۰ نفر
۳ مهر ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۸

«فریادها و نجواها» عنوان ستون طنزی در هفته‌نامه «نیویورکر» است که طنزنویسان گوناگونی آن را می‌نویسند. این مطلب نوشته تدی واین است.

دیک چنی سال ۲۰۱۰ بعد از عمل جراحی قلب هفته‌ها در اغما بود. او بعد‌ها نوشت که پس از عمل جراحی یک خواب طولانی دیده که حالا با همه جزئیاتش در خاطرش مانده است.

دیک چنی خواب دیده که با سیاست خداحافظی کرده و حالا در ویلایی ساحلی در ایتالیا زندگی می‌کند. آنجا تمام روز قهوه می‌خورد و روزنامه می‌خواند، کتاب جدید او در زمانه من به تازگی منتشر شده و او درباره این خواب هم در این اثر نوشته است.

***
دیک چنی روی مسیر سنگ فرش قدم زنان به طرف پیشخدمت‌اش می‌رود.

پیشخدمت: قربان بفرمایید قهوه، دونه‌های این قهوه رو از بازار آزاد خریدیم، یکی از شرکت‌های بزرگی که به لطف شما توی بازار رقابتی عراق کار می‌کنه بازار قهوه دنیا رو گرفته توی دست‌اش.

چنی: اوه اینجا رو توی این قوطی دیگه شیر بز نمونده، این شیر بز هم مال کارخونه‌های افغانستانه؟

پیشخدمت: بله، افغانی‌ها باکیفیت‌ترین شیر بز دنیا رو توی بازارهای جهانی رو کردند، حالا افغانی‌ها به دنیای سرمایه داری و دموکراسی دسترسی پیدا کردند.

چنی: روزنامه تایمز من کو؟

پیشخدمت: قربان. خاطر شریف تون نیست؟ تایمز تعطیل شده. بس که تلاش کرد به مردم از روحیه جنگ طلبی شما‌ها بگه. اما مردم آمریکا به روشنگری رسیدند و انقدر به این ادعاهای بی‌شرم و حیا و تیتیرهای ضد جنگ توجه نکردند که اهالی تایمز جمع کردند و رفتند.

چنی: البته؛ این همون سرنوشت و بلایی که بالاخره سر سی. ان. ان هم اومده و بنگاه‌های خبری که مدیر‌های ضدجنگ با استعداد‌ش با حمله نظامی موافق نبودند.

پیشخدمت: قربان بفرمایید این مدالتون که برق‌اش انداختم، خاطر شریف هست، مدالی که سال ۱۹۷۲ برای درایت و شجاعت گرفتید. این هم روزنامه وال استریت ژورنال تنها روزنامه‌ای که باقی مونده. ممکنه شما از خوندن مقاله‌هاش لذت ببرید آن‌ها حسابی ادب شدند و دچار یک جور حال و هوای رنسانسی شدند.

چنی: خوشحالم که می‌بینم هنرمندهای با استعداد دارند از تلاش‌های ما تقدیر می‌کنند. شکر خدا توی زلزله اخیر این کمپانی‌های مستقل فیلم سازی لس آنجلس با خاک یکی شدند.

پیشخدمت: قربان می‌دونید که متخصص‌های زمین‌شناسی گفتند که این زلزله نتیجه گسل روی زمین و اینا نبوده بس که گناه توی لس آنجلس زیاد شده گسل‌های اخلاقی و وجدان فاسد مردم کار دست شون داده. هیچی نمونده. انگار که نفرین سیاه باشه.

چنی: اینجا توی روزنامه یک گزارش جالبی هست؛ انجمن شهروندان مستقل لیدی گاگا رو تحریم کردند. فروشگاه‌های فروش موسیقی هم دیگه موسیقی رپ نمی‌فروشند. هر وقت بشه من کانتری و وسترن می‌خرم. اصلا عاشق آلبوم‌هایی هم که سه تا خانوم دارن نعره می‌زنن هستم. اما آمریکای بدون لیدی گاگا یه چیز دیگه است؛ به اسم دموکراسی چه چیز‌ها که تحمل نکردیم.

پیشخدمت: روز خوبی نیست؟

چنی: بله هوا که عالیه. هیچ خبری نگفتن از اینکه گازهای گلخانه‌ای زدن و هوا رو گرم‌تر کردند.

پیشخدمت: تلویزیون تماشا می‌کنید؟

چنی: یک شبکه ایتالیایی بذار نگاه کنیم. به نظرم ۹۰ درصدشون که مال برلوسکونی هستن خیلی اخبار و اطلاعات حسابی می‌دن. انگاری از اون ده درصد شبکه‌های نامربوط و غیراخلاقی هم اینجا راحت شدیم.

تلفن زنگ می‌زند.

پیشخدمت: قربان یک رییس جمهوری به اسم کخ پای تلفنه. الان کاخ سفید دستشه. می‌گه یک بحران ملی دارن الان توی آمریکا می‌خواد بدونه راه حل راهگشای شما چیه؟

چنی: هوم؛ بحران ملی؟ خوب اینکه تخصص جرج بود باید وصل‌اش کنیم به تگزاس. هیچ کس مثل جرج نمی‌تونه درباره بحران ملی حرف بزنه. حتی هیلاری. اوه بپرس داره همین جوری چاق می‌شه؟ اوه قهوه و شیر بزم کو؟

نیویورکر / ترجمه: امیلی امرایی

28/242

کد مطلب 175098

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین