خانم دکتر مضاوی الرشید در این یادداشت اختصاصی برای خبرآنلاین وضعیت نابسامان شیعیان عربستان را به عنوان پاشنه آشیل عربستان سعودی معرفی کرده است.

مضاوی الرشید :
مقامات عربستان همچنان با روش وسبک قدیم با رویداد منطقه عوامیه برخورد می کنند و ادعا دارند که مردم این منطقه به بیگانگان اظهار وفاداری می کنند و در عین حال درباره هویت ملی گرایی شیعیان اظهار تردید می نمایند . مقامات عربستان همچنین ادعا کردند که رویارویی میان مأموران امنیتی و تظاهر کنندگانی بوقوع پیوست که سوار بر موتورسیکلت بودند و بمبهای مولوتوف در اختیار داشتند وسعی کردند آشوب بپا کنند . اما مقامات عربستان فراموش کردند این موضوع را عنوان کنند که چرا این جوانان که بیش از بیست تن نبودند دست به چنین کاری زدند . اینان در اعتراض به بازداشت چند شخص سالخورده دست به چنین اقدامی زدند و این سالخوردگان در برابر فشارهای مقامات عربستانی برای افشای محل پنهان شدن فرزندان خود مقاومت کرده بودند.
 

این روشی است بسیار عقب افتاده و مبتذل که همواره از سوی مقامات رژیمهای عربی صورت می گیرد و هم اکنون بسیار شناخته شده است که البته بیهودگی آن از هنگام آغاز رویدادهای بحرین در ماه فوریه گذشته وتاکنون به اثبات رسیده است وشیعیان که در مناطق ومحله های خود به محاصره درآمدند از سوی مأموران امنیتی بطور گسترده ای در این شهرها و محله ها مورد تعقیب و اذیت وآزار قرار می گیرند از جمله اینکه این مأموران به گونه ای اقدام به بازرسی شهروندان شیعه در نقاط بازرسی مینمایند که گوئی در یک پادگان نظامی قرار دارند وبر اساس گزارشهایی که بدست ما رسیده است جوانان این مناطق چنان مورد بازرسی وبازجویی قرار میگیرند که حتی در گردشها وبازدیدهای خانوادگی نیز از آن در أمان نیستند . با توجه به این خفقانی که مردم این مناطق با آن روبرو هستند و از آن رنج می برند ، ر‍ژیم عربستان هیچگونه اقدامی برای کاهش دادن این تنش و طایفه گرایی شدید بعمل نیاورده است . از جمله اینکه گروهها وشخصیتهای مذهبی هستند که دعوت به همزیستی می نمایند اما مقامات دولتی چنان بر آنان فشار وارد می کنند تا آنانرا دریک چهارچوب فرهنگی سیاسی به محاصره شدیدتری که در نتیجه آن ناچار خواهند شد از رهبران خود راه حل فوری برای بحران خود درخواست کنند .
 

آشتی که در سال 1993 در عربستان بوقوع پیوست ودر نتیجه رهبران تبعیدی شیعه به کشورشان بازگشتند و در گفتگوهای ملی شرکت کردند ، برای شیعیان عربستان نتیجه بخش نبود با وجود آنکه اجازه یافتند در مطبوعات این کشور مشارکت نمایند چون رویدادهای منطقه عوامیه ثابت کرد که سرکوب شیعیان همچنان ادامه دارد وبا وجود آنکه رهبران وشخصیتهای شیعی همواره مقامات امنیتی و دستگاه قضایی و روشنفکران و دست اندرکاران اقتصاد را دعوت به آرام سازی می نمایند اما عملکرد اینان چنان اوضاع را به بن بست رسانده است که دیگر چنین فراخوانها و دعوتها هیچ فایده ای ندارد و شیعیان با وجود انتظار بسیار دیگر نمی توانند از کسانیکه هیچگونه مسئولیتی ندارند وخود افروزنده آتش خشم شیعیان هستند رفتار وبرخورد خود را بهبود بخشند وتغییر دهند وتاکنون هرچه شیعیان بیشتر در انتظار بهبود اوضاع بودند نتیجه کمتری دریافت کردند و در حقیقت بیشتر به وفاداری به ایران و آرمانهای آن بخصوص گسترش نفوذ و قدرت شیعیان متهم شدند .
 

بدور از این همه جار وجنجالها بنظر می رسد که شیعیان عربستان ازیک حالت دوگانگی رنج میبرند از یکسو همراه اکثریت ملت عربستان از محرومیت از حقوق مدنی وسیاسی خود رنج می برد و از سوی دیگر بعلت شیعی بودن از سرکوب ونقض حقوق در رنج هستند و در نتیجه از مشارکت اقتصادی در بسیاری از زمینه ها وهمچنین از مشارکت سیاسی نیز در رنج هستند همچنانکه اکثریت نیز از همین رنج در عذاب هستند وتنها بعضی از شخصیتهای برگزیده در بعضی سمتهای خاص در جامعه تعیین می شوند از موضوع مستثنی می باشند . از اینجاست که نمی توان شیعیان را از اوضاع وشرایطی که دیگران در این کشور از آن رنج می برند بدور دانست و این با وجود آنکه شعیان خود مسائلی دارند که بعنوان اقلیت با آن روبرو هستند وهمین خواسته ها همواره انگیزه برانگیختن خشونت در مناطق شیعه نشین می باشد همچنانکه اخیرا در ماجرای " عوامیه " روی داد و این اوضاع ادامه خواهد یافت مادامی که مقامات با خواسته های اصلاحات گسترده سیاسی مخالفت می کنند در حالیکه چنین اصلاحاتی همه طبقات مردم از جمله شیعیان را در بر خواهد گرفت با وجود انکه مقامات خواسته های شیعیان را محدود در قالب شک وتردید درباره وفاداری به نظام وخاک محدود می سازند وبهمین علت خواسته های شیعیان را جدا از خواسته های ملت عربستان و وابسته به خارجیان بشمار می آورند وچنان مناطق شیعه نشین را به محاصره در آورده اند که ممکن است اوضاع کنونی، به رویاروئی های بیشتری در آینده میان مقامات امنیتی وشیعیان بیانجامد به گونه ای که مقامات امنیتی چنان خود را برای سرکوب این مردم آماده کرده اند که انگاری اینان از مردم عربستان نیستند بلکه ستون پنجم دشمنان می باشند همچنانکه پس از رویدادهای سال 1979 بوقوع پیوست.
 

دور نگهداشتن موضوع شیعیان از دیگر مسائل حقوق مدنی وسیاسی اکثریت در عربستان هم این اقلیت را باخطر روبرو می سازد و در عین حال دولت را علیه آن بسیج می کند و بصورت موضوعی برای جلب خشم مردمی علیه حکومت در می آید تا آنجا که دولت می تواند تمامی خشم ونارضایتی مردمی را سرچشمه گرفته از اینان معرفی سازد واین بازی است که رژیمهای عربی از دیرباز آنرا مطرح کرده اند و در حال حاضر کهنه شده و به فراموشی رفته است چون به افراط گرایی آن اقلیت محاصره شده خواهد انجامید واین محاصره شدگان از محرومیتهای اجتماعی وسیاسی و دینی بیشتری روبرو خواهند شد. با وجود آنکه بعضی از رهبران شیعیان زمینه گفتگو را از یک دهه پیش باز گذارده اند و در حقیقت با بعضی ازشخصیتهای ملی در عربستان تماسهایی برقرار کرده اند اما این کانالها همچنان بسته مانده است . بسیاری از اصلاحگرایان داخلی از همسویی با روند واقعی گفتگو با شعیان خودداری می کنند چون از خشم بعضی از مردم که ادعاهای رژیم درباره شیعیان را می پذیرند نگران هستند . دولت سعودی شیعیان را به خیانت به این کشور و وفاداری به بیگانگان متهم می نماید درحالیکه گروههای دیگری از مردم این کشور در برابر رفتارهای دولت درمورد شیعیان چنان سکوت اختیار کرده و می کنند که گوئی بخشی از این ملت نمی باشند و از رفتارهای مقامات دولتی با شیعیان اظهار نگرانی نمی نمایند . این گروهها از آن بیم دارند که خود با دولت وارد رویاروئی شوند . رویدادهای خشونت آمیزی که هر از چند گاهی در منطقه شرقی روی می دهد نشان داده است که اکثریت در این باره دچار کوته بینی شده اند بخصوص اینکه بعضی از مردم خواستار برخورد خشونت بار با کسانی شده اند که امنیت کشور را بخطر می اندازند و مقصود در اینجا شیعیان هستند . در حقیقت این گروه با چنین موضعگیری هرگونه خرد و انسان دوستی ومنطق را از خود دور ساخته وخود را از چنین رویدادی بدور نگه می دارند و در نتیجه عربستان با تحولاتی روبرو خواهد شد که عاقبت ان نه تنها برای شیعیان این کشور بلکه برای همه عربستان مشخص نمی باشد وتمامی جامعه این کشور را دربر خواهد گرفت.
 

