خاطرات مظفرالدین‌شاه: به تشریفات ورود ما تمام شهر را چراغان کرده بودند

بعد از ناهار قدری کتاب احوال حضرت سید سجاد علیه‌السلام را خواندیم. امروز همه‌جا از جنگل‌ها و سبزه‌زارهای خوب می‌گذشتیم بعضی اشیا مردم به فرقون بار کرده می‌بردند. (عکس تزئینی است)

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مظفرالدین‌شاه قاجار سفر نخست خود به فرنگ را در ماه آخر سال ۱۳۱۷ ه ق. آغاز کرد. او شرح همه روزهای این سفر را به صورت روزنوشت به نگارش درآورده است. در ادامه روزنوشت روز جمعه چهارم جمادی‌الاول ۱۳۱۸ (نهم شهریور ۱۲۷۹) او را می‌خوانیم، (این متن از سفرنامه نخست مظفرالدین‌شاه به فرنگ است):

صبح وقتی که از خواب برخاستیم هوا ابر و مه و مثل هوای زمستان بود. در این بین داخل یک تونل بسیار طولانی شدیم که تقریبا ربع ساعت طول کشید تا از آن گذشتیم. بعد از گذشتن از تونل قدری سردم شد، دوباره خوابیدم. از خواب که بیدار شدیم چای خواسته، بعد از صرف چای رفتیم به اتاق جناب اشرف صدراعظم با ایشان قدری صحبت داشتیم.

بعد آمدیم به اتاق خودمان قدری عکس اطراف را انداختیم. از این راه که عبور می‌کنیم، می‌توانم بگویم در امتداد یک فرسخِ ایرانی بیست پارچه ده و کارخانه است که همه به هم وصل است. این صفحه آبادی غریبی دارد. ناهار آوردند در راه‌آهن صرف شد. جناب اشرف صدراعظم و وزیر دربار هم که در حضور بودند مرخص کردیم. رفتند برای صرف ناهار.

بعد از ناهار قدری کتاب احوال حضرت سید سجاد علیه‌السلام را خواندیم. امروز همه‌جا از جنگل‌ها و سبزه‌زارهای خوب می‌گذشتیم بعضی اشیا مردم به فرقون بار کرده می‌بردند. عالم خیلی خوشی داشت. اغلب راه از پل‌های خیلی معتبر گذشتیم و از شهرها و آبادی‌های زیاد نیز عبور شد.

قدری استراحت کردیم و بعد که بیدار شدیم به یک تونلی داخل شدیم. چراغ‌های واگن روشن بود. سه دقیقه تقریبا طول کشید تا از تونل گذشتیم، ساعتی بعد به تونل دیگری رسیدیم که آن هم تقریبا همان‌قدرها طول داشت. باز برای گذراندن وقت رفتیم به اتاق جناب اشرف صدراعظم قدری صحبت داشتیم، دو تلگراف بود دادند خواندیم.

ساعت هشت وارد گار [ایستگاه اصلی راه‌آهن] «ماریم‌باد» [به احتمال بسیار ماریِن‌باد (Marienbad  است که امروزه در جمهوری چک و با نام Mariánské Lázně شناخته می‌شود.] شدیم. گار بسیار منقحی [تمیزی] است. قوام‌السلطنه وزیرمختار ما در گار حاضر بود. پالیاکوف قنسول [کنسول] ما هم که در مسکو است و برای خوردن آب به ماریم‌باد آمده نیز حاضر بود. حاکم شهر ماریم‌باد و کدخدا و غیره و موزیک نظامی هم برای پذیرایی ما حاضر شده بودند، به همه اظهار التفات شد به کالسکه سوار شده به طرف منزل راندیم از این‌جا تا هتلی که برای منزل ما معین شده ده دقیقه راه بود و این هتل بسیار خوب هتلی است.

شب به تشریفات ورود ما تمام شهر را چراغان کرده بودند و جمعیت زیادی در اطراف معابر و خیابان‌ها ایستاده هورا می‌کشیدند و یک دسته پلیس سرنیزه‌های خود را فانوس زده با موزیک خوش‌آهنگی از جلوی ما دفیله کردند [رژه رفتند].

منبع: مظفرالدین‌شاه قاجار، «سفرنامه فرنگستان، سفر اول»، تهران: شرق، چاپ دوم، ۱۳۶۳، صص ۱۸۳ و ۱۸۴.

۲۵۹

کد خبر 2109563

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین