خطرات حمایت آمریکا از پیمان دفاعی اسراییل

همگرایی نظامی میان اسراییل و دولت های عربی خلیج (فارس)، با ریسک تشدید منازعه در خاورمیانه همراه است بی آنکه جایگاه ژئوپولیتیکی ایران یا برنامه هسته ای اش را تضعیف کند.

سینیتزیا بیانکو ، الی گرانمایه، هوق لووات در مقاله ای برای شورای اروپایی روابط خارجی نوشتند:

این خطر وجود دارد که قول حمایت سیاسی و نظامی آمریکا از شراکت امنیتی منطقه ای میان اسراییل و کشورهای عربی، به جای تحکیم امنیت خاورمیانه، روابط اسراییلی- عربی را با هدف ضمنی مقابله با ایران، بیشتر نظامی کرده به خشونت تازه ای در خاورمیانه بیانجامد.

این تحول در لحظه مخاطره آمیزی رخ می دهد چرا که گفتگوها با ایران بر سر برنامه هسته ای اش، در پرتگاه سقوط قرار دارد و اسراییل هم، حسب گزارش ها، عملیات پنهان خود در ایران را تشدید می کند.
در یکسال گذشته، کشورهای خاورمیانه سرگرم گفتگوی تازه ای با یکدیگر هستند و اکنون سیاست آمریکا می تواند موجب شود که دوباره به سمت رویارویی خطرناکی عقبگرد کنند. این رخداد می تواند منازعه در یمن و عراق را دوباره شعله ور ساخته موجب شود که رهبران تهران، برنامه هسته ای کشورشان را تسریع کرده و در دیگر جاها هم به برنامه های نظامی روی آورند.

اروپایی ها باید به جای پیروی از واشنگتن، از تلاش ها برای تنش زدایی در منطقه حمایت کنند. این کار بهترین چشم انداز را برای حراست از هسته منافع اروپا که با پایداری منطقه گره خورده، فراهم می آورد آنهم با توجه به پس زمینه جنگ روسیه در اوکراین و اتکای فزاینده اروپا به انرژی خاورمیانه.

به رغم گمانه زنی های پرحرارت درباره یک پیمان رسمی نظامی میان اسراییل و کشورهای عرب خلیج (فارس)، این ابتکار می تواند به همان سرنوشت طرح های ناکام دولت ترامپ برای ایجاد یک اتحاد راهبردی در خاورمیانه دچار شود... ذهنیت های مغایری که این کشورها درباره همکاری امنیتی منطقه ای دارند و تفاوت اولویت هایشان در برابر ایران، احتمالا هماهنگی موثر میان آنها را ناکار کند.

اینگونه نیست که همه کشورهای عضو شورای همکاری، ایران را بعنوان یک تهدید وجودی نگاه کنند. حتی آنهایی هم که چنین نگاهی دارند، همچون عربستان سعودی و امارات، اخیر در پی کاهش تنش با ایران از گذر تعامل دیپلماتیک بر آمده اند. امارات هم به دنبال پیوندهای رو به رشد اقتصادی با تهران بوده است... مصر هم از حمایت از هرگونه برنامه امنیتی ضد ایران خودداری کرده و حتی درخواست های سعودی برای حمایت در یمن را نیز نپذیرفته است.

با اینهمه، موفقیت های اخیر اسراییل در توسعه پیوندهای امنیتی با عربستان و امارات، نشان می دهد که این کشور می تواند یک شبکه کمتر رسمی امنیتی ایجاد کند که متکی به توافق های دوجانبه است.

دشوار بتوان اطمینان داشت که همکاری امنیتی، تبدیل به یک اتحاد تهاجمی علیه ایران نشود یا چنین برداشتی از آن شکل نگیرد. بی گمان تهران به این نوع همکاری چنین نگاهی دارد بویژه با توجه به نقش رهبری اسراییل و تمرکز روشن چنین برنامه ای بر ایران.

در چنین بافتی است که اروپایی ها می باید به فوریت این مسئله را به بحث گذارند که چگونه با سقوط احتمالی توافق هسته ای ایران برخورد خواهند کرد. آنها باید دولت آمریکا را ترغیب کنند که بر راه حل های دیپلماتیک متمرکز بماند تا امنیت منطقه را بهبود بخشیده و گفتگوهای هسته ای را زنده کند. فشار کشورهای غربی بر ایران برای بازگشت به گفتگوهای هسته ای نباید به بهای آسیب به دیپلماسی و پایداری منطقه ای تمام شود.

اتحادیه اروپایی باید تمامی وزن نهادی خود را در خدمت تداوم گفتگوی منطقه ای قرار داده و به سرعت یک نماینده ویژه سطح بالا و برخوردار از کفایت سیاسی را برای منطقه خلیج فارس منصوب نماید. این نماینده ویژه باید آمریکا، عراق، ایران و شورای همکاری را ترغیب کند تا مسیرهای دیپلماتیک را باز نگه دارند.

اروپایی ها همچنین باید به دنبال حمایت از پلتفرم های تحت رهبری خاورمیانه باشند که با تمرکز بر مسائل غیرنظامی مورد نگرانی ایران و کشورهای خلیج فارس، همچون غذا و امنیت آبی، به کاهش تنش یاری می رساند. اروپایی ها می تواند حمایت ارزشمندی را در این زمینه ارائه دهند و مسیری را که با کنفرانس همکاری و شراکت بغداد آغاز شد، تداوم بخشند.

سرانجام اینکه، یک گفتگوی فراگیر سیاسی، بسیار بهتر از یک چارچوب نظامی، از منافع اروپا حراست می کند.

311311

کد خبر 1651194

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =