در ایالات متحده همه سرگرم بحث و جدال در خصوص موافقت یا مخالفت با پیشنهاد ژنرال مککریستال برای اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان هستند. در اروپا اما متحدان سبز آقای اوباما با نگرانی و دلشوره خاصی به این ماجراها نگاه میکنند. هشت سال از آغاز این جنگ میگذرد و حالا اروپاییها میدانند که اگر باراک با این پیشنهاد موافقت کرده و اعزام نیروهای بیشتر را آغاز کند، قارهسبز نشینها نیز باید سهم خود را پرداخت کنند . در چنین شرایطی اروپاییها یا باید سرباز اعزام کنند یا تجهیزات . البته آنچه بیشتر از این حرف و حدیثها اروپاییها را نگران میکند، استراتژی است که امکان دارد باراک اوباما به دنبال تحقق آن در افغانستان باشد . آنچه کاسه صبر اروپاییها را لبریز کرده این است که باید بنشینند و صبر پیشه کنند. صبر و صبر تا زمانی که آقای رئیسجمهور تصمیم بگیرد . یک مقام ارشد در طیف اروپاییها در این خصوص میگوید: همه منتظرند تا ببینند در اتاقهای تو در توی کاخ سفید چه تصمیمی گرفتهمیشود. ما حتی فرصتی برای اظهار نظر هم نداریم.
حقیقت این است که کمیته نروژی که جایزه صلح نوبل را به باراک اوباما هدیه داد، به خوبی میدانست که رئیسجمهوری امریکا دیگر جورج بوش نیست که باراک اوباما است . مردی که به تلاش برای تعامل شهرت دارد . انصاف است اگر ادعا کنیم که باراک اوباما بیش از بوش دیپلماسی بینالمللی را فعال کرد . اما تعللهای باراک در تبیین استراتژی در افغانستان نشان داد که چگونه برخی اصول گره خورده با قدرت واحد بودن به هیچوجه تغییر نمیکند . به عنوان نمونه زمانی که شما 70 درصد از سربازان حاضر در افغانستان را پوشش میدهید و البته تهیه و تدارک نود درصد از تجهیزات هم بر عهده شماست، متحدان شما چارهای ندارند جز زانو زدن و انتظار کشیدن برای اظهار نظر شما.
متحدان شما صبر میکنند و البته به ستوه میآیند . در میان اروپاییها بسیاری نگران تغییر موضع باراک هستند . این احتمال وجود دارد که باراک دیگر تمایلی به تعهد به استراتژی نداشته باشد که چند ماه پیش از آن سخن گفت. بیش از همه اینها، جهانیان نگران توان باراک هستند برای رویارویی با این ماموریت خطیر در افغانستان. کسی از باراک انتظار ندارد که در میانه راه از ماموریتی عقبنشینی کند که همگان خود را ملزم به آن کردهاند . نخستین ماههای حضور باراک اوباما در قدرت بود که همگان از تعهد او به بازگرداندن آرامش به افغانستان استقبال کردند . این افراد اما مانند باراک نبودند که دوباره به این مساله فکر کنند. بسیاری از تعهد بیحد و حصر ژنرال مککریستال به ماموریت جهانی در افغانستان استقبال کردند . حتی سخنان مککریستال در خصوص تعیین ضربالاجل زمانی برای پیروزی در این نبرد هم مراتب اروپاییها را ناراحت نکرد . موافقت باراک با اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان چندان دغدغه جدی برای اروپاییها نیست، چرا که در بدترین حالت اروپا در کل باید 2 تا 3 هزار نیرو به افغانستان اعزام کند. اکنون انتقاد اروپاییها این است که چرا غرب باید در شرایطی که افغانستان دولتی ضعیف دارد ، به تعهد خود به این کشور وفادار بماند .
دبیر کل جدید ناتو در این خصوص به خبرنگاران گفت: ما باید دولتی قدرتمند در افغانستان به روی کار بیاوریم. دولتی که بتوانیم با آن تعامل کنیم. در غیر اینصورت ما با بیثباتی دائمی در این کشور روبهرو خواهیم بود .
در ناتو و اروپا همگان از رد پیشنهاد جوزف بایدن معاون باراک اوباما خوشحال هستند . بایدن پیش از این پیشنهاد داده بود که نیروهای خارجی در افغانستان تنها به مبارزه با شبهنظامیان بپردازند و نه هیچ فعالیت دیگری. بر این اساس محور فعالیتها هم حملات هوایی بود و حمله با جنگندههای بدون سرنشین.
در میان کشورهای اروپایی، بریتانیا بدون توجه به نظر باراک اوباما استراتژی خود در افغانستان را تبیین کرد . گوردون براوون به صراحت اعلام کرد که دولتش 500 سرباز تازهنفس به 900 سرباز حاضر در افغانستان اضافه خواهد کرد . این استراتژی در صورتی که اوباما قصد کاهش نیرو در افغانستان را داشته باشد عملا بیمعنا است . شاید به همین دلیل بود که پس از این سخنان براوون، رئیس کادر دفاعی کابینه در گفتگو با خبرنگاران گفت: ما نمیخواهیم حرف در دهان باراک بگذاریم اما ما به آنچه که انجام میدهیم ایمان داریم.
در کاخ سفید اما همراهان باراک اوباما ادعا میکنند که رئیسجمهور هنوز تصمیم خود را در خصوص افغانستان قطعی نکرده است و البته با استراتژی مد نظر بریتانیا هم مشکلی ندارد . به نظر میرسد که در نهایت باراک چارهای نداشته باشد جز اعزام نیروهای آموزشی و سربازان بیشتر به افغانستان . البته تعداد سربازان به هیچوجه 40 هزار نفر مدنظر مککریستال نخواهد بود . در شرایطی که همین استراتژی تصمیم نهایی باراک باشد ، او باید در مرحله نهایی شرکای اروپایی خود را هم در جریان قرار دهد .
واشنگتن پست 19 اکتبر/ ترجمه : سارا معصومی







نظر شما