۷ نفر
۳ آذر ۱۴۰۱ - ۰۸:۵۰
احساس کاذب دانایی نزد همه‌چیزدانان

امروزه، در حکمرانی خوب، هم مردم بهره‌مندی از خدمات ارزشمند مدیران فرهیخته را جزو حقوق خود برمی‌شمارند و هم گماردن مدیر فرهیخته بر مناصب حاکمیتی، بر دولت‌مردان و حاکمان تکلیف است.

دیرزمانی است که کتاب‌خوانی، فضیلتی اخلاقی محسوب می‌شود و اساساً یکی از اوصاف افراد اخلاقی، کتاب‌خوانی است. و بدیهی و پرواضح است که یک مدیر بااخلاق، کتاب‌خوان است و باید کتاب‌خوان باشد.

چراکه کتاب‌خوان، یعنی جاهل. کتاب‌خوان تا جاهل نباشد و صدالبته جستجوگر آگاهی، نمی‌تواند حتا کتاب را از روی جلد انتخاب کند. جویای آگاهی و دانش‌جو که باشی، ناگزیر جهل‌گریز نیز خواهی بود. جهل در امر کتاب‌خوانی، دو سر دارد. کتاب‌خوان، چون جاهل است کتاب می‌خواند تا از خود به‌قدر امکان، رفع نادانی و دفع جهل کند. به‌عبارتی، بایستی جاهل باشی تا به کتاب‌خوانی روی آوری و ازآن‌جاکه به کتاب‌خوانی روی خوش نشان می‌دهی، با کتاب‌خوانی، درواقع، اقرار می‌کنی که جاهلی و خود، آگاه به جهل خویش داری که با کتاب‌خوانی، قصد ِ دفع جهل کرده‌ای. یعنی کتاب‌خوان، جاهل است چون، جاهل به موضوع کتاب است. و آگاه است چون در مسیر مبارزه با جهل و نادانی است. و جهل‌گریز بودن، وصف آگاهان جامعه است. و آگاه بودن، وصف اتصاف‌ناپذیر و غیرقابل انکار یک مدیر است. و بدیهی است که یک مدیر آگاه، کتاب‌خوان است؛ بی‌آن‌که بخواهد. بلی! بی‌آن‌که بخواهد کتاب‌خوانی در تار و پود وجودش درهم‌تنیده است. چراکه اگر مدیری، اهل کتاب و کتاب‌خوانی و مطالعه نباشد، درواقع، مشورت‌پذیر نیست و چنین فردی، آشکارا مدعی است که همه‌چیزدان است. و این همه‌چیزدانی واهی، آغاز خودمحوری و تخصص‌گریزی است که به‌جای حق‌خواهی و تخصص‌گرایی در رفتار سازمانی یک مدیر، ظهور و بروز پیدا می‌کند.

اساساً "احساس دانایی"، درد دنیای امروز جامعه‌ی ما است. انگاره‌ای غلط و کاملاً نادرست که در پوست و خون برخی از افراد، رخنه کرده است و نشان از جهل مدعیان همه‌چیزدان دارد.

به‌نظر، دور از واقع نیست اگر در مقابل این مهم که کتاب‌خوانی، یک فضیلت اخلاقی است، بپذیریم که اگر مدیری، اهل مطالعه نباشد و از آخرین وضعیت علمی و اخبار و اطلاعات و داده‌های روز حوزه‌ی فعالیت تخصصی خود بی‌خبر باشد، یعنی کتاب‌خوان نباشد، بدون تردید، خصوصاً از دیدگاه مدیریت تحول، چنین فردی دچار یک رذیلت اخلاقی شده است. زیرا رفتار سازمانی چنین مدیری، مبتنی بر تغییر و تحول و اصلاح امور نیست. بنابراین، فردی شایسته‌ی مدیریت است؛ که کتاب‌خوان است و مدیری شایسته‌ی تقدیر؛ که رویکرد اصلاحی بر امور تحت تصدی خود دارد، ناظر بر امور است و تحول‌آفرین.

*مدرس دانشگاه و پژوهش‌گر مسایل حقوقی

Tajgar.reza@gmail.com

۶۵۶۵

کد خبر 1698841

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 5 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 3
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۰:۱۴ - ۱۴۰۱/۰۹/۰۳
    1 0
    👌👏👏
  • بهنام IR ۱۱:۴۰ - ۱۴۰۱/۰۹/۰۳
    0 3
    نگارنده ی محترم لطفا در زمینه جنبه های روانشناختی نگارش مطالعه کنید تا بدترین کلمات در نوشته هایتان جای خود را به کلمات دلنشینتری بدهند. مثلا بجای این متن منفی کافی بود به این حکمت اشاره کنید که اقرار به ندانستن نصف خرد است.... علی( ع).....