آغاز:اطلاعاتی که از خانم بهمن‌پور درباره چگونگی لغو نمایشگاه‌عکس‌های استاد کسایی گرفتم ،یک طرف ماجرا بود،در حالی که قاعده کار روزنامه‌نگاری حکم می‌‌کند فرد از هر دو طرف اطلاعات را کسب کند تا اصل توازن یا بی‌طرفی رعایت شود و در نهایت خواننده با شنیدن یا خواندن سخنان هر دو طرف ماجرا به صحت و دقت آن خبر یا نوشته پی‌ببرد.

اين اشتباه از جانب من بود و البته اعتماد بيش از اندازه به منبع و مرجعي كه اين اخبار را در اختيارم نهاده بود.اما در كار روزنامه‌نگاري اشتباه پذيرفتني است،‌آنچه پذيرفتني نيست،‌اصرار و پافشاري بر اشتباه است و تصحيح نكردن آن خطا.
ميانه:بعد از انتشار يادداشت «بي‌تدبيري در لغو نمايشگاه عكس‌هاي استاد حسن كسايي» از روابط عمومي معاونت هنري تماس گرفتند و ماجرا را اين گونه تعريف كردند:
1-با برگزاري نمايشگاه موافقت كلي شده بود،اما بر سرجزييات آن توافقي نشده بود.
جزييات چه بود؟ زمان و مدت نمايشگاه كه پيشنهاد معاونت هنري اين بود مدت زمان نمايشگاه حداقل يك هفته باشد و  دو روز زمان بسيار كمي براي برگزاري چنين نمايشگاهي است و با توجه به اين كه شان و جايگاه استاد كسايي اقتضاء مي‌كند كه برنامه‌و نمايشگاهي در خور استاد تدارك ديده شود،‌پس بهتر است تامل و تدبير افزونتري صورت گيرد تا كار آنچنانكه شايسته نام و جايگاه استاد است انجام شود و اين عين تدبير بود و نه بي تدبيري.
2- معاونت هنري سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران بر وزن و جايگاه موسيقي فاخر و اصيل ايراني در سپهر فرهنگي ايران واقف است و سرمايه‌گذاري و انتشار رديف ني‌استاد كسايي كه از سوي مديريت موسيقي اين معاونت انجام گرفته،خود نشاندهنده جايگاه استاد در نزد سازمان است و برگزاري مجموعه‌برنامه‌هاي نقد نغمه و يا موسيقي اقوام ايران هم از جمله اين رخدادهاي فرهنگي در حوزه موسيقي است و مويد اين نكته كه حمايت و شناساندن و بازشناسايي چهره‌هاي ماندگار موسيقي ايران از جمله وظايف اين معاونت است،‌به خصوص استاد حسن كسايي كه همانند نگيني در ميان هنرمندان موسيقي مي‌درخشد و اميد كه سايه‌اش همچنان بر سر موسيقي ايران پايدار بماند.
انجام: چنين پاسخي هر علاقه‌مند به موسيقي را خرسند مي‌كند و البته اميدوار كه مديريت‌هاي فرهنگي و هنري حساسند نسبت به تصويري كه از‌آنها در رسانه‌ها انعكاس مي‌يابد و اين جديت و اهتمام را دارند كه اين تصوير را شفاف‌تر سازند. به گمان نگارنده و با توجه به آنكه خانم بهمن‌پور از جمله چهره‌هاي خدوم روزنامه‌نگاري موسيقي است و تلاش‌هاي دو دهه‌اي ايشان در زمينه ثبت و ضبط خاطرات و عكس‌هاي گروهي از نامداران موسيقي بر كمتر علاقه مند جدي تاريخ شفاهي موسيقي پوشيده است،‌لذا پسنديده است كه با توجه به توضيحات بالايي كه از سوي روابط عمومي معاونت هنري سازمان فرهنگي و هنري داده شده است. بناي كاري اساسي‌تر را براي برپايي چنين نمايشگاهي تدارك ببيند و اميد كه دست‌اندركاران معاونت هنري سازمان هم  همچنانكه وعده داده اند نمايشگاه عكس‌هاي استاد كسايي را در سريعترين فرصت ممكن و البته در قدر و شان اين استاد كامل موسيقي برگزار كنند.
 
کد خبر 190579

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • يك علاقه‌مند به موسيقي IR ۱۰:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
    2 1
    نام استاد كسايي هميشه بر تارك موسيقي ايران مي درخشد و اميد كه برنامه اي به موقع و در شان استاد تدارك ببينيدو البته از باندبازي ودعوت از برخي و كنار زدن برخي ديگر پرهيز شود چون كسايي متعلق به همه ايرانيان است
  • يك روزنامه‌نگار IR ۲۳:۳۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۱
    2 1
    به سهم خودم از آقاي مختاباد تشكر مي‌كنم كه به ما روزنامه‌نگاران درس پذيرش اشتباه را ميدهند و اين گونه راهي را باز مي‌گذارند كه اگر اشتباهي صورت گرفت،نترسيم و نهراسيم و بدانيم كه آدمي خطاپذير است و البته براي برخي ديگر از روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها بي تاسف خورد كه به جاي يك عذرخواهي يا تصحيح خطايي كه صورت دادند به هزار حيله و ترفند متوسل مي‌شوند تا خود را منزه جلوه دهند.
  • بدون نام IR ۱۷:۵۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۲
    2 0
    كسي خبري نداره از استاد كسايي كه ايشان به لحاظ جسمي در چه وضعيتي هستند؟
  • بدون نام DE ۱۴:۱۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۰۳
    1 2
    ببینیم و تعریف کنیم که سازمان فرهنگی دقیقا چه برنامه شاخصی درخور شان استاد تدارک دیده که از برگزاری نمایشگاه اولیه به بهانه های جلوگیری کرد!!!