زمان در همه کشورهای عربی اسلامی نفوذ پیدا کرد و شاخه­های اخوان المسلمین در سایر کشورها به وجود آمد. جنبش اخوان به مرور ایام دچار دگردیسی­های فراوانی شد. غیر قانونی بودن جنبش، مانع از این گردید که بسیاری از عقاید و اهداف اصلی آن هویدا شود. از اینرو در میان شاخه­های اخوان المسلمین در دیگر کشورها اختلاف وجود دارد.

در دهه آخر حکومت مبارک که فضای سیاسی مصر بازتر شد و اخوان همچون سایر گروه­های مبارز به انتشار روزنامه و مجله پرداختند، شناخت مردم نسبت به این گروه بیشتر شد و آنها نیز در تعامل با مردم و با استفاده از این فضای باز به تصحیح برخی از روش­های خود پرداختند. با این وجود تحلیگران بر این باورند که اخوان فقط روش و تاکتیک خود را عوض کرده و تغییری در ماهیت اصلی ایشان پیدا نشده است.

کادر مرکزی اخوان المسلمین "مکتب ارشاد" نام دارد و این مجموعه از میان خود "مرشد" گروه را انتخاب می­کند. شیوه این انتخاب برای دیگران نامعلوم است. به هر حال اخوان المسلمین به دلیل سابقه فعالیت، بویژه در شرایط خفقان سیاسی دارای کادر ورزیده­ای است و به مثابه تشکیلات قوی به حساب می­آید که بسیاری از مسائل آن همچنان در پرده ابهام قرار دارد. این گروه در سال­های اخیر در همراهی با تحولات مصر، شعارهای متعددی مطرح کرده است. شاید مهمترین شعار ایشان در سال­های گذشته "اسلام هو الحل" باشد. یعنی اسلام تنها راه حل محسوب می­شود. البته هنوز ماهیت اسلام ایشان در صحنه عمل آزموده نشده است. به قول یکی از نویسندگان مصری، ایشان تا کنون در حال "دعوت" بوده­اند و مجالی برای "خدمت" نیافته­اند. لذا ارزیابی عملکرد ایشان زمانی کاملا میسر است که در عمل، درستی یا نادرستی دعوت خود را به اثبات برسانند.

شاید بتوان گفت که انقلاب اخیر مصر فرصت مناسبی برای اخوان المسلمین بود تا از مرحله "دعوت" به مرحله "خدمت" گذر کنند. در یک سال قبل از انقلاب، اخوان المسلمین در پشت سر آقای البرادعی قرار گرفتند و به حمایت از ایشان برخاستند. وقتی بعد از انتخابات نوامبر سال 2010 و تقلب گسترده حزب حاکم آقای مبارک، گروه "جوانان انقلابی" در مصر تشکیل شد و به مبارزه با نظام مبارک پرداخت. بسیاری از جوانان احزاب مختلف و از جمله اخوان المسلمین به گروه "جوانان انقلابی" پیوستند، زیرا از عملکرد محافظه کارانه رهبران خود خسته شده و به این نتیجه رسیده بودند که احزاب در صحنه مبارزه با استبداد توان کافی ندارند.

میدان تحریر قاهره، مرکز اصلی تجمع جوانان انقلابی بود و مردم نیز گروه گروه به ایشان پیوستند و سازمان عریض و طویل امنیتی مصر نتوانست رهبران این جنبش را در میدان تحریر قاهره شناسائی و بازداشت نماید، زیرا روش مبارزه ایشان با احزاب کاملا متفاوت بود. این سازمان در ابتدا اقدام به دستگیری بسیاری از رهبران احزاب کرد، اما تزلزلی در میان جوانان انقلابی حاضر در میدان تحریر ایجاد نشد. با گسترش تظاهرات به دیگر شهرها و عمیق شدن مطالبات تظاهر کنندگان، ضعف بر نظام مبارک مستولی شد و نفس آن به شماره افتاد. لذا آقای عمر سلیمان رئیس سازمان امنیت مصر و معاون آقای مبارک چاره را در آن دید که از رهبران احزاب، اعم از قانونی و یا غیر قانونی دعوت به مذاکره نماید. همه احزاب این دعوت را رد کردند. اما روز بعد بسیاری از آنها در اتاق آقای عمر سلیمان حاضر شده و با شرمندگی همدیگر را در آنجا ملاقات کردند و این خلاف گفته آنان بود. عمر سلیمان به دلیل جایگاهی که داشت همه ایشان را به خوبی می­شناخت و از زیر و بم شخصیتی آنها آگاه بود. بسیاری از تحلیلگران بر این باور بودند که این رهبران با دست خالی و یا به عنوان بدهکار از دفتر آقای عمر سلیمان بیرون خواهند آمد. بعضی از شخصیت­ها و احزاب این جلسه را تحریم کرده و در ان شرکت نکردند. مثل گروه جوانان انقلابی، حزب الغد آقای ایمن نور و جبهه تغییر به رهبری البرادعی و..

بعد از اینکه آنان دست خالی بازگشتند، از رهبران جوانان انقلابی معذرت خواستند و تعهد نمودند که دیگر تک روی نکنند و جوانان انقلابی، ایشان را مجددا پذیرفتند. شاید یکی از دلایل اخوان المسلمین برای شرکت در جلسه یاد شده این بود که بتوانند از فرصت پیش آمده حداکثر بهره برداری را بکنند. زیرا آنها نه تنها غیر قانونی بودند، بلکه مرتبا بسیاری از اعضای آن دستگیر می­شدند و اکنون می­دیدند که آقای عمر سلیمان که اختناق مصر را رهبری می­کرد، از آنان برای مذاکره و میانجیگری دعوت به عمل آورده است. شاید آنان باور نداشتند که آقای مبارک سرنگون می­شود، از اینرو با شرکت در جلسه مذاکره، احساس خوشایندی به آنها دست داد و گمان می­کردند حداقل دستآورد شرکت در چنین جلسه­ای این است که اخوان المسلمین از فهرست سیاه حکومت خارج خواهد شد!

با پیوستن کارگران کانال سوئز و نیز اساتید دانشگاه­های مصر به جمع جوانان انقلابی، رژیم کاملا فلج شد و سرانجام آقای مبارک کناره گیری کرده و شورای عالی نیروهای مسلح مصر به ریاست آقای طنطاوی قدرت را در دست گرفت و مردم نیز خوشحال شده و از این مسئله استقبال نمودند. زیرا ارتش مصر ماهیت مردمی داشت و در جریان تظاهرات نیز با مردم درگیر نشد. شورای عالی نیروهای مسلح قول داد که قانون حالت فوق العاده و مجلسین را الغاء کرده و دولت موقت تشکیل داده و قانون اساسی جدید نوشته خواهد شد. این شورا به برخی از قول و وعده­های خود عمل کرد و با قطره چکان اقدام به اصلاحات نمود. آنان به جای نوشتن قانون اساسی جدید، قانون اساسی قبلی را تعدیل کردند و قول دادند که اول انتخابات مجلس و سپس ریاست جمهوری را برگزار می­کنند.

در فاصله بعد از پیروزی نخستین مردم، مسائلی اتفاق افتاد که باعث نگرانی "جوانان انقلابی" شد. سلفی­های تندرو که انقلاب را تحریم کرده بودند به سهم خواهی برخاستند و دست به کارهای آنارشیستی زدند. ابتدا تعدادی از ضریح­های قبور افراد مورد احترام مردم مصر را تخریب نمودند و سپس اقدام به آتش زدن کلیسای قبطی­ها کردند. در درگیری میان سلفی­های تندرو و قبطی­ها تعدادی از مردم کشته شدند. این مسئله تا اندازه­ای باعث انشقاق مردم شد. از طرف دیگر شورای عالی نظامی قوانین حالت فوق العاده را لغو نکرد و تعدادی از جوانان انقلابی را دستگیر و با استفاده از همین قوانین آنها را به زندان انداخت -  حدود 150 نفر - و در مقابل تعدادی از رهبران رژیم آقای مبارک را دستگیر و آنها را بر اساس قوانین عادی موجود در دادگستری محاکمه نمود. همچنین کم کم زمزمه عفو مبارک و برخی از رهبران نظام سابق مطرح شد. جوانان انقلابی نسبت به تعدیل قانون اساسی به جای نوشتن قانون اساسی جدید اعتراض کردند. این گونه مسائل باعث گردید که جوانان انقلابی بار دیگر دعوت به تظاهرات برای پیگیری اصلاحات مورد نظر نمایند. بعد از دعوت، جنبش اخوان المسلمین شرکت در تظاهرات روز جمعه برای پیگیری اصلاحات را تحریم کرد و آن را کودتائی علیه انقلاب نامید.

