۰ نفر
۱۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۱:۵۲
چه ژستی می گیرد خدا برای عباس(س)!

تاسوعا روز مباهله است؛ مباهله خدای عشق با همه خداها.

خدای عشق آمده است، فقط با عباس... غریو سر می دهد که اگر در غیرت و دلیری ومردی و مشتی گری و صفا و وفا وبرادری و منش و روش و مرام ، قمری مانند او دارید "هاتوا برهانکم" و "فاتوا بسوره من مثله"... و فقط سکوت است که صدایش می آید.

خدای عشق آنگاه در سراپرده عرش می ایستد و تابلویی را نقاشی می کند که ابوالفضل، عرش و فرش و کبریا و لاهوت و ناسوت و جبروت و ملکوت را ریخته است توی یک مشک و می خواهد همه را یک جا بفرما بزند به دختر سه ساله حسین.

آنک دست خدای عشق باز می ماند از نقاشی.

و حالا نوبت عباس است. زبان به روضه باز می کند که: دختر برادرم! به چشمان پرخونم نگاه مکن .خجالت می کشم . مشکم را دریدند ، دستانم را بریدند،دیده ام را به تیر دوختند، آب را بر زمین ریختند و ... حالا من،سقا، عمو ، علمدار ، فرزند ابوتراب و خاکپای حسین، تشنه یک قطره آب دیده تو ام. که این آب دیده، آبروی مرا نگه خواهد داشت تا ابدالدهر،تا وقتی خدا هست،تا وقتی حسین هست، تا وقتی وفا هست، تا وقتی عشق هست...

کد خبر 1659474

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =