طی 14 سال گذشته قیمت بنزین در ایران دو برابر قیمت جهانی افزایش پیدا کرده است.

علی پاکزاد: هرچه می دوید نمی رسید، نفس اش به شماره افتاده و گلویش خشک شده بود، اما اجازه نمی داد سرعتش کم شود، ولی نمی رسید؛ گاهی حس می کرد به دنبال سایه خود است یا سرابی زائیده خطای چشم...؛ اما نه، وقتی می خواست شروع کند همه چیز واقعی بود، همه چیز را محاسبه کرده بود....؛ به غیر از یک چیز، او تمام مدت به عقب می دوید...
این حکایت یارانه های انرژی و اقتصاد ایران است، برنامه ریزان اقتصاد کشور هدفی بسیار متعالی را مدنظر دارند، اصلاح الگوی مصرف و ایجاد تعادل در ترازنامه انرژی کشور اما این هدف چه زمانی حاصل خواهد شد؟
نگاهی به روند تغییرات قیمت انرژی در کشور نشان می دهد افزایش قیمت حاملهای انرژی برای مهار یارانه ای که برنامه ریزان مدعی هستند مردم آنرا اتلاف می کنند، مدار بسته ای است که با سیاست های فعلی نمی توان از آن خارج شد.
هزینه فرصتی که یارانه نام گرفت
بسیاری از نکاتی که امروز به آن می پردازم تکرار مطالبی است که پیش از تصویب و اجرای قانون هدفمندسازی یارانه نیز به آن پرداخته شده است ولی در مقطعی که کشمکش بر سر اجرای فاز دوم این برنامه بالا گرفته مرور این مطالب لازم به نظر می رسد.
نگاهی به فرمول محاسبه میزان یارانه ای که دولتهای بعد از جنگ مدعی هستند به مردم بابت مصرف حاملهای انرژی نشان می دهد که مابه التفاوت قیمت فروش قیمت این حاملها در بازار جهانی با قیمت داخلی به عنوان یارانه محاسبه می شود، این فرمول در تعاریف اقتصادی به هزینه فرصتی اطلاق می شود که در ازای هر تصمیم اقتصادی قابل محاسبه است و در واقع هزینه عدم اتخاذ یک تصمیم در مقابل تصمیم دیگر محسوب شده است.
اما یارانه در واقع پرداخت انتقالی است که دولتها با ایجاد تفاوت قیمت انجام می دهند، به طور مثال بحث گندم وارداتی مشمول این واقعیت است، یعنی زمانی که دولت گندم را با قیمت بالا وارد می کرد ولی آرد را با قیمت به مراتب پایین تر به مردم می فروخت به ازای این کار هزینه ای انجام می داد در حالی که در بحث هزینه فرصت هیچ هزینه ای انجام نمی شود و به خصوص در زمینه حاملهای انرژی هم اگر پرداختی صورت گرفته ناشی از واردات بنزین و یا بخش از گاز طبیعی بوده است.
در مورد بنزین دو اتفاق افتاده است که هردو در اختیار دولت ها و خارج از اختیار مردم بوده و مردم نمی توانستند در اصلاح آن نقشی ایفا کنند، اول آنکه بنزین در خودروهایی بی رویه مصرف می شده، که کارخانه های دولتی تولید کرده اند و با قیمتی به مراتب بالاتر از قیمت جهانی به فروش می رسانند، دوم آنکه برنامه ریزی برای تولید بنزین نیز در کشور توسط همین دولت ها صورت گرفته است که امروز ناچار به واردات آن هستیم.
جالب اینجاست که عدم تعادلی در تراز انرژی زمانی بروز می کند که بحث تعدیل قیمت ارز در کشور مطرح می شود و نه قبل از آن در سالهای 77 و 78 با ارز 175 تومانی اعضای هیات دولت افزایش تولید بنزین را به صرفه نمی دانستند، تنها به این دلیل که بر اساس دلار 175 تومانی، این دولت بود که به ازای مصرف بنزین از مردم مالیات می گرفت.
نرخی که همه اختلافات را ایجاد کرده است
اما چرا کارشناسان مستقل می گویند دولت یارانه ای پرداخت نمی کند و برنامه ریزان دولتی معتقدند که هزینه فرصت عدم صادرات فرآورده های نفتی ( یا همان یارانه انرژی) ارقامی سرسام آور است؟
یکی از اصلی ترین ریشه های این تفاوت دیدگاه از نرخ ارز ناشی می شود؟ نرخ واقعی ارز در ایران چه قدر باید باشد؟
براساس شاخص توان خرید یا (PPP) قیمت هر دلار در سال گذشته میلادی معادل 571 تومان و تاپایان سال جاری میلادی به حدود 628 هزار تومان خواهد بود(گزارش صندوق بین المللی پول منتشر شده در سپتامبر سال 2011)، این در حالی است که نرخ رسمی دلار در بازار ایران طی سال 90 معادل 1101 تومان و قیمت دلار در بازار آزاد معادل 1358 تومان بوده است.
حال شما می توانید میزان هزینه فرصت استفاده داخلی هر یک از حاملهای انرژی را بر اساس این سه نرخ محاسبه کنید، به طور مثال قیمت هر لیتر بنزین معمولی در سال 90 در خلیج فارس 68 سنت بوده است، با دلار 574 تومانی دولت به ازای فروش هر لیتر بنزین معمولی 308 تومان از مردم مالیات می گیرد، در حالی که بر اساس قیمت دلار 1101 تومان قیمت فروش داخلی 50 تومان ارزان تر از قیمت خلیج فارس است و بر اساس قیمت دلار آزاد 1358 تومانی مصرف کننده داخلی هر لیتر بنزین را امروز 227 تومان ارزان تر از قیمت خلیج فارس به مصرف می رساند.
حال سئوال این است که چرا برنامه زیران دولتی برای محاسبه به قول خودشان یارانه انرژی نرخ ارز بازار آزاد را مبنای محاسبه قرار می دهند؟
در شرایطی که دولت به عنوان متولی بازار ارز با در اختیار داشتن تمام درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت خام مدیریت قیمت ارز را در بازار رسمی و آزاد بر عهده دارد، آیا این استدلال که بابت نرخ تبدیل تحمیلی ارز به مردم درست خواهد بود؟
آیا دولت می تواند در چنین شرایطی مدعی شود که یارانه می پردازد، در حالی که درآمد حاصل از منابع ملی نفت و اتاق کنترل بازار ارز را در اختیار دارد و بابت سوء مدیریت های انجام گرفته در مدیریت دولتی به مردم هیچ پاسخی داده نمی شود، آیا بازهم می توان گفت به مردم یارانه انرژی پرداخت می شود؟ آنهم با این عنوان که قیمت انرژی در ایران ارزان تر از قیمت جهانی است آنهم با مبنایی که ما به شما می گوییم.

 

میزان یارانه بنزین طی سالهای 77 تا 90 براساس نرخ های متفاوت دلار
دوره زمانی متوسط قیمت بنزین فوب خلیج فارس (سنت) قیمت دلار(تومان) قیمت بنزین داخلی (لیتر/تومان) هزینه فرصت هر لیتر بنزین متوسط مصرف روزانه بنزین (میلیون لیتر) هزینه فرصت سالانه
رسمی آزاد به قیمت رسمی دلار(تومان) به قیمت آزاد دلار(تومان) براساس قیمت رسمی دلار (میلیارد تومان براساس قیمت آزاد دلار (میلیارد تومان)
سال 77 10.3 175 646 20 -2 47 37.7 -27 640
سال 78 16.4 175 863 35 -6 107 39.1 -90 1,520
سال 79 22.6 175 813 38.5 1 145 42.54 16 2,255
سال 80 16.3 175 792 45 -16 84 45.82 -276 1,406
سال 81 18.2 795 799 50 95 95 50.52 1,746 1,759
سال 82 20.6 828 832 65 106 106 56.28 2,169 2,186
سال 83 29 871 874 80 173 173 60.67 3,822 3,841
سال 84 39.1 902 904 80 273 273 67 6,668 6,688
سال 85 42 919 922 100 286 287 73.6 7,683 7,716
سال 86 50.3 928 935 100 367 370 64.45 8,628 8,711
سال 87 56.01 957 966 109 427 432 66.89 10,426 10,549
سال 88 43.9 983 1000 120 312 319 64.79 7,367 7,544
سال 89 54.3 1036 1100 275 288 322 60.87 6,389 7,161
سال 90 68.3 1101 1358 580 172 348 60.42 3,793 7,664
منابع: ترازنامه انرژی/ اموربین الملل وزارت نفت/ بانک مرکزی     


مقایسه رشد قیمت بنزین در بازار جهانی و ایران

نگاهی به روند تغییر قیمت بنزین در ایران و بازار جهانی نشان میدهد طی سالهای 77 تا 90 قیمت این فرآورده به طور متوسط در ایران سالانه 35 درصد رشد کرده در حالی که در بازار جهانی در همین دوره قیمت هر لیتر بنزین معادل 18 درصد رشد کرده است، اما در شرایطی که این اتفاق افتاده می بینیم میزان هزینه فرصت مصرف داخلی همین یک فرآورده هر ساله در کشور سیر صعودی داشته است و براساس نرخ دلار در بازار آزاد از 640 میلیار توماند رسال 77 به 7.6 هزار میلیارد تومان در سال 90 رسیده است.
تنها دلیل این امر کاهشی است که در ارزش پول ملی اتفاق افتاده ، یعنی قیمت هر دلار در بازار آزاد طی سال 77 تا سال 90 از 646 تومان به 1358 تومان رسیده ؛ طی یک دوره 14 ساله ارزش پول ملی ما نصف شده است، راستی چرا کسی نمی گوید در کاهش ارزش پول ملی چه کسی مقصر است؟، آیا دولت ها بابت سوء مدیریتی که در این بخش داشته است و هزینه ای که به مردم تحمیل شده، پاسخگو بوده اند؟
یارانه ای که امروز به عنوان یارانه انرژی محاسبه می شود، تنها محصول بازی با نرخ ارز و ناشی از کاهش ارزش پول ملی است، ولی هیچ یک از دولت ها حاضر نیستند به این نکته اعتراف کنند.
واقعیت این است که برای آنکه تن به اعتراف ندهیم، با اجرای قانونی به نام هدفمندسازی مدتی است سرعت وارونه دویدنمان را افزایش داده ایم ، بیایید باور کنیم با این روش هرگز به مقصد نمی رسیم، حتی اگر فاز دوم را به اجرا بگذاریم.
/22231
 

کد خبر 206881

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 13 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سيد محمد هادي حسيني IR ۰۵:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
    47 0
    آقاي رييس جمهور مگر كارمندان و كارگران ايران بر اساس حقوق ودستمزد كشورهاي خليج فارس درآمد دارند كه شما مدام از پرداخت يارانه سخن ميگوييد چنين به نظر ميرسد كه عامل گراني دلار نيز همانهايي هستند كه مدام از قيمت حاملهاي انرژي در كشورهاي مختلف سخن ميگويند از يك طرف نرخ ارز را بالا ميبريد و از طرف ديگر نرخ حامهاي انرژي را با همان ارز گران شده ميسنجيد
  • بدون نام IR ۰۸:۰۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
    38 0
    جناب پاكزاد مقاله بسيار پر محتوايي بود البته در بدنه نظام بسياري از مسئولين كاملا واقف به موضوع هستند وليكن فراموش نكنيم در طول تاريخ همواره زر و زور و تزوير عدالت را به مسلخ بر ده اند واين بخشي از ماهيت تاريخ شده است.
  • آريايي IR ۱۱:۳۳ - ۱۳۹۱/۰۱/۲۱
    14 1
    بسيار عالي بالاخره ذهن ما را روشن كرديد.