برای تشریح دوران امام‌صادق و فضای خاص ایجاد ‏شده در زمان امامت حضرت صادق‌(ع) باید تاریخچه کوتاهی از خلافت و حکومت پس ‏از دوران پیامبر اعظم (ص) را در نظر گرفت.

سیدعلیرضا واسعی - برای تشریح دوران امام‌صادق و فضای خاص ایجاد ‏شده در زمان امامت حضرت صادق‌(ع) باید تاریخچه کوتاهی از خلافت و حکومت پس ‏از دوران پیامبر اعظم (ص) را در نظر گرفت؛ رقابت‌های قومی و مذهبی در جامعه ‏نوپیدای اسلامی پس از پیامبر‌(ص) که در‌ آغاز تنها جنبه دینی و مذهبی آن مردم را تحت‌تأثیر ‏قرار می‌داد به دلیل عدم‌ضدیت ظاهری با دین مشکل خاصی را ایجاد نمی‌کرد ولی با ‏گذشت زمان این ذهنیت تفاوت یافت و جریانات قومی و قبیله‌ای سبب نشستن بر کرسی ‏خلافت ‌شد البته این رقابت قومی در میان اعراب، تاریخی بود. این جریان قومی بسیار آرام توانست آنچه را که مسلمانان حتی به ‏مخیله خود نیز راه نمی‌دادند یعنی خلافت بزرگترین دشمنان اسلام بر مسلمانان را در ‏جامعه غالب کند و با اصرار بر آن سلسله حکومتی را به نام بنی‌امیه که از نام پدربزرگ ‏معاویه اقتباس شده بود، در جامعه حاکم کند. ‏

سلسله بنی‌امیه با این تئوری که هدف یعنی ‏خلافت بر مسلمین و جامعه اسلامی هر نوع وسیله‌ای را توجیه می‌کند در طول یک قرن ‏حکومت یعنی از سال 40 هجری شمسی و شهادت امیرالمؤمنین (ع) فجایع و کشتارهای ‏زیادی را به بار آوردند. فضای اختناق و کشتار تنها در ‏یک حکومت ظاهری خلاصه و در خفا سبب ایجاد و سازماندهی جریاناتی علیه حکومت ‏می‌شد که علویان به عنوان تنها گروهی که از پشتوانه تئوریک علمی و معنوی مطلوبی از ‏ناحیه ائمه (ع) برخوردار بودند بیشترین نقش را داشتند. ‏

به تدریج، رقابت‌های پنهانی و بروز خارجی آنها علت اصلی باز شدن فضای اجتماعی و ‏فرهنگی جامعه شد؛ اعمال محبت‌‌آمیز و اصلاح‌گرایانه عمربن عبدالعزیز ‏در اوایل قرن اول نظیر ممنوعیت لعن به حضرت امیر‌(ع) بر روی منبرها، ‌زاده بستر‌هایی ‏بود که در جامعه آن روز پدید آمد و تحت رهبری ائمه‌(ع) حکومت جامعه را در طول یک قرن بعد ‏به عده‌ای دیگر می‌سپارد. ‏

آغاز خلافت عباسیان و همزمانی آن با دوران امامت امام‌صادق‌(ع) ‏نوعی دوره‌گذار است که طرح شعارهایی که مطلوب شیعیان و جزو اهداف ایشان بود علت اصلی ایجاد بستر ‏مناسبی برای فعالیت‌‌های روشنگرانه‌‌ای بود که جزو اصلی‌ترین وظایف امامان است. این تحلیل غلط است که برخی معاصرین عدم فعالیت سیاسی را نقصی برای امام معصوم‌(ع) می‌دانند و لازمه پیامبری و امامت را ورود به عرصه‌های سیاسی می‌دانند، در حالی ‏که امام به معنای پیشوا و فردی است که وظیفه دارد انسانها را به راه درست هدایت کند ‏و در این مسیر گاهی نیاز به سکوت، گاهی فعالیت فرهنگی، گاهی فعالیت سیاسی و اجتماعی ‏و گاهی همچون رئیس مذهب جعفری به فعالیتی صرفاً علمی است.

فضای باز اجتماعی همواره زمینه‌های بروز اندیشه‌ها را فراهم می‌کند ‏به طوری که در دوران باز انتقال حکومت اموی به عباسی و سالهای آغازین حکومت ‏عباسیان افراد مختلف توانستند با طرح دیدگاه‌های خود که در برخی موارد همچون ‏معتزلیان که معتقد به حاکمیت مطلق فرد و تحلیل و سنجش همه امور با عقل بشری ‏هستند و کاملاً مخالف با اندیشه اسلامی بود، دانشمندان اسلامی را به چالش بکشند و ‏در همین بستر پدید آمده، ششمین امام شیعه به عنوان دانشمندی بی‌بدیل در این مسیر ‏گام نهاد و تشیع توانست از آن دوران آبشخور صاف و زلالی را پیدا کند تا همواره ‏تشنگان حقیقت را از آن سیراب کند. ‏

یکی از منحصر به فرد‌ترین روش‌های امام صادق (ع) در تبیین مسائل حکومتی و وظایف امام‌گونه‌اش مباحث و مناظرات ایشان بود؛ هنگامی ‏که امام به شبهات مطروح پاسخ می‌دادند درهای جدیدی از دین به سوی مردم گشوده ‏می‌شد در این حالت یعنی ایجاد بسترها و فضاهای باز علمی و تضارب آرا، تحقیق ‏و پاسخگویی ظاهر می‌شود و علم تولید می‌گردد.

علاوه بر این شیوه بنیادی امام، یکی دیگر از عوامل تحقق تولید علم، خارج کردن فکر محققین از ‏دغدغه‌های معیشتی و سیاسی است و فضای باز سیاسی دوران ‏امام صادق (ع) و طرح شعارهایی که عباسیان در ابتدای خلافت خود مطرح می‌کردند به ‏همراه برخی نقل‌های تاریخی نشان از رفاه و آسایش نسبی در جامعه آن روز دارد که این مسئله به جنبش نرم‌افزاری متولد شده در دوران امام باقر (ع) و تداوم‌یافته در دوران امام صادق (ع) بسیار کمک کرده است.

از سویی طرح اندیشه‌ها، اصول و ارزش‌هایی که انسان را به مقام شایسته او ‏می‌رساند، تکلیف امام معصوم است و اهداف بلند امام در حرکت ‏فرهنگی یعنی پرورش انسان‌ها؛ ولی باید توجه داشت که علی‌رغم گونا‌گونی و تنوع ‏آموزش‌های امام و وجود شاگردانی ممتاز در علوم مختلف همچون فیزیک، شیمی، نجوم، طب، ‏علم کلام و... یک وجه مشترک میان تمام این آموزه‌ها وجود داشت که آن هدفمندی ‏امام برای رساندن انسانها به کمال است. ‏

در واقع می‌توان گفت امروز گمشده تعلیم و تربیت در سطوح مختلف در کشور، ‏به علت نبود هدفمندی است؛ دانش‌آموزان از همان شروع به تحصیل تنها دغدغه ‏قبولی در کنکور، راهیابی به دانشگاه و تأمین شغل را دارند، طلاب هم به نسبت ‏کمتری از دانش‌آموزان با دغدغه معیشت از هدف اصلی انسان یعنی رسیدن به کمال که ‏از راه اسلام‌شناسی و فراگیری علوم حاصل می‌شود دور شده‌اند و با این تفکر به سمت ‏نویسندگی و تبلیغ روی می‌آورند که متولیان آموزش و پژوهش کشور باید با احاطه بر این نکته و رفع این معضل راه آموزش و تحقیق مفید را برای طالبانش باز کنند؛ همان‌طور که قرن‌ها قبل ششمین امام شیعیان و رئیس مذهب تشیع چنین رفتاری را پایه‌گذاری کرد؛ رفتاری که نتیجه آن نهضت عظیم تولید علم و عالم و صدور اسلام ناب بود.

مدیر پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه فرهنگ و علوم ‏اسلامی

کد خبر 20070

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =