گروه اندیشه: نویسنده، هما شهرامبخت در مقاله خود که آن را در صفحه اندیشه روزنامه اعتماد منتشر کرده، موضوع «پری در «هفت پیکر» نظامی؛ نمادی از روان و سفر معرفتی» را مورد بررسی قرار داده است. این مطلب به تحلیل عمیق نمادین و اسطورهای داستان روز شنبه در منظومه «هفت پیکر» نظامی گنجوی میپردازد و بر نقش محوری «پری» تأکید میکند. او در این باره به ریشهشناسی اسطورهای واژه پری (پئیریکا در اوستایی) می پردازد. از نظر شهرام بخت، پری ابتدا معنایی اهریمنی و اغواگر داشته و با آپساراهای هندی همریشه است. اما در ادبیات فارسی، به ویژه در نظامی، به نماد جمال، زیبایی و موجودی مینوی تبدیل میشود. اما داستان روز شنبه چه می خواهد بگوید؟ شهرام بخت در تحلیل داستان روز شنبه می نویسد که داستان عروج پادشاه هند به شهری مینوی و دلباختگی به سرور پریان و سپس هبوط و بازگشت به زمین، بازتابدهنده بنمایههای کهن اسطورهای (مانند حکایتهای هزار و یک شب) است.از نظر او در یک برداشت پری به مثابه «نفس برتر» و «آنیمه»، تمثیلی از نیروی شهودی، ناخودآگاه جمعی و جنبه زنانه روان (آنیمه) است که پادشاه را به سفری درونی برای شناخت خویشتن فرامیخواند. او در ادامه به تجربه فردی سنگین تحت عنوان وصال ناپایدار و هبوط اشاره می کند. وصال ناپایدار و هبوط، وصال کوتاه، استعاره از عروج روح و تجربه موقت زمان مقدس است. بازگشت و سیاهپوشی پادشاه، نشاندهنده آگاهی از جدایی انسان از اصل الهی (هبوط) و تجربه «مرگ و تولد روانی» (فردیتیابی) است. در مجموع، نظامی با نبوغ خود، یک افسانه عامیانه را به روایتی فلسفی-روانکاوانه تبدیل میکند که در آن پری از یک اهریمن به آموزگار شهود و واسطهای برای بازیافتن حقیقت وجود خویش بدل میشود. این مقاله در زیر از نظرتان می گذرد:
****
نظامیگنجوی، شاعر و حکیم بزرگ قرن ششم هجری، ازجمله شاعرانی است که شعر را نه تنها وسیلهای برای زیباییشناسی زبانی، بلکه ابزاری برای بیان معناهای عمیق عرفانی، فلسفی و اسطورهای میداند. در میان منظومههای او، هفتپیکر جایگاه ویژهای دارد، زیرا ساختار آن براساس هفت روایت و هفت روز هفته تنظیم شده است و هر روز را به یکی از «گنبدها» و یکی از همسران بهرام گور اختصاص میدهد.
داستان روز شنبه که از زبان دختر پادشاه هند روایت میشود، بهویژه از این نظر اهمیت دارد که در آن، عنصر «پری» نقشی مرکزی دارد و حضور او سبب میشود مفاهیم اسطورهای دیرپایی چون اغوا، دانش ممنوعه، وصال ناپایدار و بازگشت به جهان خاکی بازنمایی شوند.نظامی در این داستان از بنمایههایی بهره میگیرد که از اساطیر ایرانی، هندی و حتی عربی به میراث رسیدهاند. پری در این میان نه فقط موجودی افسانهای، بلکه نمادی از پیوند انسان با جهان مینوی و در عین حال گسست از آن است.
هندوایرانی
واژه «پری» در متون اوستایی به صورت پئیریکا (pairikā) آمده و در آغاز معنایی منفی داشته است. زرتشت در وندیداد از پئیریکا به عنوان موجودی اهریمنی یاد میکند که با آب، آتش و گیاهان در ستیز است و مردان را از راه دین بازمیدارد (اوستا، ۱۳). در یسنا و یشتها، پئیریکا همپای دیوان ذکر میشود و چهرهای اغواگر دارد. این تصویر بعدها، در دوران متاخرتر دگرگون و پری در فرهنگ مردمی ایران به موجودی نیکرو، مینوی و گاه یاریرسان بدل میشود (بهار، ۱۳۹۳: سرکاراتی، ۱۳۵۰: ).
از نظر زبانشناسی تاریخی، پئیریکا با واژه آپسارا سانسکریت همریشه دانسته میشود؛ موجوداتی زنانه در ریگودا هستند که با رقص و آواز خود ایزدان و انسانها را مسحور میکنند (Boyce, ۱۳۷۵). در متون هندی، آپساراها ارواح آبها هستند و با باروری، زیبایی و اغواگری پیوند دارند.
شباهتهای میان پری ایرانی و آپسارای هندی نشان از میراث مشترک هندوایرانی دارد که بعدها در قالب دو نظام دینی متفاوت ادامه یافته است. در دورههای پس از زرتشت، بهویژه در ادبیات پهلوی و سپس در فارسی میانه، پری از جایگاه اهریمنی فاصله میگیرد و در شعر فارسی به نماد جمال و جذابیت بدل میشود. فردوسی در وصف رودابه میگوید: «پریچهره» و در آثار نظامی نیز واژههایی چون «پریروی»، «پریچهر»، «پریزاده» با بار معنایی مثبت و زیباشناختی فراوان تکرار میشود (نظامی، ۱۳۷۶).
تحلیل داستان روز شنبه در هفتپیکر
داستان روز شنبه ماجرای پادشاه هند است که با مردی سیاهپوش روبهرو میشود و از سر کنجکاوی راهی شهری میشود که همه مردم آن سیاهپوشاند. در آنجا قصابی او را فریب میدهد و در سبدی مینشاند که به آسمان میرود. پادشاه در مکانی مینوی فرود میآید و با گروهی از پریان روبهرو میشود. او دلباخته سرور پریان میشود، اما وصال او ممکن نمیشود. درنهایت، با فریبی دیگر به جهان خاکی بازگردانده میشود و درمییابد که مردم آن شهر همه قربانی همین فریب شدهاند؛ از اینرو سیاهپوشاند.
این روایت، از نظر ساختار و مضمون با داستانهای کهنی چون حکایت «ده سیاهپوش یکچشم» در هزار و یک شب و روایات سندبادنامه همریشه است (مارزلف،۱۳۸۴: ۹۸). در همه این داستانها، قهرمان به دنیایی مینوی وارد میشود، لذت وصال را تجربه میکند و سپس به سبب تخطی از مرزی ممنوع، به جهان مادی بازمیگردد. نظامی با نبوغ شاعرانهاش این بنمایه عامیانه را به سطحی فلسفی و نمادین ارتقا میدهد.
پری در این روایت نه صرفا اغواگر که تمثیلی از «نفس برتر» است؛ ساحتی از وجود که انسان در رویای خویش میبیند، اما نمیتواند در آن بماند. سبدی که پادشاه را به آسمان میبرد، استعارهای است از «عروج روح» و پرندهای که او را حمل میکند، همان نماد اسطورهای روح در بسیاری از سنتهاست. بازگشت پادشاه به زمین و سیاهپوشی او، به معنای آگاهی از جدایی انسان از اصل الهی خویش است. این تعبیر با مفهوم «هبوط» در اسطورههای سامی و ایرانی همپوشانی دارد.
پری به مثابه نماد روان و ناخودآگاه جمعی
از منظر روانکاوی یونگ، پری را میتوان به عنوان یکی از چهرههای «آنیمه» یا «جنبه زنانه روان مرد» تحلیل کرد. آنیمه در ناخودآگاه جمعی، واسطهای میان جهان آگاهی و ناخودآگاه است و معمولا به شکل زنی زیبا و فریبنده ظاهر میشود که مرد را به شناخت خویشتن فرا میخواند (Jung, ۱۹۵۹). در این روایت، پری همان آنیمهای است که پادشاه را به دنیای درونیاش میبرد و او را با «راز» و «وسوسه آگاهی» روبهرو میسازد. اما چون قهرمان هنوز آمادگی تحمل روشنایی درون را ندارد، از وصال محروم و به جهان خاکی بازگردانده میشود.
تکرار توصیه پری به صبر، یادآور سیر تدریجی آگاهی در اسطورههای تحول روانی است. هر بار که پادشاه بیتاب میشود، از مرحلهای عبور نکرده بازمیگردد. از این رو، پایان تراژیک داستان -سیاهپوشی قهرمان- را میتوان نه شکست، بلکه نشانه تجربه نمادین «مرگ و تولد روانی» دانست؛ همان چیزی که یونگ آن را فرآیند «فردیتیابی» مینامد.
از دید میرچا الیاده، پری در این داستان، نگهبان «مرز میان دو جهان» است؛ او متعلق به حوزه «زمان مقدس» است، در حالی که انسان در «زمان دنیوی» زیست میکند (الیاده، ۱۹۵۴). هر بار که انسان به دنیای پریان وارد میشود، در حقیقت به درون اسطوره گام میگذارد و با ساختار تکرارشونده بازگشت و هبوط روبهرو میشود. از همین رو، روایت نظامی را میتوان مثالی از بازنمایی «زمان دور اساطیری» در متن ادبی دانست.
تطبیق با بنمایههای اسطورهای جهانی
بررسی تطبیقی نشان میدهد که مضمون دلباختگی انسان به موجودی مینوی در اسطورههای بسیاری دیده میشود: در اسطوره هندی «آپساراها»، در روایت ژاپنی «یوکیاونا»، در داستانهای اسکاندیناوی «الفها» و «پریان جنگلی». در همه این روایتها، دیدار میان انسان و موجود فرازمینی کوتاه، ممنوع و اغلب نابودکننده است.
پریان به عنوان نماد زیبایی و معرفت برتر، انسان را به عبور از مرزهای مادی فرا میخوانند، اما قوانین کیهانی اجازه ماندن در آن جهان را نمیدهد. در هفتپیکر نیز نظامی همین مرز را با مهارتی شاعرانه تصویر میکند. پری با وجود مهربانیاش، به وصال تن نمیدهد و تنها وعده فردا را میدهد. این «وعده فردا» همان آرزوی ازلی انسان برای بازگشت به بهشت گمشده است؛ آرزویی که در فرهنگهای گوناگون با نمادهایی چون جام مقدس، درخت حیات یا زن مینوی تجلی مییابد.
همچنین نظامی با انتخاب «روز شنبه» -که در تقویم ایرانی و اسلامی روز آغاز و نیز روز زحل (سیاره اندوه) است- بهگونهای هنرمندانه پیوند میان اندوه و معرفت را برقرار میکند. رنگ سیاه در داستان، نه نشانه شر، بلکه رمز دانایی و تجربه باطنی است؛ همانگونه که در عرفان اسلامی، «سیاهی شب» نماد سیر درون و خلوت است (زرینکوب، ۱۳۷۲).
خوانش نمادین و اسطورهای تازه
در خوانشی نو، میتوان پری را چهرهای از «اصل زنانه مقدس» در سنت ایرانی دانست که در دوران زرتشتی به حاشیه رانده شد. پری همان انرژی کیهانی مرتبط با آب، باروری و طبیعت است که نظام پدرسالار دینی آن را به قلمرو اهریمنی تبعید کرد. در این معنا، داستان روز شنبه بازتاب ناخودآگاه جمعی فرهنگی است که در آن، عنصر زنانه کیهان دوباره سر برمیآورد.
پریان نظامی برخلاف دیوان یا جادوگران، نماد اغواگری منفی نیستند، بلکه دعوتکنندگان به شهود و راز هستند. پادشاه هند، نماینده عقل و سلطه مردانه است و پری، نیروی شهودی و سرکش طبیعت. برخورد این دو نیرو، همان کشاکش میان فرهنگ و غریزه، آگاهی و ناخودآگاه است. از همین منظر میتوان گفت نظامی، برخلاف زرتشت که پری را شر میدانست، او را واسطه تجربه معرفت قرار میدهد.
از سوی دیگر، تحلیل اسطورهشناسانه ژیلبر دوران (Durand, ۱۹۶۹) درباره «نظامهای تصویری خیال» نشان میدهد که پری در ساختار خیال ایرانی به حوزه «نظام شبانه اسطوره» تعلق دارد؛ جایی که تصاویر زنانه، آب، آینه، رقص و پرواز بر جهان عقلانی چیره میشوند. در داستان نظامی نیز تمام نشانهها -سبد پرنده، شب، باده و رقص پریان- از این نظام تصویری پیروی میکنند و مخاطب را به قلمرو رویا و خیال راه میبرند.
داستان روز شنبه هفتپیکر نظامی، نمونهای درخشان از آمیزش ادبیات و اسطوره است. پری در این اثر نه تنها یادگاری از اساطیر باستانی، بلکه تجسمی از جستوجوی انسان برای شناخت خویش و بازگشت به اصل است. نظامی با نبوغی بیهمتا، افسانهای عامیانه را به روایتی فلسفی بدل میکند که در آن وصال پری، تمثیلی از آگاهی و جدایی از او، نشانه هبوط است.
در پرتو اسطورهشناسی نوین میتوان گفت پری نظامی، صورت فرهنگی آنیمه است که در ناخودآگاه جمعی ایرانی تجسم یافته؛ همان نیرویی که انسان را از مرز عقل عبور میدهد تا در آینه خیال، حقیقت وجود خویش را بازبیابد. پری از اهریمن به الهه بدل میشود، از اغواگر به آموزگار و درنهایت از اسطوره به نماد روانشناختی جاودان. نظامی در روایت روز شنبه، تصویری از سیر انسان میان دو جهان را ترسیم میکند: جهان خاکی و جهان مینوی. پری، واسطه این دو ساحت است و در آینه او، بشر نه رویای گمشده بهشت، بلکه چهره پنهان خود را میبیند.
منابع منتخب
٭ بهار، مهرداد. پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: آگه، ۱۳۹۳.
٭ سرکاراتی، بهمن. «پری، تحقیقی در حاشیه اسطورهشناسی تطبیقی». سایههای شکار شده. نشر قطره، ۱۳۷۸.
٭ زنر، آر.سی. طلوع و غروب زرتشتیگری. ترجمه تیمور قادری، امیرکبیر، ۱۳۸۷.
٭ مارزلف، اولریش. تدبیرهای داستانی در ادبیات عامهپسند. ترجمه فریبا شاملو صفوی، کتاب ماه هنر، ۱۳۸۴.
٭ زرینکوب، عبدالحسین. پیر گنجه در جستوجوی ناکجاآباد. سخن، ۱۳۷۲.
٭ Jung, C. G. The Archetypes and the Collective Unconscious. Princeton University Press, ۱۹۵۹.
٭ Eliade, Mircea. Myth and Reality. Harper & Row, ۱۹۵۴.
٭ Durand, Gilbert. Les structures anthropologiques de l’imaginaire. Paris: Dunod, ۱۹۶۹.
٭ نظامیگنجوی. کلیات نظامیگنجوی. تصحیح وحید دستگردی، انتشارات نگاه، ۱۳۷۶.
۲۱۶۲۱۶






نظر شما