گمان نمی رود حل وفصل موضوع شیعیان جدا از تحولات سیاسی گسترده در سیستم حکومتی در عربستان صورت بگیرد و این موضوع همچنان پابرجا خواهد ماند و با اصلاحات ظاهری که رژیم هر از چند گاهی آنرا عنوان می نماید آتش آن خاموش نخواهد شد . چون رژیم با وجود ثروت و امکانات اقتصادی خود نمی تواند این اقلیت را بپذیرد و این نشان می دهد وثابت مینماید که رژیم نمی تواند برابری واقعی وحقیقی را که شیعیان برای همه این ملت خواستار آن هستند در کشور برقرار سازد واین همان چیزی است که بیشتر طبقات مردمی بدان دعوت می کنند بنابراین جدا کردن شیعیان از مسائل سیاسی موجود نه تنها بحران کنونی را حل وفصل نمی نماید بلکه کشور را وارد یک رویاروئی جدی میان شیعیان ومقامات دولتی می سازد که در نتیجه آن خشونتهای ناگواری بوقوع خواهد پیوست وچنان بهای سنگینی بابت ان پرداخت خواهد داشت که اقتصاد نفتی عربستان را بخطر خواهد انداخت. لجاجت رژیم و تکرار موضوع خیانت شیعیان در هیچ جای منطقه پذیرفته نشده مگر در بحرین که دارای اکثریت شیعه می باشد که البته اختلاف گسترده ای میان این دو مورد وجود دارد . رژیم بحرین پس از قیام 14 فوریه 2011، اکثریت شیعه را به خیانت و مزدوری متهم می سازد . در عربستان رژیم به اقلیت شیعه خیانت می نماید اما در عین حال نتیجه یکی است که همان نادیده گرفتن خواسته های برحق شهروندان می باشد. متأسفانه بنظر می رسد موضوع شیعیان در عربستان به مرحله ای واگذار شده است که اکثریت از واقعیت برخورد دولت با شیعیان آگاه گردند و مطمئن شوند که حکومت باید از یک تشکل سلطه گر سرکوبگر به نماینده تمامی آحاد ملت تبدیلشود .وتا این لحظه رژیم عربستان از پذیرفتن واگذاری حقوق مردم به مردم و دور نگهراشتن اعضای خاندان سلطنتی از حکومت و واگزاری قدرت به مجلس شورا سرباز زده است وشاید پذیرش این واقعیت بسیار دیر فرا برسد بخصوص اگر زمانی فرابرسد که خاندان حاکم خود را در برابر وضعیتی رودرو به بیند که بسیار خطرناکتر از واگذاری حقوق مشروع شیعیان به آنان باشد که همواره برای دستیابی به ان به خیابانها ریختند وبرای ان بهای سنگینی نیز پرداختند . در این میان اکثریت خود را دربرابر جنبشهای جدایی طلبانه ای روبرو خواهد دید که نه تنها در میان شیعیان بلکه در دیگر مناطق عربستان بوقوع خواهد پیوست وحکومت مرکزی را با خطرات جدی روبرو خواهد کرد. در ان هنگام اکثریت بهره ای از نادیده گرفتن ظاهری وپنهان و سکوت کنونی خود نسبت به تقاضاهای شیعیان نخواهد برد .
 

ممکن است گروههای برگزیده ای از حکومت کنونی بهره از اوضاع کنونی ببرند اما محور اصلی ممکن هر لحظه منفجر گردد بنابراین ما به اکثریت هشدار می دهیم هنگامیکه می خواهند علیه شیعیان اقدام کنند هزار ویکبار بار درباره عملکرد خود بیندیشند چون اوضاع کنونی عربستان در حال جوشش می باشد وبهیچ وجه از اوضاعی که جهان عرب ومنطقه هم اکنون با آن روبروهستند بدور نمی باشد وروزی فرا خواهد رسید که دیگر نخواهند توانست تسلط یک خانواده را بر سرنوشت یک جامعه محفوظ نگه داشت حتی اگر اکثریت مردم عربستان هم اکنون با عملکرد دولت موافق باشند وبهتر است که دولت از همین حالا خواسته های شیعیان را مورد توجه قرار دهد وآنرا بعنوان بخشی جدا ناپذیر از خواسته های سیاسی مردم در نظر بگیرد وگرنه خواسته های شیعیان وغیر شیعیان چنان حکومتگران را در محاصره خود خواهد گرفت که رژیم سرکوبگر عربستان نخواهد توانست تمامی بخشهای جامعه این کشور را با هدیه های ملوکانه اینچنین هوادار خود نگه دارد .

ترجمه: محمدماجد نجار

4949

 

کد خبر 179849

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 0 =