در فاصله بعد از کناره گیری آقای مبارک تا کنون اقداماتی از سوی اخوان المسلمین انجام شد که قابل تامل است. آنان در ابتدا حزب "آزادی و عدالت" را پایه گذاری کردند و اعلام نمودند که جنبش اخوان المسلمین نیز به فعالیت خیریه خود ادامه خواهد داد. در این فاصله برخی از رهبران اخوان المسلمین سخنانی بر زبان راندند که باعث رنجش گروه­های دیگر شد. مثلا یکی از ایشان علیه جامعه مدنی صحبت کرد و گفت که دموکراسی به معنای دور شدن از احکام خدا است. برخی از سلفی­ها هم از تجارت برده صحبت نمودند. اخوان اعلام کرد که مردان اخوانی باید با زنان اخوانی ازدواج کنند. همچنین آنان از احرای احکام قصاص مثل بریدن دست دزد و سنگسار حمایت کردند و اعلام نمودند که چیزی به نام اسلام چپ و راست و میانه و.. وجود ندارد. آنان کسانی که در رفراندم تعدیل قانون اساسی رای منفی دادند را تکفیر کردند و دوباره بر خلاف گذشته که از جامعه مدنی و پیوستن قبطی­ها به جنبش اخوان المسلمین سخن می­گفتند، شعار "الاسلام هو الحل" را سر دادند.

مجموعه این مسائل باعث گردید تا بسیاری از مردم و روشنفکران نسبت به اهداف و نیات رهبران اخوان المسلمین ظنین شوند و در صداقت آنها شک کنند! مسائل اخیر نشان داده که اخوان المسلمین فقط به دنبال دستیابی به قدرت هستند و از اینرو همه توان خود را بسیج کرده تا در مجلس آینده حضور نیرومندی داشته باشد. اگر چه خود ایشان پیش بینی درستی از وزن خود در انتخابات آتی ندارند. به همین دلیل تا کنون از دستیابی به 30% و بار دیگر 50% و اخیرا 70% از کرسی­های مجلس آینده خبر داده­اند. همین مسئله نشان از سر در گمی اخوان دارد. زیرا تا کنون آنها توانسته­اند برای نیمی از کرسی­های پارلمان آینده نامزد مشخص کنند.

دگردیسی در مواضع اخوان المسلمین مصر فقط مربوط به مواضع این گروه در داخل مصر نیست. در مورد ایران نیز گروه یاد شده مواضع نسبتا روشنی ندارد. در ابتدای انقلاب از ایران دفاع کردند. پس از درگذشت مرحوم علامه احمد مفتی زاده، اخوان به تبلیغات علیه ایران پرداختند. در دوران مبارک گروهی از آنان به ایران نزدیک شدند و برخی همچنان با ایران و گاهی با تشیع مخالفت کردند. در جریان انقلاب علیه مبارک، زمانی که ایران صحبت از بیداری اسلامی در مصر نمود، شاخه داخلی اخوان در مصر به انتقاد از این موضع برخاست و در مقابل، یکی از رهبران تبعیدی آن در لندن از ایران دفاع کرد و حتی به ایران آمد. به هر حال اخوانی­ها سیاسی کاران حرفه­ای هستند که حول دفاع از منافع گروهی خود به تحلیل مسائل می­پردازند. این گروه در مقابل عربستان سعودی هم مواضع روشنی ندارد، زیرا به هر حال پول عربستان بسیار فریبنده است!

به نظر می­رسد اخوان المسلمین در صورتی موفق خواهد شد، که به جای دستیابی به قدرت، شایستگی از خود نشان دهد و از اوضاع و احوال کنونی سر بلند بیرون بیاید، زیرا بزرگترین سرمایه هر حزب و گروهی اعتماد مردم است. به دست آوردن قدرت الزاما به معنای حمایت و تایید مردمی نیست.

کد مطلب 165039

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =